آداب دعا از منظر قرآن و سنّت- قسمت ۴

و جرجانی در تعریفات آورده: ادب عبارتست از شناختن اموری که به وسیله آنها انسان از همه اقسام خطا مصون ماند.(جرجانی،۱/۵۴۶)
باید دانست که به لحاظ اصطلاحی ادب در طی قرون به دو معانی عمده ادبیات (علوم ادبی) و ادب دینی (اخلاقیات) بکار رفته است (احمد بن علویه، ازبک خان،۷/۲۹۶)
ولی مقصود از آن در این بحث ادب دینی است «حفظ حد و اندازه هر چیز و تجاوز ننمودن از آن را ادب گویند.» (طبرسی،الاداب الدینیه لخزانه المعینیه، ۱۹۹)
تعاریف مشابه دیگری نیز وجود دارد از جمله خواجه عبدالله انصاری پبرامون ادب اینگونه بیان می دارند :
«ادب آن است که بنده در اثر شناختن ضرر و زیان تعدی(از حدود الهی) ، حد میان غلّو و جفا را حفظ کند.» (انصاری،شرح منازل السائرین، ۱/۳۸۳) و در کتاب ارشاد القلوب می خوانیم :
حقیقت ادب، جمع شدن صفت های نیک و دور کردن صفات زشت است.(دیلمی،۱/۳۸۳)
بنابراین با توجه به معانی اصطلاحی ادب می توان گفت که ادب عبارت است از طریقه ای پسندیده و با صلاح که پیش از هر چیز ، و بیش از همه چیز به چشم می خورد. زیرا پیشوایان دین اسلام از پیامبر(ص) گرفته تا سایر معصومین (ع) خدایان سخن بودند که قرآن ، معجزه فصاحت و بلاغت، به زبان پیامبر نازل گشته و نهج البلاغه نمونه گفتار بی تکلیف حضرت علی (ع) است و یا خطبه های حضرت صدیقه (س) در آن شرایط حاد گویای فصاحت و بلاغت گوینده در حد اعلای ادب است.
۳-۱) کاربردهای قرآنی آداب :
هرچند خود واژه ادب و آداب در قرآن بکار نرفته است اما در آیات فراوانی که نحوه ی برخورد یا رفتاری آکنده از ادب را به آدمی می آموزد در قرآن به آن اشاره شده است. نمونه این آیات عبارتنداز:
«$pkš‰r’¯»tƒ tûïÏ%©!$# (#qãZtB#uä Ÿw (#þqãèsùös? öNä۳s?ºuqô¹r& s-öqsù ÏNöq|¹ ÄcÓÉ<¨Y9$# Ÿwur (#rãygøgrB ¼çms9 ÉAöqs)ø۹$$Î/ ̍ôgyfx. öNà۶ÅÒ÷èt/ CÙ÷èt7Ï۹ br& xÝt7øtrB öNä۳è=»yJôãr& óOçFRr&ur Ÿw tbrâßêô±s? » (حجرات/۲)
(ای کسانیکه ایمان آوردید، صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر(ص) نکنید، همچنانکه بعضی از شما با بعضی دیگر سخن می گوئید با او به صدای بلند سخن مگوئید ، مبادا بی آنکه بدانید کرده هایتان تباه شود).
«$pkš‰r’¯»tƒ tûïÏ%©!$# (#qãZtB#uä Ÿw (#qè=äzô‰s? $·?qã‹ç/ uŽöxî öNà۶Ï?qã‹ç/ ۴_®Lym (#qÝ¡ÎSù’tGó¡n@ (#qßJÏk=|¡è@ur #’n?tã $ygÎ=÷dr& 4 öNä۳Ï۹ºsŒ ׎öyz öNä۳©۹ öNä۳ª=yès9 šcr㍩.x‹s? » (نور/۲۷)
(ای کسانیکه ایمان آورده اید، به خانه هایی که خانه شما نیست داخل نشوید تا اجازه بگیرید بر اهل آن سلام گوئید این برای شما بهتر است، باشد که پند گیرید).
«$pkš‰r’¯»tƒ šúïÏ%©!$# (#qãZtB#uä Ÿw (#qè=äzô‰s? |Nqã‹ç/ ÄcÓÉ<¨Z9$# HwÎ) cr& šcsŒ÷s・ (احزاب/۵۳)
(ای کسانیکه ایمان آوردید، داخل اتاقهای پیامبر نشوید ، مگر آنکه برای (خوردن) طعامی به شما اجازه داده شود).
از این آیات می توان چنین استنباط کرد که هر چند واژه ادب در قرآن بکار نرفته است ولی خداوند متعال با نزول این آیات مردم را به این امر مهم متوجه ساخته که در مقابل اشخاص مقدس و بزرگان دین خصوصاً پیامبر اکرم (ص) باید ادب را رعایت نمود حتی خداوند سبحان کوچکترین بی ادبی در محضر پیامبر اکرم(ص) را نهی فرموده است.
۴-۱) واژگان مرتبط با آداب:
در بررسی واژه های مرتبط با ادب چند واژه با آن قریب المعنی است با مراجعه به تفاسیر و کتب لغات آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.
۱-۴-۱) واژه های قریب المعنی:
سه واژه در قرآن قریب المعنی هستند که شرح داده می شود.
۱-۱-۴-۱) تعظیم
تعظیم از ریشه عَظِمَ به معنای بزرگ شد و خلاف صغر می باشد.(قرشی،۵/۱۷)
اصل آن کَبُرَ عظمهُ به معنای استخوانش بزرگ است و به طور استعاره به هر بزرگی گفته می شود چه محسوس و چه معقول باشد عین باشد یا معنی.(راغب،۱/۵۷۳)
تعظیم به معنای بزرگ داشتن و بزرگ گردانیدن و متداول با فارسی امروز دوتا شدن است.(دهخدا،۴/۵۹۶۶)
در آیه«y7Ï۹ºsŒ `tBur öNÏjàyèムÏM»tBããm «!$# uqßgsù ׎öyz ¼ã&©! y‰YÏã ¾ÏmÎn/u‘ » (حج/۳۰)
(این است [آنچه مقرر شده] و هرکس مقررات خدا را بزرگ دارد ،آن برای او نزد پروردگارش بهتر است…). منظور ازNÏjàyèムبزرگداشتن حرمات الله (حریم های الهی ، حدود و مقررات الهی) مطرح است.
تفسیر نمونه در این مورد آورده است: حرمات در این آیه اعمال و مناسک حج است ممکن است خانه کعبه خصوصاً و حرم مکه عموماً نیز به آن افزوده شود و حرمات جمع حرمه در اصل چیزی است که باید احترام آن حفظ شود و در برابر آن بی حرمتی نگردد.(مکارم شیرازی،۱۴/۸۹)
و در المیزان ذیل همین آیه اشاره شده که منظور از واژه«حرمت» به معنای هر چیزی که امانت به آن جایز نیست و رعایت حرمتش لازم می باشد و جمله «مَن یعَظِّمْ حُرُمات اللهِ فَهُوَ خَیرٌُ لَهُ» تحریک و تشویق مردم است به تعظیم حُرُمات الله، و حرمات خدا همان اموری هستند که خدا از آنها نهی فرموده و برای آنها حدودی معین کرده که مردم از حدود تجاوز نکنند و به ماوراء آنها قدم نگذارند، پس تعظیم، آن حدود معین است که از آنها تجاوز نکنند (طباطبایی،۱۴/۵۲۴)
امیرالمؤمنین در نامه ۶۹ نهج البلاغه به حارث همدانی می فرماید:
«عَظِّمِ اَسْمَ اللهِ أنْ تَذْکُرَهُ الّا عَلَی حَقٍّ …»،(نام خدا را بزرگ شمار و جز به حق سخنی به زبان نیاور…)(حسینی دشتی،۶۱۱).
