بررسی تطبیقی اخلاق از منظر نسبی یا مطلق‌بودن در مثنوی و نهج‌البلاغه۹۳- قسمت ۱۶

دانشمندان اسلامی و نکته سنجان علم و ادب از مذاهب مختلف اسلام، در کتاب نهج‌البلاغه نقّادی و بررسی دقیق نموده و نتیجه تحقیق خود را برای ما بدینگونه بازگو میکنند:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. ابن ابی‌الحدید گوید: «یک سطر از نهج‌البلاغه، برابر با هزار سطر ابن‌نباته است، که به اتفاق دانشمندان خطیبی فاضل و یگانه سخنوران عصر خویش بوده است.»

 

  1. دکتر زکی مبارک گوید: «چاره‌ای نیست جز این که اعتراف کنیم:

 

نهج‌البلاغه از اصلی معتبر نقل شده است، وگرنه باید بگوئیم: شیعه تواناترین مردم جهان در القاء کلام بلیغ است.»

 

 

  1. ابن ابی‌الحدید گوید: کسی که بخواهد فصاحت و بلاغت بیاموزد و امتیاز سخن را دریابد، باید در این خطبه تأمل کند، زیرا نسبت این سخن با هر سخنی دیگرـ غیر ازکلام خدا و رسول- همانا نسبت ستاره درخشان با سنگ تاریک است، سپس بیننده باید بنگرد که چه روشنی و جلالت و درخشندگی دارد، و چه خوف و خشیتی ایجاد می‌کند، خدا گوینده‌اش را جزای خیر دهد که گاهی با دست و شمشیرش از اسلام دفاع کرد و گاهی بازبان و بیانش و زمانی با فکر و قلبش. در جهان او سید مجاهدین است و در موعظه بلیغ‌ترین وعاظ و در فقه و تفسیر رئیس فقهاء و مفسرین و در عدل و توحید، پیشوای عادلان و موحدین.

 

و او در جای دیگر گوید: ‹‹توحید و عدل و سایر مباحث شریفه الهی، جز از سخن این رجل‌الهی دانسته نشد، زیرا سخن دیگران از بزرگان صحابه، حاوی این مطالب نیست، بلکه این مطالب بفکر آنها خطور هم نمی‌کرد، اگر خطور می‌کرد، بیان می‌کردند، همانا این بزرگترین فضیلت علی علیه‌السلام است.»

 

 

  1. جاحظ متوفی (۲۵۵) درباره یک جمله علی علیه‌السلام گوید:

 

خداوند جامه‌ای از جلالت و پرده‌ای از نور حکمت متناسب بانیت پاک و تقوای گویند‌ه‌اش بر این جمله کوتاه پوشانیده است.
در میان اصحاب پیغمبر صلوات الله علیه جمعی به نیکنامی و حیازت مقامات رفیعه معنوی والهی مشهورند، ولی از هیچیک آنها اثر زنده و سازند‌ه‌ای مانند نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام دیده نمیشود، بلکه اثری که از لحاظ کمیت یک دهم نهج‌البلاغه و از لحاظ کیفیت یک هزارم نهج‌البلاغه باشد هم دیده نمی‌شود، از اینرو محقق واقع‌بین نسبت به نقل آن مقامات و درجات درباره دیگران دچار شک و تردید میگردد و نسبت به آن منقولات احتمال دخالت تعصّب و جانبداری بیجا و جعل و تحریف اخبار می‌دهد، ولی وجود اثر زنده و روشنی مانند نهج‌البلاغه همچون دلالت نور بروجود خورشید است؛ زیرا علم و هنر قابل جعل نیست، کسی که معارف و علومش بدرجه علی ابن ابیطالب (ع) نرسیده باشد نمیتواند، مانند نهج‌البلاغه انشاء کند، چنان که تاکسی زیبائی خطّش بدرجه خط ابن مقله نرسیده باشد، نمی‌تواند مانند آن را جعل کند.
کسی که در جهان نبوغ و تفوقی پیدا کند، طبعاً از بدگوئی و اتهام حسودان و کوته‌نظران مصون نمی‌ماند هیچیک از نوابغ بشر و حتّی پیغبران الهی از این قاعده مستثنی نبوده‌اند، مؤلف نهج‌البلاغه و سراینده آن هم از این زخم زبانها بی نصیب نبوده است، ولی تا آنجا که نویسنده تفحُّصکرده است فصاحت و بلاغت اعجاب‌انگیز نهج‌البلاغه دچار شک و انکار نگشته است و چنانکه دیدیم، ادبا و بلغای جهان، زبان به تحسین و تمجید نهج‌البلاغه گشوده و آن را بعد از قرآن و سخنان نبی‌اکرم (ص) بی‌نظیر و بیمانند دانسته‌اند، شاید علّت راه نیافتن شک و اتهام نسبت به بلاغت نهج‌البلاغه این باشدکه ادباء و بلغاء عرب خود را از آوردن مانند آن عاجز و ناتوان یافتند، از اینرو مجبور به اعتراف درباره امتیاز نهج‌البلاغه گردیدند.
چنانچه گفتیم قضاوت درباره امری بعد از هزار سال، خالی از هر گونه شائبه انحراف است. اینک برای اینکه معنی این سخن روشنتر گردد. توجه خوانندگان گرامی را به نقادی و سخن سنجی برخی از محققان- حتی غیر شیعی مذهب ـ جلب می‌کنیم.

