پژوهش دانشگاهی – اعتراض در شعر فروغ۹۱- قسمت ۲۹

نه چـــــراغی اسـت در آن پایان هــر چــــه از دور نمایان است
شــــــاید آن نقطـهی نــــورانی چشــــم گــرگــان بیابان است..
(همان:۱۴۳)
بدبینی، ناامیدی و ظلمت و تنهایی در این سالها چنان روح او را فراگرفتهاند که در شعر بعدها، در اعتراض به فضای پر از ناامیدی و تنهایی که او را در برگرفته است، از مرگ خویش سخن میگوید:
مرگ مــن روزی فـرا خواهد رسید در بهــاری روشـــن از امواج نور
در زمســـتانی غبارآلـــــود و دور یا خـــزانی خـالی از فریاد و شور
بعدها نــــام مـــرا بـاران و بـــاد نـرم میشــــویند از رخسار سنگ
گور مــــن گمنام میمـــاند به راه فــارغ از افســــانههای نام و ننگ…
(همان:۱۵۲)
در این مجموعه، فروغ همچنان از اعتراضات عاشقانه سخن میگوید. او در اشعار بلوررویا، گره، ازراهیدور، سرودزیبایی و جنون به مانند دو مجموعهی اسیر و دیوار، اعتراضات شخصی خویش را که در برگیرندهی احساسات عاشقانه است به تصویر میکشد؛ اما از جهت زبان میتوان در این اشعار، توفیق فروغ را در زبانورزی، برای دستیابی به زبانی مستقل، مشاهده کرد. زبان فروغ در این اشعار، سرآغاز تحوّلی است در زبان. «عصیان دربردارندهی نشانههای بارزی از سرآغاز کاربست یک زبان شاعرانهی توانمند نیز هست که بعدها در تولدی دیگر اوج میگیرد و به حدّ کمال میرسد.» (فرخزاد، ۱۳۸۱: ۱۳۶) «اشعار پایانی مجموعهی عصیان، خبر از پیدایی اندیشه و نگاه تازه فروغ میدهد. انگار ذهن گرفتارِ غریزی وی خالی شده و این بار با نگاهی جدید به دنیا مینگرد. در این دوره، نگاه شاعر به اطراف، وسیعتر شده و به زبان و اندیشههای خاصّ خود دست یافته است.» (پور شهرام، ۱۳۸۷: ۱۰۲)
آه ای زنـدگی مـنم کـــــــه هنوز بــا هـمه پـــوچی از تـو لبریزم
نه به فـــکرم که رشـــته پاره کنم نـه بر آنــــم کـه از تـو بگریزم…
(فرخزاد،۱۵۴:۱۳۶۸) .
در واقع اشعار اعتراضآمیز دینی و مذهبی فروغ در مجموعهی عصیان، پلی است که فروغ را از بند تمنیّات درونی و احساسی و اعتراضات وسیع عاشقانهی فردی خویش رها میسازد و او را وارد دنیایی جهانی و انسانی میکند، تا چنان در این دنیای انسانی و جهانی با اعتراض خویش جلوهگری کند که در یک مقیاس جهانی، مدرنترین و امروزیترین شاعر و از معدود روشنفکرانها به شمار برود که اندیشهاش به اندیشهی مدرن تعلق پیدا کند.
۴-۱- دوره دوم شعری فروغ
«فروغ در حقیقت پس از عبور از کانال دورهی اول با پشتوانهی شش عامل مؤثّر یعنی آمادگی و استعداد، جسارت و شهامت، ارتباط با نخبگان، مطالعات مداوم، سفرهای خارجی و آشنایی با نیماست که به جوهر معنوی و شکل صوری شعر والای خود در دورهی دوم دست مییابد.» (حقوقی، ۱۳۸۷: ۳۹)
« در این دوره، زمینههای عاطفی شعر فروغ از فردگرا بودن فاصله گرفته و به عواطف انسان نوعی، تغییر ماهیّت میدهد. فردگرایی و جنسیتگرایی فروغ در دو دفتر تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، چنان هضم در نوع انسان شده که گریه، خنده، قهر و مهر او مصداقهایی حتی فراتر از انسان ایرانی پیدا میکنند و جهانی میشوند. احساس او در پیوند با احساس نوع بشر قرار گرفته و او نمایندهی یک انسان و نه حتّی لزوماً یک زن میشود.» (زرقانی، ۱۳۸۳: ۴۶۲) دورهی دوم شعری فروغ، در واقع فریاد اعتراض نسلهایی است صامت و خاموش که فروغ از مکنون دل آنها سخن گفته است. شعرهایی که کاملاً جنبهی اجتماعی و اعتراضی دارند. گاه نیز فروغ با استفاده از روش طنزی گزنده و تلخ، فریاد بلند اعتراض خویش را سرمیدهد. فروغ چهرهی جهانی خویش را در این دوره، مرهون تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد است که به آنها میپردازیم.
۴-۲-۱- تولدی دیگر:
تولدی دیگر، چهارمین مجموعهی شعر فروغ فرخزاد است که اشعار سالهای ۳۸ تا ۴۲ او را دربرمیگیرد، شعرهایی، حاصل دومین میلاد زنی که سال ۱۳۳۱، نخستین سال تولد شاعری او بوده است. » (حقوقی، ۱۳۸۷: ۱۸۲)
این دفتر شامل ۳۲ شعر است که همهی آنها در یک سطح نیستند. در برخی از این اشعار جنبه اجتماعی بیشتر نمایان است و در برخی کمتر و برخی نیز بر محور اشعار دورهی اول سروده شدهاند. «در کل آن دسته افرادی که از شعر، انتظار نوآوری سبک بیشتر دارند و به خصوص به طرح مسائل اجتماعی در شعر، علاقهمندند، این مجموعه را بیشتر میپسندند و شاعر این مجموعه را شاعری معترض، متعهّد و مسئول، نسبت به سرنوشت و آلام مردم میبیند.» (زرقانی، ۱۳۸۳: ۴۵۵) در این مجموعه، به روشنی می توان تاثیر حوادث و اتفاقات سیاسی را که مولود کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲و قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ بود، آشکارا مشاهده کرد. یا به عبارتی این مجموعه آیینهای است که منعکس کنندهی اعتراضات سیاسی و اجتماعی فروغ است. فروغ با انتشار آیههای زمینی، اعتراض و پیام خود را به جهانیان صادر کرد و به دنیایی معترض است که هر لحظه در آن بیم فرو ریختن است. در چنین دنیایی است که در دیدگاه او خورشید سرد میشود و برکت از زمین رخت میبندد. فردا در ذهن کودکان مفهوم گنگ و گمشدهای مییابد و میل دردناک جنایت در دستهای مردم متورم میشود. و هیچ کس نمیداند نام آن پرندهای که از قلبها گریخته، ایمان است.
او معترض است زیرا به حقیقت بسیاری از انسانهای قرن پیبرده. انسانهایی که دیگر صورتی از حقیقت ندارند و زندگی بر چهرهی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

آنها نقابی مجازی زده است. بر جامعهای معترض است که در آن ارزشها، رخت بربسته و پرندهی ایمان، از سرزمین آنها کوچ کرده است. او برای جامعهی بشریّت رنج میبرد و به تعصّبات احمقانه، سالوس و ریا، مفاسدی که زندگی انسانها را سیاه کرده است، معترض است. در همین جاست که شعر فروغ از دایرهی شخصی خارج میشود و وسعتی به پهنای تمام جهان مییابد. البته در این مجموعه، اشعار گذران، آفتابمیشود، رویخاک و سفر، همگی در همان فضای اشعار پیشین سروده شدهاند. در شعر عروسک کوکی، فروغ بر یکنواخت بودن زندگی و مفهوم زندگی مورد اقبال و توجه هم عصرانش معترض میشود.
پیش از اینها آه، آری
پیش از اینها میتوان خاموش ماند
میتوان ساعات طولانی
بانگاهی چون مردگان، ثابت
خیره شو در دود یک سیگار… (فرخزاد،۱۸۱:۱۳۶۸)
در چنین جامعهی رخوتناک و کسالت آوری، فروغ چاره را در بازگشت به گذشته میداند. در شعر آن روزها، وهم سبزو مرداب در اعتراض به شرایط کنونی خویش و جامعهی گرفتار شده در آن، به شیوهی نوستالژی، نگاهی به گذشته و زندگیش دارد و اظهار ندامت و پشیمانی از به هم پاشیده شدن زندگی میکند. شعر وهم سبز، هالهای از غم، سراسر آن را فرا گرفته و تصویر یک روز از زندگی شاعر است که در یک لحظهی خاص در آن روز، از آن جا به گذشتهی خود نگریسته است. «دکتر سیروس شمیسا در کتاب نگاهی به فروغ فرخزاد، بیان کردهاند که: وهم سبز مانند ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، مروری بر خاطرات زندگی شکست خوردهی شاعر و آروزی بازگشت به یک زندگی سادهی خانوادگی است» (یوسفی، ۱۳۸۶: ۱۹۹) شعر آن روزها رفتند، یادآوری ماه اسفند است که خانوادهاش برای آمدن عید آماده میشوند و از پولک و اقاقیهای کوچههشان میگوید و با یادآوری خاطرات گذشته، فریاد بلند اعتراض خویش را از شرایط کنونی سرمیدهد و اعلام میدارد که زنی تنهاست.
…. و دختری که گونههایش را
با برگهای شمعدانی رنگ میزد، آه
اکنون زنی تنهاست
اکنون زنی تنهاست. (فرخزاد،۱۶۱:۱۳۶۸)
به این ترتیب فروغ در تولدی دیگر، انسانی دیگر و شاعری دیگر است. شاعری خودبازیافته و اندیشمند در سطح فرا ملیّتی که به راستی شعر او فوران میکند و سرازیر میشود؛ اما آنچه در اکثر اشعار این مجموعه قابل تعمّق است، وجود ابعاد گوناگون اعتراض در هر شعر است. هر شعر از بخشهای مختلفی پیوند خورده که هر چند بخش، ابعاد مختلفی از اعتراض را به تصویر میکشد و با محتوای کلّی شعر، پیوندی ناگسستنی دارد. در شعرِ آیههای زمینی، گاه در جامعهی خفقان زدهی بعد از کودتای ۲۸ مرداد، بر روشنفکران سیاسی میتازد و اعتراض خویش را چنین سر میدهد که:
…. مردابهای الکل
با آن بخارهای گس مسموم
انبوه بی تحرک روشنفکران را
به ژرفنای خویش کشیدند….. (همان:۱۹۳)
فروغ گاه از گریختن پرندهی ایمان از قلبها، این چنین اعتراض مذهبی خویش را به تصویر میکشد:
…. خورشید مرده بود
و هیچ کس نمیدانست
که نام آن کبوتر غمگین
که از قلبها گریخته ایمان است… (همان: ۱۹۵)
اعتراض او با تولدی دیگر به پایان نمیرسد و با ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد به اوج میرسد.