جایگاه نظریه اشاعره در ادبیات فارسی- قسمت 10

  • مجالس سبعه : مجموعه هفت خطابه یا «هفت مجلس» تدریس و تعلیم مولاناست ؛
  • فیه ما فیه : شامل تقریرات مولاناست در مجالس گوناگون ؛
  • کلیات یا دیوان شمس (غزلیات) : بالغ بر پنجاه هزار بیت ؛
  • مکاتیب : شامل چند نامه از مولانا جلال الدین به یاران و خویشان خود ؛
  • مثنوی معنوی : یکی از مهمترین کتاب های اندیشه اخلاقی و فلسفی ـ عرفانی بشری ، کتاب «مثنوی معنوی» است .

4-3-1 مولانا و عرفان
جلال الدین، به همراه پدر، از بلخ تا قونیه را طی کرده بود و در طول این مسیر در شهرهای مختلف به تحصیل علم پرداخت . حتی در دمشق که یکی از مهم­ترین مراکز دانشمندان جهان اسلام بود؛ و بدین ترتیب توانست اندیشه های عرفانی و علمی خویش را بپروراند تا اینکه شمس الدین تبریزی وارد زندگی او شد و او را وارد مرحله جدیدی نمود .
شمس در نگاه مولانا گشایندة رمز کائنات بود. البته دوران شمس دیری نپائید و با مرگ وی دوران شادی مولانا نیز به سر آمد. پس از شمس ابتدا صلاح الدین زرکوب و پس از وی حسام الدین چَلَبی وارد عرصه زندگی مولانا شدند که «مثنوی» ثمرة ارتباط وی با حسام الدین چلبی است .
«مولانا جلال الدین در اندیشة عرفانی خود که ریشه در گذشته های دور و نزدیک داشت، شگفتی هایی آفرید که مهم­ترین آن مبتنی بر اصل «وحدت وجود» بود. او عالم را مجموعه ای واحد می دانست که به­وسیلة رشته هایی مرئی و نامرئی به یکدیگر متصل شده و ذره ای از ذره ای دیگر جدا نیست. اجزایی است که کلّی را ساخته که «کائنات» نامیده شده و رهبر آن آفریدگار است که همه چیز از او آغاز و همه چیز به او ختم می شود. همه چیز فانی است الّا او که فنا نیز در «او» جای دارد.
راهی را که او نشان می داد ، طریق «عشق» بود».
(بیانی ، 1384 : 155 و 14)
مولانا عارف است و همه شور، عرفان با مثنوی به اوج خود می رسد چرا که در آن، جهان بینی عرفانی یک عارف بزرگ به نگارش درآمده است و این جهان بینی، عشق حقیقی است، او عاشق حقیقت است و از زمان رَسته :
«چون ز ساعت، ساعتی بیرون شوی چون نماند ، محرم بی چون شوی»
(مولانا ، 1388 : 342)
می بینیم که در عرفانِ مولانا «غم» جایگاهی ندارد چرا که وی آگاهانه مبنای تصوف خویش را «عشق» قرار داد .
«لااُبالی عشق باشد نی خِرَد عقل آن جوید کز آن سودی برد»
(همان : 797)
شمس تبریزی از مولوی چیزی نخواست الّا اینکه همة داشته های خویش را بدون توقع در چهره یک عاشق خالص در بازَد؛ چرا که خداوند در نظر عرفا، در چهره یک معشوق جلوه گر می شود.
نظریه «وحدت وجود» که پیش از او توسط حکیمان و عارفان مطرح گشته بود، در نزد مولانا اوج می گیرد و بر اندیشه های فلسفی ـ عرفانی اش بال می گسترد ؛ بدین معنی که او در پرداختن به هر نظریه و فرضیه از خدا جدا نمانده ، او را از خود و خود را از او می داند، پیوسته او را همراه داشته و هوشمندش دانسته است در حالی که همة اجزاء عالم نیز به همراه او واجد هوش هستند :
«آسمان مَرد و زمین زن در خرد هر چه آن انداخت این می پرورد
پس زمین و چرخ رادان هوشمند چون که کار هوشمندان می کند»
(همان : 421)
«در آخرین ابیات کتاب «مثنوی معنوی» که در آخرین سالهای زندگی مولانا سروده شده و فشردة همة نظریه های اوست، این همراهی به بهترین وجهی نمودار می گردد؛ بدین معنی که او آفریدگار و کل آفرینش را در هم می آمیزد و نظریه «وحدت وجود» را به پایان می رساند :
«رو به سوی اصل خود همچون خلیل بگذر از استاره و چرخ علیل»
(همان : 897)
حتی مولانا جلال الدین، مسئله مرگ را به این شکل مطرح می کند :
او خود در غروب یک روز در گذشت . چند ساعتی قبل از آن ، یکی از یارانش گفت : «انشاءا… شفا یابی» و او پاسخ گفت : «نمی خواهی نور به نور بپیوندد؟» و چنین سرود :
«چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم ؟ رخ زرّین من منگر که پای آهنین دارم»
(بیانی، 1384 : 298-293)
«و ما رَمَیت اِذْرَمَیت و لکن الله رَمی»؛
(قرآن ، انفال : 17)
«چون تیر پراندی یا خاک افشاندی (به سوی خصم) تو نبودی که تیرانداختی بلکه خدا پرانید».
مولوی در شش دفتر مثنوی، جهان بینی و عقاید عرفانی خویش را در سایة این آیة کریمه مطرح می کند.
عارف سالک چنان در دریای بیکران افعال و اراده خداوندی، غرق است که همة علل اثر را فراموش می کند و تنها اراده و اختیار حق را مشاهده می کند ؛ اگر ارادة حق ، تعلّق نگیرد هیچ فعلی تحقّق نمی یابد .
4-3-2 مذهب کلامی مولانا
با اندکی تأمل در آثار جلال الدین مولوی، از دیدگاه کلام، این نتیجه به دست می آید که وی بی شک به آرای جبری از اصول عقاید اشاعره معتقد است اما از آنجا که چون پای جبر به میان می آید، اصول شریعت او عَبَث می نماید، از این رو مولانا به ردِّ شُبهة جبر مطلق می پردازد و آن را از دیدگاه عرفانی تحلیل می کند : این نه جبر این معنی جبّاری است؛ یعنی این سخن، مبیّن «قاهریّت» باری تعالی است نه سلب هرگونه اختیار . (مولانا ، 1388 : 25)
مولوی، در دفتر اول مثنوی معنوی اشاره می کند که اعمالی که از انسان سر می زند یا اتفاقاتی که رخ می دهد فقط حکم وسیله ای را دارند که قدرت الهی را به نمایش بگذراند و هیچ یک از جانب فاعِل عمل، بروز نمی کند :
«ما چو چنگیم و تو زخمه می زنی زاری از مانی تو زاری می کنی
ما چو ناییم و نوا در ما زتُست ما چو کوهیم و صدا در ما ز تُست» (همان)
می بینیم که از این تعبیرات، رایحة جبر مطلق به مشام می رسد و از مضمون آنها چنین بر می آید که تصوّر داشتن اختیار ، وَهمی بیش نیست .

باید در نظر داشت که از دیدگاه مولانا که عارفی پایبند تسلیم و رضاست، جبر در معنای قاهریّت خداوند ، جبری پسندیده است و قضا و قدر الهی را تأیید می کند، به قدرت و ارادة خدا نظر دارد «و هوالقاهر فوق عباده» (قرآن ، انعام : 61) که بیانگر مشیت الهی است که بداند همه چیز از جانب خداوند است حتی اختیارات کوچک انسان .
در جایی دیگر مولانا تشریح می کند که انبیاء و اولیاء امور دنیوی خود را به خدا واگذار کرده اند و هر آنچه از جانب آفریدگار می رسد را به جان و دل پذیرا هستند و در دنیا به خواست الهی تن داده اند .
«انبیاء در کار دنیا جبری اند کافران در کار عقبی جبری اند
«انبیاء را کار عقبی اختیار جاهلان را کار دنیا اختیار»
(مولانا ، 1388 : 26)
البته همانگونه که اشاره شد مولوی از جبری دفاع می کند که با اختیار منافات ندارد. او انسان را موجودی دست و پا بسته و لابُد نمی بیند بلکه تلاش در جهت رسیدن به مقاصد عالی را لازمة کمال
می­داند :
گفت شیر آری ولی ربّ العباد نردبانی پیش پای ما نهاد
«پایه پایه رفت باید سوی بام هست جبری بودن اینجا طمع خام»
(همان : 36)
پایبندی او به جبر در دایره عرفان می چرخد؛ وقتی سالک در بحر افعال الهی مستغرق است و اختیار و اراده از وی سلب می شود، وجود حق چنان غلبه پیدا می کند که درونش از هر چه غیر از حق، تُهی می گردد، وجودش سراسر، یار می شود. این ، همراهی با حق است .
«ور به خواب آییم مستان وِییم ور به بیداری به دستان وِییم
ما کِییم اَندَر جهان پیچ پیچ چون الف او خود چه دارد هیچ هیچ»
(همان : 56)
مولانا حتی تأثیر فعل را نیز از جانب گرداننده می داند :
«فعل را در غیب اثرها زاد نیست و آن موالیدش به حکم خلق نیست»
(همان : 61)
4-4 زندگی نامه مختصر امام محمد غزالی [به نقل از سایت غزالی http://www.ghazali.org ]
حجت الاسلام ابوحامد محمد غزالی طوسی، دانشمند معروف قرن پنجم (450-505 هـ ق) در طوس، یکی از شهرهای خراسان زاده شد. پدرش شغل پشم فروشی داشته و فرزند را به همین مناسبت غزالی گفته اند .
او از بزرگان علمای شافعی مذهب است که به تصوف گراییده و از صوفیه شمرده شده است. وی در خردسالی پدر را از دست داد، پس از چند سال از طوس عازم گرگان شد و از محضر استادش ابواسماعیل جرجانی بهره مند شد. سپس به نیشابور رفت و در نزد امام الحرمین ابوالمعالی جُوِینی به تحصیل پرداخت و کلام و فلسفه را آموخت به طوری که سرآمد همة شاگردان آن روز بود. او در 27 سالگی در ادبیات و فقه و حدیث و کلام، استاد بود. بعد از فوت امام الحرمین، غزالی توسط نظام الملک که آوازة غزالی را بسیار شنیده بود به کار تدریس در مدرسة نظامیة بغداد منصوب شد، در آنجا دانش فلسفی و فقهی خود را به کمال رسانید و حلقة درس او هر روز بیشتر گسترش یافت .
غزالی از جمله دانشمندان معدودی بود که کثرت مطالعه به قدرت خلاّقة آنها لطمه نزد. «وی فقیه، متکلم، فیلسوف، عارف و صوفی بود و تمام این جنبه ها در مورد وی معرّف تجارب واقعی زندگی بود» (زرین کوب، 1373 : 205).
غزالی در سن 39 سالگی، دچار بحران شدیدی شد که همان باعث تحوّل عظیمی در وی شد؛ تدریس در مدارس نظامیه را رها کرد و به عزلت پرداخت. از بحث و جدل فاصله گرفت و فهمید که تنها از راه دل است که می تواند به حقیقت گمشدة خویش دست یابد. پس در این دوران بود که به تصوف روی آورد زیرا می خواست به علم یقینی برسد که هیچ تردیدی در آن راه نداشته باشد .
گفته اند که اوقات خود را پیوسته به تلاوت قرآن و هم نشینی با صاحبدلان و نمازگزاران مشغول می داشت تا جمادی الآخر سال 505 فرا رسید و به لقاءا… پیوست .
آثار امام محمد غزالی
«مشهور است که در میان متفکران اسلامی، هیچ یک به اندازه امام محمد غزالی، تألیف و تصنیف نکرده است و گویند تألیف هایش را شمار کردند و بر روزهای عمرش تقسیم نمودند، هر روز چهار جزوه شد و تردیدی در آن نیست که بسیاری از این آثار که اسامی بیشتر آنها در تاریخ نهضت های فکری اسلامی از رودکی تا سهروردی آمده است، منسوب به اوست» (سروش ، 1372 : 35).
آثار غزالی را اَعَم از کتاب و رساله، هفتاد و حتی تا نودونُه اثر نام برده اند که بسیاری از آثار او از بین رفته است. بیشتر آثار او به زبان عربی است و اندکی به زبان فارسی .
نام تعدادی از آثار او :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *