اثربخشی واقعیت درمانی بر کاهش کمرویی و نارسایی هیجانی دانش آموزان- قسمت 16

روانپزشکی سنتی عقیده دارد که بیماری روانی وجود دارد و مبتلایان بیماری روانی را پس از دسته‌بندی بایستی زیر درمان قرار داد.
روانپزشکی سنتی می‌گوید که بخش اصلی درمان بررسی زندگی گذشته‌ی بیمار است، ریشه‌یابی ناراحتی روانی موجب درک و فهم خود برای تغییر شیوه نگرش خواهد شد، پس از تغییر نگرش فرد می‌تواند الگوهای مؤثرتری در زندگی بیابد و همین مشکلات روانشناختی او را حل می‌کند.
روانپزشکی سنتی بر آن است که درمانجو باید نگرش‌هایی را که نسبت به افراد مهم در زندگی گذشته داشته، اطرافیانی که مشکلات درمانگر با انتقال عواطف مشکلات گذشتة بیمار را دوباره زنده می‌کند بینش جدید موجب می‌شود او از روش فعلی دست بردارد و به این ترتیب مشکل او حل می‌شود.
روان درمانی سنتی حتی هنگام مشاوره سطحی، تأکید می‌کند که اگر بیمار می‌خواهد حالش تغییر کند باید نسبت به ژرفای ضمیر ناخودآگاه خویش درک و بینش پیدا کند درگیری‌های ناخودآگاه مهمتر از خودآگاه است.
روانپزشکی سنتی چون معتقد به وجود بیماری ذهنی است از اخلاقیات می‌پرهیزد وکژ رفتاری به‌عنوان محصول بیماری ذهنی به حساب می‌آید و بیمار مسئول نیست.
(یک بخشی دیدن انسان (ناخودآگاه)
آموز ش دادن به مردم جهت رفتار بهتر در روانپزشکی سنتی نقشی ندارد زیرا تصور می‌رود به محض آنکه ریشه‌های ناخودآگاه پیدا شد بیماران خودشان رفتار بهتر را فراخواهند آموخت.
2-4-4-2-نظریه واقعیت گرایانه
ما اصولاً مرض روحی یا بیماری ذهنی را قبول نداریم لذا بیمار نمی‌تواند به این عنوان که مسئول رفتار خودش نیست هرطور که می‌خواهد رفتار کند درمانجو صرفاً مسئولیت گریز است.
کارکردن در زمان حال و به سوی آینده است ما درگیر گذشتة بیمار نمی‌شویم زیرا نمی‌توانیم گذشته‌ی او را تغییر دهیم و بیمار نیز محدود به گذشته‌اش نیست.
از چه سئوال می‌شود نه چرا – پرداختن به واقعیت‌ها
ما با بیماران رابطه‌ای همانند رابطه‌ی با خویش برقرار می‌کنیم نه به عنوان پیکره‌های انتقالی .
– ایجاد پیوند عاطفی اساس کار است.
– بیمار از خودش صحبت کند نه از دیگران
– بیمار نمی‌تواند از رفتارش گذشت کند و ما نیز همچنین .
– تغییر از رفتار شروع می‌شود به‌تدریج بینش هم ایجاد خواهد شد.
– در مورد رفتارهای بد با او همدلی نمی‌شود.
در واقعیت درمانی بر ارزش‌های اخلاقی رفتار تأکید می‌شود و ترویج درست و نادرست پیوند عاطفی را استحکام می‌بخشد.مسئولیت‌پذیری اخلاق را در دل خود دارد – ارزیابی رفتار شود – رویکرد ترکیبی است .
– آموزش موجب پیشگیری می‌شود.
به بیمار برای برآوردن نیازهایش راه‌های بهتری آموزش داده می‌شود. کمک به بیمار موجب می‌شود وی الگوهای رضایت‌بخش‌تر رفتار را پیدا کند و همین موجب پیوند عاطفی بیشتر می‌شود، آموزش رفتار نیک بخشی از درمان است.( شولتز ،1381)
2-4-4-3-عناصر اصلی نظریه واقعیت درمانی
توجه کافی و عشق ورزیدن به کودکان، برای سلامت روان آنان در آینده بسیار با اهمیت است و سبب مسئولیت پذیری آنان در آینده می‌شود.
اخلاق یا درست و نادرست ، حق و ناحق اثری بسیار شگفت و عمیق در روند واقعیت درمانی دارد.
فرهنگ که پایه و اساس آن آموزش و پرورش است برای شناخت واقعیت‌ها و پذیرش آن و برخورداری از سلامت روان، نقش اساسی دارد.
2-4-4-4- اصول اساسی نظریه واقعیت درمانی
ارزیابی کردن رفتار (داوری کردن، مورد انتقاد قراردادن خود)
توان گزینش (انتخاب) خردمندانه‌ی میان دو رفتار واقعیت گرایانه و نا واقعیت گرایانه(دلیل)
2-4-4-5- عوامل مؤثر در رشد (درمان)
سن:
سن رشد در این نظریه همة عمر ذکر شده است ولی ۱۰-۵ سالگی سنین (دوره حساس) بحرانی رشد ذکر کرده‌اند (۵ سال دورة ابتدایی).
و تلاش اصلی باید در مدرسه ابتدایی انجام گیرد .
چرا این سن بهتر است ؟
زیرا در این سن:
از نظر اخلاقی کودک به مرحله عملیاتی رسیده و می‌تواند پیامدهای رفتارش را منتج و ارزیابی کند و از نظر گلبرگ تأیید اجتماعی کم‌کم دختر خوب ، پسر خوب برایش مهم می‌شود و در مرحله (داد و ستد) و خوبی در برابر خوبی، بدی در برابر بدی قرار دارد. و همچنین در مرحلة کارآیی در برابر حقارت اریکسون (۱۱-۶) قرار دارد و کودک میل به موفقیت و پیشرفت دارد و هویت موفق (عزت نفس) شکل می‌گیرد اگر حقارت اتفاق بیفتد هویت شکست شکل می‌گیرد و همچنین در مرحلة اخلاق دگرپیرو پیاژه قرار دارد.
از نظر عقلی کودکان در این مرحله از لحاظ شناختی می‌توانند قادر به انجام عملیات منطقی بر اساس استدلال باشند و هنگامی که نتواند با استفادة منطقی از قوای عقلانی خویش نیازهایش را رفع نمایند به رفتار احساسی و آنی روی می‌آورند (بزهکاری وانزوا).
از نظر اجتماعی : در این سن نفوذ معلمان و همسالان بسیار مهم است به همین دلیل بحث الگو و مشاهده نیز در یادگیری رفتار نقش دارد (یادگیری اجتماعی بندورا).
شکستی که باید در طی سال‌های تحصیل متوقف شود در این سنین راحت‌تر از هر زمان دیگری قابل پیشگیری است در صورت شکست معمولاً می‌توان آن را در پنج سال دوره ابتدایی از طریق روش‌های آموزشی و پرورشی که منجر به ارضای نیازهای اساسی کودک می‌شوند، اصلاح کرد.
سن ۱۴-۷ سال سن عملیات عینی است. این کودکان می‌توانند از آنچه عینی است مانند الگوبرداری، تقلید و مشاهده که فنون مؤثری برای یادگیری هستند خزانه رفتاری خود را ارتقا ببخشن

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

د.
در این مرحله سنی اسلام به دوره اطاعت و فرمانبرداری کودک اشاره دارد.
– چون دورة اطاعت است پس می‌توان به وی معیارهای اخلاقی را داد.