 

۳-۱-۲- گردآوری سخنان علی علیه‌السلام

 

در میان اصحاب علی‌علیه‌السلام، جماعتی بودند که علاوه بر عشق و شیفتگی، مردانی بصیر و دانشمند و از نظر اصحاب رجال، صادق القول و سلیم الاعتقاد، و مورد وثوق و اعتماد می‌باشند. مانند ابن‌عباس، کمیل‌بن زیاد، حارث‌اعور، رشید‌هجری، میثم‌تمّار، حجربن‌عدی، اصبغ بن‌نباته، صعصعه‌بن صوحان، نوف‌بکالی، ضراربن‌ضمره وزیدبن وهب. که جلالت قدر و عظمت مقامشان مشهور و معروف است.
این مردان روشن‌دل – چنان که مطالعه تاریخشان گواهی می‌دهد- در همان عصر دریافته بودند که دیگر مقام خلافت، امیری چون علی‌بخود نخواهد دید، و گنبد آسمان سخنی چون سخن علی نخواهد شنید؛ از اینرو از صمیم جان ملازم حضرتش بودند و سخنش را بگوش دل می‌سپردند.
این شیفتگان بی‌تاب سخنانی را که آن حضرت در روزهای جمعه و اعیاد، در مساجد و میدانهای جنگ، در مجالس عمومی و خصوصی القا می‌فرمود، طبق سیره متداول عرب، به حافظه می‌سپردند، و برای دیگران نقل می‌کردند، تا رفته‌رفته، بصورت نوشته و مجموعه و کتاب درآمد، و حتی زیدبن‌ وهب جهنی که در جنگهای حضرت شرکت کرده و بیش از دیگران شیفته گفتارش بود، نخستین کتاب را به نام ‹‹کتاب‌الخطب›› تألیف کرد، وی به سال ۹۶ هجری وفات کرده و کتابش تا قرن پنجم موجود بوده است، زیرا شیخ طوسی، در فهرست خویش، از آن کتاب روایت می‌کند.

 

۳-۱-۳- تألیف نهج‌البلاغه

 

