جلب ثالث- قسمت 7

ماده 135 ق.آ.د.م بیان می دارد:«هریک از اصحاب دعوا که جلب شخص ثالثی را لازم بداند می تواند تا پایان جلسه اول دادرسی جهات ودلائل خود را اظهار کرده وظرف سه روز پس ازجلسه اول باتقدیم داخواست ازدادگاه درخواست جلب او رابنمایدچه دعوا درمرحله نخستین باشد یا تجدیدنظر.»
طبق ماده فوق زمان تقدیم دادخواست جلب ثالث درمرحله بدوی ظرف سه روزپس ازجلسه اول دادرسی است، امابه شرط آنکه جهات و دلایل جلب ثالث تاپایان جلسه اول دادرسی اعلام شده باشند. مقنن به منظورپرهیز از اطاله دادرسی ونظم بخشیدن به روندرسیدگی، مهلت اقامه این دعوا رامحدود ومعین نموده است. هرچند ممکن است سبب جلب ثالث در حین رسیدگی کشف شود، اما از آنجایی که می توان این دعوارابه طورمستقل مطرح نمود، قانونگذار جلوگیری ازاطاله دادرسی و نظم بخشیدن به مقررات مربوط به رسیدگی را به احتمال ایجاد سبب جلب ثالث درحین رسیدگی ترجیح داده است.
نکته بعداین است که آیامی توان قبل ازتشکیل جلسه اول دادرسی دادخواست جلب را تقدیم نمود؟ درجواب به این سوال برخی اینگونه پاسخ داده اند: «ذکر جهات ودلائل مانع از آن است که هر یک از اصحاب دعوا قبل از حلول جلسه، دادخواست جلب ثالث بدهد.»[37]این نظرصحیح نیست زیرا براساس ماده 135ق.آ.د.م مهلت ذکر جهات و دلایل جلب شخص ثالث تا پایان جلسه اول دادرسی است. پس انتهای مهلت جلب ثالث به این صورت است که می توان جهات ودلایل آن راتاپایان جلسه اول اعلام نمودوتا سه روزبعد دادخواست تقدیم کرد. لذا، تقدیم دادخواست جلب ثالث قبل ازحلول جلسه اول یادرحین جلسه اول دادرسی هیچ مانعی ندارد. برخی ازنویسندگان[38]نظراخیر را حمایت می کنندوتقدیم دادخواست قبل ازجلسه اول را صحیح می دانند. وجود چنین نظری حاکی از مهم نبودن بیان جهت جلب در جلسه اول دادرسی است.
همچنین نظردیگری در این موردبیان می نماید:«هرگاه احد از اصحاب دعوا قبل از حلول جلسه اول مبادرت به تقدیم دادخواست جلب ثالث بنماید، در صورتی که از زمان تقدیم دادخواست تا جلسه دادرسی …»[39] از عبارت فوق بر می آید که می توان قبل از جلسه اول دادخواست جلب را تقدیم نمود. البته نظر فوق براساس قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318 بیان شده وقانون مذکور ذکر جهات و دلائل در جلسه اول را لازم ندانسته و به امکان تقدیم دادخواست در جلسه اول تصریح نموده بود.
دادخواست مربوط به دعوای جلب ثالث را می توان توأم با دادخواست اصلی درمراحل واخواهی و تجدیدنظر تقدیم نمود. درمرحله بدوی هم شاید بتوان همزمان با داخواست اصلی، دادخواست جلب را ارائه نمود اما این عمل منطقی نیست زیرا جلب ثالث معنایش این است که دعوایی قبلاً تحت عنوان دعوای اصلی مطرح شده، حال ضمن آن اقدام به جلب ثالث می شود. لذا اگر به همراه دادخواست اصلی درمرحله بدوی دادخواست جلب ثالث تقدیم شود، این ایراد را دارد که دعوای اصلی هنوز اقامه نشده است. تقدیم نمودن دادخواست جلب به همراه دادخواست واخواهی یا تجدیدنظر ازاین نظر بلامانع است که دعوای اصلی قبلاً اقامه شده است واکنون درمرحله واخواهی یاتجدیدنظر، دعوای جلب ثالث نیز به آن ملحق می گردد.
در قانون اصول محکمات حقوقی مهلت اقدام به جلب ثالث برای اصحاب دعوا تفکیک شده بود. مواد 408 و409 قانون مزبور چنین مقرر نموده بود:مدعی علیه در صورتی که خود را محق به جلب شخص ثالثی به محکمه دانسته و خواستار آن بشود باید عرض حال دراین باب به محکمه قبل ازموعدی که برای حضور او درمحکمه معین شده است بدهد.(ماده 408ق.ا.م.ح)
مدعی نیز در صورتی که بخواهد برای جواب به اعتراض مدعی علیه،شخص ثالثی را به محکمه جلب کند می تواند در جلسه اول محکمه این اظهار را بنماید ولی عرض حال خود را دراین باب لااقل فردای آن روز بدهد.(ماده409ق.ا.م.ح)
در قانون آیین دادرسی مدنی مصوب1318 این موعددردادرسی های عادی واختصاری تفکیک شده بود. ماده275 قانون مذکوربیان می داشت:« دادخواست جلب شخص ثالث دردادرسی های عادی از مدعی علیه تا موعدآخرین لایحه که می دهند پذیرفته می شود.» و در دادرسی ها ی اختصاری ماده 276 مقرر می داشت :«در دادسی های اختصاری هرگاه یکی از اصحاب دعوا بخواهد درخواست جلب ثالث نماید باید تا آخر جلسه اول اظهار کرده و دادخواست آن را در ظرف سه روز پس ازجلسه به دفتر دادگاه بدهد.»
یکی از تفاوت های جلب ثالث و ورود ثالث این است که قانونگذار برای ورود ثالث به دعوا موعدی در نظر نگرفته است زیرا امکان دارد ثالث تا مدتها از جریان دادرسی بی اطلاع بماند.
مهلت اقامه دعوای جلب ثالث در دیوان عدالت اداری برای طرفین دعوای اصلی تفکیک شده است. هرگاه دعوایی دردیوان اقامه شده باشد و شاکی درصدد اقامه دعوای جلب ثالث باشد، باید ظرف سی روزپس ازتقدیم دادخواست اصلی، دادخواست جلب خود را تسلیم کند.طرف دیگر دعوای اصلی جهت اقامه دعوای جلب ثالث،می تواندضمن پاسخ کتبی، دادخواست جلب خود را تقدیم نماید. ماده54 قانون تشکیلات وآیین دادرسی دیوان عدالت اداری مقررمی دارد :« هرگاه شاکی جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری غیر از طرف شکایت را به دادرسی لازم بداند، می تواند ضمن دادخواست تقدیمی یا دادخواست جداگانه، حداکثر ظرف سی روز پس از ثبت دادخواست اصلی تقاضای خود را تسلیم کند. همچنین در صورتی که طرف شکایت، جلب شخص حقیقی یا حقوقی دیگری به دادرسی راضروری بداند، می تواندضمن پاسخ کتبی، دادخواست خودرا تقدیم نماید. در این صورت شعب دیوان تصویری از دادخواست، لوایح و مستندات طرفین را برای شخص ثالث ارسال می کند.» همانگونه که ازمتن ماده مشخص است، قانونگذار ابلاغ دادخواست جلب را فقط به ثالث کافی دانسته است و دراین مورد نیازی به ابلاغ آن به طرف دیگر دعوای اصلی نیست.
مقنن در ماده 135ق.آ.د.م بیان نموده که هرگاه جالب بخواهد اقامه دعوای جلب ثالث نماید باید تا پایان جلسه اول دادرسی جهات و دلائل خود را اظهار کرده وظرف سه روز پس از جلسه، دادخواست جلب را تقدیم نماید. نکته قابل توجه این است که آیا تقدیم دادخواست جلب ثالث باید مسبوق به بیان جهات ودلائل جلب درجلسه اول باشد؟ به عبارت دیگر درصورتیکه جالب، جهات و دلائل خودرا در جلسه اول بیان ننماید اما ظرف سه روز بعد از جلسه، دادخواست جلب خود را تقدیم دادگاه نماید دادخواست از وی پذیرفته نمی شود؟دعوای جلب ثالث از انواع دعاوی طاری است که به تبع دعوای اصلی شکل می گیردواولین تاثیرش بر روند رسیدگی، اطاله دادرسی می باشد. به همین جهت دادگاه قبل ازرسیدگی یاپذیرش این دعوا، موثر بودن این دعوا دردعوای اصلی را مدنظر قرار می دهد. درمتن قانون مواردی وجود دارد که دادگاه رادرصورت موثربودن آن موضوع، مجازبه رسیدگی دانسته است. «درخواست رسیدگی به گواهی درصورتی دادگاه راملزم به رسیدگی می کند که دادگاه لااقل احتمال بدهد که ادای شهادت در اثبات دعوا یا دفاع به نحوی ازانحاء تاثیر دارد.»[40]
همچنین حکم شماره4135 دادگاه انتظامی مورخ18/18/1326بیان میدارد :« اگرچه بردادگاه لازم است که به دلایل مدعی ودفاع خوانده رسیدگی کندولی درعین حال درمقابل تقاضاهایی که هریک ازطرفین دایر برتجقیقات ویامعاینه محل ویارجوع به کارشناس می کنند،دادگاه باعدم تاثیرآن در کار،اجباری به قبول نداشته ودر رد یاقبول آن مختار است.»
هنگامی که جالب قبل از تقدیم دادخواست جلب، جهات و دلائل خود را بیان نماید دادگاه بهتر می تواندموثر بودن دعوای جلب راتشخیص دهد ویا حتی درصورت احراز قصد اطاله دادرسی به آن ترتیب اثر ندهد. یکی از اساتید در این زمینه چنین می نویسند: « جالب ثالث باید بتواند دادگاه را قانع کند که جلب ثالث در جریان دادرسی موثر خواهد بود وگرنه دادگاه جریان دادرسی را قطع ننموده ومنتظر تقدیم دادخواست جلب ثالث نخواهد شد.»[41]
طبق نظر یکی از حقوقدانان « اشاره قانونگذار به ضرورت اظهار جهات و دلائل جلب ثالث در جلسه اول فقط از این جهت است که دادگاه از قصد خواهان جلب مطلع باشد نه اینکه تقدیم دادخواست جلب ثالث متوقف بر موافقت دادگاه با تقدیم آن باشد.بدیهی است در صورتی که خواهان یا خوانده بعد از جلسه اول دادرسی تصمیم بگیرند شخص ثالثی را جلب نمایند ولو اینکه ظرف سه روز ازجلسه اول پرونده اصلی چنین دادخواستی را تقدیم کنند این دادخواست قابل رسیدگی نخواهد بود چرا که تقدیم دادخواست باید مسبوق به اظهار قبلی در جلسه اول دادرسی پرونده اصلی باشد.» [42]
براساس نظر فوق دادگاه نمی تواند موثر بودن دعوای جلب را قبل از رسیدگی به آن بررسی کند وبه صرف اظهار جهات ودلائل در جلسه اول، دادخواست جلب باید پذیرفته شود. فرض نداشتن چنین اختیاری برای دادگاه در زمان اقامه دعوای طاری که مهمترین اثرش اطاله دادرسی است، با اصول حقوقی سازگار نیست. ازطرف دیگر دادگاه دررسیدگی به موضوع پرونده مواردی که موثر در رسیدگی می باشد را بررسی می کند. شاید این سوال پیش آید که دادگاه موثربودن یانبودن دعوای جلب ثالث را می تواند بادریافت دادخواست جلب بررسی نماید ودیگر نیازی به بیان جهات جلب قبل ازتقدیم دادخواست نمی باشد.در جواب می توان گفت، قانونگذار به دلیل وجود مزایایی همچون صرفه جویی در وقت، هزینه و… رسیدگی توام به دعوای اصلی و جلب را پیش بینی نموده است. حال اگر جالب جهات ودلایل خودرا اظهار نماید ودادگاه آن راموثر دررسیدگی نداند، دیگرلزومی به تقدیم دادخواست جلب نیست وجالب متحمل هزینه بیهوده نمی شود. این حالت بهتراز فرضی است که بیان جهات و دلایل جلب لازم نباشدودادخواست جلب پس ازطی تشریفات و پرداخت هزینه دادرسی تقدیم شود ودر نهایت دادگاه آن را موثر در رسیدگی به دعوای اصلی نداند یا ارتباط دو دعوا را احراز ننماید و به آن ترتیب اثر ندهد. مثال دیگری هم می توان بیان نمود. مثلاً دادخواست جلب ثالث بدون اظهار جهات ودلایل، ناقص تقدیم دادگاه می شود. دادگاه رسیدگی به دعوای اصلی را متوقف می نماید تا دادخواست جلب تکمیل گردد. بعد از گذشت مدت زمان لازم و تکمیل شدن دادخواست جلب، دادگاه جلسه رسیدگی را تشکیل می دهد. امادرجلسه به این امرپی می برد که دعوای جلب ثالث، موثر در رسیدگی به دعوای اصلی نیست. در حالت اول بایدبه دادخواست جلب ترتیب اثرندهد ودرحالت دوم دودعوا راتفکیک نماید ودرصورت داشتن صلاحیت جداگانه به آن رسیدگی نماید. همانطورکه مشاهده می شود در صورت بیان جهات ودلائل توسط جالب واظهار نظر دادگاه درمورد آن، روند رسیدگی می تواند کوتاهتر شود.
البته این موضوع ازدیدگاه دیگری هم قابل بررسی است،اینکه بایستی جهات و دلایل جلب ثالث تا پایان جلسه اول دادرسی اعلام شود و تا سه روز بعدازآن دادخواست تقدیم گردد، حداکثر مهلت اقدام به جلب ثالث رانشان می دهد وگرنه تفکیک بین دوعمل مزبور(اعلام جهات وتقدیم دادخواست) ضرورتی ندارد. به عبارت دیگر، تقدیم دادخواست جلب ثالث ممکن است قبل از جلسه اول یادرحین جلسه اول دادرسی صورت پذیرد. دراین صورت، اعلام قبلی جهات و دلایل جلب ثالث ضرورتی ندارد ودادخواست جلب ثالث خودبخودحاوی جهات ودلایل مزبور خواهد بود.
همچنین نیازی به بیان جهات جلب در دادخواست جلب نمی باشد. رای صادرشده از دیوان عالی کشور به شماره 2488 مورخ 30/7/1319 شعبه چهارم در این زمینه مقرر می دارد: «در قانون آیین دادرسی مدنی شرط نشده است که دادخواست جلب باید مستقل بوده وموجبات جلب در آن تصریح شده باشد. بنابراین رد دادخواست (به استناد اینکه تشریفات قانونی از حیث استقلال دادخواست و موجبات جلب اعمال نشده) صحیح نخواهد بود.»
قانون اصول محاکمات حقوقی جهت اقامه دعوای جلب، در ماده ای مجزا بیان نموده بودکه جهت جلب باید تصریح شود. ماده 410 قانون مزبور در این زمینه مقرر می داشت: «باید در عرض حال اسم و شهرت ومحل اقامت شخص ثالث وجهت جلب او به محکمه صریحاً قید شود.»ودرماده ای دیگر پذیرفتن دادخواست جلب ثالث را توسط مدعی فقط مسبوق به اظهار آن درجلسه اول محاکمه دانسته است. اما در قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318بحثی از بیان جهت جلب قبل از تقدیم دادخواست به میان نیاورده است و اظهار درخواست جلب را در جلسه اول کافی دانسته است. ماده 276قانون مذکورمقررمی دارد:«دردادرسی های اختصاری هرگاه یکی ازاصحاب دعوابخواهد درخواست جلب ثالث نماید، باید تا آخر جلسه اول اظهار کرده و دادخواست آن را در ظرف سه روز پس از جلسه به دفتر دادگاه بدهد.» به طورخلاصه در ابتدا قانون اصول محاکمات حقوقی بر بیان جهت جلب تاکید داشت امادرقانون آیین دادرسی 1318صرف اظهارجلب ثالث کافی بود. بعدازآن درقانون آیین دادرسی مدنی مصوب1379 صریحاً بیان شده است که جهت جلب باید اظهار شود. با نگاهی بر این روند می توان به این نتیجه رسید که بیان جهت جلب قبل از تقدیم دادخواست آن، دارای آثاری است که می تواند در روند رسیدگی به دعوای اصلی تاثیرگذار باشد به همین دلیل مقنن بیان جهت جلب را لازم دانسته است. به طور خلاصه فایده اعلام جهات ودلایل جلب ثالث تاپایان جلسه اول دادرسی آن است که اولاً دادگاه راازقصد جالب مبنی براقدام به جلب شخص ثالث آگاه می سازد وثانیاً این امکان رابه دادگاه می دهد تارابطه بین دعوای اصلی وطاری وتاثیر دعوای جلب ثالث بردعوای اصلی را ارزیابی نموده ونهایتاً تشخیص دهد که آیا چنین دعوایی را می توان مصداق جلب شخص ثالث قلمداد نمود یاخیر.
حقوق فرانسه درماده 327قانون آیین دادرسی مدنی خویش جلب شخص ثالث درمرحله بدوی و تجدیدنظرراپیش بینی نموده است. ودر ماده 331قانون مذکور بیان نموده است: هریک ازطرفین که دارای حق اقدام است می تواند شخص ثالثی رابه منظور محکومیت به طور اصلی طرف دعوا قراردهد. همچنین طرفی که درسرایت دادن رأی به شخص ثالث ذینفع است می توانداوراطرف دعوا قرار دهد.[43]
ب) مرحله شکایت از رأی
1) درطرق شکایت عادی
اول : واخواهی
جلب شخص ثالث به بیان صریح قانونگذار در واخواهی هم می تواند صورت بگیرد. ماده 136ق.آ.د.م بیان می دارد :« محکوم علیه غیابی در صورتی که بخواهد درخواست جلب شخص ثالث را بنماید باید دادخواست جلب را با دادخواست اعتراض تواماً به دفتر دادگاه تسلیم کند. معترض علیه نیز حق دارد در اولین جلسه رسیدگی به اعتراض، جهات ودلایل خود را اظهار کرده وظرف 3روز دادخواست جلب شخص ثالث را تقدیم دادگاه نماید.»
مقنن طبق ماده فوق به شخصی که حکم غیابی علیه وی صادر شده است این حق را داده است که ضمن واخواهی بتوانداقدام به جلب ثالث نماید. سوالی که پیش می آیداین است که آیا دادخواست اعتراض وجلب ثالث بایدهمزمان تقدیم دادگاه شودیا علاوه بر همزمان بودن نیاز است که دریک دادخواست هردو دعوا اقامه شود؟ ازعبارت ماده136برمی آید که تقدیم دادخواست های جداگانه برای اعتراض به حکم غیابی وجلب ثالث لازم است. اما رأی دیوان عالی کشور تقدیم دادخواست جداگانه را ضروری ندانسته است. رای شماره 880مورخ 31/5/1327شعبه اول دیوان عالی کشور بیان می نماید: «اگرکسی دردادخواست اعتراض بر حکم غیابی جلب ثالث راخواستارشود، درحقیقت به مفاد ماده277 قانون آیین دادرسی مدنی(ماده 136 قانون فعلی) عمل کرده است وامتناع دادگاه از رسیدگی نسبت به دادخواست جلب ثالث مستند قانونی ندارد.» همچنین حکم شماره 2488 مورخ 30/7/1319 شعبه 4دیوان عالی کشوراشعارمی دارد: «درآیین دادرسی مدنی شرط نشده است که دادخواست جلب باید مستقل بوده و موجبات جلب در آن تصریح شده باشد. بنابراین رد دادخواست به استناد اینکه تشریفات قانونی از حیث استقلال دادخواست و موجبات جلب اعمال نشده درست نیست.»
نظر مخالفی هم در این باره وجود دارد: «برخلاف آرای متعددی که ازشعبه های دیوان عالی کشور صادر شده وطرح دعوای جلب ثالث وواخواهی را همراه یک دادخواست اجازه داده اند، از ظاهر ماده 136 چنین برداشت می شود که واخواهی و جلب ثالث باید به موجب دو دادخواست اقامه شوند. زیرا واژه دادخواست را دو بار بکار برده است.»[44] باتوجه به آنچه درماده136 بیان شده است به نظرمی رسد نظراخیر صحیح باشد ونیازبه تقدیم دودادخواست جداگانه برای اعتراض وجلب ثالث باشد.
معترض علیه حق دارد دراولین جلسه رسیدگی به اعتراض، جهات و دلایل خودرا اظهار کرده و ظرف 3روز دادخواست جلب شخص ثالث را تقدیم نماید. در مبحث واخواهی مهلت اقامه دعوای جلب برای واخواه و واخوانده تفکیک شده است. برخی از نویسندگان[45] به این تفکیک ایراد نموده اند. وی بیان می نماید: «مهلتی که قانونگذار برای واخوانده در ماده136ق.آ.د.م مقرر کرده است در مقایسه با مهلتی که در ماده 135آن قانون برای خواهان یا خوانده مقررشده است قابل انتقاد است، زیرا اگردر ماده 135اظهاردرجلسه و تقدیم دادخواست ظرف 3روزرا مقررکرده، بدین خاطر است که شاید طرفی که متقاضی جلب ثالث است ، خواهانی است که برای نخستین بار درجلسه دادرسی باخوانده روبرو شده اظهارات اورا می شنود ودر اظهارات خوانده شخص دیگری که در موضوع دعوا دخالت داشته مطرح می شود. طبیعی است درچنین شرایطی خواهان، امکان تقدیم دادخواست جلب ثالث تاپایان جلسه را ندارد ولازم است به او فرصت کافی برای تهیه ی مقدمات و تنظیم دادخواست داده شود.» اماواخوانده طرفی است که یک بار اظهارات طرف خودرا به موجب دادخواست واخواهی، پیش ازجلسه اول دارسی مرحله واخواهی، دریافت کرده واینگونه نیست که برای نخستین باردرجلسه مذکور با واخواه واظهارات اومواجه شود. بنابراین آنچه فلسفه وضع مهلت به شکل مقرردر ماده135 بوده،درباره جلب ثالث توسط واخوانده وجودنداردونیازی به وضع مهلت به شکل مذکور در ماده136درباره واخوانده نیست واینگونه تعیین مهلت قابل توجیه نیست.این موضوع ازدیدگاه دیگری هم قابل بررسی است. ممکن است واخواه ضمن دادخواست واخواهی همه دلایل خودرامطرح ننموده باشد ودر جلسه اول بعضی مطالب ومدارک خودرا بیان واعلام نماید. دراین صورت قابل توجیه است که واخوانده بتواند درجلسه اول جهات ودلایل خودرااظهار بنماید سپس ظرف سه روز اقدام به جلب ثالث نماید.
بعضی ازحقوقدانان ماده136رامتضمن یک امتیازبرای محکوم علیه غائب دانسته اند.« امتیاز مذکور آن است که محکوم علیه غائب می تواند بعد از صدور رای غیابی مبادرت به جلب ثالث نمایددر حالی که غیابی بودن رای ناشی از قصور یا سهل انگاری دادگاه صادر کننده حکم نیست چرا که به علت عدم حضور خوانده در جلسات دادرسی و عدم پاسخ کتبی به دعوا، روند پرونده منجر به صدورحکم غیابی علیه وی شده است ودرحقیقت مسئول اصلی صدورحکم غیابی، شخص محکوم علیه است ولی با این وصف اختیار یافته است دادخواست جلب ثالث بدهد.»[46]باتوجه به شرایط حکم غیابی، نمی توان درهمه موارد غیبت خوانده راناشی ازقصور وی دانست زیراچه بسا که ازجریان دادرسی مطلع نشده باشد. لذا اطلاق این نظر قابل ایراد است.
در قانون اصول محاکمات حقوقی جلب ثالث در مرحله واخواهی تجویز نشده بود تا اینکه در قانون آیین دادرسی مدنی مصوب1318به تصویب رسید.متن ماده مزبورازاین قرار بود :« محکوم علیه غیابی درصورتی که بخواهددرخواست جلب ثالث نمایدباید دادخواست جلب ثالث رابا دادخواست اعتراض تواماًبه دفتردادگاه بدهد ونیز معترض علیه حق دارد تا جلسه اول رسیدگی به حکم غیابی دادخواست جلب ثالث تقدیم نماید.» البته این ماده درسال1349نسخ شده بودوتا تصویب قانون آیین دادرسی مدنی در سال 1379امکان جلب ثالث در واخواهی وجود نداشت. ماده 136 قانون اخیر الذکر جلب ثالث در واخواهی رامجدداً تجویز نموده است.
دوم : مرحله ی تجدیدنظر
قانونگذار در ماده 135ق.آ.د.م مقررنموده است که جلب شخص ثالث می توانددرمرحله تجدیدنظر صورت گیرد.طبق ماده فوق برای جلب ثالث بایدجهات ودلایل درجلسه اول بیان شودو دادخواست آن ظرف سه روز پس ازجلسه اول تقدیم دادگاه شود.طبق ماده مذکور زمان تقدیم دادخواست جلب ثالث در مرحله بدوی وتجدید نظریکسان است. چون درمرحله بدوی جلسه رسیدگی تشکیل می شود ماده فوق قابل اعمال است اما درمرحله تجدیدنظر اصل براین است که جلسه دادرسی تشکیل نمی شود مگردرصورت ضرورت.در این صورت برای اینکه حق طرفین محفوظ باشد، تجدیدنظر خواه می تواند ضمن دادخواست تجدیدنظر، دادخواست جلب ثالث را تقدیم دادگاه نماید. همچنین تجدیدنظرخوانده همزمان باپاسخ به دادخواست تجدیدنظر می‌تواند اقدام به جلب ثالث نماید. برای شماره1534 شعبه اول دیوان عالی کشورمورخ11/9/1324مقرر می دارد:«جلب ثالث همزمان با تقدیم دادخواست تجدیدنظر یا همزمان با پاسخ به تجدیدنظر است.»
همچنین رای هیات عمومی شماره 1440-22/5/1341دیوان عالی کشوردراین خصوص مقررمی دارد: «دادخواست جلب ثالث از طرف پژوهشخواه باید همراه دادخواست پژوهشی تقدیم شود.»
مسلم است درصورت تشکیل جلسه در مرحله تجدیدنظر، مهلت اقامه ی دعوای جلب ثالث طبق ماده 135ق.آ.د.م خواهد بود.
می توان جلب ثالث رادرمرحله تجدیدنظراقامه نمودحتی اگرسبب جلب درمرحله بدوی موجود بوده باشد. رای شماره1791مورخ15/11/1331هیئت عمومی دیوان عالی کشور دراین زمینه مقررمی دارد: «طبق ماده274(ماده 135قانون کنونی) هریک از اصحاب دعوا جلب ثالثی را در مرحله نخستین یا پژوهش لازم بداند، می توانندازدادگاه جلب ثالث راتقاضا نمایندواطلاق ماده مزبورشامل مواردی هم که موضوع اصل دعوا، مطالبه تخلیه و اجرت المثل ازمستاجر بوده وعنوان تولیت ووصایت مقدمه برای اثبات صحت اقامه دعوا ازطرف خواهانها باشدوموجر برای اجرای ماده 479ق.آ.د.م مصوب1318جلب گردد،خواهدبودو همانطورکه فوت مرحله نخستین ازثالثی که فقط درمرحله پژوهشی برای دفاع جلب شده، مانع صدور حکم علیه مجلوب نمی شود، دراین موردنیز عدم دخالت مجلوب درمرحله نخستین مجوز رددعوای جلب نخواهد بود.» ایرادی که دراین مبحث بر بیان قانونگذار وارد می باشد این است که طبق ماده 135ق.آ.د.م درمرحله تجدیدنظر هم می توان اقدام به جلب ثالث نمود و فرقی نمی کند که درمرحله بدوی جلب ثالث صورت گرفته یانه واگرصورت گرفته دادخواست آن ردشده یا نشده باشد. درهرصورت جالب حق دارد درمرحله تجدیدنظر اقدام به جلب ثالث نماید. ایراد ماده فوق زمانی آشکار می شودکه شخصی درمرحله تجدیدنظربه دعوا جلب وحکم علیه وی صادر شود. در این صورت مجلوب محکوم نمی تواندتقاضای تجدیدنظر نمایدواز حق دودرجه ای بودن دادرسی محروم می شود. اهمیت این مساله زمانی بیشترنمایان می شودکه جالب باجلب ثالث قصدتضییع حق مجلوب را داشته باشد.حقی که دارایی هرشخصی است که به دعوافراخوانده می شودیاعلیه دیگری اقامه دعوا می نماید. « حق برخورداری از پژوهش وتجدیدنظر ازحکم،یک حق اساسی برای شهروندان کشور است. این حق در سازمان دادگستری امروزی جهان، از مفهوم عدالت وبرخورد منصفانه با دعاوی سرچشمه می گیرد. پایه های این حق بر شناسایی ضعف و شکنندگی انسان (قاضی) استوار است وبنابراین فرصت پژوهش خواهی به هر شخصی که حکمی به زیان او صادر می شود باید داده شود.»[47]
نویسندگان دیگری هم به داشتن این حق تاکیدکرده اند:«یکی ازاصول دادرسی عادلانه اصل “تساوی ابزار و امکانات”بین دو طرف پرونده می باشد. اصل تساوی ابزار وامکانات که بایددرطول دادرسی رعایت شود بدین معناست که با هر دو طرف به نحوی برخورد شود که موقعیت مساوی هر دواز لحاظ دادرسی در طول محاکمه تضمین شودو طرفین در طرح دعاوی شان در موقعیت یکسانی باشند.به این معنا که هرطرف باید ازفرصت معقول برای طرح دعوا در شرایطی که ضرری به طرف مقابل وارد نکند برخوردار باشد.»[48]
به طورخلاصه اگرجلب ثالث درمرحله تجدیدنظربه عمل آید،بااصل دودرجه ای بودن رسیدگی منافات داردو مجلوب ثالث رادرعمل ازیک مرحله دادرسی محروم می نماید. این امر به ویژه درصورتی که امکان جلب ثالث درمرحله بدوی مهیابوده باشد،قابل توجیه به نظر نمی رسد. لذا درحقوق فرانسه، جلب ثالث درمرحله تجدیدنظر در صورتی امکانپذیر است که تحول دعواپس ازمرحله نخستین، جلب ثالث را ایجاب نماید. البته درحقوق ایران اطلاق ماده 135ق.آ.د.م درهرحال امکان جلب ثالث درمرحله تجدیدنظررابه اصحاب دعوا می دهد وازاین حیث قابل انتقاد به نظر می رسد. درحقوق فرانسه امکان طرح دعوای جلب ثالث درمرحله پژوهش مشروط به آن شده است که سبب دعوابعدازمرحله نخستین حادث شده باشد.
قانون اصول محاکمات حقوقی در زمینه امکان اقامه دعوای جلب در مرحله تجدیدنظر ساکت بود امااین موضوع به صراحت در ماده274قانون آیین دادرسی مدنی مصوب1318وماده 135 قانون آیین دادرسی مصوب1379بیان شده است. ماده274مقررمی داشت :«هریک ازاصحاب دعواکه جلب شخص ثالثی را لازم بداند می تواند به موجب دادخواست از دادگاه درخواست جلب آن شخص را بنماید اعم ازاینکه دعوادرمرحله نخستین باشدیا پژوهش.»مهلت اقامه دعوای جلب ثالث درمرحله تجدیدنظر باتوجه به شیوه دادرسی تعیین شده بود:دردادرسی های عادی تاموعدآخرین لایحه و دردادرسی های اختصاری، اظهاردرجلسه اول وتقدیم دادخواست ظرف سه روز پس از جلسه. (مواد 275 و 276 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1318)
قانون دیوان عدالت اداری جلب ثالث درمرحله تجدیدنظرراتجویزننموده است. علیرغم اینکه در مرحله بدوی امکان جلب شخص ثالث پیش بینی شده است.(ماده 54 قانون تشکیلات وآیین دادرسی دیوان عدالت اداری)
2) درطرق شکایت فوق العاده
اول : فرجام و اعاده دادرسی

این مطلب را هم بخوانید :  سایت مقالات فارسی - بررسی تأثیر عوامل سازمانی و فردی بر ارزش ویژه برند داخلی شرکت شناسایی ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.