سامانه پژوهشی – تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و …

سعدی در اوّل بیت دیباچه بوستان آورده است:

به نام خدایی که جان آفرید سخن گفتن اندر زبان آفرید۱

امام علی (ع) در آغاز نهج البلاغه به خلقت انسان اشاره کرده است: «ثمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ یُجِیلُهَا وَ فِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ یَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ یُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَهٍ یَفْرُقُ بِهَا بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ».۲ پس از دم خود در آن دمید تا به صورت انسانى گردید: خداوند ذهن ها، که آن ذهن ها را به کار گیرد و اندیشه‏اى که تصرّف او را پذیرد. با دست و پایى در خدمت او و اعضایى در اختیار و قدرت او. بادانشى که بدان حق را از باطل جدا کردن داند.
در کلمات حضرت آمده است: «وَ قَالَ (علیه‏السلام) اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ».۳ [و فرمود:] از این آدمى شگفتى گیرید: با پیه مى‏نگرد و با گوشت سخن مى‏گوید: و با استخوان مى‏شنود، و از شکافى دم بر مى‏آورد.
_________________________________
سعدی، مصلح الدّین، بوستان، تصحیح غلامحسین یوسفی، تهران، خوارزمی، چاپ هشتم ۱۳۸۴، ص۳۳٫
نهج البلاغه، خطبه اوّل.
همان، حکمت۸٫

بری ذاتش از تهمت ضدّ و جنس غنی، مُلکش از طاعت جنّ و اِنس۱

این بیت تلمیحی به این سخن امام (ع) دارد: «وَ کَمَالُ تَوْحِیدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ وَ کَمَالُ الْإِخْلَاصِ لَهُ نَفْیُ الصِّفَاتِ عَنْهُ».۲ و درست باور داشتن او، یگانه انگاشتن او و یگانه انگاشتن، او را به سزا اطاعت نمودن.
درباره بی نیازی خداوند از طاعت جن و انس در خطبه ای دیگر امام (ع) می فرمایند« فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى خَلَقَ الْخَلْقَ حِینَ خَلَقَهُمْ غَنِیّاً عَنْ طَاعَتِهِمْ آمِناً مِنْ مَعْصِیَتِهِمْ لِأَنَّهُ لَا تَضُرُّهُ مَعْصِیَهُ مَنْ عَصَاهُ وَ لَا تَنْفَعُهُ طَاعَهُ مَنْ أَطَاعَهُ فَقَسَمَ بَیْنَهُمْ مَعَایِشَهُمْ وَ وَضَعَهُمْ مِنَ الدُّنْیَا مَوَاضِعَهُمْ».۳ خداى سبحان و برتر از همگان، جهانیان را آفرید حالى که بى نیاز بود از طاعتشان و از نافرمانى‏شان در امان. چه از نافرمانى آن که او راعصیان کند بدو زیانى نرسد و طاعت آن کس که فرمانش را برد بدو سودى ندهد. سپس روزى آنان را میانشان قسمت کرد و بداد و هر یک را در جایى که در خور اوست نهاد.

زمین از تب آمد ستوه فرو رفت بر دامنش میخ کوه۴

این بیت سعدی بر گرفته از این سخن امام (ع) می باشد: «وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدَانَ أَرْضِهِ»۵. و با خرسنگ ها لرزه زمین را در مهار کشید.
در نهج البلاغه باز این مطلب قرآنی – که کوه ها به منزله ی میخ برای دفع لرزش زمین هستند-مورد تأکید قرار گرفته است: «وَ رَبَّ الْجِبَالِ الرَّوَاسِی الَّتِی جَعَلْتَهَا لِلْأَرْضِ أَوْتَاداً وَ لِلْخَلْقِ اعْتِمَاداً».۶ و پروردگار کوه هاى پا برجا که آن را در زمین چون میخ ها فرو برده ‏است، تا نگاهش دارد و براى آفریده پناهگاهى که بدان پناه آرد.
سرچشمه ی اصلی این موضوع، مطلب قرآنی است که در چند سوره آمده است: «وَ الجِْبَالَ أَوْتَادًا».۷و کوه‏ها را [چون‏] میخهایى [نگذاشتیم‏]؟ و در سوره ای دیگر «وَ الجِْبَالَ أَرْسَئهَا».۸و کوه‏ها را لنگر آن گردانید.
________________________________
سعدی، بوستان، ص۳۳٫

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.