تأثیر خطبه ی اوّل نهج البلاغه بر دیباچه های متون نظم و نثر …

انواع حمد الهی:
۱- حمد قولی: حمد و ثنای زبان برای خدای تعالی به صورتی است که خداوند، خودش را از زبان انبیا ستوده است. همان اظهار کمال محمود و بیان صفات پسندیده اوست. حمد قولی آن چیزی است که حق تعالی خودش را در کتب و صحفش با صفات کمالی تعریف نموده است.
۲- حمد فعلی: انجام عبادات و خیرات بدنی به خاطر خدای تعالی و توجه به آن بزرگوار است. زیرا مانند شکر همان گونه که حمد و ستایش خداوند در هر حالی از احوال با زبان بر انسان واجب است، با هر عضوی از اعضای بدن نیز واجب می باشد. به همین خاطر پیامبر(ص) فرمود: «أَلحَمدُ لِلّهِ عَلی کُلِّ حَالٍ» آن امکان ندارد مگر با به کار بردن هر عضوی از اعضای بدن در آن هدف مشروعی که برای آن آفریده شده است. یعنی برای عبادت خداوند تعالی و پیروی از دستورات او نه برای به دست آوردن رضایت و لذت های نفسانی. همچنین اظهار کمالات جمالیه و جلالیه از غیب به شهادت و از باطن به ظاهر و از عالم علم به عالم می باشد.
۳- حمد حالی: آن حمدی است که بر حسب روح و قلب می باشد، مانند اتصاف به کمالات علمی و عملی و تخلّق به اخلاق الهی، زیرا مردم مأمورند که خود را به زبان انبیا متخلق سازند تا این که کمالات، ملکه نفس و ذات آن ها گردد. در حقیقت این حمد و ستایش، حمد و ستایش خداوند تعالی برای نفس خود در مقام تفصیلی است که «مظاهر» نامیده می شود. زیرا که مظاهر چیزی غیر از ظاهر نمی باشد و هیچ تغایری با یکدیگر ندارند و عبارت است از تجلیات او در ذات خود با فیض اقدس و ظهور نور ازلی است.۲
دلایلی که فقط خداوند را شایسته حمد می دانیم.
سپاس خداوند تعالى، چه به معناى ستایش و تعظیم مطلق چه در برابر نعمتى و اعتراف به عظمت صاحب نعمت باشد، به دو دلیل فقط سزاوار خداوند سبحان مى‏تواند باشد، گرچه حمد خود نوعى عبادت بلکه کامل ترین آن است.
________________________
ابن میثم، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص، ۲۱۴٫
مظاهری، عبد الرضا، شرح تعلیقه امام خمینی بر فصوص الحکم ابن عربی، تهران، نشر علم، ۱۳۸۷٫صص ۱۲۷-۱۲۵٫
دلیل اوّل: هر یک از افراد نیکوکار یا به خاطر جلب منفعت و یا رفع مضرّتى نیکى مى‏کنند این نوع نیکوکارى هر چند در عرف، نیکى به حساب مى‏آید ولى در حقیقت معامله‏اى مى‏باشد، امّا خداوند متعال از منفعت و ضرر مبرّاست، نیکى کردن او به خاطر نفع و ضرر نیست بنابراین محسن حقیقى جز او نمى‏باشد پس هیچ کس جز او سزاوار اقسام حمد نمى‏تواند باشد.
دلیل دوّم: حمد یا براى ستایش مطلق خداوند متعال و تعظیم جلال و کبریاى او، به کار رفته است
یا از آن جهت که غیر خداوند متعال کسی سزاوار تعظیم نشده است، چون او براى همگان اله است و ربّ و خالق و از هر نقصى پاک و از هر عیبى مبرّاست. ملاحظه و اعتبار این جهت براى خداوند سبحان مطلوب تر از همه عبادات است و به منزله روح است براى جسد و اگر حمد را به معناى شکر خداوند بگیریم لازمه‏اش شناخت و محبّت و توجه به خداست و ملاحظه جهتى که خداوند به آن جهت سزاوار شکر مى‏باشد و آن اعطاى نعمت بى‏شمار بر بندگان است، که غیر خدا بر افاضه این نعمت قادر نمی باشد. و لذا اوست که صرفا سزاوار ستایش و شکر است. در نظر گرفتن این امور همان اسرارى است که انجام عبادت با وجود آن ها مطلوب و سودمند است.
درباره ی حمد خدا امام علی (ع) فرموده اند: «فَإِنَّهُ أَرْجَحُ مَا وُزِنَ وَ أَفْضَلُ مَا خُزِنَ»۱ حمد خدا برترین و سنگین‏ترین چیزى است که وزن شده و بهترین چیزى است که ذخیره گشته است. در ادامه چنین بیان شده است: حمد از بالاترین خواسته‏هاى خداوند است و انجام آن موجب رضوان خدا، و رضوان خدا موجب خیرات دائمى و نعمت هاى همیشگى است. شروع خطبه با حمد خداوند متعال اسراری را به دنبال دارد از جمله، پذیرفتن ستایش بندگان، از ناحیه خداوند متعال و رضایت او از بندگان با این که کمترین زحمت را دارد و آسان ترین لفظ بر زبان است، بهایى است بسنده در مقابل نعمت هاى او و این خود نعمتى دیگر، حمد از بالاترین عبادات است خداوند متعال هدف از آفرینش انسان را جز عبادت چیزى بیان نداشته، چنان که فرموده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ».
____________________________
نهج البلاغه، خطبه ی ۲٫
قرآن، ذاریات/ ۵۶٫
به دلایل زیر حمد سبب دوری از بلا، ذکر شده است:
خداوند متعال به کسانى که کفران نعمت کرده‏اند وعده عذاب داده است، با وجودى که از آن ها حمد و شکر را خواسته و در موارد زیادى به آن ها امر فرموده است. با در نظر گرفتن معناى آیه : «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ»۱ روشن مى‏شود که شکر و حمد موجب نجات از عذاب الیم و بلاى بزرگ مى‏شود و با انجام حمد و شکر زمینه ی کفران از میان مى‏رود. بنابراین حمد جایگاه مناسبى براى پناه گرفتن از عذاب و خشم خداست.
حمد سبب ورود به بهشت است، زیرا حمد از کامل ترین عبادات است و این که عبادت وسیله دخول بهشت مى‏باشد امرى روشن است. روایت شده است که روز قیامت پیامبر (ص) ندا مى‏کند که حمدگویان به پا خیزند پس جمعیتى برمى‏خیزند و براى آن ها عَلَمى افراشته مى‏شود و سپس داخل بهشت مى‏شوند. از حضرت سؤال شد حمدگویان چه کسانی هستند، فرمود: «آنان که در هر حال خدا را شکر مى‏کنند، پس از جانب خداوند امر مى‏شود که حمدگویان وارد ب

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

هشت شوند».۲
حمد در مقابل نعمت و امتیازاتی است که از محمود (حمد شده) به انسان عنایت شده است. در این نوع حمد به اضافه ی اعتراف و تذکّر به عظمت اختیاری، شخص حامد (حمد کننده) در نتیجه ی درک نعمت و امتیازی که بدون عامل جبری برای منعم به او داده شده است تحرّک روحی پیدا می کند و به ذکر عظمت و انعام او می پردازد. «الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضَ۳؛ «الحَْمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْض‏»۴.
