دسترسی متن کامل – بررسی نقش زن در قصه‏های گیلانی- قسمت 4

4-30-29 قصه (29): داستان چهل متر پارچه 126
4-30-30 قصه (30): داستان برگ ظلمات 128
4-30-31 قصه (31): داستان درویش 130
4-30-32 قصه (32): داستان عاشق شدن نامادری 131
4-30-33 قصه (33): عروس و داماد 133
4-30-34 قصه (34): حاتم پادشاه 134
4-30-35 قصه (35): ببر بیان 135
4-30-36 قصه (36): داستان سه خواهرو انگشتری 136
4-30-37 قصه (37): داستان سه کبوتر یا راز دل صنوبر 137
4-30-38 قصه (38): داستان ملک جمشید 139
4-30-39 قصه (39): داستان پیرزن آدم خوار 141
4-30-40 قصه (40): داستان پلو قور قور و جارو شرشر 142
4-30-41 قصه (41): افشگری بره(ساده لوح) 143
4-30-42 قصه (42): مرد ساده 145
4-30-43 قصه (43): مهر مادری(مادر مهربان) 146
4-30-44 قصه (44): طلسم (زن راستگو) 147
4-30-45 قصه (45): آش نذری (زن ظاهر بین) 149
4-30-46 قصه (46):پدر بی وفا و کیسه پهن 150
4-30-47 قصه (47):پدر بی وفا 152
4-30-48 قصه (48):ای مشته نیم مشته 153
4-30-49 قصه (49):آب دادن مونده 154
4-30-50 قصه (50):زن و مرد ساده لوح 155
فصل پنجم: نتیجه‏گیری پیشنهادات
5-1 نتیجه‏گیری 157
5-2 پیشنهادات 159
پیوست 160
منابع 165
Abstract 170
چکیده
قصه و افسانه دارای قدمتی به اندازه‏ی زندگی بشر است. انسان، مضامین اخلاقی پندآموز و موارد مهمی را که راهگشای زندگی آیندگان بود، در دل قصه‏ها و افسانه‏ها پنهان و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‏کند. قصه‏ها و افسانه‏ها در هر ملتی بنا به عقاید و باورهای آن ملت دارای ساخترای متفاوت است و دیدگاه‏های مختلفی نسبت به موضوعات یکسان داراست. یکی از مضامینی که در قصه‏‏ها مطرح است، نقش زنان و جلوه‏های مختلف شخصیت وی است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی سیمای زن در قصه‏های گیلانی است. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که زن در قصه‏های گیلانی در نقش‏های مادر، نامادری، همسر و دختر ظاهر می‏شود که هر یک از این نقش‏ها دارای خصوصیات منحصر به فرد خود می‏باشد. زن گیلانی به دلیل حضورش در محیط کار و فعالیت اجتماعی، دارای شخصیتی مستقل و باهوش است که همین تصویر در بیشتر قصه‏های گیلانی نیز بازتاب یافته است.
کلیدواژه‏‏ها: ادبیات عامیانه، افسانه، قصه، زبان گیلکی، شخصیت.
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1مقدمه
قصه‏گویی و افسانه‏سرایی یکی از باستانی‏ترین اشکال ادبیات شفاهی است.‏ مردم در روزگاران بسیار قدیم، تاریخ، سنت‏ها، اصول اخلاقی و مطالب علمی و حکمت‏آمیز را در قالب داستان‏ها، روایات و افسانه‏ها قرار می‏دادند و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‏کردند. علت اصلی توجه بشر به مقوله‏ی داستان‏گویی و افسانه‏سرایی، داشتن ذوق و ذهن فعال و تخیل‏گرای نوع بشر است.
مطالعه و تحلیل قصه‏های عامیانه، باعث درک بیشتر ماهیت، عناصر سازنده‏‏ و عوامل تأثیرگذار در پردازش فرهنگ شفاهی می‏شود. اگرچه در بررسی قصه‏ها و افسانه‏ها، زندگی مردم مستقلاً مورد بررسی قرار نمی‏گیرد و کسی برای نوشتن سرگذشت افراد به گفتن قصه‏ی زندگی آن‏ها نمی‏پردازد، اما توسط قصه، شیوه‏ی زندگی توده مردم، به صورت غیرمستقیم در بطن قصه قرار می‏گیرد. این‏گونه قصه‏ها بیشتر به صورت شفاهی نقل می‏شوند و روایت آن بیشتر بر عهده‏ی زنان، مادران و زنان سالخورده و … بوده است که کودکان را گرد می‏آورند و برای آنان با مهربانی و عطوفتی قصه‏ها را بازگو می‏کنند.
قصه‏های عامیانه و افسانه‏ها، دارای موضوع‏ و مضامین گوناگونی هستند. برخی حماسی و پهلوانی، برخی قصه‏های عاشقانه، و گروهی افسانه‏های پریان هستند. دسته‏ای نیز افسانه‏های دینی یا مذهبی می‏باشند.
تصویر و جایگاه زن، در اسطوره‌های آفرینش، قصه‌ها و آیین‌های کهن اقوام بشری و همچنین ایرانیان، زنده و تأثیرگذار است. قدرت زنانه از همه جهت، نیروی‌ زنـده‌ و لایـزال به شمار رفته است. او، موجودی وطن دوست، اندیشه‌ورز و سازنده توصیف شده، البته در جاهایی که مقصود گوینده توصیف اخلاقی نکوهیده است، زنان در قالب انسان‏‏های کم‏خرد، کینه‏توز و اهریمنی نمود می‏یابند. امروزه با رشد فعالیت‏ها و پژوهش‏ها، در مـورد نـقش‌ زن‌ در‌ ایران قبل و بعد از اسـلام و گـاه در ادبـیات‌ رسمی، برخی از پژوهشگران آثاری تألیف کرده‏اند، ولی تاکنون کسی به نقش و جایگاه زن‌ در‌ قصه‌های‌ عامیانه‏ی خطه‏ای خاص نپرداخته است. چون قصه‌های عامیانه، روایـت حـیات‌ اجـتماعی‌ تمام‌ جامعه است، با بررسی آن‏ها مـی‌توان اوضـاع‌ اجتماعی‌ زمانه راوی را دید. زنان در طبقات فرودین‌ جامعه،‌ در‌ فعالیت‏های روزمره زندگی، نـقشی فـعال‏تر از زنـان اشراف دارند و مردانشان این حضور را بیشتر‌ می‌بینند‌ و فقط زیبایی و تجملات آن‏ها بـرای مـردان زحـمت‏کش کافی نیست. آنان به‌ هنرها‌ و کاردانی زنان نیز نیاز دارند، و شاید یکی از دلایل حضور زنـان در داسـتان‌های عـامیانه‌ همین‌ باشد.
این پایان‏نامه در پنج فصل تهیه و تنظیم شده است. فصل اول به کلیات تحقیق اختصاص دارد. فصل دوم به بنیاد نظری می‏پردازد و در آن مباحثی چون داستان، قصه، قصه‏های عامیانه، افسانه و … تعریف می‏شود. فصل سوم به معرفی استان گیلان و فرهنگ گیلکی اختصاص دارد. فصل چهارم که تحلیل تحقیق است و با بررسی حدود پنجاه قصه‏ به جایگاه زن در این افسانه‏ها می‏پردازد. فصل پنجم شامل نتیجه‏گیری و ارائه پیشنهادها است.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir