تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و …

«فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ… وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَیَدَانَ أَرْضِهِ».۲ به قدرتش خلایق را بیافرید… و با خرسنگ ها لرزه ی زمین را در مهار کشید.
امام علی (ع) اشاره می کند که خداوند آسمان را چون سقفی بلند برپا داشته است: «وَ عُلْیَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْکاً مَرْفُوعاً».۳ بِغَیْرِ عَمَدٍ یَدْعَمُهَا زبرین سقفى محفوظ، بلند و افراشته، بى‏هیچ ستون بالا رفته و بر پا.
_________________________
نظامی، الیاس بن یوسف، خسرو و شیرین، تصحیح سعید حمیدیان، تهران، نشر قطره، چاپ هفتم،۱۳۸۵، ص۳٫
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
همان.
«ثُمَّ زَیَّنَهَا بِزِینَهِ الْکَوَاکِبِ وَ ضِیَاءِ الثَّوَاقِبِ وَ أَجْرَى فِیهَا سِرَاجاً مُسْتَطِیراً وَ قَمَراً مُنِیراً فِی فَلَکٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِیمٍ مَائِرٍ».۱ پس آسمان ها را به ستاره‏هاى رخشان و کوکب هاى تابان بیاراست و بفرمود تا خورشید فروزان و ماه تابان، در چرخ گردان و طارم سبک گذران و آسمان پر ستاره روان، به‏گردش برخاست.
«أَنْشَأَ الْخَلْقَ إِنْشَاءً وَ ابْتَدَأَهُ ابْتِدَاءً بلَا رَوِیَّهٍ أَجَالَهَا وَ لَا تَجْرِبَهٍ اسْتَفَادَهَا».۲ آفرینش را آغاز کرد و آفریدگان را به یک بار پدید آورد، بى‏آن که اندیشه‏اى به کار برد، یا از آزمایشى سودى بردارد.

به جست و جوی او بر بام افلاک
خرد در جستنش هشیار برخاست
شناسایش بر کس نیست دشوار
دریده وهم را نعلین ادراک
چو دانستش نمی داند چپ از راست
ولیکن به حیرت می کشد کار۳

«الَّذِی لَا یُدْرِکُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا یَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ».۴ خدایى که پاى اندیشه ی تیزگام در راه شناسایى او لنگ است و سر فکرت ژرف رو به دریاى معرفتش بر سنگ.

نبات روح را آب از جگر داد چراغ عقل را پیه از بصر داد۴

«ثُمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِهِ فَتَمَثَّلَتْ إِنْسَاناً».۵ پس از دم خود در آن دمید تا به صورت انسانى گردید.
مصرع دوّم تلمیحی دارد به حکمت۸ که امام می فرمایند: «وَ قَالَ (علیه‏السلام) اعْجَبُوا لِهَذَا الْإِنْسَانِ یَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَ یَتَکَلَّمُ بِلَحْمٍ وَ یَسْمَعُ بِعَظْمٍ وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ». [و فرمود:] از این آدمى شگفتى گیرید: با پیه مى‏نگرد و با گوشت سخن مى‏گوید: و با استخوان مى‏شنود، و از شکافى دم بر مى‏آورد.

خداوندیش با کس مشترک نیست همه حمال فرمانند و شک نیست۶