تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و …

به خاک اندرون روشنایی فزود.
همی گشت گرد زمین آفتاب»۴

شیوه ای که فردوسی در مقدمه برای خلقت جهان و پدیده های آن بیان می کند ترجمه گونه ای است از آیات۱۲-۱۰سوره ی فصلّت کلام الله مجید: «ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلأَْرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ فقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحى‏ فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابِیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ».
همین شکل و ترتیب خلقت را نیز در کلام حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می بینیم.
«وَ أَعْصَفَ مَجْرَاهَا وَ أَبْعَدَ مَنْشَأَهَا فَأَمَرَهَا بِتَصْفِیقِ الْمَاءِ الزَّخَّارِ وَ إِثَارَهِ مَوْجِ الْبِحَارِ فَمَخَضَتْهُ مَخْضَ السِّقَاءِ
وَ عَصَفَتْ بِهِ عَصْفَهَا بِالْفَضَاءِ تَرُدُّ أَوَّلَهُ عَلَى آخِرِهِ وَ سَاجِیَهُ عَلَى مَائِرِهِ حَتَّى عَبَّ عُبَابُهُ وَ رَمَى بِالزَّبَدِ رُکَامُهُ َرَفَعَهُ فِی هَوَاءٍ مُنْفَتِقٍ وَ جَوٍّ مُنْفَهِقٍ فَسَوَّى مِنْهُ سَبْعَ سَمَوَاتٍ جَعَلَ سُفْلَاهُنَّ مَوْجاً مَکْفُوفاً وَ عُلْیَاهُنَّ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ سَمْکاً مَرْفُوعاً ِغَیْرِ عَمَدٍ یَدْعَمُهَا وَ لَا دِسَارٍ یَنْتَظِمُهَا ثُمَّ زَیَّنَهَا بِزِینَهِ الْکَوَاکِبِ وَ ضِیَاءِ الثَّوَاقِبِ وَ
_________________________
فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، ج۱، ص۵٫
قرآن، أسرا/۳۶٫
قرآن، بقره/۱۷۱٫
فردوسی، ابوالقاسم، شاهنامه، ج۱، ص۶٫
أَجْرَى فِیهَا سِرَاجاً مُسْتَطِیراً وَ قَمَراً مُنِیراً فِی فَلَکٍ دَائِرٍ وَ سَقْفٍ سَائِرٍ وَ رَقِیمٍ مَائِرٍ».۱
باد را بفرمود تا آب خروشنده را بگرداند و موج دریا را برانگیزاند. باد چنانکه گویى مشکى را مى‏جنباند یا در فضایى تهى مى‏راند، سر آب را به پایان آن برد و جنبنده آن را به آرام آن رساند تا آنکه کوهه‏ها از بر و کف ها بر سرآورد، پس خدا آن کف را در فراخ هوا و گسترده فضا بالا کرد، و از آن هفت آسمان برآورد. فرودین آسمان موجى از سیلان بازداشته، زبرین سقفى محفوظ، بلند و افراشته، بى‏هیچ ستون بالا رفته و بر پا و بى‏میخ و طناب استوار و برجا. پس آسمان ها را به ستاره‏هاى رخشان و کوکب هاى تابان بیاراست، و بفرمود تا خورشید فروزان و ماه تابان، در چرخ گردان و طارم سبک گذران و آسمان پر ستاره روان، به‏ گردش برخاست.

«کزین بگذری مردم آید پدید
پذیرنده ی رای و هوش وخرد
ترا از دو گیتی برآورده اند
نخستینت فکرت ،پسینت شمار
شد این بندها را سراسر کلید…
مرو او را دد و دام فرمان برد…
به چندین میانجی برآورده اند
تو مر خویشتن را به بازی مدار»۲

در نهج البلاغه ذیل چگونگی آفرینش آدم می خوانیم: «ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ الْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَهً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لَاطَهَا بِالْبِلَّهِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَهً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ َجْمَدَهَا حَتَّى اسْتَمْسَکَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَجَلٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِیهَا مِنْ رُوحِه فَتَمَثَّلَتْ ِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ یُجِیلُهَا وَ فِکَرٍ یَتَصَرَّفُ بِهَا».۳

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.