جستجوی مقالات فارسی – بررسی ساختاری و کارکرد خوشه برنج در وضعیت موجود و مطلوب- قسمت 15

چکیده
توسعة صنعتی از طریق توسعة خوشههای کسب و کار به عنوان یکی از رویکردهای بدیلی است که طی دو سه دهة اخیر در کشورهای مختلف توسعه یافته و در حال توسعه، سرلوحة کار و خط مشی سیاستگذاران عرصة صنعت و توسعة صنعتی قرار گرفته است. اجرای پروژه های توسعة خوشههای صنعتی در سطح استانهای مختلف کشور، به عنوان بخشی از اقداماتی است که تاکنون در ایران انجام پذیرفته است. پژوهش حاضر به مطالعة موردی خوشة برنج در استان گیلان و ارزیابی تأثیرات خوشههای صنعتی در توسعة منطقهای میپردازد. در این پژوهش ضمن بهره گیری از مطالعات مرتبط در سطح جهان و ایران، با بهره گیری از مفاهیم پایه ای و کلاسیک ادبیات خوشه ای به بررسی و ارزیابی موضوع پرداخته شده است. در ضمن جهت دریافت صحیح اطلاعات مدیران ارشد مجموعه های شالیکوبی از پرسشنامه ای شامل 39 سوال 5 گزینه ای و 2 سوال 2 گزینه ای با عناوین کلی بررسی وضعیت درونی، وضعیت بیرونی، وضعیت نهادی و وضعیت همکاری استفاده گردیده است. تعداد 310 نفر از مدیران مورد سوال قرار گرفته به درستی پاسخگوی سوالات بودند. با استفاده از نرم افزار SPSS آلفای کرونباخ مورد قبول تایید گردید. آزمون فرض نیز برای تک تک سوالات انجام گرفت. در نهایت تحلیل خروجی آماری سوالات در دنیای واقعی در فصل پنجم به تفصیل آورده شده است. در کل خوشه صنعتی برنج در زمینه وضعیت درونی در شرایط مطلوبتری نسبj به عوامل دیگر قرار دارد. اما در بعد وضعیت بیرونی و همکاری بین اجزای خوشه از نظر مدیران واحد ها دارای معایب اساسی می باشد که لزوم توجه بیشتر به این حوزه ها را تبیین می نماید.
 
فصل اول
 
 
کلیات تحقيق
1-1- مقدمه
از دهه گذشته، برنامه ریزان توسعه منطقه ای و سرزمینی ، بخش قابل توجهی از زمان و انرژی خود را صرف جستجوی یک مدل نوین برای توسعه منطقه ای کرده اند (مولثارت،2003). مفاهیم این “مدل نوین” توسعه منطقه ای که به خوشه ای شدن صنعتی معروف است، به یک سری داستان های موفق منطقه ای نظیر دره سیلیکون، مناطقی در ایتالیای سوم نظیر امیلیا رومانا، بادنوورتمبرگ درآلمان و کرویدور در انگلیس ، بر می گردد. این مناطق بعنوان نمونه های برتر در کارکرد ا قتصادی مطرح شده و با به نمایش گذاشتن سطوح بالای نوآوری نقشی قوی از خوشه های صنعتی درونزا، و به یک صورتبندی نهادی شبکه ای شده در سطوح منطقه ای دست یافته اند (لجندیک و کورن فورد،2000؛ کوک و مورگان،1993). با الهام از این داستان های موفق است که پدیده خوشه بندی صنعتی مکرراً از رویکردهای مختلف و تا حدی هم پوش نظیر “نواحی صنعتی” ، “فضاهای صنعتی جدید” ، “محیط های نوآور” ، ” خوشه های صنعتی” ، “محیط نهادی” ،”مناطق یادگیری” ، “یادگیری محلی شده” و “سیستم های نوآوری منطقه ای” تحت پارادایم “منطقه گرایی نوین” مطالعه شده، که در درون خود به دنبال درک نقش خوشه بندی صنعتی و اثرات آن بر یادگیری، نوآوری و مزیت رقابتی است (هنری و پینچ ،2001؛ کامبرز و مک کینن،2004؛ کیبل و ویلکینسن،2000). در این رویکردها به توسعه منطقه ای، شکل گیری ظرفیت های یادگیری یک موضوع بنگاهی نیست بلکه بجای آن به روابط بین بنگاه ها و سایر بازیگران در محیط منطقه ای مربوط می شود. از اینرو، وقتی که دانش وفن آوری در رویکرد درونزا بمثابه موضوع درون منطقه ای تلقی می شود، فرایند های یادگیری و روابط شبکه منطقه ای در پویایی درازمدت و پایداری نوآوری در منطقه نقش برجسته ای را بازی می کند (ارایدین و آرماتلی کوراوغلی،2005).
اهمیت توسعه صنعتی در کشور های در حال توسعه موجب شده بسیاری از این کشور ها شکل گیری و تقویت صنایع کوچک و متوسط در مناطق صنعتی و در قالب خوشه را به عنوان یک استراتژی توسعه صنعتی منطقه ای مورد نظر قرار داده و از آن به عنوان راهبردی اشتغالزا که در عین حال قادر به بهبود توان رقابتی شرکتها و افزایش صادرات آنها می باشد، بهرهبرداری نمایند (رابلوتی،1382). تعریف صنایع کوچک و متوسط به طور گسترده ای در میان کشورها و مناطق مختلف جهان متفاوت می باشد و شرایط اقتصادی و صنعتی حاکم بر آن کشور ها، معرف صنایع کوچک و متوسط در آنهاست. برخی از شاخصهایی که معمولا در تعریف صنایع کوچک و متوسط به کار می روند عبارتند از: تعداد کارکنان، سرمایه، دارایی کل، حجم فروش و ظرفیت های تولیدی، اما رایج ترین شاخص برای تعریف صنایع کوچک و متوسط، استفاده از تعداد کارکنان است ( شقاقی و شفیعی،1384).
بررسی سهم بنگاه های کوچک و متوسط در میزان اشتغال، ایجاد ارزش افزوده و تولید ناخالص داخلی کشور ها در جهان حاکی از آن است که بیش از 95 درصد از کل اشتغال ایجاد شده متعلق به این بنگاه ها است (Monash, 1998).
2-1- بیان مسئله پژوهش
امروزه توسعه از طریق مدل خوشه اي نقش محوري و بارزي در سیاستهاي اقتصادي و صنعتی کشورهاي توسعه یافته ایفا می نماید. اگر رویکردهاي گذشته تمرکز بیشتري بر اقتصاد کلان داشته اند، اینک کسب و کار خرد، احساس مسئولیت نسبت به افزایش قابلیت رقابت واحدهاي کوچک و متوسط، بهبود ارتباطات شبکه اي، تاکید بر حمایتهاي غیر مستقیم در مقابل پرداخت یارانه، ترکیب رقابت و همکاري به منظور تقویت یادگیري و نوآوري، ارتقاء سطح همکاري واحدهاي کوچک و بزرگ و تقویت مثلث همکاري خوشه ها، دولت و دانشگاه مورد تاکید و توجه بیشتري قرار می گیرد. هر قدر نگاه به حل مسائل از سطح بین المللی، ملی و بخشی به سمت منطقهاي و محلی، مبتنی بر قابلیت هاي پویاي سیستم هاي اجتماعی شکل یافته بر پایه فرا

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

یندهاي طبیعی پیش میرود، توجه به کسب و کار خرد در قالب شبکه ارتباطی قابل تعریف ذیل بحث توسعه خوشه اي از اهمیت ویژه اي برخوردار می شود ( منصوری، 1384).
صنايع کوچک در اغلب کشورهاي جهان به ويژه در کشورهاي در حال توسعه از اهميت و جايگاه خاصي برخوردار است. صاحبنظران توسعه اقتصادي با توجه به محدوديت منابع و نيروي انساني و نيز با توجه به ساختار صنعتي جهان امروز و همچنين قابليتها و مزيتهاي که اين قشر از جامعه صنعتي کشور دارند، بهترين الگو را توسعه صنايع کوچک و متوسط اعلام مي کنند. در توسعه صنايع کوچک نيز امروزه در جهان الگوهاي مختلف و متفاوتي مطرح شده است که از مهمترين اين الگوها، مدل توسعه بر مبناي خوشه هاي صنعتي است.
حدود دو دهه است که توسعه صنعتی مبتنی بر خوشه ها، بعنوان یک استراتژي نوین مورد توجه برنامهریزان و سیاستگزاران در کشورهاي صنعتی و در حال توسعه می باشد. سازمانهاي بین المللی همچون UNIDO, ILO و بانک جهانی نیز طرحهاي متعددي را از طریق توسعه خوشه هاي صنعتی در کشورهاي مختلف اجرا و حمایت کرده اند. خوشه صنعتي يكي از الگو هاي موفق سازماندهي صنايع كوچك و متوسط است كه كاستي هاي صنايع كوچك و متوسط را رفع نموده و مزيت هاي مختلف صنايع كوچك نظير انعطاف پذيري و تنوع را تقويت مي بخشد. خوشه صنعتي مجموعه اي از بنگاه هاي توليدي و خدماتي در يك رشته صنعتي است كه با تكيه بر سرمايه هاي قوام يافته اجتماعي در مناطق مختلف جغرافيايي در كنار نهاد هاي پشتيبان و از طريق روابط متراكم ميان بنگاهي شكل مي گيرد.( منصوری، 1384)
بزرگترین معضل بنگاههای کوچک و متوسط (SMEs) ، دست‌یابی به مقیاس‌های مناسب تولید است. بسیاری از این واحدها صرفه به مقیاس نداشته و به‌همین دلیل نمی‌توانند شرایط لازم برای پایداری و رقابت خود را در بازارها به وجود بیاورند. از دیگر مشکلات عمده بنگاه‌های کوچک و متوسط، که به ویژه در کشور ما از شدت بیشتری برخوردار است، ضعف نهادهای خدماتی و پشتیبان یا نهادهای خدمات کسب و کار است. واحدهای کوچک توانایی آن را ندارند که به طور مستقل مسائل مالی، فنی، بازاریابی، فروش و غیره خود را حل کنند، بلکه لازم است به‌گونهای این نوع خدمات حیاتی را از بیرون مجموعه خود دریافت کنند. علت شکست بسیاری از سرمایه‌گذاری‌ها در صنایع کوچک و متوسط نیز به‌همین مساله باز می‌گردد، چراکه سرمایه‌گذاران در ابتدا به‌علت ناآگاهی از مسائل فنی، اقتصادی، مدیریتی، بازاریابی و غیره، هزینه‌های مربوط به این حوزه‌ها را در محاسبات خود نادیده ‌گرفته و به علت پیچیدگی اینگونه خدمات، از توانایی انجام آنها در سطح مطلوب نیز برخوردار نیستند.( بدری و کیانی، 1385)
3-1- ضرورت واهمیت انجام پژوهش
با توجه به تغییرات محتوایی و کیفی بسیار زیادی که از چند دهه اخیر در بازارهای جهانی رخ داده و حرکت به سوی جهانی شدن بازارها شروع و به موازات آن دوره تولیدمحوری در انتهای حیات خود و مشتری‌محوری در حال نضج گرفتن است، تولیدکنندگان صنعتی با هدف استفاده بهینه از امکانات و جلوگیری از هدر رفتن منابع باارزش به تمهیداتی متوسل شده‌اند که نتیجه آن تغییر ساختار صنعتی است. از مشخصات اصلی این تغییر ساختار، ترویج بیش از پیش صنایع کوچک است. در سالهای اخیر توجه فزاینده‌ای به کوچک‌سازی شده و روند توسعه بنگاههای کوچک و متوسط به طور بالایی افزایش یافته است. این بنگاهها دارای مزایای زیادی نسبت به صنایع بزرگ هستند که از آن جمله می‌توان از ارزش افزوده، نوآوری، اشتغال‌آفرینی و انعطاف‌پذیری بیشتر نسبت به صنایع بزرگ نام برد. بنابراین لزوم توجه به این بخش از اقتصاد ضروری است. از طرف دیگر کوچک بودن این بنگاهها و حجم پایین منابع در دسترس موجب ایجاد محدودیتهایی برای این بنگاهها می‌شود که از آن جمله محدودیت¬های مالی، تحقیق و توسعه، بازاریابی و غیره هستند. بنابراین، می‌توان گفت که بازاریابی یکی از مشکلات اساسی این بنگاه¬هاست که دلایل آن، هزینه بالای تحقیقات بازاریابی، نداشتن کادر مجرب و در کل نداشتن امکان انجام فعالیتهای بازاریابی گسترده به دلیل هزینه‌های بالای آن است (ناطق و محترم قلاتی،1385).
