سامانه پژوهشی – تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و …

________________________
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
مجمل التواریخ و القصص، ص۱٫
نهج البلاغه، همان.
همان، خطبه ی ۱۸۵٫
۴-۲-۴ سیرت رسول الله
این کتاب، ترجمه و انشای رفیع الدین اسحق بن محمد همدانی قاضی ابرقوه(۵۸۲-۶۲۳ه.ق) است که از کتاب «سیره النبی» روایت عبدالملک بن هشام، به روایت زیاد بن عبدالله البکایی و روایت او از محمد بن اسحاق المطّلبی، ترجمه شده و به انشای قاضی ابرقوهی درآمده است.
این کتاب نفیس در دو جلد به تصحیح دکتر اصغر مهدوی چاپ شده و مصحّح دانشمند در دویست و نوزده صفحه مقدمه ای در معرفی کتاب، محمد بن اسحاق، کتب مغازی، راویان ابن اسحاق، سیره ابن هشام، خاندان مترجم، منشی کتاب حاضر و مطالب سودمند دیگر، نگاشته و بر اهمّیّت و سودمندی کتاب افزوده است. این ترجمه تحت اللفظی نیست و از حدّ ترجمه آزاد هم فراتر می رود و مطالب و اخبار اصلی را با توضیحات خود می آمیزد. کتاب به سی باب و هر باب به فصولی تقسیم شده، نثر کتاب شیوا و پخته و جاذب و گاه مُسَجَّع است و در ترجمه عبارات و اشعار و اخبار عربی، رعایت نثر فارسی و شیوه روان و قابل فهم فارسی زبانان را معمول داشته است. نثر مُسَجَّع مقدمه و ستایش خدا و نعت رسول اکرم(ص) خطبه اول را تداعی می کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
«حمد و ستایش آفریدگاری را که کسوت وجود در تن عالم از آثار قدرت اوست و شکر و سپاس پروردگاری را که حلیت خرد بنی آدم از انوار اسرار حکمت اوست، آن بخشاینده ای که بر سر هر موجودی از دامن رحمت خود نثاری ریخته و آن راه نماینده ای که از پی هر مقصودی اهل نظر را اعتباری انگیخته، آن لطیفی که هواجس۱ افکار در مدارج اعتبار تصور کیفیّتی وی را نتواند، آن عظیمی که خواطر افهام در معارج۲ اوهام تقدیر ماهیّتی وی را نیارد … صنع بی علّتش هفت کره افلاک را مدوّر کرده و بر چهره خاک صد هزار بدایع و صنایع مصوّر کرده، از عالم آدم را برگزید و از بنی آدم انبیا را صلوات الله علیهم اجمعین رفعت نبوت و درجه رسالت داد و از انبیا محمد مصطفی را، صلوات الله علیهم اجمعین رفعت نبوت و درجه رسالت داد و از انبیا محمد مصطفی را صلوات الله علیه به مزید منزلت کرامت مخصوص گردانید و ختم نبوت به وی کرد و رتبت دعوت کافه مردم را خاص وی داد».۳
__________________________
هواجس: هواهای نفسانی.
معارج: نردبان.
همدانی، رفیع الدین، سیرت رسول الله، با مقدمه و تصحیح اصغر مهدوی، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۶۰، صص۲-۱.
در دیباچه تلمیحاتی از کلام مولا علی (ع) به چشم می خورد که به آن اشاره می کنیم.
«فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ».۱ به قدرتش خلایق را بیافرید.
«ثُمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِهِ فَتَمَثَّلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ یُجِیلُهَا وَ فِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ یَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ یُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَهٍ یَفْرُقُ بِهَا بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِل». ۲پس از دم خود در آن دمید تا به صورت انسانى گردید ِخداوند ذهن ها، که آن ذهن ها را به کارگیرد، و اندیشه‏اى که تصرّف او را پذیرد.
«الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ».۳ خدایى که پاى اندیشه تیزگام در راه شناسایى او لنگ است، و سر فکرت ژرف رو به دریاى معرفتش بر سنگ.
این جملات برگرفته از این سخن مولا(ع) است: «َفسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَکْفُوفاً وَ عُلْیَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْکاً مَرْفُوعاً بِغَیْرِ عَمَدٍ یَدْعَمُهَا وَ لَا دِسَارٍ یَنْتَظِمُهَا ثُمَّ زَیَّنَهَا بِزِینَهِ الْکَوَاکِبِ وَ ضِیَاءِ الثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِیهَا سِرَاجاً مُسْتَطِیراً وَ قَمَراً مُنِیرا».۴ زبرین سقفى محفوظ، بلند و افراشته، بى‏هیچ ستون بالا رفته و بر پا، و بى‏میخ و طناب استوار و برجا. پس آسمان ها را به ستاره‏هاى رخشان و کوکب هاى تابان بیاراست و بفرمود تا خورشید فروزان و ماه تابان‏.
«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً (صلى‏الله‏علیه) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ».۵ تا آنکه خداى سبحان محمّد (ص) را پیامبرى داد تا دور رسالت را به پایان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَظْهَرَ مِنْ آثَارِ سُلْطَانِهِ وَ جَلَالِ کِبْرِیَائِهِ مَا حَیَّرَ مُقَلَ الْعُقُولِ مِنْ عَجَائِبِ قُدْرَتِهِ وَ رَدَعَ خَطَرَاتِ هَمَاهِمِ النُّفُوسِ عَنْ عِرْفَانِ کُنْهِ صِفَتِه ‏وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ وَ أَعْلَامُ الْهُدَى دَارِسَهٌ وَ مَنَاهِجُ الدِّینِ طَامِسَهٌ فَصَدَعَ بِالْحَقِّ وَ نَصَحَ لِلْخَلْقِ وَ هَدَى إِلَى الرُّشْدِ وَ أَمَرَ بِالْقَصْدِ».۶
و گواهى مى‏دهم که جز خداى یکتا خدایى نیست، گواهیى برخاسته از ایمان، بى هیچ گمان و از روى اخلاص و پذیرفتن فرمان و گواهى مى‏دهم که محمد (ص) بنده او و فرستاده اوست. او را هنگامى فرستاد که نشانه‏هاى رستگارى پنهان بود و راه هاى دین نهان. پس حقّ را آشکار نمود و مردم رانصیحت فرمود و راه راست را نشان داد و به میانه‏روى فرمان داد. درود خدا بر او و خاندان او باد.
________________________
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
ه
مان.
همان.
همان.
همان.
همان، خطبه ی۱۹۵٫
۴-۲-۵ عِقدُ العُلی للموقف الاعلی
تألیف افضل الدین ابوحامد احمد بن کرمانی است و آن را به سال ۵۸۴ به نام ملک دینار از ملوک کرمان نوشته است و دارای پنج باب و درباره آل سلجوق، ایام فترت ملک، شرح فضایل او، ملوک آن سامان، خصایص بلاد، قسمتی از تاریخ کرمان، قوام الدین وزیر و خاندان وی است. باب آخر به شرح احوال خود مؤلّف اختصاص یافته است. این کتاب یکی از نمونه های بارز انشای مصنوع فارسی در اواخر قرن ششم است. با این حال همه موارد از کتاب عقد العلی به انشای مصنوع نگارش نیافته است، بلکه قسمتی از آن در همان حال که روش منشیانه رعایت شده نسبتاً ساده و دور از پیرایه های کثیر لفظی است و فقط نویسنده هر جا فرصت یافته به ایراد بعضی از سجع ها مبادرت جسته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
«قادر خدایی و لطیف رهنمایی… حواس را از مشاهده کیفیت حضرت ربوبیّت راه بسته، هم عقول را از ادراک اسرار ملکوت خاطر خسته، هم اوهام را در طلب حقایق کنه عزّت او شراک نعل گسسته، فیض فضلش هر لحظه فوجی به بادیه فنا فرو برده که «إِنَّ اللَّهَ یحَْکُمُ مَا یُرِید»۱ … «وَ جَاءَتهُْمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ وَ مَا کاَنُواْ لِیُؤْمِنُواْ کَذَالِکَ نجَْزِى الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ ثمُ‏َّ جَعَلْنَاکُمْ خَلَئفَ فىِ الْأَرْضِ مِن بَعْدِهِمْ لِنَنظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُون».۲ کلام بی عیب و کتاب بی ریب خبر می دهد و می گوید که ما بسیار قرن ها مردم را پیش از شما هلاک کردیم آن گاه که ظلم کردند و ما رسولان فرستادیم به ایشان و ایمان نیاوردند و ما مجرمان را پاداش چنین دهیم. پس شما را بعد از آن قوم، خلیفه زمین گردانیدیم تا ببینیم که شما چه عمل خواهید کرد. و امداد صلواه و اعداد تحیّات نثار روان خواجه ای باد که ممهد قواعد دین است و مؤکد معاقد یقین… بصیرت ثاقبش مردار دنیا را به مردار خوارگان اکاسره انداخت که و للاخره خیر لک من الاولی. و درود بی نهایت بر اصحاب و انصار و اهل بیت او که آیات حق را مفسرند و ولایات صدق را مدبّر و سلم تسلیماً کثیرا».۳ سخنان مولا که در این دیباچه استفاده شده است، عبارتند از: «الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ».۴ «لَمْ یُطْلِعِ الْعُقُولَ عَلَى تَحْدِیدِ صِفَتِهِ وَ لَمْ یَحْجُبْهَا عَنْ وَاجِبِ مَعْرِفَتِهِ فَهُوَ الَّذِی تَشْهَدُ لَهُ أَعْلَامُ الْوُجُودِ عَلَى إِقْرَارِ قَلْبِ ذِی الْجُحُودِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یَقُولُهُ الْمُشَبِّهُونَ بِه».۵«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً (صلى‏الله‏علیه) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ».
______________________
تضمینی از قرآن، آل عمران/۱ است که از آخر آیه انتخاب شده است. «إِنَّ اللَّهَ یحَْکُمُ مَا یُرِید» خدا هر چه بخواهد فرمان مى‏دهد.
تضمینی از قرآن، یونس/۱۴-۱۳٫
کرمانی، افضل الدین، عقد العلی، به کوشش محمد صادق بصیری، کرمان، دانشگاه شهید باهنر، چاپ اوّل، ۱۳۸۳٫صص۶۲-۶۱٫
نهج البلاغه،خطبه ی اوّل.
همان، خطبه ی۴۹٫
۴-۲-۶ راحه الصدور و آیه السرور
این کتاب در تاریخ آل سلجوق، تألیف محمد بن سلیمان الراوندی است که در سال ۵۹۹ه.ق تألیف شده و مأخذ آن سلجوقنامه ظهیر الدین نیشابوری و به گفته ای خلاصه یا نقل آن کتاب است، اما راحه الصدور ادیبانه نوشته شده و نثر کتاب را به اشعار فارسی و عربی و امثال و آیات تزیین کرده است. کتاب دیباچه ای دارد که شامل حمد خداوند، ستایش پیامبران، مخصوصاً پیامبر اسلام(ص)، مدح صحابه، تابعین، علمای دین، مدح کیخسرو بن قلج ارسلان، ذکر احوال مصنّف، سبب تألیف کتاب، فهرست آن، ابتدای کتاب، ذکر عدل و انصاف و فهرست اسماء السلاطین است.