ق میداد نجات دهد.
گفتار سوم: وظایف و مسؤلیت‌های کلی امامان شیعه?
امامان معصوم? افزون بر آن که امامت و رهبری جامعه اسلامی را عهدهدار بودهاند وظایف خطیری را برعهده داشتهاند که اهم آن‌ها عبارت است از:
الف) تبلیغ و تفسیر دین
بنابر آیات شریف قرآن و روایات معصومان?، رسول خدا? خاتم پیامبران و دین اسلام خاتم ادیان آسمانی و شریعت کامل، جامع و دربرگیرنده تمام دستورهای لازم برای سعادت دنیا و آخرت انسانهاست. با این حال، در قرآن و سنت پیامبر? برای بخشی از مسائل، حکم خاصی بیان نشده است. به اعتقاد شیعه، پیامبر? هنگام وفات، همه میراث نبوت را به امام علی? سپرد و آن بزرگوار در دوران امامت خویش مسائلی را بیان نمود و بقیه را به امام بعد از خود سپرد و این روش تا دوران امام مهدی ? ادامه یافت.
بنابراین مهمترین وظیفه امامان? “بیان احکام اسلام و تفسیر قرآن” است.49
امیرالمؤمنین? در نهجالبلاغه میفرمایند: “انه لیس علی الامام الاّ ما حمل من امر ربّه الا بلاغ فی الموعظه و الاجتهاد فی النصیحه و الحیاء للسنّه و اقامه الحدود علی مستحقیها و اصرار السّهمان علی أهلها”50
امام علی? میفرماید: امامت وظیفهای جز آنچه از جانب خداوند بر دوش او نهاده شده است، ندارد و آن چند چیز است:
در مقام موعظه و پند و اندرز دادن مردم، معارف و حکمتهای الهی را به مردم ابلاغ کند، به عبارت دیگر موعظهاش بلیغ، گویا و رسا باشد.
سنت خدا و رسول خدا? را احیا کند.
حدود الهی را اجرا کند.
سهم افراد را از بیت المال بدون ملاحظه برتریهای قومی، سیاسی و مانند آن، بپردازند.
ب ) حفظ شریعت
متأسفانه بعد از رحلت پیامبر اکرم? دست دشمنان برای ضربه زدن به دین باز شد. جلوگیری از کتابت و نشر حدیث، حرکت شوم حدیثسازی، حاکمیت ستمگران اموی و عباسی و رواج فساد و بیبندو باری نیز آنان را در مشوشکردن و وارونه جلوهدادن چهره اسلام، کمک کرد. در مقابل، فقط امامان معصوم? بودند که با بیان اسلام حقیقی، سیمای دین را از پس پردههای سیاه تحریف آشکار کردند.
اگر خداوند، رهبری دین را که حافظ شریعت باشد تعیین نمیکرد، دین، از دست میرفت و سنتها و احکام الهی تغییر میکرد، بدعتگذاران بر دین میافزودند و ملحدان از آن میکاستند و حقیقت را بر مسلمانان مشتبه میساختند، زیرا افراد از نظر شناخت و معارف و احکام دینی کامل نیستند و با این حال، آرا و سلائق آنان مختلف است اگر خداوند، در میان آنان، رهبری که نگهبان شریعت اسلامی باشد تعیین نمیکرد، همانگونه که اشاره شد، گرفتار فساد میشدند و شریعت اسلامی و سنتها و احکام دینی تغییر میکرد و فساد آن دامنگیر همه افراد میشد.51
در این بخش از سخن امام رضا? حفظ دین اسلام از دستبرد بدعتگذاران و ملحدان، از اهداف امامت و وظایف امام دانسته شده است و تأکید شده که اگر از طریق امامت، جلوی این خطر گرفته نمیشد، فساد آن دامنگیر همگان میشد.
حفظ شریعت از تغییر و تحریف، به عنوان فلسفه امامت، از دیگر امامان اهل بیت? نیز مطرح شده است امام صادق? از طریق پدرانش روایت کرده است که پیامبر اعظم? فرمود:
“اِن فی کلّ خلف من امتی عدلا من اهل بیتی ینفی عن هذا الدّین تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین…”52
“در هر نسلی از امت من، فردی عادل از اهل بیتم وجود دارد که تحریف غالیان و نسبتهای ناروای باطلگرایان و تأویل جاهلان را از دین نفی میکند.
امام صادق? در حدیث دیگری میفرماید:
انَّ الارض لاتخلو الاّ وَ فیها امام کیما ان زاد المؤمنین شیئاً ردّهم و ان نقصوا شیئاً ائمّه لهم53
“زمین هرگز از وجود امام خالی نخواهد بود، تا اگر مؤمنان چیزی را بر دین افزودند، امام آن را رد کند و اگر چیزی را از آن کاستند، امام آن را اتمام نماید.”