اعتراف و تذکر به عظمت و امتیازات اختیاری محمود است که نعمت و مزیّت با ارزش را به
عالم هستی سرازیر کرده و شخص حامد ممکن است از اعتراف و تذکّر به آن عظمت و امتیاز، ذات محمود را در نظر بگیرد و ممکن است به اضافه آن مشمول بودن خود را با آن نعمت و مزیّت نیز منظور دارد. مانند «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَلَمِین‏».۵
_______________________
قرآن، ابراهیم/۷٫
ابن میثم، شرح نهج البلاغه،ج ۱، صص۲۲۴ -۲۲۲٫
قرآن، انعام/۱٫
قرآن، فاطر/۱٫
علامه جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، ج۲، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، ۱۳۷۶، صص ۲۴۱-۲۳۹٫
تفاوت مدح و حمد:
گاهی مفهوم حمد و مدح یکسان گرفته می شود ولی مدح شامل هر گونه ستایشی است خواه در برابر یک امر اختیاری باشد یا غیر اختیاری.۱
علامه طباطبایی ذیل تفسیر سوره حمد تفاوت حمد و مدح را این گونه بیان نموده است: «حمد به معنای ثنا و ستایش در برابر عمل جمیلی است که ثنا شونده با اختیار خود انجام داده، برخلاف کلمه ی مدح که هم این ثنا را شامل می شود و هم ثنای بر عمل غیر اختیاری را. همچنین علامه بیان می دارد که کلمه تسبیح در کنارحمد قرار گرفته است. (وَ الْمَلَئکَهُ یُسَبِّحُونَ بحَِمْدِ رَبهِِّمْ)۲علامه تسبیح را اصل قرار داده و حمد را با آن ذکر کرده است و موجودات با حمد خود او را تسبیح می کنند، حال آن که خداوند از حمد حامدان بی نیاز است. زیرا به غیر از خدای تعالی هیچ موجودی به افعال جمیل او و به جمال و کمال افعالش احاطه ندارد (وَ لا یُحیطُونَ بِهِ عِلْما)۳ و مخلوق او را به هر وصفی که بستاید به همان مقدار به او و صفاتش احاطه یافته است و او را محدود به حدود آن صفات دانسته است. در حالی که پروردگار منزه از آن است که به تحدید و تقدیر فهم محدود ما در آید، پس ادب بندگی اقتضا می کند که بنده، پروردگار را به همان ثنایی، حمد گوید که خدا، خود را به آن ستوده و از آن تجاوز نکند. «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَلَمِین‏»۴
خداوند در آغاز سوره ی حمد این مهم را به بندگانش گوشزد نموده است.
بسیاری از ادعیه نیز با حمد و ستایش خداوند آغاز گردیده است. به عنوان نمونه امام سجاد(ع) هنگامی که دعا می فرمود در آغاز آن، ستایش خداى عزّوجل می نمود باقتدار و پیروى قرآن کریم و عمل به فرمایش مشهور حضرت رسول- صلّى اللّه علیه و آله- که فرمود: «کُلُ‏ أَمْرٍ ذِی‏ بَالٍ‏ لَمْ یُذْکَرْ بِسْمِ اللَّهِ فِیهِ فَهُوَ أَبْتَرُ.» یعنى هر کار اهمیّت دارد که در شروع به آن از خدا سپاسگزارى نشود بى برکت و بى نتیجه است.۵
_________________________
شوشتری، محمد تقی، بهج الصباغه، ج۲، تهران، امیر کبیر، چاپ اول، ۱۳۷۶، ص۲۴۰٫
قرآن، شوری/۵٫
قرآن، طه/۱۱۰٫
طباطبایى سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن‏، ج۱ قم‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه،۱۴۱۷ ق‏، ص۳۳٫
فیض الاسلام، محمد بن حسین، ترجمه و شرح صحیفه سجادیه، تهران، مؤسسه چاپ و نشر تألیفات فیض الإسلام،‏ چاپ پنجم، ‏۱۳۷۹ ‏ص۲۸٫
قابل ذکر است که امام سجاد (ع) و سایر ائمه (ع) به تأسّی از جدّ خویش مولای متقیان، بعد از حمد و ستایش پروردگار، به نعت و منقبت پیامبر(ص) پرداخته اند.
حمد و ستایش پروردگار در ادب پارسی نیز راه یافته است و شعرا و نویسندگان پارسی در آغاز نوشته خود سپاس و ستایش از خداوند و نعمت های او و نعت پیامبر(ص) را شیوه ی کار خود قرار داده و بابی تحت عنوان تحمیدیه در ادب فارسی باز نموده اند و دیباچه و مقدمه ی کتاب خود را به این مهم مزیّن نموده اند.