سایت مقالات فارسی – اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی دانش آموزان- قسمت 18

فرانکل تأکید زیادی بر مسئولیت پذیری فرد دارد.
تفکر عقلانی عاطفی – آلبرت اِلیس :
انسان‌ها را باید با تفکر نامعقول شان مواجه کرد
تفکر منطقی، رفتار منطقی را به دنبال دارد (اصلاح تفکر غیرمنطقی و غیرواقع بینانه) فرض الیس بر این است که بسیاری از انواع مشکلات عاطفی نتیجه الگوهای تفکر غیرمنطقی است. این الگو‌ها توسط اشخاص مهم زندگی فرد و فرهنگ و جامعه تقویت می‌شود. رفتار منطقی مفید و ثمربخش است و رفتار غیرمنطقی نارضایتی و بطالت را به‌دنبال دارد.
گشتالت درمانی پولز[12]: (جنبش انسان گرا – وجود گرا)
درمانگر عامل تسریع کننده است.
گشتالت درمانی بر آگاهی، تجربه، حالا، مسئولیت‌پذیری متکی است.
بازی‌های گشتالتی: تکرار عبارات مهم ، نقش بازی کردن ، اول رفتار را انجام بده .
رویکرد تاب آوری:
در رویکرد تاب آوری پژوهشگران در مطالعات خود در یافتند بسیاری از انسان‌ها که در معرض آسیب قرار گرفته‌اند. می توانند به سلامت از آن برگذرند و حتی به رشدی بیش از پیش دست یابند. به همین دلیل آنها به این فکر افتادند که اگر بتوان ویژگی‌های تاب آورانه‌ای این انسان‌ها را شناخت می‌توان از این ویژگی‌ها در آموزش دیگران به‌ویژه در زمان کودکی و نوجوانی، استفاده کرد.
سه نکته در تاب‌آوری مهم است:
تاب آوری یک فرایند در زندگی واقعی است. نه داشتن فهرستی از ویژگی‌ها
همه انسان‌ها دارای توانایی تاب آوری هستند اما رفتار تاب آورانه اکتسابی است و یاد گرفته می‌شود.
برخی از ویژگی‌های تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا می‌تواند بدست آورد. اما بعضی از ویژگی‌های دیگر آن فقط با پرورش انسان در محیطی تاب آفرین مانند خانواده و مدرسه به دست می آید.
پیوند جویی اجتماعی، مرزبندی آشکار و پیوسته، مهارت‌های زندگی به کارگیری این رویکرد (تاب آوری) به این معنی است که به دانش‌آموزان، خانواده‌های آنان و کارکنان مدرسه مسئولیت‌ داده می‌شود و برای آنان فرصت‌هایی فراهم می‌شود تا بتوانند در حل مشکلات، تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی و یاری رسانی به دیگران مشارکت فعال داشته باشند.
نظریه روانی – اجتماعی اریکسون :
هویت و اعتماد:
فرد (نوجوان) زمانی به احساس هویت دست می‌یابد که ارزش‌های خود را انتخاب و نسبت به افراد خاصی احساس وفاداری کند وفاداری صرفاً به منزله ظرفیت انسان برای اعتماد به دیگران نیست ظرفیت فرد برای قابل اعتماد بودن را نیز در بر دارد.
اعتماد در رابطه با پیوندجویی بین کودک و مادر ایجاد می‌شود که دوسویه و تعاملی می‌باشد.
2-4-6-تفاوت واقعیت درمانی با روانکاری فروید :
1- واقعیت بیماری روانی :
در روان درمانی کلاسیک به وجود بیماری روانی معتقدند و به تشخیص ، طبقه بندی و در مان می پردازند . در حالی که در واقعیت درمانی اختلالات روانی با رفتار غیرمسئولانه یکی است .
2- تحسس و تفحص بازسانده در گذشته بیمار :
در روان درمانی کلاسیک بر گذشته فرد و وقایع پیشین زندگی او تأکید می شود در حالی که در واقعیت درمانی بر زمان حال و آینده تأکید می شود .
3- انتقال :
در روان درمانی سنتی درمانگر پذیرای حالت انتقال است . در حالی که در واقعیت درمانی درمانگر پذیرای انتقال نیست و به منزله یک شخص واقعی وارد جریان درمان می شود و مسأله را حل و فصل می کند .
4- اعتقاد به ناخودآگاهی :
در روانکاوی سنتی امور ناخودآگاه از امور خودآگاه مهمترند . روی این اصل ، برای تغییر فرد کسب آگاهی و بصیرت نسبت به محتویات ذهن ناخودآگاه لازم است که این امر از طریق تعبیر رویا ، تفسیر موارد انتقالی و تداعی آزاد عملی می شود . اما در واقعیت درمانی ، بیمار را وادار می کنند که درباره رفتارش نه تنها عذر نیاورد بلکه به قضاوت اخلاقی دست بزند .
5- تأکید بر تعبیر و تفسیر رفتار به جای تأکید بر ارزشیابی :
در روان درمانی سنتی رفتار منحرف را ماحصل بیماری روانی می دانند و معتقدند که بیمار را اخلاقاً نباید مسئول آن دانست ، زیرا کاری در این زمینه از بیمار ساخته نبوده است . حال آنکه در واقعیت درمانی بیمار را با رفتارش مواجه می کنند و یادآوری می شوند که او مسئول رفتارش است و تا خود مسئولیت تغییر رفتارش را به عهده نگیرد ، تغییری هم صورت نخواهد گرفت .
6- اهمیت بصیرت :
در روان درمانی سنتی اعتقاد بر این است که اگر بیمار به علل ناخودآگاه رفتارش پی ببرد ، خود به خود رفتارهای صحیح را می آموزد و جانشین می کند . در حالی که در واقعیت درمانی تعلیم و تربیت مجدد و نشان دادن راههای صحیح تر رفتار به مراجع مورد نظر است .
2-4-7-انتظار از واقعیت درمانی یا هدف :
هدف های واقعیت درمانی در فرآیندی مبتنی بر درگیری عاطفی ، توجه و تأکید بر زمان حال و رفتار کنونی، توسل به قضاوت ارزشی مراجع ، طرح ریزی معقول و تعهد نسبت به آن ، نپذیرفتن عذر و بهانه و امتناع از تنبیه حاصل می شود . این ملاکها کلاً اصول واقعیت درمانی را تشکیل می دهند که باید با نظم و ترتیب خاصی تعقیب شوند تا هدف نهایی درمان ( هویت موفق و رفتار مسئولانه ) حاصل شود .
2-4-8- فرآیند درمان :
گلاسر(1965) درمان را به عنوان نوعی اصلاح اعمالی که والدین انجام داده اند، می داند. درمانگر آنچه را که والدین قبلاً می بایست انجام می دادند، حالا انجام می دهد. اصول واقعیت درمانی به عنوان نوعی راهنما برای فرآیند مشاوره و فهرس

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تی از شیوه هاست .
درگیری :
برای مؤثر بودن واقعیت درمانی، مشاور باید با مراجعان درگیر شود . او باید ارتباط خود را براساس همدلی، علاقه و توجه به مراجع برقرار نماید .
رفتار جاری و متداول :
هیچکس نمی تواند بدون آگاهی از رفتار جاری و متداول خود هویت موفق را بدست آورد . مشاور با کوشش های مداوم برای درگیری، مراجعان را کمک می کند تا هوشیارانه از رفتار خود در زمان حال آگاهی یابند .