از مجموع مباحثی که عنوان شد می توان گفت که تعظیم به معنای گرامی داشتن و بزرگ داشتن است همچنانکه در فرمایش حضرت علی(ع) نیز عَظِّم به معنی بزرگداشت و گرامی داشت آمده است و ارتباط واژه ادب با تعظیم در این است که ادب در برخی موارد به معنی تعظیم و احترام آمده است.
۲-۱-۴-۱) توقیر
توقیر در لغت به معنی بردبار شدن، حرمت نگه داشتن است (دهخدا،۵/۶۲۶۳) .
وقرمانند ابری است که حمل می کند سنگینی آب را(طبرسی،۲۸/۲۱۷؛طریحی ،۵۳۳) .
و کلمه وقر به کسر واو و سکون قاف به معنی سنگینی بار در پشت یا شکم است(قرشی،۷/۲۳۴؛ طباطبایی،۱۸/۵۶۴) و کلمه وقر به معنای عظمت است از توقیر به معنای تعظیم (طباطبایی،۲۰/۴۸؛کاشانی،۱۰/۲۰؛مکارم شیرازی،۱۴/۴۲)
طبرسی در مجمع البیان ذیل آیه نه سوره فتح در معنای توقروه گفته است توقروه یعنی در همه ابعاد زندگی، پیامبر اکرم(ص) را بزرگ بشمارید و گرامی بدارید(طبرسی،۱۳/۶۸۳)
واژه توقیر در روایات متعددی نیز به کار رفته از جمله:
از امام باقر(ع) روایت است که در معنای آیه «Ÿw tbqã_ös? ! #Y‘$s%ur » (نوح/۱۳)
فرمودند یعنی برای خدا عظمتی که از آن بترسید معتقد نیستند (طباطبایی،۲۰/۵۲) و همچنین می فرماید: «وَقَرٌ وَ الحاجَ وَ المعتمرین فَإنَّ ذلِکَ واجِبّ عَلَیکُمْ»(صدوق،من لا یحضره الفقیر،۲/۲۲۸)
(به حاجیها و کسانیکه حج عمره به جا آورده اند احترام کنید زیرا آن بر شما واجب و لازم است).
و امام علی علیه السلام می فرماید: «وَ قِرّ اللهَ وَ أَحْبِبْ أحِبَّاءَ هُ» (نهج البلاغه،۶۱۲)
(و خدا را تعظیم کن و بزرگ دان ، و دوستانش را دوست بدار).
بنابراین با توجه به معنای توقیر و روایات مربوط به آن می توان ذکر کرد که توقیر به معنای حرمت نگه داشتن و عظمت و تعظیم و بزرگداشت است و ادب نیز در لغت تقریباً به این معنی است اما ادب مردم را به نیکی ها فرا می خواند و اززشتی ها در محضر خدا باز می دارد و اصل آن دعا کردن است.
۳-۱-۴-۱) تکریم
واژه تکریم از کَرُمَ (بر وزن فَرُسَ) به معنای کرامت ، سخاوت ، شرافت ، نفاست می باشد. (قرشی،۶/۱۰۴)
تکریم در لغت به معنای گرامی داشتن ، تنزیه کردن از معایب و تنزیه تعظیم است (دهخدا،۵/۶۹۰۶)
واژه اکرام و تکریم در روایات زیادی بکار رفته که به برخی از آنها اشاره می شود:
امام صادق (ع) می فرماید: «اکرموا انفسَکُم عَنْ اهل الباطلِ» (مجلسی ، ۱۸/۲۲۲)
(با دوری گزیدن از اصل باطل خود را گرامی بدار) .
پیامبر اکرم (ص) در گرامی داشتن بزرگ قوم فرمودند: «اذا اتاکُم کریمُ قومٍ فاَکرِمُوه» (ری شهری ، ۸/۳۷۰) (هرگاه بزرگ قومی نزد شما آمد او را گرامی بدارید و احترام کنید).
و همچنین می فرماید : «اَکرموا اولادُکُم و اَحسنوا أَدبهم» (همان ، ۳۷۱)
(و فرزندان خود را گرامی بدارید و تربیت آنان را شایسته و نیکو انجام دهید ).
و حضرت علی(ع) به فرزندش امام حسن (ع) فرمودند:
«وَ اَکْرِمْ عَشِرَتکَ،فَإنَّهُمْ جَنَاحُکَ الذّی بِهِ تَطِهیرُ» (نهج البلاغه ، ۵۳۸)
(و خویشاوندانت را گرامی دار زیرا آنها پر و بال تو می باشند) .
بنابراین از مجموع این مباحث می توان بیان نمود که گرچه در بسیاری از موارد سه واژه تعظیم، توقیر و تکریم مترادف هم می باشند و به معنی بزرگ داشتن و گرامی داشتن به کار می بریم ولی باید متذکر شد که ادب با موارد ذکر شده کاملاً تطبیق معنایی ندارد در ادب نوعی تواضع مقدس وجود دارد که در موارد ذکر شده وجود ندارد.
با توجه به موارد فوق می توان تفاوت واژگان سه گانه فوق را با ادب چنین ترسیم کرد:
ادب عبارتست از هیأت های زیبای گوناگون که اعمال صادر از آدمی بدان متصف می شود.
تعظیم عبارتست از گرامی داشتن و بزرگ داشتن است.
تکریم رعایت حرمت و شرافت است اما اگر به خدا نسبت داده شود به معنای انعام و احسان است.
توقیر حرمت نگه داشتن و عظمت و تعظیم است .
۵-۱) ادب از منظر قرآن
در رابطه با اهمیت ادب در قرآن می توان به سوره حجرات /۴ رجوع کرد که در این آیه رعایت ادب و نگاه داشتن حرمت افراد در روابط اجتماعی ، نشانه خردمندی دانسته شده است (هاشمی رفسنجانی ،۲/۴۹۹)
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
«¨bÎ) šúïÏ%©!$# y7tRrߊ$uZム`ÏB Ïä!#u‘ur ÏNºtàfçtø:$# öNèdçŽsYò۲r& Ÿw šcqè=É)÷ètƒ » (حجرات /۴)
([ولی] کسانی که تو را از پشت حجره ها بلند صدا می زنند ، بیشترشان نمی فهمند).
از سیاق آیه برمی آید که از واقعه ای خبر می دهد که واقع شده ، و اشخاص جفا کار بوده اند که آن جناب را از پشت دیوار حجره هایش صدا می زدند و در حقش رعایت ادب و احترام نمی کردند ، و خدای تعالی در این آیه مذمتشان می کند ، و به نادانی و نداشتن عقل توصیفشان می فرماید و به حیوانات و چارپایان تشبیهشان می کند. (طباطبایی ، ۱۸/۴۶۲)
و در مجمع البیان آمده که ستمگران نمی دانستند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کدام حجره است لذا اطراف حجره ها گشته و او را صدا می زدند خداوند آنها را به نادانی و کم فهمی و کم عقلی توصیف کرده چون قدر پیامبر را نمی دانستند و از میزان احترام او خبر نداشتند ، لذا مانند چارپایان بی عقلند (طبرسی، ۲۳/۱۹۱)
آیت الله مکارم شیرازی در این باره می فرمایند:
اصولاً هر قدر سطح خرد و عقل بالاتر رود بر ادب او افزوده می شود. زیرا ارزش ها و ضد ارزش ها را بهتر درک می کند و بهمین دلیل بی ادبی همیشه نشانه بی خردی است یا به تعبیر دیگر بی ادبی کار حیوان و ادب کار انسان است(تفسیر نمونه،۲۱/۱۴۱)
و همچنین در آیه ۶۳ سوره نور آمده:« žw (#qè=yèøgrB uä!$tãߊ ÉAqߙ§۹$# öNà۶oY÷t/ Ïä!%tæ߉x. Nä۳ÅÒ÷èt/ $VÒ÷èt/ 4 »(صدا کردن پیامبر را در میان خود مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهید ).
به واقع پیامبر عظیم الشأن را نباید با اسم و کنیه صدا زد بلکه باید ایشان را با احترام خاص و با القاب محترمانه بکار برد. چنانچه درسلام نیز می گوئیم:«السلام علیک ایها النبی و رحمت الله و برکاته» البته ممکن است این مسئله در زبان ها و فرهنگ های مختلف تفاوت داشته باشد ولی مهم آن است که به گونه ای این ذات مقدس را مورد خطاب قرار دهیم که کمال ادب و احترام را در پی داشته باشد و شأن و رتبه آنها حفظ گردد.
و همچنان نباید صدا را در محضر معصوم بلند نموده و به دور از ادب فریاد کشید قرآن در این باره می فرماید:« $pkš‰r’¯»tƒ tûïÏ%©!$# (#qãZtB#uä Ÿw (#þqãèsùös? öNä۳s?ºuqô¹r& s-öqsù ÏNöq|¹ ÄcÓÉ<¨Y9$# Ÿwur (#rãygøgrB ¼çms9 ÉAöqs)ø۹$$Î/ ̍ôgyfx. öNà۶ÅÒ÷èt/ CÙ÷èt7Ï۹ …» (حجرات/۲).
( ای کسانی که ایمان آوردید، صدایتان را بلندتراز صدای پیامبر مکنید، و همچنانکه بعضی از شما با بعضی دیگربلند سخن می گوئید با او به صدای بلند سخن مگوئید…).
منظور اینکه می فرماید: صدای خود را بلندتر از صدای رسول الله مکنید این است که وقتی با آن جناب صحبت می کنید،صدایتان بلندتر از صدای آن حضرت نباشد، چون به طوری که گفته اند – دو عیب در این عمل است یا منظور شخصی که صدای خود را بلند می کند این است که توهین به آن حضرت کرده باشد، که این کفر است و بی ادبی این چنانی آنقدر ناپسند است که آن سبب حبط و نابودی اعمال نیک می شود و یا منظوری ندارد و تنها شخصی بی ادب است که رعایت مقام آن حضرت را نمی کند و این خلاف دستور است چون مسلمانان دستور دارند که آن حضرت را احترام و تعظیم کنند می فرماید: Ÿwur (#rãygøgrB ¼çms9 ÉAöqs)ø۹$$Î/ ̍ôgyfx. öNà۶ÅÒ÷èt/ CÙ÷èt7Ï۹ با آن جناب آن طور که با یکدیگر صحبت می کنید داد و فریاد مکنید چون رعایت احترام و تعظیم آن جناب اقتضا دارد در هنگام تخاطب گوینده صدایش کوتاهتر از صدای آن حضرت باشد پس بطور کلی می توان گفت که با صدای بلند صحبت کردن فاقد معنای تعظیم است و با بزرگان به صدای بلند صحبت کردن مانند مردم عادی،خالی از اسائه ادب و وقاحت نیست(طباطبایی،۱۸/۴۵۸).
و در تفسیر روان جاوید آمده: با آنکه لازمه ایمان تأدب به این آداب است و فرموده: تجاوز ندهید صوت خودتان را در وقت مکالمه با پیامبر(ص) بر صوت آن حضرت بلکه خاموش و مؤدب با او گفتگو کنید و آن طور که با خودتان بلند سخن می گوئید با او مخاطبه ننمائید که اگر چنین کنید عمل شما از مرتبه کمال خود که صدور با ادب است ساقط و اجرای آن باطل خواهد شد و گناهکار می شوید ( ثقفی تهرانی،۵/۳۸).
بنابراین با توجه به آیات ورعایت ادب و نگاهداشتن حرمت افراد در روابط اجتماعی، نشانه خردمندی است و رعایت ادب آنها را به قله های سعادت رهنمون می کند.

 

برای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *