تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و نثر ادب …

نَکهت: بوی خوش.
فوایح: بوی های خوش.
نِطاق: کمربند.
مشکاه: چراغدان.
یک رشته ترتیب وجود او کشید، نهاد آدم را که عالم اصغرست از سلسله آفرینش در مرتبه اخری او انداخت، جل جلاله و تعالی و عم نواله و توالی درود و تحیات و سلام و صلواتی که از مَهَب۱ انفاس رحمانی با نفحات۲ ریاض قدس هم عنانی کند، بر روضه مطهر و تربت معطر خواجه وجود و نخبه و نقاوه۳ی «کل ما هو موجود» که رحمت از سدنه ی۴ خوابگاه استراحت اوست و رضوان از خزنه ی خلوت سرای سلوت۵ او، رحمتش همه شب مشعله نور درفشاند و رضوانش گرد نعلین به گیسوی حور افشاند، بر تعاقب ایام و لیالی متتابع و متوالی.۶
مطالب سعدالدین وراوینی در دیباچه بر گرفته از این سخن امام علی (علیه السلام) می باشد.
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا یُؤَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ».۷ سپاس خدایى را که سخنوران در ستودن او بمانند و شمارگران شمردن نعمت هاى او ندانند و کوشندگان حقّ او را گزاردن نتوانند. خدایى که پاى اندیشه ی تیزگام در راه شناسایى او لنگ است و سر فکرت ژرف رو به دریاى معرفتش بر سنگ.
«ثُمَّ زَیَّنَهَا بِزِینَهِ الْکَوَاکِبِ وَ ضِیَاءِ الثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِیهَا سِرَاجاً مُسْتَطِیراً وَ قَمَراً مُنِیراً فِی فَلَکٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِیمٍ مَائِر»۸. پس آسمان ها را به ستاره‏هاى رخشان بیاراست و بفرمود تا خورشید فروزان و ماه تابان، در چرخ گردان و طارم سبک گذران و آسمان پر ستاره روان، به‏گردش برخاست.
«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً صلى‏الله‏علیه لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُه مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ کَرِیماً مِیلَادُهُ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَهٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَهٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَهٌ بَیْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیرٍ إِلَى غَیْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَهِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَهِ»۹.
________________________
مهب: وزیدنگاه.
نفحات: بوهای خوش.
نقاوه: پاگیزه و گزین.
سدنه: پرده داران.
سلوت: بی غمی، خرسندی و تسلّی.
وراوینی، سعد الدین، مرزبان نامه، فردوس، تهران، ۱۳۸۸، ص۹٫
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
همان.
همان.
۴-۱-۱۴ المعجم فی معاییر اشعار العجم
از نفایس کتب زبان فارسی که در اوایل قرن هفتم هجری تألیف شده و از حسن اتفاق و از طوفان عالم گیر و آتش جهان سوز فتنه مغول سالم مانده و به دست ما رسیده است، کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم تألیف شمس الدین محمد بن قیس رازی است که به اختصار «المعجم شمس قیس» گفته می شود، این کتاب که در عروض فارسی منحصر به فرد و از مشهورترین و معتبرترین کتب در این علم است. یادگار نفیسی است که از قرن هفتم و آغاز حمله مغول به جای مانده و تألیف آن در حدود سال ۶۳۰ قمری انجام پذیرفته است. این کتاب گران قدر دیباچه ی نسبتاً مفصلی دارد که مؤلّف ضمن شرح حال خود، سختی های ناشی از حمله مغول را شرح داده و به آوارگی خود و خانواده اشاره کرده و کیفیت تألیف و تصنیف کتاب و پراکنده شدن و از دست رفتن اوراق آن را بیان کرده است. علّامه محمد قزوینی در توصیف المعجم می نویسد: «این کتاب نفیس، مشتمل است بر دو فن از فنون ادب، علم عروض و علم قافیه و نقد شعر. به جرأت می توان ادعا نمود که از ابتدای تدوین علوم به زبان پارسی بعد از اسلام در عهد سامانیان تا کنون -که هزار و سیصد و اند سال از هجرت می گذرد– هیچ کتابی مطلقاً و بدون استثنا بدین کمال و تحقیق و تنقیح و جامعیّت به زبان فارسی تألیف نشده و اگر هم شده به دست ما نرسیده است».۱
بسم الله الرحمن الرحیم
«سپاس و ستایش مر خدای را جلّ جلاله و عم نواله که ارواح ما را به زینت تعلیم و تعلّم بیاراست و اشباح ما را به طینت تقویم بپیراست۲، عقل راهنمای را قائد خیر و راید سعادت ما گردانید و نطق دل گشای را ترجمان خاطر و سفیر ضمیر ما ساخت و چندین هزار جواهر زواهر معنی در دُرج۳ طبع ما درج کرد و انوار و ازهار علم و معرفت بر نهال دل ما بشکفانید. و درود و صلوات بی پایان و تحیات زاکیات فراوان بر ذات مطهّر و روان مقدس خلاصه ی موجودات و برگزیده مکوّنات رسول ثقلین و خواجه کونین خاتم انبیا، شفیع روز جزا محمد مصطفی[ص] باد که مستعدّان قبول دعوت را از غرقاب گمراهی و غوایت به ساحل نجات و هدایت آورد و مستعدان حصول معرفت را از تیه حیرت و بیدای۴ جهالت به مرتع عرفان و مأمن ایمان، او راه نمود».۵
________________________
نقل از مقدمه ی محمد قزوینی در چاپ مدرس رضوی، ص(ح)
تلمیح به آیه ی التین/۴: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْانسَانَ فىِ أَحْسَنِ تَقْوِیم‏».
دُرج: صنوقچه.
بیدا: بیابان، دشت.
رازی، شمس قیس، المعجم فی المعاییر اشعار العجم، مصحح علامه محمد قزوینی، و مدرس رضوی، تبریز چاپ افست رشدیّه، بی تا، صص ۲-۱٫
سیر حمد و ستایش خداوند و نعت رسول و خاندان پاکش در دیباچه ی این کتاب همان است که در نهج البلاغه می بینیم.
«وَ فِکَرٍ یَتَصَ
رَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ یَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ یُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَهٍ یَفْرُقُ بِهَا بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ الْأَذْوَاقِ وَ الْمَشَامِّ وَ الْأَلْوَانِ وَ الْأَجْنَاسِ مَعْجُوناً بِطِینَهِ الْأَلْوَانِ الْمُخْتَلِفَهِ وَ الْأَشْبَاهِ الْمُؤْتَلِفَهِ وَ الْأَضْدَادِ الْمُتَعَادِیَهِ وَ الْأَخْلَاطِ الْمُتَبَایِنَهِ مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ وَ الْبَلَّهِ وَ الْجُمُودِ»۱ و اندیشه‏اى که تصرّف او را پذیرد. با دست و پایى در خدمت او و اعضایى در اختیار و قدرت او با دانشى که بدان حق را از باطل جدا کردن داند و مزه‏ها و بوی ها و رنگ ها و دیگر چیزها را شناختن تواند. آمیخته با طبیعت هاى متضاد و سرکش و آمیزه‏هاى با هم ناخوش، گرم با سرد در آمیخته و ترى بر خشکى ریخته.
«إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ مِیثَاقُهُ مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ کَرِیماً مِیلَادُهُ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَهٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَهٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَهٌ بَیْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ أَوْ مُشِیرٍ إِلَى غَیْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَهِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَه».۲ِ تا آن که خداى سبحان محمّد (ص) را پیامبرى داد تا دور رسالت را به پایان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند طومار نبوّت او به مهر پیامبران ممهور، و نشانه‏هاى او در کتاب آنان مذکور و مقدم او بر همه مبارک و موجب سرور، حالى که مردم زمین هر دسته به کیشى گردن نهاده بودند و هر گروه پى خواهشى افتاده و در خدمت آیینى ایستاده، یا خدا را همانند آفریدگان دانسته، یا صفتى که سزاى او نیست بدو بسته، یا به بتى پیوسته و از خدا گسسته. پروردگار آنان را بدو از گمراهى به رستگارى کشاند و از تاریکى نادانى رهاند.
مقدمه ی موجز کتاب سخن حکیمانه ی «خَیرالکلامِ ماقلَّ و دلَّ» را به ذهن می آورد و از آن جا که جهت گیری کتاب، بلاغت کلام است این اصل با آوردن ایجاز رعایت شده است. نکته دیگر سجع هایی است که سخن را آهنگین و اثر گذار ساخته است.
ایجاز در کلام توأمان با سجع در کلمات قصار امام هم به چشم می خورد. سخنانی که شرح آن مثنوی مطوّل را می طلبد تا نکته های نهته و پنهان را آشکار سازد.
_______________________
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
همان.
۴-۱-۱۵ بوستان
بوستان یا سعدی نامه در واقع اوّلین اثر مدوّن سعدی است و سرودن آن در سال ۶۵۵ هجری تمام شده است. گویا سعدی این اثر را در ایّام سفر خود سروده و همچون ارمغانی، در سال ورود به وطن بر دوستانش عرضه داشته است. موضوع این کتاب که عالی ترین اثر قلم توانای سعدی و یکی از شاهکار های بی رقیب شعر فارسی است، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیّات است در ده باب : عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذکر، تربیت، شکر، توبه، مناجات و ختم کتاب. جهان مطلوب او بیشتر در این کتاب نمایانده شده است. سعدی این کتاب را که حدود چهار هزار بیت دارد، به نام اتابک ابوبکر سعد زنگی نام بردار کرده است.
بوستان سعدی مانند حماسه فردوسی متنی آسان نما است، ولی کلمات و ابیات فراوان دارد که طرز خواندن آن ها، دریافت معنی شعر و مقصود شاعر به طور دقیق و اختیار یک وجه از میان چند وجهِ محتمل، محلّ تأمّل است. دشواری کار وقتی روشن می شود، که کسی در این زمینه دقّت و تجربه کند، به خصوص اگر بخواهد مطلب را به صورتی کوتاه و روشن توضیح دهد.
مطلب دیگر آن که بدانیم بسیاری از منابع افکار و سخنان سعدی آیات قرآن کریم و احادیث نبوی و کلام علی(ع) و معارف اسلامی است. در این نوشته اقتباس های مقدمه ی بوستان از سخنان مولا در خطبه ی اوّ را بیان می کنیم.