یکی از راهکارهای اساسی که در محافل علمی برای ساماندهی به بحث صنایع کوچک و متوسط مورد توجه قرار گرفته است تجمیع این بنگاهها و سازماندهی آنها در قالب خوشه‌های صنعتی است. بدین ترتیب، تمرکز تعدادی از بنگاههای کوچک و متوسط در یک حوزه جغرافیایی، موجب ایجاد مزایایی برای بنگاههای درون خوشه می‌شود. به عبارت دیگر، با تجمیع شرکتهایی که در زمینه‌های مشابه یا مرتبطی فعالیت می‌کنند، این شرکتها می‌توانند از مزایایی از قبیل صرفه‌جوئیهای ناشی از مقیاس و تنوع، انتقال دانش و فناوری، افزایش رقابت‌پذیری و … برخوردار شوند که از کارایی جمعی حاصل می‌شوند. کارآیی جمعی دو جنبه دارد: یکی صرفه‌جویی بیرونی که به علت تجمع در یک مکان نصیب شرکتهای عضو خوشه می‌شود و دیگری مزایای اقدام اشتراکی که از همکاری آگاهانه محلی حاصل می‌شود. ارتقاء کارآیی جمعی به صورت سرمایه‌گذاری برای تأمین ماشین‌ابزار و دستیابی به بازار و خدمات (مانند طراحی، بازاریابی، تبلیغات، فروش و توزیع، تأمین مالی، آموزش نیروی انسانی و …) میسر است.
با توجه به اهمیت یافتن نگاه خوشه محور طی سال های اخیر در کشور، خوشه صنعتی برنج به عنوان یکی از مهمترین خوشههای صنعتی استان گیلان می تواند گزینه مناسبی برای پژوهش و بررسی ب
یشتر با شد. بخش زیادی از زمینهای کشاورزی استان و جمعت قابل توجهی از روستاییان این استان در امر کاشت و تولید محصول برنج اشتغال دارند. طبیعی است بهبود شرایط خوشه صنعتی برنج می تواند تاثیر بسزایی در زندگی آنها و همچنن دیگر افراد شاغل در هر یک از حلقههای اشتغال وابسته به این خوشه فرآهم آورد.
بدون شک عواملی چون سابقه زیاد حضور این خوشه صنعتی در استان گیلان و آشنایی کامل نیروی انسانی با شرایط آن، وجود مرکزیت سازمانهای تخصصی پژوهشی حوزه برنج در استان گیلان و استفاده از نیروهای کار بومی می تواند مزیت های قابل اتکایی برای لزوم پژوهش و شناخت هر چه بیشتر این خوشه به شمار آید. همچنین ورود لجام گسیخته برنجهای وارداتی با برندهای متنوع، عدم بروز رسانی ماشین آلات بدلیل افزایش هزینه ارزی واردات می توانند تهدیدهای بالفعل و بالقوه خوشه صنعتی برنج استان گیلان در نظر گرفته شوند.
4-1- اهداف تحقیق
اهداف علمی:
بررسی و مطالعه زمینه ها و سوابق تاریخی خوشه های صنعتی
ارائه ابزار تحلیلی برای یک مطالعه شناختی
اهداف کاربردی:
بررسی ساختاری و کارکرد خوشه برنج در وضعیت موجود و مطلوب
شناخت عوامل محیطی موثر بر خوشه برنج
مطالعه وضعیت درونی خوشه برنج و تعریف نقاط قوت و ضعف
ارائه استراتژی های پیشنهادی کلی برای خوشه برنج استان گیلان
5-1- سوالات تحقیق
با توجه به اینکه در مطالعه شناختی خوشه بایستی ابعادی چون وضعیت درونی خوشه، وضعیت بیرونی خوشه، وضعیت نهادی و روابط میان واحد های خوشه مورد مطالعه قرار گیرد، موارد زیر مفروض می باشد:
خوشه برنج در استان گیلان از بعد وضعیت درونی ( دسترسی به نیروی انسانی ماهر، تکنولوژی تولید، دسترسی به بازار، وضعیت مالی واحدهای تولیدی، کیفیت و نوآوری) در چه سطح قرار دارد؟
خوشه برنج در استان گیلان از بعد وضعیت بیرونی ( تامین‎کنندگان مواد اولیه، تامین کنندگان ماشین آلات و تجهیزات، وضعیت ورود تازه واردان به صنعت، کالاهای جایگزین ) در چه سطح قرار دارد؟
خوشه برنج در استان گیلان از بعد وضعیت نهادی ( وضعیت ارائه خدمات توسط نهادهای غیر دولتی، حمایت و مشارکت دولت، خدمات مراکز آموزشی و پژوهشی ) در چه سطح قرار دارد؟
خوشه برنج در استان گیلان از بعد روابط میان واحدهای خوشه در چه سطح قرار دارد؟
6-1- تعریف اصطلاحات و متغیرهای تحقیق