سایت مقالات فارسی – مستندات قرآنی و روایی انسان ‌شناسی علامه حسن زاده آملی۹۳- قسمت ۱۷

۱-۲٫ مراتب چهار گانه عالم به بیان فلاسفه
حال فلاسفه، حکما و عرفا معتقدند که هستی و عالم، طبقات و مراتب چهار گانه ای دارد که عبارتند از عالم ناسوت، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت؛ البته سه عالم ابتدائی مربوط به جهان آفرینش هستند و آخری، مربوط به عالم آفریدگار است.
۱-۲-۱٫ عالم ناسوت
مراد از این عالم، همان عالم طبیعت و شهادت و مُلک است یعنی جهان جسمانی و اجسام و ماده و مادیات که در آن حرکت و زمان و مکان نقش دارد. عالم ناسوت مانند پوست است نسبت به عالم ملکوت یعنی قشر عالم ملکوت است[۱۱۷].
۱-۲-۲٫ عالم ملکوت
مراد، همان، عالم غیب و عالم نفس و عالم مجردات غیر تام است که به آن عالم مثال و عالم برزخ هم اطلاق می گردد و آن مرتبه و نشئه ای است برتر از عالم طبیعت که دارای صور و ابعاد است امّا فاقد حرکت و زمان و تغییر است. این عالم خود بر دو قسم است یکی «ملکوت اعلی» که عالم مجردات محضه است مانند عالم ملائکه و دیگری «ملکوت اسفل» است که عالم صور مقداری است[۱۱۸]. مانند وجود انسان ها در برزخ و قبر.
۱-۲-۳٫ عالم جبروت
مراد، همان عالم عقل و عالم معناست که حتی از صور و ابعاد و اشباح مبرّاست و فوق عالم ملکوت است[۱۱۹].
۱-۲-۴٫ عالم لاهوت
مراد همان عالم الوهیت و عالم ربوبی است. یعنی ذات مقدس واجب الوجود که مستجمع جمیع صفات کمالیه است. البته در آن مرتبه از وجود،‌ آنچه هست یک وجود اطلاقی است و بس. ذات پروردگار به تنهایی عالمی است و عظیم ترین عوالم است، زیرا ذات حق، محیط بر همه عوالم مادون است و ذره ای وجود از احاطه قیومی او خارج نمی باشد[۱۲۰].
نتیجه اینکه: فلاسفه، حکما و عرفا معتقدند که هستی و عالم خلق ، طبقات و مراتب چهار گانه ای دارد که عبارتند از عالم ناسوت، عالم ملکوت، عالم جبروت و عالم لاهوت؛ که البته سه عالم ابتدائی مربوط به جهان آفرینش هستند و آخری، مربوط به عالم آفریدگار است.
۲٫مطابقت مراتب انسان با هستی(تطابق کونین)
در حکمت متعالیه و عرفان انسان را عالَم صغیر و عالَم را انسان کبیر می نامد. بنا براین در اصطلاح عارفان و اهل تصوف، از عالم به انسان کبیر تعبیر می شود؛ چراکه تمام آنچه که در عالم هست، عبارت است از تمام آنچه که در نشئه انسانی می باشد؛ یعنی اعیان عالم تفصیل نشئه انسانی است. بنابراین انسان از جهت صورت، عالَم صغیر و مجمل است و عالَم، انسانِ کبیر و تفصیل یافته است[۱۲۱]
در فصل گذشته با بیان روایات در باب مراتب نفس می توان به این نتیجه دست پیدا کرد که انسان با مراتب هستی تطابق دارد علامه با بیان دو روایت زیر می فرمایند که این دو روایت چیزی را از تطابق دو عالم فرگذار نکرده است :
«ان الله عز و جل خلق ملکه على مثال ملکوته، و أسس ملکوته على مثال جبروته لیستدل بملکه على ملکوته و بملکوته على جبروته»[۱۲۲]
الصوره الانسانیه هى‏ اکبر حجج الله على خلقه، و هى الکتاب الذى کتبه بیده. و هى الهیکل الذى بناه بحکمته، و هى مجموع صور العالمین، و هى المختصر من اللوح المحفوظ، و هى الشاهده على کل غائب، و هى الحجه على کل جاحد، و هى الطریق المستقیم الى کل خیر، و هى الجسر (الصراط- خ ل) الممدود بین الجنه و النار[۱۲۳].
علامه با توجه به بیان بالا می‌فرمایند: بدان که ظاهرت که عالم ملک تست، با عالم ملک است، و خیالت با عالم مثال، و عقلت با عالم عقول، قابل حشر با همه‌اى، و داراى سرمایه کسب همه، صادق آل محمد صلى الله علیه و آله فرمود:
«ان الله عز و جل خلق ملکه على مثال ملکوته، و أسس ملکوته على مثال جبروته لیستدل بملکه على ملکوته و بملکوته على جبروته.»
این حدیث شریف عالم را بر سه مرتبه و هر مرتبه را آیت مرتبه دیگر و محاکى آن معرفى کرده است که عالم شهادت مطلقه و عالم مثال و عالم غیب مطلق است یکى از اصول علمى به حکم تطابق کونین تثلیث مراتب‏ عالم و آدم است.
که در آداب شب نیمه شعبان آمده است که حضرت خاتم صلى الله علیه و آله در سجده مى فرمود:
«سَجَدَ لَکَ‏ سَوَادِی‏ وَ خَیَالِی، وَ آمَنَ بِکَ فُؤَادِی‏»[۱۲۴]
‏ آدم‏ و عالم‏ در تکوین وزان و عدیل یکدیگرند[۱۲۵].
۲-۱٫ انسان یک هویت ممتده از فرش تا عرش
علامه با اشاره به این مطلب که هر مرحله وجودی انسان قابل ارتباط به همان مرحله عالم مسانخ و مجانس خود است می فرمایند : انسان در هر مرحله مى تواند مرحله دیگر را نیز مطالعه کند و به حقایق آن راهى پیدا کند که لیستدل بملکه على ملکوته و بملکوته على جبروته، و در سوره مبارکه واقعه قرآن تلاوت مى فرماید که:
«وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَهَ الْأُولى‏ فَلَوْ لا تَذَکَّرُونَ‏»[۱۲۶]
«و قطعاً پدیدار شدنِ نخستین خود را شناختید؛ پس چرا سَرِ عبرت گرفتن ندارید؟»
و در کافى از حضرت امام سجاد علیه السلام روایت فرموده است که:
«الْعَجَبُ‏ کُلُ‏ الْعَجَبِ‏ لِمَنْ‏ أَنْکَرَ النَّشْأَهَ الْأُخْرى‏ وَ هُوَ یَرَى النَّشْأَهَ الْأُولى» ‏[۱۲۷]
از جمع این دو حدیث شریف، عظمت سعه وجودى انسان روشن می شود که رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود:
«ما من مخلوق الا و صورته تحت العرش‏، و نیز فرمود: قلب المؤمن عرش الله الاعظم»
در تثلیث مراحل وجود عالم و آدم باید دانست که نفس ناطقه در حد هیچ یک از قوى و اعضاء محدود نیست و در عین حال همه است یعنى عال فى دنوه و دان فى

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

علوه که النفس فى وحدته کل القوى.[۱۲۸]
۲-۲٫مقارنه هستی و نفس آدمی
ایشان با توجه به تطابق عالم و آدم و مستنداتی که ذکر شد معتقدند که انسان با تمام اجزا و اعضای خود با حقیقیت عالم و تمام ابعاض و افراد آن، یعنی آنچه که در آسمان‌ها و زمین است، مشابهت دارد و انسان را «عالَم صغیر» و عالَم را «انسان کبیر» نامیده است ؛ اما از آنجا که وی حقیقت آدمی را «نفس ناطقه» و بدن را مرتبه نازل نفس می‌داند و نفس آدمی را که حقیقت ذات اوست، مبدأ واحد برای تمام قوای انسان می داند،که می‌توان این نکته را به عنوان نتیجه مقایسه نفس آدمی با عالم به دست آورد:
همان‌گونه که هستی در عین وحدت، دارای مراتب بی‌نهایت است و این کثرت، منحصر در سه عالَم کلی؛ یعنی ماده، خیال و عقل است، انسان نیز با حفظ هویت و وحدت خود، دارای مراتب متعدد و بی‌نهایتی است که مراتب کلی آن عبارتند از حس ، خیال و عقل حس آدمی شبیه به عالَم ماده، خیال وی شبیه به عالَم خیال و عقل وی شبیه عالَم عقل است؛ زیرا عالَم صغیر – یعنی انسان – دارای تمامی آن چیزی است که عالَم کبیر داراست.

  1. نقش ادراک در ارتباط انسان با هستی

با توجه به مباحثی که در فصل دوم گذشت نفس در اثر حرکت جوهری، فعلیت‌های گوناگونی پیدا می‌کند و با توجه به مراتب کلی خود، دارای صورت‌های حسی، خیالی و عقلانی می‌گردد که هر کدام، حکم مختص به خود را دارد و صورت اخیر انسان در هر مرتبه، تمام کمالات مادون خود را نیز داراست.
۳-۱٫رابطه ادراک آدمی با مراتب عالم