نکته در خور توجه ‌این است که در روایت امام رضا? و روایت پیامبر?، تغییر و تحریف در دین، به بدعتگذاران و ملحدان و در روایت امام صادق? به مؤمنان نسبت داده شده است.
در واقع هر دو مطلب درست است، گروه نخست با انگیزههای شیطانی در دین، تغییر و تحریف ایجاد میکنند و گروه دوم به دلیل ناآگاهی. در هر صورت، وجود امام به عنوان فردی که دین را به صورت کامل میشناسد، ضرورت دارد تا در برابر اینگونه تغییرها و تحریفها، معارف و احکام اصیل اسلام را برای مردم بیان کند تا آنان بتوانند براساس آرای امام، حق را از باطل تشخیص دهند.
ج) کوشش برای تشکیل حکومت اسلامی
امامان معصوم? تشکیل حکومت اسلامی را که خود، امام و حاکم شرع جامعه باشند بهترین وسیله برای بسط و نشر احکام الهی میدانستند. البته بعد از امام حسین? هیچ یک از امامان? برای رسیدن به حکومت، به اقدام نظامی دست نزد و علت عمده آن فراهم نبودن شرایط و نداشتن نیروی کافی بود. از این رو پس از صلح امام حسن? اقدام برای تشکیل حکومت اسلامی، صرفاً شامل تبیین اهداف، خطمشی، زمینهسازی برای حکومت و تربیت افراد بود. و بدین جهت پس از صلح امام حسن? جزواقعه کربلا، قیام مسلحانه دیگری مشاهده نمیشود و قیام کربلا نیز اقدامی متناسب با شرایط خاص آن زمان بود که اگر آن شرایط خاص، قیام و جانفشانی اهل بیت را اقتضا نمیکرد، این نهضت صورت نمیگرفت و امام حسین? همچون ده سال اول امامت خویش، بر تبیین ایده انقلاب و تربیت افراد و ایجاد زمینه میپرداخت تا شرایط مناسب برای به دست گرفتن حکومت تحقق یابد پس از شهادت امام حسین? امام سجاد? در شرایطی امامت و هدایت جامعه اسلامی را عهدهدار شد
ند که هرگونه حرکت و قیام مسلحانه از جانب امام? پیامدهای ناگواری برای حضرت و باقیمانده شیعیان دربرداشت. از این رو، آن بزرگوار شیوههای دیگری را برای مبارزه با انحرافات موجود در جامعه54 اتخاذ نمود، که در این نوشتار حاضر، به بیان آن‌ها خواهیم پرداخت.

مطلب مشابه :  تحقیق دربارهامام سجاد، دستور زبان

فصل دوم
انحرافات اعتقادی و نقش مبارزاتی حضرت سجاد? علیه آن

بعد از بیان مختصر زندگی و اوضاع واحوال عصر امام سجاد?، در این فصل سعی شده است به انحرافات عقیدتی واندیشه ای زمان حضرت و نقش مبارزاتی ایشان علیه آن بپردازد.منظور از انحرافات عقیدتی، انحرافاتی است که به معنای زاویه گرفتن از اصل دین و آموزه های متعالی دینی می باشد. بعضی از انحرافات عقیدتی که در عصر امام سجاد?، وجود داشتند عبارتند از:اندیشه غلو، جبرگرایی، عقیده به تشبیه وتجسیم، تفکر مرجئه و تصوف و عرفان های کاذب می باشد.که در فصل دوم در قالب 5 گفتار به این انحرافات پرداخته شده است.
گفتار اول: غلو
1. غلو چیست؟
خط غلو یک جریان فکری انحرافی است که در تاریخ طولانی بشر همیشه وجود داشته است. “غلو” بر وزن فعول، مصدر فعل “غلی یغلو” به معنای افراط، ارتفاع، بالا رفتن و تجاوز از حد و حدود هر چیز می‌باشد.55و اینکه انسان چیزی یا کسی را از آن حدی که هست بالاتر بداند را می‌توان به معنای غلو دانست. مثلاً:
الف) بگوید: حضرت مسیح? خدا یا فرزند خداست.
ب) بگوید: حضرت مریم? معبود انسان هاست.
ج) بگوید: حضرت علی? خالق بشر یا اداره کننده دستگاه آفرینش است.
د) بگوید: چون خورشید منبع نور و منشا حیات است در خور پرستش است و باید برای آن سجده کرد.
و ده‌ها مثال دیگر…
2. غلو در قرآن
مشتقات این کلمه تنها چهار بار در قرآن به کار رفته است که دو مورد آن درباره غلو دینی و دو مورد دیگر به معنای جوشش56 می‌باشد که ما در اینجا فقط به غلو دینی اشاره می‌کنیم.
اما دو مورد اول
الف) سوره مبارکه نساء آیه 171
“یا أَهْلَ الْکتَابِ لَا تَغْلُوا فِی دِینِکمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى الله إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْ‌یمَ رَ‌سُولُ الله وَکلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْ‌یمَ وَ رُ‌وحٌ مِّنْهُ فَآمِنُوا بِالله وَرُ‌سُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَهٌ انتَهُوا خَیرً‌ا لَّکمْ…”
این آیه درباره مسیحیان است که پیامبر خود، حضرت عیسی? را از حد فراتر برده، او را پسر خدا دانستند و قائل به خدایان سه گانه، یعنی پدر، پسر و روح القدس شدند.
ترجمه آیه چنین است:
“ای اهل کتاب! در دین خود غلو نکنید و درباره خدا، غیر از حق نگویید مسیح، عیسی بن مریم فقط فرستاده خدا و کلمه اوست که آن را به مریم القا نمودو روحی از طرف او بود. پس به خداوند و پیامبران خدا ایمان بیاوریدو نگویید”خداوند” سه گانه است.از این سخن خودداری کنید که برای شما بهترین است…”
ب) سوره مبارکه مائده آیه 77
“قُلْ یا أَهْلَ الْکتَابِ لَا تَغْلُوا فِی دِینِکمْ…”
ای اهل کتاب در دین خود غلو و زیاده روی نکنید.
به غیر از این دو آیه قرآن کریم (که کلمه غلو در آن دیده می‌شد) در مورد غلو مسیحیان حساسیت زیادی نشان داده ودر آیات بسیاری از قبیل آیات 59 از سوره آل عمران 172 از سوره نساء و 72 و 73 و 75 و 116 و 117 از سوره مائده و 30 و 31 از سوره برائه از عقیده غلو آیین مسیحیان درباره حضرت مسیح و مادرش به شدت انتقاد کرده است تا آنجا که درباره آنان عبارت “قاتلهم الله”57رابه کاربرده است. یعنی خدا بکشد آنان را. در نه آیه مزبور خداوند مسیحیان را که درباره حضرت مسیح و مادرش غلو کرده بودند و آن دو را معبود خود می‌دانستند نکوهش می‌کند و از آنان می‌خواهد از این عقیده انحرافی برگردند.
ما در اینجا به چند نمونه از آن آیات اشاره می‌کنیم.
در یک جا می‌فرماید: “لَقَدْ کفَرَ‌ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ الله هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْ‌یمَ وَقَالَ الْمَسِیحُ یا بَنِی إِسْرَ‌ائِیلَ اعْبُدُوا الله رَ‌بِّی وَرَ‌بَّکمْ إِنَّهُ مَن یشْرِ‌ک بِالله فَقَدْ حَرَّ‌مَ الله عَلَیهِ الْجَنَّهَ…”58
یعنی کافر شدند و حق را پوشاندند آنان که گفتند: خدا همان مسیح بن مریم است. و مسیح گفت: “ای بنی اسرائیل بندگی کنید خدا را که رب من و رب شماست بی تردید هر کس به خدا شرک آورد خدا بهشت را بر چنین کسی حرام کرده است.”
و در جای دیگر می‌فرماید: “اتَّخَذُوا أَحْبَارَ‌هُمْ وَرُ‌هْبَانَهُمْ أَرْ‌بَابًا مِّن دُونِ الله وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْ‌یمَ وَمَا أُمِرُ‌وا إِلَّا لِیعْبُدُوا إِلَـ?هًاوَاحِدًا لَّا إِلَـ?هَ ِالَّاهُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یشْرِ‌کونَ”59
“یعنی آن‌ها دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را خدایانی به جای خداوند (در اطاعت بی قید و شرط دستوراتشان) اتخاذ کردند، در حالی که مامور نشدند جز به آنکه خدای یگانه‌ای را بپرستند که معبودی جز او نیست، منزه است از آنچه شریک او می‌سازند.”
از آیات قرآن که درباره غلو مسیحیان نازل شده است معلوم می‌شود این عقیده در آنان وجود داشته است که حضرت مسیح و مادرش را معبود و در خور پرستش بدانند.
3. غلو در روایات
کلمه غلو و مشتقات آن در روایات شیعه و اهل سنت بسیار به کار رفته و بیشتر آن‌ها مربوط به بحث ما نیست، مثل روایاتی که درباره غلیان و جوشش فشرده انگور وارد شده است ما در اینجا فقط روایاتی را ذکر می‌کنیم که‌این کلمه و مشتقات آن را درباره غلو دینی به کار برده باشد.
اینک نگاهی به چند روایت می‌افکنیم:
1. اهل سنت از پیامبر اکرم? چنین نقل کرده‌اند:
“ایاکم و الغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین.” 60
بپرهیزید از غلو در دین خود، زیرا آنان که قبل از شما بودند به علت غلو در دین خود نابود شدند.
حضرت علی? درباره خود و خاندانش چنین می‌فرماید:
“ایاکم و الغلوفینا…” 61
از غلو و زیاده روی درباره ما اهل بیت بپرهیزید.
در وسائل الشیعه به نقل از پیامبر اکرم? آورده است:
“صنفان من امتی لا نصیب لهم فی الاسلام: الناصب لاهل بیتی حرباً و غال فیالدین مارق منه.”62
دو گروه از امت من، نصیبی از اسلام ندارد، یکی کسانی که با اهل بیت من علم جنگ برافرازند و دیگری، گروهی که در دین از حد تجاوز و بیرون روند.
اصول کافی نیز از امام باقر? در سفارش به یاران خود، چنین نقل می‌کند:
“کونوا النمرقه الوسطی یرجع الیکم الغالی و یلحق بکم التالی”63
چون پشتی در میانه باشید که از حد درگذرنده به سوی شما بازگردد و وامانده به شما ملحق شود.
4. غلو در علم فرقه شناسی اسلامی
گرچه در علم فرقه شناسی(ملل و نحل) تعریفی دقیق از واژه غلو به دست داده نشده است، اما با ذکر مصادیق آن یعنی غلات در کتب مربوط، می‌توان به مقصود مولفان آن‌ها پی برد. در تعریف لغوی “غلو” روشن شده که‌این لغت چه از نظر مورد و چه از جهت کیفیت فراگیر است بدین معنی که اولاً شامل هر چیز یا هر شخص مورد غلو قرار گرفته می‌شود و ثانیاً به هر نوع تجاوز از حد، غلو می‌گویند. این لغت در علم فرقه شناسی سرنوشتی دیگر پیدا کرده و از هر جهت، ویژه شده است. بدین ترتیب که اولاً مورد غلو، مخصوص به ائمه اهل بیت? شده و ثانیاً کیفیت غلو را به حد نبوت یا خدایی رساندن آنان با در قائل شدن به حلول جوهر خدایی در روح آنان تعبیر کرده‌اند.64
بدین سان، هرگاه واژه غلات در علم فرقه شناسی بدون قرینه به کار رود، منظور از آن، افراد یا فرقه‌هایی هستند که به خدایی امامان شیعه یا حلول روح خدایی در آنان اعتقاد داشته‌اند، 65 که به طور طبیعی مصداقی جزغلات منتصب به شیعه پیدا نمی‌کند ولی این در حالی است که در طول تاریخ اسلام به گروه‌هایی برمی خوریم که به خدایی بعضی از خلفای عباسی مانند منصور، معتقد بوده‌اند که به آنان “غلات عباسیه” می‌گویند. رئیس آنان عبداله راوندی بود که در آغاز قائل به الوهیت منصور، خلیفه عباسی و نبوت ابومسلم خراسانی شدند، اما وقتی که منصور، ابومسلم را به قتل رسانید، در سال 141هـ.ق بر او شوریدند و منصور با اهتمام زندقه، آنان را در آتش سوزانید.66
5. فرقه‌های غلات در زمان امام سجاد?
برای بررسی فرقه‌های غلات در زمان امام سجاد? و نقش حضرت در مقابل آنان لازم است دو مقدمه بر این مطلب به صورت مختصر بیان شود؛
الف) علل پدید آمدن غلات منتسب به شیعه
در توجیه پدیده غلات، علل مختلفی از سوی پژوهشگران ارائه شده است که در اینجا به ذکر بعضی از آن علل می‌پردازیم: 67
1. در بعضی از روایات شیعه به جهل و ناآگاهی مردم به عنوان یکی از علل غلو ذکر شده است. حضرت امام رضا? در این مورد بیانی از قرار زیر دارد:
بعضی از مردم ساده دل، معجزات و کرامات فراوانی از ائمه? مشاهده می‌کردند و چون نمونه آن‌ها را ازمردم عادی ندیده بودند، تصور می‌کردند که حتماً صاحب این معجزات، دارای مقامی برتر

دیدگاهتان را بنویسید