مقاله دانشگاهی – تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و …

«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً (صلى‏الله‏علیه) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ».۵ تا آنکه خداى سبحان محمّد (ص) را پیامبرى داد تا دور رسالت را به پایان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند، طومار نبوّت او به مهر پیامبران ممهور و نشانه‏هاى او در کتاب آنان مذکور.
_______________________
سعدی، بوستان، صص۳۵-۳۴٫
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
همان، خطبه ی ۱۵۵٫
سعدی، بوستان، ص۳۵٫
نهج البلاغه، خطبه اول.
۴-۱-۱۶ گلستان سعدی
کتاب دیگر سعدی شیرازی گلستان است. او گلستان را در سال ۶۵۶ قمری به نام سعد بن ابوبکر بن سعد زنگی تصنیف کرده و تخلّص خود را نیز از نام همین شاهزاده گرفته است.
گلستان عالی ترین نمودار نثر مسجع و شاهکار ادب فارسی و در لطافت و شیوایی بی نظیر است، به همین جهت از آغاز تصنیف هر فارسی زبانی آن را خوانده است. بسیاری از ادیبان و نویسندگان از گلستان تقلید کرده اند اما هیچ یک نتوانسته اند به پای سعدی برسند. گلستان به بسیاری از زبان های زنده دنیا ترجمه و در ایران شرح های فراوانی بر آن نوشته شده است. دیباچه ی این کتاب گران قدر بیشتر از سایر قسمت های آن مشهور و زبانزد خاصّ و عام است. اگر در نثر عربی قدیم، نهج البلاغه مهمترین کتاب بلاغی است گلستان سعدی نیز بهترین نمونه نثر بلاغی کلاسیک زبان فارسی است.
«منّت خدای را، عزّوجل، که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت».۱
این مفهوم گرچه در خطبه ی اوّل نیامده است ولی در نهج البلاغه چندین بار مطرح شده است: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ مَصَائِرُ الْخَلْقِ وَ عَوَاقِبُ الْأَمْرِ نحْمَدُهُ عَلَى عَظِیمِ إِحْسَانِهِ وَ نَیِّرِ بُرْهَانِهِ وَ نَوَامِی فَضْلِهِ وَ امْتِنَانِهِ حَمْداً یَکُونُ لِحَقِّهِ قَضَاءً وَ لِشُکْرِهِ أَدَاءً وَ إِلَى ثَوَابِهِ مُقَرِّباً وَ لِحُسْنِ مَزِیدِهِ مُوجِباً».۲ ستایش خداى را که به سوى اوست بازگشتن آفریدگان و پایان کارهاى- جهان- او را سپاس مى‏گوییم بر احسان وى که فراوان است و برهان او که رخشان است و بخشش او که افزون است و نعمت او که از- اندازه برون است- . ستایشى که حقّ او را گزارد و سپاس او را به جاى آرد و به پاداش او نزدیک کننده باشد، و فزونى نعمت او را سبب شونده.
در کلمات قصار امام (ع) می خوانیم: «وَ قَالَ ( علیه‏السلام ) إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّهِ الشُّکْرِ»۳ [و فرمود:] چون طلیعه ی نعمت ها به شما رسید، با ناسپاسى دنباله ی آن را مبرید.
«وَ قَالَ (علیه‏السلام)إِنَّ لِلَّهِ فِی کُلِّ نِعْمَهٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَ مَنْ قَصَّرَ فِیهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ»۴ [و فرمود:] خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر که آن حق از عهده برون کند خدا نعمت را بر او افزون کند و آن که در آن کوتاهى روا دارد، خود را در خطر از دست شدن نعمت گزارد.
________________________
سعدی، مصلح بن عبداله، گلستان، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، انتشارات خوارزمی، چاپ هفتم، ۱۳۸۴، ص۴۹٫
نهج البلاغه، خطبه ی ۱۸۲٫
همان، حکمت۱۳٫
همان، حکمت۲۴۴٫در حکمت۲۹۰،۲۲۴و۴۲۵ باز به شکرگزاری برای افزونی نعمت ها اشاره شده است.

«از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش بدر آید
ور نه سزاوار خداوندیش کس نتواند که بجای آورد

…عاکفان کعبه جلالش به تقصیر عبادت معترف که «ما عبدناک حق عبادتک» و واصفان حلیه ی جمالش به تحیّر منسوب که «ما عَرفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک».۱
با آغاز خطبه ی اوّل امیرالمؤمنین علی، علیه السلام، همانند است که می فرماید: « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُون»‏.۲ خدایى را که سخنوران در ستودن او بمانند و شمارگران شمردن نعمت هاى او ندانند، و کوشندگان حقّ او را گزاردن نتوانند.
در خطبه ای دیگر می خوانیم: « َلایُشْمَلُ بِحَدٍّ وَ لَایُحْسَبُ بِعَدٍّ».۳ نه در حدّى در آید و نه در شمار آید.
«باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندارد و وظیفه روزی به خطای منکر نبرد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.