پژوهش دانشگاهی – تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و نثر …

آغاز دیباچه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم

«سپاس از جهان آفرین کردگار خداوند نیسان و فصل بهار …

و شکر بسیار خدای را جلّ جلاله و ثنائه که توفیق شکر هم از جلیّات۱ نِعَم اوست و ثنا و آفرین بی شمار آفریدگار را تعالی کماله و کبریائه که زبان ثناگوی هم از خبیّات۲ کرم اوست. … قادری که دست زوال بدامن او نرسد، رازقی که فهم و کمال در حصر آلای او برسد، قادر پر کمال و صانع ذوالجلال اوست. … مدح انبیا و ستایش پیغمبر ما محمد مصطفی صلوات الله علیه و علیهم».۳ 
در دیباچه راحه الصدور، تلمیحات زیر از کلام مولا علی (ع) استفاده شده است.
«وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ ».۴و شمارگران شمردن نعمت هاى او ندانند،
و کوشندگان حقّ او را گزاردن نتوانند.
«کَائِنٌ لَا عَنْ حَدَثٍ مَوْجُودٌ لَا عَنْ عَدَمٍ».۵ بوده وهست، از نیست به هستى در نیامده است.
«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ … أَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَه» ۶.
__________________________
جلیّات: آشکارها.
خبیّات: پنهانی ها.
راوندی، محمد بن علی، راحه الصدور و آیه السرور، تصحیح محمد اقبال، تهران، اساطیر، چاپ اوّل، ۱۳۸۵٫
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
همان.
همان.
نثر دینی و اخلاقی:
نثر دینی فارسی دری با ترجمه تفسیر طبری آغاز شد. کتابی که دوّمین کتاب نثر فارسی در عهد سامانی شناخته می شود و خوشبختانه تمام آن امروز بر جای مانده است. ترجمه ای از یک تفسیر قرآن است که اصل عربی آن در سال های آخر قرن سوم به دست محمد بن جریر طبری به دانشمند ایرانی تألیف یافته است. منصور بن نوح سامانی پس از دسترسی به نسخه ی عربی این تفسیر دریافت که فهم آن برای مردم دشوار است. بنابراین علمای دینی ماوراء النهر را جمع کرد و مجوز ترجمه این تفسیر را دریافت نمود. پس از آن علمای ماوراءالنهر مأموریت یافتند تا این کتاب را به فارسی ترجمه کنند. آن چه امروز به نام ترجمه تفسیر طبری در دست است همان ترجمه و خلاصه ای از تفسیر محمد بن جریر طبری است که سده ی چهارم به صورت نثری ساده و استوار در آمده است.
در دوره بعد نثر دینی در قلمرو تفسیر قرآن گسترش یافت و تفسیر های متعددی به زبان فارسی برای استفاده ایرانیان مسلمانی که عربی نمی دانستند تألیف گردید.
در این بخش هشت کتاب که دارای دیباچه هستند و در قرن های متفاوت تألیف شده اند آورده شده است.
۴-۳ متون دینی و اخلاقی:
۴-۳-۱ خصال شیخ صدوق
شیخ صدوق از محدثین بزرگ مذهب شیعه است و خصال یکى از شاهکارهاى اوست.این کتاب از جمله آثاری است که تمام اخبار آن با سلسله ی سند ذکر شده، البته گاهی اسناد آن ضعیف است، این کتاب اگر چه از نظر فنّ حدیث و بیان کثرت اسناد و طرق روایت مؤلّف مورد اهمّیّت است ولى از نظر انتقاد و تصحیح اخبار اخلاقى آن، خیلی مورد اهمّیّت نیست.
شیخ صدوق علاوه بر احادیثى که از پدر بزرگوار خود و سایر استادان شیعه در قم- که در قرن چهارم، حوزه علمیه شیعه و مرکز مهم راویان و علماى بزرگ مذهب شیعه بوده – کسب کرده است. از علماى مراکز علمى دیگر نیز روایاتى به دست آورده و در این کتاب درج کرده‏است.
بسم الله الرحمن الرحیم
«حمد مر خدایی راست که در یگانگی یکتاست و در الوهیّت تنها، بندگان را به فطرت خویش آفریده، زبان ها از وصفش در مانده و دیده ها از دیدنش در پرده است. آن است که از اوصاف مخلوقات بالاتر و از معانی محدود والاتر است در همه خلایق مانندی ندارد و جز او معبود حقی برای عالمیان نیست، گواهی می دهم که معبود بر حقّی نیست جز خدای تنها، شریکی ندارد و گواهی می دهم که محمد صلوات الله علیه و آله بنده و فرستاده اوست، به رسالت خویش برگزیده و معالم دینش را به وی سپرده و با کتاب خود او را برانگیخت که حجت بندگانش باشد و گواهیم که هر کسی ایشان را متابعت کرد نجات یافت و هر آن که از آنه تخلف ورزید به هلاکت رسید و صلوات خدا بر ایشان و ارواحشان و اجسادشان به پیوست رحمت خدا و برکات او».۱
برای هر جمله دیباچه خصال شیخ صدوق می توان تلمیحاتی از کلام امیرالمؤمنین آورد که به چند مورد آن اشاره می شود:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِی لَیْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُود وَ لَا وَقْتٌ َمعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ».۲
______________________
ابن بابویه، محمد بن على، الخصال، ترجمه محمد باقر کمره اى، تهران،‏ کتابچى،‏ چاپ اوّل،۱۳۷۷ ش‏، ص۶۱٫
نهج البلاغه،خطبه ی اوّل.
سپاس خدایى را که سخنوران در ستودن او بمانند و شمارگران شمردن نعمت هاى او ندانند و کوشندگان حقّ او را گزاردن نتوانند. خدایى که پاى اندیشه تیزگام در راه شناسایى او لنگ است و سر فکرت ژرف رو به دریاى معرفتش بر سنگ. صفت هاى او تعریف ناشدنى است و به وصف در نیامدنى و د

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

ر وقت ناگنجیدنى و به زمانى مخصوص نابودنى.
«فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ».۱ به قدرتش خلایق را بیافرید.