تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و …

۳-۱-۲تضمین: عبارت از این است که شاعر آیتی از قرآن یا حدیثی از معصوم یا مصراعی یا بیتی یا دو بیتی از شعر (یا نوشته) شاعران و نویسندگان پیشین یا معاصر را در سروده خود می آورد و اگر آن سخن مشهور نباشد، نام او را در سخن خود ذکر می کند.
مثال از کمال الدین اسماعیل:

گل در لحاف غنچه خوش خفته بد سحرگه باد صبا بر او خواند: « یَأَیهَُّا الْمُزَّمِّلُ»۲

مثال از سعدی:

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد
«میازار موری که دانه کش است
که رحمت بر آن تربت پاک باد
که جان دارد و جان شیرین خوش است»

________________________
مبشری، اسدالله، ترجمه ی نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سوّم، ۱۳۶۶، ص۱۳٫
قرآن کریم، مزمل/ ۱٫
بهار، محمد تقی، سبک شناسی، ج۳، تهران، امیر کبیر، چاپ ششم، ۱۳۷۳، صص ۳۱۶- ۳۰۰٫
۳-۱-۳ براعت استهلال: یکی از صنایع معنوی علم بدیع است و در اصل به معنی توّفق و برتری می باشد و استهلال به معنی نخستین آواز کودک است در هنگام تولّد. مجازاً به معنی سرآغاز و مقدمه و پیش درآمد کتاب و منظومه و مقاله و خطابه است. براعت استهلال نوعی از صنعت تناسب و مراعات نظیر است که اختصاص به همان مقدمه و سرآغاز سخن دارد و مقصود این است که دیباچه ی کتاب یا تشبیب قصیده و پیش درآمد مقاله و خطابه را با کلمات و مضامینی شروع کنند که با اصل مقصود تناسب داشته باشد.۱ همچنین در تعریف آن گفته شده است: «براعت استهلال آن است که در دیباچه کتاب یا
نامه یا مطلع قصیده عباراتی آورند که به اشارتی لطیف بر مقصد دلالت کند».۲
و در جای دیگر گفته شده است: «آوردن کلمات، جملات دقیق و عمیق و زیبا در آغاز شعر یا قطعه ادبی بدان صورت که کلیّت معنایی و زبانی و زیباشناسانه متن را به صورت فشرده بنماید».۳ به عنوان نمونه می توان به خطبه اوّل نهج البلاغه که فهرستی از مجموعه مسائل موجود در نهج البلاغه است اشاره نمود.
۳-۱-۴ سجع: در اصل لغت به معنی آواز کبوتر و فاخته است و کلمات یک آهنگ آخر قرینه های سخن را به بانگ یک نواخت کبوتر و قُمری تشبیه کرده اند. در علم بدیع به معنای آن است که کلمات آخر قرینه ها، در وزن یا حروف رویّ یا هر دو موافق باشند و جمع آن را فواصل باید گفت.
سجع به انواع زیر تقسیم می شود:
 
 
سجع متوازی: آن است که کلمات در وزن و حروف رویّ هر دو مطابق باشند. به عنوان نمونه در نهج البلاغه می خوانیم: «وَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَهً وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَه».۴
۳-۴-۲ سجع مطرّف: آن است که الفاظ در حرف روی یکی و در وزن مختلف باشند.
«اتَّخَذُوا الشَّیْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاکاً وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاکاً».۵
۳-۴-۳ سجع متوازن: آن است که کلمات قرینه در وزن متّفق و در حرف رویّ مختلف باشند۶.
در خطبه ۲۲۰ می خوانیم: «قَدْ أَحْیَا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ حَتَّى دَقَّ جَلِیلُهُ وَ لَطُفَ غَلِیظُه‏».
________________________