سید رضی از لحاظ دست رسی به کتابهای اصیل و نفیس سعادتمند بود، زیرا در عصر او و در محل اقامتش (بغداد) دو کتابخانه بزرگ و غنی موجود بود و در اختیار او قرار داشت:اول: کتابخانه برادرش سید مرتضی که بالغ بر ۸۰ هزار جلد کتاب بود، و بهمین علت و علل دیگر سید مرتضی را ثمانینی یا ابوالثمانین می‌گفتند.
دوم: کتابخانه ‹‹بیت‌الحکمه ›› که آن را شاپور بن‌اردشیر، وزیر بهاءالدوله ابن‌بویه دیلمی در سال ۳۸۱ هجری شبیه )بیت‌الحکمه) مأمون الرشید تأسیس کرده بود، شاپور در محله «بین‌السورین» کرخ بغداد، این کتابخانه را تشکیل داد و بیش از ده هزار کتاب اصیل از ایران و عراق و نسخه‌های رونویس شده از هند و چین و روم در آنجا جمع ‌آوری کرده بود و این کتابخانه به شیعیان اختصاص داشت.
یاقوت حموی می‌گوید:«کتابخانه‌ای بهتر از آن در دنیا وجود نداشت».
این کتابخانه قریب ۷۰ سال باقی بود، سپس در سال ۴۴۷ یا ۴۵۰بعد از حمله طغرل بیک به بغداد به آتش اشرار و بیدینان بسوخت،
سید رضی در هر کتابی ازاین دو کتابخانه بزرگ که قسمتی از نامه‌ها یا خطبه‌ها یا کلمات کوتاه امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام را می‌دید، بخشی را که از لحاظ فصاحت و بلاغت می‌پسندید انتخاب می‌کرد و از مجموع آنها کتاب «نهج‌البلاغه» را تألیف کرد، وچون کتابش بعنوان منتخب و برگزیده است و جنبه‌ ادبی دارد غالباً سند روایت را ذکر نمی‌کند. حتی گاهی فقرات یک خطبه را از موارد متعددی گردآورده و متوالی ذکر می‌کند، بنحوی که ارتباط معنوی میان آنها مشاهده نمی‌شود، مانند خطبه‌های ۳۷ و ۳۸ و ۸۵ و ۱۰۶ و ۱۲۰ و مکتوب ۱۰٫
صاحب الذریعه گوید: ‹‹ سید رضی نمی‌دانست که حوادث روزگار کتابخانه او را آتش می‌زند و هزار سال بعد مردم نیازمند شنیدن سخنان علی (ع) می‌شوند، سخنانی که برای هدایت امت اسلام بیان شده است، سید رضی معذور است ا زاو تشکر می‌کنیم که لااقل همین نهج‌البلاغه را از خود بیادگار گذاشت»
نگارنده گوید: صاحب الذریعه نمی‌دانست که تشکیک برخی از متعصبین بی‌اطلاع سبب می‌شود که محققان شیعه، منابع و مصادر نهج‌البلاغه و حتی خطبه شقشقیه را از میان همین مقدار از کتابهای باقیمانده استخراج کنند و بلکه نزدیک به ۴ برابر برای نهج‌البلاغه مستدرک نویسند:
تألیفات سید رضی استناد نهج‌البلاغه را تثبیت می‌کند.
اصحاب رجال و تراجم درباره تألیفات سید رضی به اجمال و تفضیل سخن گفته‌اند، مانند تألیفات سایر مؤلفین که غالباً نسبت به آنها تحقیق کافی نمی‌توان کرد. در این جا قول نجاشی را که از لحاظ وثوق و اعتبار در درجه اول اهمیت است نقل می‌کنیم.
نجاشی در فهرست خویش ۱۲ کتاب از تألیفات سید رضی را نقل می‌کند از اینقرار:
۱- مجاز القرآن ۲- الزیادات فی‌شعر‌ابی تمام ۳- تعلیق خلاف الفقهاء ۴- تعلیقه علی ایضاح ابی‌علی الفارسی ۵- الجید من شعر ابن ‌الحجاج ۶ -مختار شعر ابی‌اسحاق الصابی ۷- مادار بینه و بین ابی‌اسحاق ۸- الزیادات فی شعر ابی الحجاج ۹- نهج‌البلاغه ۱۰- خصائص الائمه ۱۱- حقایق التنزیل ( التأویل) ۱۲- مجازات النبویه ( مجازات الآثار النبویه).
و مرحوم علامه امینی پنج کتاب دیگر بر اینها می‌افزاید ولی آنچه مدرک موضوع بحث ماست دو کتاب حقایق التنزیل و مجازات النبویه است، زیرا اگر درباره استناد نهج‌البلاغه تشکیکی شده است، نسبت به آن دو کتاب از هیچ کس تردید و تشکیکی نقل نشده است که استناد آنها را به سید رضی خدشه دار کند و از علماء سنت اسماعیل پاشا از این دو کتاب نام می‌برد و بغدادی درباره حقایق التنزیل گوید سید رضی کتابی نوشته است در معانی قرآن که نوشتن مانند آن متعذر است، از طرفی دیگر خود سید رضی در این دو کتاب از کتاب نهج‌البلاغه خود یاد می‌کند باین ترتیب:
الف: در پنج مورد از ‹‹کتاب المجازات النبویه›› به نهج‌البلاغه اشاره می‌کند:

 

 

    1. در حدیث ‹‹ اغبط الناس عندی مؤمن خفیفت الحاد…..›› می‌گوید: بیان این سخن در کلام امیرالمؤمین است که می‌فرماید: ‹‹ تخففوا تلحقوا›› که ما آن را در کتاب نهج‌البلاغه خود ذکر نموده‌ایم.

 

    1. در حدیث ‹‹ اسرعکن لحاقابی اطولکن یداً ›› سید این جمله را نظیر جمله علی (ع) ‹‹من یعط بالید القصیره یعط بالید الطویله›› می‌داند که در نهج‌البلاغه نقل کرده است.

 

    1. در حدیث ‹‹الا وان الدنیا قد ارتحلت›› می‌گوید این معنی از امیرالمؤمنین علیه‌السلام هم نقل شده و نهج‌البلاغه را نام می‌برد.

 

    1. در حدیث مانزل من‌القرآن آیه…. کلام ‹‹ القرآن حمال ذووجوه›› علی علیه‌السلام را در نهج‌البلاغه یاد می‌کند.

 

  1. حدیث ‹‹ القلوب اوعیه بعضها اوعی من بعض ››رابا اختلاف لفظ از علی(ع) در نهج‌البلاغه نقل می‌کند.

 

ب: در کتاب حقایق التاویل که متأسفانه تنها جلد پنجم آن موجود است و از بقیه مجلداتش خبری نداریم در صفحه ۱۶۷ همین جلد که در نجف چاپ شده است می‌گوید: اگر کسی بخواهد دلیل سخن ما را پیدا کند،‌ باید در کتابی که آن را تألیف کرده‌ایم و نهج‌البلاغه نامیده‌ایم با دقت نظر کند.
بعلاوه چنان که گفتیم نهج‌البلاغه بخشی از کتاب خصائص‌الائمه سیدرضی است و کتاب خصائص که نسخه‌ای از آن را مرحوم محدث نوری در کتابخانه شیخ هادی آل کاشف الغطاء دیده و نسخه دیگری از آن در کتابخانه رامبور هند موجود است و انتسابش به سیدرضی قطعی و مسلم می‌باشد، در سال ۱۳۶۹ در نجف بطبع رسید.

 

۳-۱-۴- شروح نهج‌البلاغه

 

تا آن جا که اطلاع داریم، بعد از قرآن کریم، کتابی در روی زمین پیدا نمی‌شود که مانند نهج‌البلاغه نظر دانشمندان اسلامی را به خود جلب کرده باشد و درباره آن شرح و تعلیق و ترجمه به زبانهای مختلف فارسی و انگلیسی و اردو، و غیره نوشته شده باشد و نیز شرح وتوضیح برخی از قسمتهای آن و نظم آن و استدراک بر آن و حل لغات و منتخبی از آن و کاشف کلمات وبیان مصادر آن مورد توجه دانشمندانی دیگر بوده و در همه این زمینه‌ها قلم فرسائی کرد‌ه‌اند و هنوز هم مشغولند، این است معنی زنده بودن، همواره درخشیدن و نظر دانشمندان را جلب کردن.
شروح نهج‌البلاغه را مرحوم محدث نوری و سید محسن امین و مرحوم شیخ عبدالحسین امینی و مرحوم حاج شیخ آغا بزرگ تهرانی (رازی) و سید عبدالزهراء خطیب حسینی دامت برکاته به تفصیل نوشته‌اند، و طبعاً شروحی را نوشته‌اند که بنظر آنها رسیده و تا زمان آنها نوشته شده.
مرحوم شیخ تهرانی ۱۴۷ ترجمه و شرح را نام می‌برد، ولی او تنها مؤلفات شیعه را می‌نویسد و برخی از شروحی را که به نامهای مخصوص در سایر مجلدات الذریعه نوشته است بحساب نمی‌آورد. مرحوم امینی ۸۱ شرح را نام می‌برد و سید عبدالزهراء خطیب ۱۴۳ شرح و ترجمه و متعلقات را ذکر می‌کند. اینها علاوه بر تعلیقاتی است که بر بعضی از شروح نهج‌البلاغه نوشته شده است مانند پنج تعلیقه که بر شرح ابن‌ابی ‌الحدید نوشته شده است، اگر کسی تمام این مجموعه‌ها را جمع و تلفیق کند، قطعاً از عدد ۲۵۰ تجاوز می‌کند، با وجود آن که برخی از آنها قریب به ۲۰ جلد است، مانند شرح خوئی و ابن‌ابی‌الحدید.
در هر حال شیخ نوری، بیهقی را اولین شارح نهج‌البلاغه دانسته‌ و محدث قمی هم در ‹‹الکنی والالقاب›› از او تبعیت کرده و خود بیهقی هم گفته است ‹‹کسی از فضلاء سابقین پیش از من نهج‌البلاغه را شرح نکرده است›› و ابن‌ابی الحدید قطب راوندی را نخستین شارح دانسته.
مانند صاحب ریاض‌العلماء ولی ظاهراً شکی نیست که کتاب‹‹اعلام نهج‌لبلاغه››‌علی‌بن ناصر که معاصر سیدرضی بوده است نخستین کتابی است که درباره نهج‌البلاغه نوشته شده است و سید محسن امین کتابی به نام‹‹ المعارج فی‌شرح نهج‌البلاغه›› باو نسبت می‌دهد.
در این جا مناسب می‌بینم که نام برخی از شارحین نهج‌البلاغه را که بظاهر از علماء سنت وجماعت بوده‌اندـ و خدا از قلب ایشان بهتر آگاه است ـ یاد کنم.

 

 

    1. محمدبن‌عمر، مشهور به ‹‹فخررازی›› متوفی ( ۶۰۶) چنان که قفطی در تاریخ الحکما گوید، شرحش ناتمام است.

 

    1. عبدالحمید بن محمد معروف به ‹‹ابن‌ابی‌الحدید›› معتزلی مدائنی، متوفی (۶۵۶) که شرح خود را مدت ۴ سال و ۸ ماه نوشته و شرحی جامع و کامل و بلکه بهترین شروح موجود بشمار آمده است و حتی برخی از علماء شیعه بر کتاب اوخلاصه ورد نوشته‌اند. به نام ‹‹ العقدالنضید››‌و ‹‹سلاسل الحدید›› و ‹‹الردعلی‌بن‌ابی‌الحدید.››

 

    1. کتابی است به نام ‹‹النفائس فی‌شرح نهج‌البلاغه›› در کتابخانه آستانه که مؤلفش را فقط بعنوان‹‹ بعضی از علماء اهل سنت›› نوشته‌اند.

 

    1. ملاسعدالدین تفتازانی شافعی، متوفی بسال ( ۷۹۲) مؤلف مطول و ارشاد و تهذیب المنطق می‌باشد.

 

  1. قوام‌الدین، یوسف‌بن حسن، قاضی بغداد، متوفی حدود سال (۹۲۲) چنانچه در کشف‌الظنون است،

 

تمام این نویسندگان دانشمند اعم از خاصه و اهل سنت در انتساب نهج‌البلاغه به سیدرضی و ا زاو به علی‌بن‌ابیطالب چنانکه خودش در مقدمه گفته است شک ندارند، حتی شیخ‌ محمدعبده به مفردات الفاظ نهج‌البلاغه، استناد می‌جوید وعلیه اهل لغت استدلال می‌کند، در خطبه ۱۹۵ در ذیل جمله‹‹ ولقدواسیته بنفسی›› می‌گوید:اهل ادب گفته‌اند فصیح آنست که گفته شود: ‹‹آسیته›› ولی نطق امام حجت است.

 

۳-۱-۵- رابطه نهج‌البلاغه با قرآن

 

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در مواردی از سخن خود به آیات قرآن کریم استشهاد می‌فرموده، که سید رضی برخی از آنها را در نهج‌البلاغه آورده است؛ مانند :

 

 

    1. تلک‌الدار الآاخره نجعلهاللذین لایریدون علوا‌ًً فی‌الارض ولافساداً.

 

    1. مافرطنا فی‌الکتاب می‌شیء.

 

    1. ولوکان من‌عند‌غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً

 

    1. تالله ان کنالفی ضلال مبین، اذنسویکم برب‌العالمین.

 

    1. بل‌عباد مکرمون، لایسبقونه بالقول و هم‌بامره یعملون.

 

    1. کماء انزلناه من‌السماء فاختلط به نبات الارض……

 

    1. یوم تبلی السرائر.

 

  1. کما بدانااول خلق نعیده وعداً علینا انا کنا فاعلین.

 

دکتر صبحی صالح که در شرح نهج‌البلاغه خویش فهرستی برای آیات قرآنیه تنظیم کرده است، صدو یازده مورد را نام می‌برد. که در برخی از آنها به چند آیه استشهاد شده است و گاهی به قسمتی از یک آیه و بیشتر آنها به یک آیه کامل.
علاوه بر این خودِ این جانب، کتابی بعنوان ‹‹رابطه نهج‌البلاغه با قرآن›› نوشته‌ام که در سال گذشته از طرف بنیاد نهج‌البلاغه به چاپ رسید. در این کتاب حدود یکصدو‌پنجاه مورد از عبارات نهج‌البلاغه را که از لحاظ مضمون و معنی با آیات شریفه قرآن سنخّیت دارد، ذکر نموده‌ام، مانند:

 

 

  1. نهج‌البلاغه : ولایحصی نعماءه العادون.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *