دسته بندی علمی – پژوهشی : مستندات قرآنی و روایی انسان ‌شناسی علامه حسن زاده آملی۹۳- قسمت ۹

«هر که بشناسد نفس خود را بزرگ شود أمر او، یعنى شأن و مرتبه او. »
«مَعْرِفَهُ النَّفْسِ أَنْفَعُ الْمَعَارِفِ»
«معرفت نفس خود سودمندترین معرفتهاست‏.»
«نَالَ الْفَوْزَ الْأَکْبَرَ مَنْ ظَفِرَ بِمَعْرِفَهِ النَّفْسِ»
«رسیده است بفیروزى بزرگتر کسى که فیروزى یافته بشناخت نفس‏.»
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَهُوَ لِغَیْرِهِ أَعْرَفُ»
«هر که بشناسد نفس خود را پس او از براى غیر او شناسنده‏ترست‏.»
«لَا تَعْصِ نَفْسَکَ إِذَا هِیَ أَرْشَدَتْکَ»
«نافرمانى مکن نفس خود را هر گاه آن ارشاد کند ترا. »
«أَعْظَمُ الْجَهْلِ جَهْلُ الْإِنْسَانِ أَمْرَ نَفْسِهِ»
«بزرگترین جهل و نادانى جهل آدمى است بکار خود.»
«عَجِبْتُ لِمَنْ یَنْشُدُ ضَالَّتَهُ وَ قَدْ أَضَلَّ نَفْسَهُ فَلَا یَطْلُبُهَا»
«تعجب دارم از کسى که طلب میکند گم شده خود را و حال آنکه بتحقیق گم کرده نفس خود را پس طلب نمى‏کند آن را.»
«عَجِبْتُ لِمَنْ یَجْهَلُ نَفْسَهُ کَیْفَ یَعْرِفُ رَبَّهُ»
«عجب دارم از کسى که نداند نفس خود را چگونه مى‏شناسد پروردگار خود را.»
«کَیْفَ یَعْرِفُ غَیْرَهُ مَنْ یجعل [یَجْهَلُ‏] نَفْسَهُ»
«چگونه مى‏شناسد غیر خود را کسى که نمى‏داند نفس خود را.»
«کَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَنْ یَجْهَلَ نَفْسَهُ»
«بس است در مرد یا آدمى بحسب نادانى این که نداند نفس خود را.»
«مَنْ جَهِلَ نَفْسَهُ أَهْمَلَهَا»
«هر که نداند نفس خود را وا مى‏گذارد آنرا.»
«مَنْ جَهِلَ نَفْسَهُ کَانَ بِغَیْرِ نَفْسِهِ أَجْهَلُ»
«هر که نادان باشد بنفس خود بوده باشد بغیر نفس خود نادانتر.»
«مَنْ لَمْ یَعْرِفْ نَفْسَهُ بَعُدَ عَنْ سَبِیلِ النَّجَاهِ وَ خَبَطَ فِی الضَّلَالِ وَ الْجَهَالاتِ»
«هر که نشناسد نفس خود را دور گردد از راه رستگارى، و بیندازد خود را در گمراهى و نادانیها»
«لَا تَجْهَلْ نَفْسَکَ فَإِنَّ الْجَاهِلَ مَعْرِفَهَ نَفْسِهِ جَاهِلٌ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ»[۲۳]
«مباش نادان نفس خود را پس بدرستى که نادان شناخت نفس خود را نادانست بهر چیز.»[۲۴]
۵٫نتیجه
با توجه به آن چه گذشت می توان گفت در میان انواع انسان شناسی از قبیل تجربی, فلسفی عرفانی و دینی, انسان شناسی دینی به خاطر جامعیت آن که تمام ابعاد انسان را در برگرفته، می‌تواند حقیقت کامل تری را از انسان برای ما روشن کند و اینکه روش دینی در مقابل روشهای دیگر نیست چرا که روش دینی خود عین برهان است و دیگر روشها را به استخدام خود در آورده است و اینکه آیات و روایات زیادی بر مسئله انسان شناسی تاکید دارند و آن را راه شناخت خداوند می‌دانند.
فصل دوم
ماهیت انسان
درآمد
در میان مخلوقات، انسان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ چنان که خداوند پس از آفرینش آن خود را احسن الخالقین و بهترین آفرینندگان خطاب نمود[۲۵]. دلیل این خطاب ویژه چیست؟ حقیقت انسان که مورد این خطاب ویژه قرار گرفته چیست؟ تعریف آن کدام است، چه خصوصیات و ویژگی‌هایی دارد، طبیت جسمانی است یا مجرد و فرا طبیعی باقی است یا فناپذیر؟
سوال از حقیقت وجودی انسان از سوالات بنیادینی است که همه ما در طول زندگی بارها و بارها از خود پرسیده‌ایم. سوالاتی از قبیل اینکه حقیقت من چیست؟ آیا همین بدن طبیعی که به مرور زمان از بین می‌رود هستید یا آیا در درون آدمی حقیقتی بالاتر از پدیده‌های طبیعی وجود دارد؟ آیا ورای این دست و پا و غیر از سر و گردن و چشم و گوش و سایر اعضای مادی چیز دیگری با من یا در من وجود دارد، یا اصل و حقیقت من همین مجموعه‌ی اعضای مادی من است؟ و…
عدّه‌ای انسان را همین اعضای مادی و طبیعی که دارای قوانین مخصوص خود است می دانند و در وجود آدمی به واقعیت دیگری اعتقاد نداشته، همه‌ی فعالیت‌ها و بازتاب‌های انسان را ناشی از اعضای مادی و طبیعی وجود او میدانند. ولی اکثر قریب به اتفاق فلاسفه و اندیشمندان الهی معتقدند حقیقت انسانی ورای جسم و اعضای مادی اوست. از نگاه آن‌ها آثار و فعالیت‌های غیر مادی انسان از همین حقیقت غیر مادی سرچشمه می‌گیرد. همین حقیقت غیر مادی است که اصل و اساس انسان را شکل می‌دهد.
اهمیت این مسئله به دلیل آثار و لوازم الهیاتی که دارد همیشه مورد نظر فلاسفه و متکلمین بوده و هست. امور مهمی چون جاودانگی نفس، معاد و حشر و نشر موجودات (که از ارکان دین است) سعادت و شقاوت برزخی، آخرت و …. بر آن استوار می‌گردد. همگی تحت تأثیر دیدگاهی هستند که ما درباره حقیقت انسانی برمی گزینیم.
۱٫انسان موجودی طبیعی و فرا طبیعی
در اندیشه علامه حسن زاده آملی، انسان حقیقتی است که از پایینترین مرتبه وجود یعنی جسمانیت شروع به رشد می کند و با حرکت جوهری به عالیترین مراتب وجود که مرتبه فوق عقلانی است راه پیدا می کند ، ایشان در این مورد می فرمایند:
آن که در حدوث نفس مطالعه دقیق داشته باشد، مبدأ تکون او را قوه جسمانى می‌یابد، قوه اى که از کثرت و شدت قابلیت می‌توان گفت ماده برتر است، به طوری که همان نفس طبیعى را در ابتدای امر، حظى از ملکوت و تجرید است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.