مقاله علمی با منبع : بررسی ساختاری و کارکرد خوشه برنج در وضعیت موجود و مطلوب- قسمت 42

نظام اجرایی و برنامهریزی در کشور ما کاملاً متمرکز بوده و توالی فاسد و مشکلات عدیده ناشی از این معضل اساسی نیز به خوبی در تمام سطوح اداری و اجتماعی و حتی فردی قابل مشاهده است. بههمین علت، نظام حکومتی کشور بیش از اندازه بزرگ و ناکارآمد شده و تقریباً همه تصمیمات در مرکز اتخاذ میشود. بهعنوان مثال راهبردها، اولویتها و میزان درآمدها و هزینههای کشور در افقهای میان مدت در برنامههایی مشخص میگردند که بیش از اندازه وابسته به مرکز بوده و ملاحظات خاص منطقهای کمتر و در آنها دیده میشود. این پدیده نامبارک که شاید اصلیترین دلیل ان ثروتهای انبوهی است که با فروش منابع طبیعی و در راس آنها نفت خام در اختیار دولت قرار میگیرد، میتواند با اتخاذ سیاست راهبردی تمرکزگرایی از راههایی چون ایجاد و توسعة خوشههای صنعتی و غیره پیگیری شود.
د) ضعف توان کارشناسی و مدیریت منطقهای:
نظام مدیریت منطقهای کشور به شدت ضعیف و فاقد توان کارشناسی و مدیریت است. این مسأله در حالی است که تنها شرط موفقیت برنامههایی که در سطح ملی تدوین و اجرا میگردند آن است که مفاد آنها انعکاسی از نیازها منطقهای بوده و مواد آن توسط واحدهای مستقر در نواحی فراهم شده و فقط اتخاذ راهبردهای کلان و در نهایت تلفیق برنامهها در مرکز صورت گیرد. اتخاذ راهبرد خوشهسازی صنعتی برای توسعه کشور، که به فعالکردن نقش مدیریتهای منطقهای در فرآیند توسعه میانجامد میتواند در مسیر تمرکز زدایی کارآیی داشته باشد.
ه) جهانیشدن:
جهانیشدن، افق گریزناپذیر رویاروی اقتصاد جهان میباشد که تهدیدها و فرصتهای زیادی را در مسیر توسعه ملی کشورها و منجمله ایران بههمراه دارد. در صورتی که سازمانها و نهادهای اقتصادی کشور توانایی پایداری و رقابت در بازارهای بینالملی را داشته باشند، با بازتر شدن مرزهای اقتصادی، مزایای گستردهای متوجه نظام اقتصاد ایران خواهد شد. بااین وجود، متاسفانه اینگونه تواناییها در واحدهای کوچک، متوسط و بزرگ صنعتی کشور کمتر به چشم میخورد. ایجاد این دسته از ظرفیتهای مالی، مدیریتی، و تکنولوژیکی در واحدهای کوچک و متوسط، از طریق ایجاد شبکههای همافزایی در میان بنگاههای فعال، از راههایی چون کمک به ایجاد خوشههای صنعتی، میتواند راهبردی مناسب در جهت کسب توانایی رقابتپذیری و رویارویی بهتر با مسأله جهانی شدن باشد.
و) ارتقاء سطح توانمندیهای فنی و مدیریت واحدهای کوچک و متوسط:
بنگاههای کوچک و متوسط فعال در سطح کشور با معضلات متعدد فنی، مدیریتی، بازاریابی و غیره مواجه هستند. ایجاد و توسعه خوشههای صنعتی که در درون خود به مجموعه نیازهای واحدهای کوچک و متوسط پاسخ میدهند، میتواند با کمک به شکل گرفتن خدمات کسب و کار، نظیر نهادهای مالی، مشاورهای و غیره، به ارتقا سطح توانمندیهای این دسته از واحدها بینجامد.
ز) وجود زمینههای قوی برای ایجاد خوشههای صنعتی در کشور:
به دلایل زیر زمینههای خوبی برای شکل گیری خوشههای صنعتی در کشور وجود دارد:
– 93% واحدهای فعال صنعتی در کشور را واحدهای کوچک و متوسط تشکیل میدهند.
– در مناطقی از کشور که بهطور سنتی در زمینههایی خاص فعالیت داشتهاند، خوشههای ناقص یا جنینی صنعتی به صورت ناخودآگاه شکل گرفته است.
– برخی از صنایع پررونق و دارای مزیت کشور، نظیر فرش، چرم، پوشاک، صنایع چوب و غیره، با آرایش خوشهای در جهت توسعه کاملاً هماهنگ هستند.
ح) تناسب با ماموریتهای جدید وزارت صنایع:
با بهاجرا درآمدن سیاستهای تمرکززدایی در وزارت صنایع و پایان دوران تقسیم ارز، امتیازات و مجوزها، چشم اندازهای واحدهای منطقهای این سازمان با ابهام مواجه شده است. الزام واحدهای منطقهای به توسعه خوشههای صنعتی و تاکید بر مزیتهای منطقهای میتواند در راستای ماموریتهای جدید وزرات صنایع راهگشا باشد.
ط)کاهش شتاب جریان مهاجرتهای داخلی و انتقال دانش و سرمایه به خارج از کشور:
عدم توازن در رشد منطقهای به مهاجرتهای بسیار گسترده در داخل کشور انجامیده است؛ چنانچه بهعنوان مثال، در حال حاضر حدود بیست درصد از جمعیت کشور، در کلان شهر تهران متمرکز شده است. از سوی دیگر، روند مهاجرت اندیشهها وسرمایهها به خارج از کشور، ابعادی نگرانکننده به خود گرفته است.
توسعه خوشههای صنعتی، با کمک به توسعه ملی و منطقهای و به کارگرفتن اندیشهها و سرمایهها در صنایع کوچک و متوسط، که از جمله بسترهای مناسب برای اشتغال متخصصین و جذب سرمایهها میباشد، میتواند در مواجهه با این بحران کارآمد باشد.
ی) تناسب با نظام دو قطبی صنایع کشور:
عمده واحدهای صنعتی کشور یا در شمار صنایع بزرگ محسوب شده و یا در زمره واحدهای کوچک و متوسط قرار میگیرند. از سوی دیگر بطور سنتی صنایع بزرگ ایران عادت یافتهاند که نیازهای خود را از خارج تامین کننده و به همین دلیل ارتباط منطقی و همافزایی بین صنایع بزرگ و نظام اقتصاد ملی کشور وجود ندارد.
از سوی دیگر تجارب موفقی نظیر آنچه در شرکت ساپکو در ارتباط با تهیه قطعات موردنیاز ایران خودرو انجام داده است، نشان میدهد که ایجاد ترتیبات لازم برای ارتباط یافتن صنایع بزرگ و کوچک در کشور، مزایای گستردهای در پی خواهد داشت. ایجاد خوشههای صنعتی از جمله راههای اساسی است که برای تدارک این ارتباط و همافزایی میتواند مورداستفاده قرار گیرد. با این کار تواناییهای واحدهای کوچک در خدمت توسعة بنگاههای بزرگ کشور قرار گرفته و از سوی دیگر بنگاههای کوچک و متوسط میتوانند

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

از خدمات و حمایتهای واحدهای قرار میگیرد (فرشادی و دیگران، 91).
12-2- تنگناهای توسعه خوشههای صنعتی در کشور
الف) عدم توانمندی بنگاههای کوچک و متوسط:
خوشههای صنعتی در جاهایی شکل میگیرند که بنگاههای کوچک و متوسط قوی وجود داشته باشند. اما اینگونه واحدها در کشور ما از جهات متعدد تکنولوژیکی مالی، مدیریتی و ساختاری و غیره فوقالعاده ضعیف میباشند.
ب) رسمیت نداشتن بنگاههای کوچک و متوسط در نظام اداری- اجرایی کشور:
علیرغم سهم گسترده (93%) و قابلیتهای فوقالعاده بنگاههای کوچک و متوسط، در قوانین ثبتی، مالیاتی، حسابرسی و غیره هنوز تفاوتهای صنایع بزرگ و کوچک دیده نشده است، در حالی که تقویت و توسعه اینگونه بنگاهها به تدوین قوانینی متناسب با آنها و پذیرفتن این واحدها بهعنوان یک بخش رسمی و بزرگ در اقتصاد کشور محتاج است.
ج) سابقه پررنگ برنامهریزی متمرکز در کشور:
در نظامهای برنامهریزی و اجرایی که بیش از اندازه تمرکزگرا هستند، مشکل عدم توجه به مزیتهای نسبی منطقهای بهوجود میآید. سابقة تاریخی این مسأله در ایران این معضل (عدم توجه به مزیتهای نسبی منطقهای) را بهنوعی در کشور نهادینه ساخته است؛ چنانچه بهنظر میرسد همه مناطق کشور سعی دارند از یک مسیر واحد و با استقرار صنایعی مشابه به توسعه دستیابند.
د) معضلات فرهنگی:
متاسفانه جو اعتماد متقابل و فرهنگ کارگروهی[26] در کشور بهشدت ضعیف بوده و این مسأله توسعه خوشههای صنعتی که اساساً فعالیتی چند جانبه و مشارکتی است را با مشکل مواجه میکند.
ه) ضعف انگیزهها در بخش خصوصی:
در ایران تقریباً تمام فعالیتهای بزرگ اقتصادی توسط دولت انجام شده است و همین مسأله انگیزه عمومی برای دخالت در عرصههای اقتصادی توسط مردم را بهشدت کمرنگ ساخته است. بههمین دلیل تشکیل خوشههای صنعتی، که از نمونههای پیشرفتة ورود نظامیافته بخش خصوصی در حوزة اقتصاد است در ایران با مشکل مواجه است. باید توجه داشت که گرچه ممکن است مساعدت یا مشاوره دولت در شکلگیری خوشههای صنعتی مؤثر باشد، اما خوشهها درنهایت میبایست کاملاً خصوصی اداره شوند.
و) عدم تجربه قبلی:
تاکنون فعالیت آگاهانه و مستقلی برای خوشهسازی درکشور صورت نگرفته است و بههمین علت توان برنامهریزی و اجرایی کارشناسان دستگاههای اجرایی در این حوزه محدود است.
ز) ضعف توان کارشناسی دستگاههای اجرایی:
دستگاههای اجرایی به وی‍ژه در سطح منطقهای با ضعف مفرط کارشناسی مواجهند و این درحالی است که ایجاد خوشههای صنعتی در مناطق به مجریانی قوی و مشاورانی مجرب احتیاج دارد.
ح) عدم همکاری نظام بانکی کشور:
از اساسیترین نیازهای اولیه هر نوع کسب و کار مسأله تامین مالی است. متاسفانه ترتبیات کهنه حاکم بر نظام بانکی کشور توان آنها را بیش از آنکه در خدمت تولیدکنندگان و صنعتگران قرار دهد در اختیار تجار و بخش واسطهگری میگذارد. توسعه خوشههای صنعتی به همکاری نزدیک بانکها احتیاج دارد و در این راستا تدوین مقرراتی خاص و تعریف پستهای کارشناسی در بانکها عامل ضروری است.