پژوهش – تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و نثر …

حال در این جا به واژه شناسی کلمه ی تحمید و دیباچه پرداخته و سیری را که دیباچه ها در طول قرن چهارم به بعد سپری نموده اند، بیان می داریم.
معنای واژه ی تحمید
تحمید در لغت به معنی مبالغت کردن در حمد و نیک ستودن و پی در پی ستایش کردن است۱ و در اصطلاح علوم ادبی، به معنی بسیار حمد گفتن از برای خدا و ذکر نام او و ادای احترام است به پیامبر(ص) در صدر خطبه ها و دیباچه کتاب ها.
تحمیدیه ها نمونه هایی کامل از نثر فنّی و مصنوع و مسجّع و در عین حال تابع تحوّل سبک نثر هر دوران است. به طور کلی دیباچه ی کتاب ها که در صدر آن تحمیدیه قرار دارد در مقایسه با متن کتاب از حیث نگارش طرز پرورده تر و پختگی بیشتری دارد. حتی در مقدمه ی کتاب هایی که مصنّف و مؤلّف قصد جمله پردازی و استعمال صنایع لفظی ندارد، نوع پرورده تری از عبارات ملاحظه می شود. دانشمندان مسلمان ایرانی در هر علمی که تصنیفی کرده اند، ابتدا بر اساس مفاهیم قرآن و احادیث و سپس با استعانت اصطلاحات آن دانش، تحمیدیه نوشته اند.۲
توجه به نخستین آثار نظم و نثر فارسی تا زمان حاضر، این مطلب را نشان می دهد که رسم و روش بسیاری از شاعران و نویسندگان و دانشمندان بر این بوده است که در صدر دیوان و مقدمه ی کتاب منثور و یا اثر علمی خویش، شکر و سپاس ایزد متعال را به جای آورده و سخنانی پرورده و شیوا در حمد و تسبیح خدا به رشته نظم و یا در سِلک عبارت کشیده اند و این حمد گفتن از برای خدا و ادای احترام به پیامبر(ص) را در صدر نامه ها و خطبه ها تحمیدیه گفته اند و نویسندگان و شاعران در نگارش یا سرودن متن تحمیدیه ها کمال هنر خویش را در بلاغت و فصاحت به منصه ظهور رسانیده اند.۳
_________________________
معین، محمد، فرهنگ فارسی، ج۱، تهران، بهزاد، ۱۳۸۲، ص۷۳۴٫
ستوده، غلامرضا و محمدباقر، نجف زاده، تحمیدیه در ادب فارسی، ج۱، تهران، فرهنگ، چاپ اوّل، ۱۳۶۵، ص۷٫
همان، ج۲، صص ۴-۳٫
معنای واژه ی دیباچه:
دیباچه مرکب از «دیبا» و «چه» (ادات تصغیر) به معنای مقدمه و شرحی که در اوّل کتاب نوشته شود و به معنای روی و رخساره است و در زبان عربی «دیباجه» می گویند.۱ همچنین در باب معنی دیباچه گفته شده: نوعی از جامه ابریشمن که قباچه سلاطین به جواهر مکلل سازند و آن از لوازم لباس پادشاهی است. … به مناسبت، آرایش خطبه ی کتاب را نیز گویند. دیباچه به معنای چهره و روی و رخساره. چون خطبه ی کتاب به منزله روی کتاب است. خطبه ی کتاب را مجازاً دیباچه می گویند۲ خطبه و سرآغاز و عنوان کتاب در نظر نویسندگان و ادیبان و سخن پردازان در دوران های مختلف ادبی و علمی، مهم و قابل توجه بوده و غالباً بیشتر هنر و مهارت نویسندگی خود را در دیباچه نگاری به کار برده و از حمد و ستایش خداوند بزرگ و سپاس نعمت های او و نعت پیامبر(ص) آغاز کرده، سپس به ذکر تصنیف و تألیف کتاب و سایر خصوصیات آن می پردازد.۳
دیباچه به منزله ی مصافحه ی نویسنده و خواننده است. در مصافحه، نویسنده هنوز چیزی به خواننده نگفته اما در عین حال خود را به خواننده نزدیک کرده است. دیباچه نخستین رویارویی، بین نویسنده و خواننده است. نویسنده در این رویارویی، شخصیّت و حضور خود را پیش از اندیشه اش هر چند به فشردگی با خواننده در میان می گذارد و چه بسا با این تماس حضوری و شخصی خواننده با نویسنده احساس انسی در خواننده پدیدار می شود که تا پایان، همچنان پدیدار می ماند.
بسیاری از نویسندگان دیباچه را فرصتی می یابند که باید در آن از یاوران، پشتیبانان خود ستایش کنند۴. عروضی سمرقندی در دیباچه چهار مقاله می نویسد: «رسمی قدیم است و عهدی بعید، تا این رسم معهود و و مسلوک است که مؤلف و مصنف در تشبیب سخن و دیباچه کتاب طرفی از ثنا مخدوم و شمتی از دعای ممدوح اظهار کند».۵
____________________________
عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، تهران، امیر کبیر، چاپ دوّم،۱۳۷۱، ص۶۲۳؛ انصاف پور، غلامرضا، فرهنگ لغات فارسی، تهران، زوّار، چاپ اوّل، ۱۳۷۳، ص۴۶۰٫
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، ج۸ ، صص۱۱۵۴-۱۱۵۳٫
سجادی، ضیاء الدین، دیباچه نگاری، تهران، زوار چاپ اوّل، ۱۳۷۲، ص۸٫٫
علوی مقدم، مهیار، نگاهی به دیباچه ی کشف المحجوب، مشکوه، شماره ۵۹-۵۸، ۱۳۷۷، ص۲۹۸-۲۹۷٫
نظامی عروضی سمر قندی، احمد بن عمر چهار مقاله، تصحیح محمد قزوینی، تهران، صدای معاصر، چاپ اوّل، ۱۳۸۸، ص۳٫
گذری بر دیباچه نویسی از قرن چهارم تا قرن چهاردهم:
از اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری تحوّلی در سخن آرایی ادب فارسی به ویژه دیباچه ها ملاحظه می شود. در این دوره فرهنگ اسلامی انتشار یافت و فرهنگ ایرانی به صبغه ی اسلامی درآمد و پایه ی تعلیمات بر اساس ادبیات عربی و مبانی دین اسلام قرار گرفت بالطبع توجه شعرا و نویسندگان به نقل الفاظ و مضامین حدیث فزونی گرفت. در این دوران میل به آرایش سخن و استعمال لغات و ترکیبات عربی حتی نزد برخی از نویسندگان که آثاری به نثر ساده از آنان در دست است ملاحظه می شود.
از اوایل قرن ششم به بعد علاوه بر لغات و ترکیبات عربی، عبارت های عربی نیز در دیباچه ها راه می یابد. این عبارت ها اغلب آیه ای از قرآن یا بخشی از آن یا قسمتی از حدیث است. از اوایل قرن هفتم به بعد ادامه طرز پیشین است و لغات و عبارات و مضامین جزء به ندرت، تکرار گذشته است و قرن هفتم ادامه عبارات پرورده قرن ششم است. و البته تقلید صرف از پیشینیان نیست، بلکه نثری فخیم تر دارد و با

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

شیوایی و بلاغت سخن همراه است. نمونه بارز تکرار مضامین همراه با شیوایی و فصاحت بیان در قرن هفتم و در عین حال داشتن مضمون و ترکیبات تازه، همان است که سعدی در دیباچه گلستان و هم در صدر مجلس اوّل از مجالس خمسه آورده است.
از اواخر قرن هفتم دیباچه ها چندان طولانی نبود و از آن زمان به بعد شرح و بسط یافته و لغات و ترکیبات عربی فزونی گرفته و استناد به آیات قرآنی و احادیث و اخبار و تمسک به مضامین دینی به مراتب بیشتر شده است. شیوه انشای تحمیدیه ها در قرن نهم نظیر قرن هشتم اغلب منشیانه و ادیبانه و گاه متکلف و مصنوع است. در این قرن دیباچه هایی با انشای روان و منسجم نیز می توان یافت.
سبک نثر قرن هشتم و نهم از حیث تصنّع و فراوانی لغات و ترکیبات عربی و اطناب و در بعضی موارد ادیبانه و منسجم و در برخی جاها متکلف می باشد.
در قرن دهم تقلید و دنبال روی مرسوم شده است. مضمون و ترکیب تازه کم تر به چشم می خورد و اغلب، تکرار مضامین و ترکیبات پیشینیان است. از نمونه های آن مکاتباتی است که در عهد شاه اسماعیل صفوی بین پادشاهان و شاهزادگان ایرانی با سلاطین عثمانی صورت گرفته است.۱
ویژگی قرن ۱۱-۱۴ دوران صفویه را نمی توان نثر بارز و ممتازی شمرد و آثار منثور در این دوره فاقد ارزش است. اگر به سادگی متمایل شود همراه با عبارات و ترکیبات عامیانه می شود و اگر به تصنع میل کند با تکلفات دور از ذهن همراه می شود.
_______________________
۱- ستوده، غلامرضا؛ نجف زاده، محمد باقر،تحمیدیه ،ج۲، ص هشت و نه
از آغاز قرن ۱۳ تا اوایل قرن چهاردهم هجری در نتیجه حرکت و جنبشی که تحت عنوان رستاخیز ادبی یا بازگشت ادبی تعبیر شده نثر به صورت بهتری در آمد. سبک بازگشت دو مرحله داشت. دوره اول از اواسط قرن ۱۲ تا اوایل قرن ۱۳ ادامه داشت که بیشتر گویندگان از سبک شاعران قرن ۶و۷و۸ پیروی می کردند. دوره دوم از اواخر نیمه اول قرن سیزدهم آغاز شد و شعرای آن در عین پیروی از شعرای قدیم( قرن ۶و۷و۸) و به سبک قرن (۴و۵و۶) هم نظر داشتند.۳
برای درک بهتر سخنان معجزه آمیز مولا علی (ع)، لازم می نماید چند اصطلاح ادبی مورد نیاز که از کتاب فنون بلاغت و صناعات ادبی جلال الدین همایی انتخاب شده است، توضیح داده شود.
۳-ا صطلاحات ادبی:
۳-۱-۱تلمیح: آن است که گوینده با الفاظی اندک در ضمن کلام به داستان یا مثل یا آیه وحدیثی معروف اشاره کند ولی عین آن را در کلام ذکر نکند.
مثال از حافظ:

یا رب این آتش که در جان من است سرد کن آن سان که کردی بر خلیل