تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و نثر …

مصراع دوّم بیت چهارم برگرفته از قرآن است که چند بار اشاره شده است: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنَا لَا تُرْجَعُون».۴
______________________
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، ج۱،ص ۷٫
نهج البلاغه، خطبه ی اوّل.
قرآن، مؤمنون،۱۱۵؛ دخان، ۳۸؛ قیامت، ۳۶؛ انبیا،۱۶٫
در خطبه ی ۶۴ حضرت امیر می فرمایند: «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثاً وَ لَمْ یَتْرُکْکُمْ سُدًى» چه خداى سبحان شما را به بازیچه نیافرید و به خود وانگذاشت تا هر چند که خواهید در دنیا به سر بَرید.
در شاهنامه نیز در رسالت پیامبر اسلام(ص) بیان شده است

«به گفتار پیغمبرت راه جوی
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
حکیم این جهان را چو دریا نِهاد
چو هفتاد کِشتی برو ساخته
اگر چشم داری به دیگر سرای
گرت زین بد آید گناه منست
برین زادم و هم برین بگذرم
نگر تا به بازی نداری جهان
همه نیکت باید آغاز کرد
دل از تیرگی ها بدین آب شوی
خداوند امر و خداوند نهی…
بر انگیخته موج ازو تند باد
همه بادبان ها برافراخته…
به نزد نبیّ و وصی گیر جای
چّنین ست و این دین و راه من ست
چّنان دان که خاک پی حیدرم
نه برگردی از نیک پی همرهان
چو با نیک نامان بُوی هم نبرد»۱

در فلسفه ی رسالت پیامبر (ص) می خوانیم: «إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً (صلى‏الله‏علیه) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ َرِیماً مِیلَادُهُ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَهٌ وَ أَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَهٌ وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَهٌ َیْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ أَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ َوْ مُشِیرٍ إِلَى غَیْرِهِ فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَهِ وَ أَنْقَذَهُمْ بِمَکَانِهِ مِنَ الْجَهَالَهِ».۲
تا آنکه خداى سبحان محمّد (ص) را پیامبرى داد تا دور رسالت را به پایان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند، طومار نبوّت او به مهر پیامبران ممهور، و نشانه‏هاى او در کتاب آنان مذکور و مقدم او بر همه مبارک و موجب سرور، حالى که مردم زمین هر دسته به کیشى گردن نهاده بودند و هر گروه پى خواهشى افتاده و در خدمت آیینى ایستاده، یا خدا را همانند آفریدگان دانسته، یا صفتى که سزاى او نیست بدو بسته، یا به بتى پیوسته و از خدا گسسته. پروردگار آنان را بدو از گمراهى به رستگارى کشاند و از تاریکى نادانى رهاند.
_________________________
فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، ج۱، صص ۱۱-۱۰٫
نهج البلاغه،خطبه ی اوّل.
۴-۱-۲ دیوان اشعار ناصر خسرو
شاعر و نویسنده توانا و فیلسوف متفکر و جهانگرد شجاع و مبلغ چیره دست حکیم ناصر خسرو(۳۹۴تا ۴۸۱ هجری قمری) از چهره های درخشان ادبی و علمی ایران است. در طی زندگی پرحادثه و آشوب خود نه تنها فعالیّت های مذهبی و سیاسی خود را به خوبی دنبال کرد و رسالت انسانی خود را به انجام رسانیده، بلکه توانست آثار ارزنده و سودمندی از خود به یادگار بگذارد. از مهمترین آثار او دیوان اشعار اوست که گنجینه ای است از اشعار فصیح و بلیغ و افکار بلند و عمیق و ترکیبات و اصطلاحات و تعبیرات شیرین فارسی و مجموعه ای است از مضامین قرآنی و احادیث نبوی و سخنان بزرگان و نیز مشتمل است بر پندها و اندرزهای حکیمانه و بیان مطالب عالی فلسفی و خداشناسی و جهان شناسی و همچنین انتقاد از نادرستی ها و زشت کاری ها و دفاع از حق و مبارزه با باطل مبتنی بر مذهب اسماعیلی و بالجمله این مجموعه یکی از آثار نشان دهنده ی فرهنگ توانا و توانگر علمی و انسانی ایران در سده ی پنجم هجری است۱٫
دیوان ناصر خسرو چاپ مینوی شامل ۲۷۸ قصیده است. هرچند دیباچه و مقدمه ای از ناصر خسرو بر آن وجود ندارد، اما قصاید اوّل در مدح و ستایش خداوند است که به ابیاتی از آن اشاره می کنیم. در قصیده اول آمده است: