یادگیری مشارکتی

دانلود پایان نامه

تدریس عبارت است از راه منظم، با قاعده و منطقی برای ارائه درس میباشد.
گیج و برلاینر (1374)، روش تدریس را به شرح زیر تعریف نمودهاند؛ روش تدریس عبارت است؛ از یک الگوی بازرخداد رفتار تدریس، قابل اجرا در موضوعات مختلف درسی، که مشخصه تنها یک معلم نیست و به یادگیری ارتباط دارد.
2-4-3-1- روش های تدریس مبتنی بر انتقال مستقیم
روش های تدریس مبتنی بر انتقال مستقیم شامل روش یادسپاری، روش سخنرانی و روش نمایش علمی میباشد که در زیر به اختصار به آنها اشاره میگردد:
1- روش یادسپاری
روش یادسپاری یکی از قدیمیترین و متداولترین روش های آموزش در فرایند یاددهی- یادگیری به ویژه در رشتههایی چون آموزش زبان، ادبیات و تاریخ است. هدف اصلی این روش ایجاد مهارت دریافت درست اطلاعات و ذخیرهسازی آنها در حافظه، به منظور بازیافت و به کارگیری آنها در فعالیتهای مختلف علمی است. یادسپاری فعالیتی است که در تمام طول زندگی همیشه همراه ماست. ما در تمام مراحل زندگی ناگزیریم بسیاری از کلمات، رویدادها، مفاهیم و قوانینی را که پیش از ما ساخته و ارائه شدهاند به حافظه بسپاریم تا بتوانیم با جهان پیرامون خود ارتباط برقرار کنیم. اما بسیاری از افراد دیدی منفی نسبت به روش یادسپاری در محیطهای آموزشی دارند. آنان بر این باورند که در دنیای انفجار اطلاعات یادسپاری و یادآوری تمام یافتههای علمی ممکن نیست و بنابراین نمیتواند جایگاه موثر و ارزشمندی در فرایند آموزش داشته باشد، از این رو معلمان و مجریان برنامههای درسی باید شرایطی را فراهم کنند که دانشآموزان به جای انباشت فراوردههای علمی در ذهن، روش کسب اطلاعات و کاربرد آنها را بیاموزند (ماتیوز ، 1994).
2- روش سخنرانی
روش سخنرانی در نظامهای آموزشی سابقهای طولانی دارد. به طوری که از زمان یونان باستان تاکنون مورد استفاده اکثر معلمان در سراسر جهان به ویژه در دروس دانشگاهی است. به گفته وول فولک (1995) یک پنجم تا یک ششم وقت فعالیتهای آموزشی در کلاس درس صرف سخنرانی می شود. ارائه مفاهیم به طور شفاهی از طرف معلم، و یادگیری آنها از طریق گوش دادن و یادداشت برداشتن از طرف دانشآموزان اساس کار این روش را تشکیل می دهد؛ به همین دلیل بعضی این روش را روش توضیحی یا نمایی نیز گفتهاند (به نقل از شعبانی، 1390) .
این شیوه آموزشی، از حالت یک طرفه برخوردار است و جزو روش خطی شمرده میشود. در این روش آموزشی، توضیح و توصیف پدیده ها از سوی معلم نقش عمدهای دارد و معلم محور است. هدف عمده این روش، انتقال دانش است. روش سخنرانی برای گروه های بزرگ مناسب است و بنابراین تعداد زیادی از فراگیران میتوانند از آن بهرهمند شوند ( فتحی آذر، 1382).
3- روش نمایش علمی
یکی از روش های قابل اجرا در یادگیری مهارتهای عملی، به ویژه در موقعیتهایی که امکانات و تجهیزات برای آموزش محدود باشد، روش نمایش علمی است که سابقه نسبتا طولانی دارد، و در این روش دانشآموزان مهارتهای خاص را بر اساس دیدن، شنیدن و تمرین کردن چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی میآموزند. بعضی از متخصصان، اصطلاح روش نمایش علمی را مرکب از توضیح و نمایش یک مهارت تازه به گروه بزرگی از دانشآموزان، و سپس انجام تمرینهای منظم از طرف دانشآموزان میدانند (جویس و ویل ، 1992؛ به نقل از شعبانی، 1390).
2-4-3-2- روش های تدریس مبتنی بر تعامل
روش های تدریس مبتنی بر تعامل شامل روش مشارکتی، روش پرسش و پاسخ و روش مشارکتی میباشد که در زیر به اختصار به آنها اشاره میگردد:
1- روش مشارکتی
در یادگیری مشارکتی یادگیرندگان با تواناییهای یادگیری متفاوت به صورت تیمی و گروهی با هم به یادگیری میپردازند. در این شیوه هر فرد نه تنها مسولیت یادگیری خود را بر عهده دارد بلکه باید تلاش کند تا دیگران نیز موضوع مورد نظر را یاد گیرند. در این شیوه از یادگیری همه اعضای گروه درصدد ایجاد موقعیتی هستند که یادگیری صورت گیرد و موفقیت گروهی حاصل شود. در واقع یادگیری مشارکتی یک راهبرد یادگیری فعال است، متشکل از مجموعه ای از فنون آموزشی که مستلزم تشکیل گروه، سازماندهی اعضا در داخل گروه و تعامل مثبت بین یادگیرندگان به منظور از همآموزی و به همآموزی میباشد (عبدالهی، 1387).
2- روش پرسش و پاسخ
در این روش، معلم دانشآموزان را به تفکر و تلاش درباره مفهومی جدید یا بیان مطلبی تشویق میکند. وی اندیشه ها و تفکرات خود را به دانشآموزان دیکته نمیکند، بلکه چون آینهای تفکرات و احساسات آنها را منعکس میسازد و با اظهارنظرهای منطقی، ادراکها و فعالیت دانشآموزان را جهت می دهد. اگر دانشآموزی در دست یابی به اهداف آموزشی یا توانایی در پاسخ دچار مشکل شود معلم مشکل را تنها با توضیح برطرف نمیسازد بلکه به دانشآموز کمک میکند با انتخاب راهبردهای مناسب، خود شخصا در جهت حل مشکل اقدام نماید. در این روش دانشآموزان میکوشند با فعالیتهای ذهنی از معلوم به مجهول در جهت حل مساله گام بردارند و نقش معلم، در تمام مراحل تدریس، نقش ارشادی است نه جهتدهنده و کنترلکننده مستقیم فعالیتها (شعبانی، 1390).
3- روش بحث گروهی
بر خلاف روش سخنرانی که در آن فعالیت کلامی عمدتا بر عهده معلم است، در روش بحث گروهی دانشآموزان به طور فعال در کارهای کلاسی شرکت میکنند. این روش به یادگیرندگان کمک میکند تا استفاده از زبان را یاد بگیرند، دیدگاه های خود را بیان کنند، عقاید و اندیشههایشان را توجیه نمایند، و با نظرها و اعتقادهای دیگران آشنا شوند. این روش برای تحقق یافتن هدفهای آموزشی «ارزشیابی اندیشه های مختلف» و «ایجاد تحمل و بردباری در برخورد با عقاید دیگران» مناسب است. همچنین این روش در درک و فهم مفاهیم پیچیده یادگیرندگان را یاری میدهد. «یادگیرندگان از طریق همکاری در تفکر، مقابله اندیشه ها، ارائه پیشنهادهای مختلف، و ارزیابی توضیحات و تبیینات مختلف به فهم بیشتر امور توفیق مییابند» (سیف،1380).
2-4-3-3- روش های تدریس مساله محور
روش های تدریس مساله محور شامل روش تدریس آزمایشگاهی، روش گردش علمی و روش اکتشافی میباشد که در زیر به اختصار به آنها اشاره میگردد:
1- روش تدریس آزمایشگاهی
این روش برای دروس علوم پایه همچون فیزیک، زیست شناسی، شیمی بسیار مناسب است. مکان اجرای این روش آزمایشگاه است. در روش آزمایشگاهی فراگیر شخصا و با راهنمایی معلم به مشاهده و آزمایش میپردازد و سپس گزارش کار خود را به صورت مکتوب یا شفاهی به معلم و کلاس ارائه میدهد. هدف از انجام آزمایش باید از پیش تعیین شده و ابزار و مواد لازم در آزمایشگاه به مقدار کافی فراهم شده باشد.
یادگیری از طریق آزمایش میتواند به طور فردی یا در گروه های دو یا سه نفره انجام شود. در روش آزمایشگاهی باید اطمینان حاصل کرد که ابزار و مواد لازم برای انجام آزمایش قبلا آماده شدهاند. استفاده نادرست از ابزار و مواد موجود در آزمایشگاه ممکن است خطرساز باشد. بنابراین ضروری است نکات ایمنی در آزمایشگاه دقیقا رعایت شود (عبدالهی، 1387).
2- روش گردش علمی
این روش به دانشآموزان فرصت میدهد که از طریق مشاهده اشیاء، پدیده ها و امور مختلف، تجربه علمی کسب کنند و قادر گردند مطالب و مفاهیمی را که در کلاس درس مورد بحث قرار میگیرند، بهتر درک نمایند. به علاوه، گردش علمی زمینه هر چه بیشتر ارتباط مدرسه را با جامعه و طبیعت میسر ساخته و موجبات کاهش جداییها و فاصله های بین آنها میگردد. همچنین، معلم را قادر میسازد که با بهره گرفتن از این روش کنجکاوی دانشآموزان را هر چه بیشتر برانگیزاند (وکیلیان، 1386).
3- روش اکتشافی
در روش آموزش برای یادگیری اکتشافی معلم مستقیما موضوع های درسی را به دانش آموزان آموزش نمی دهد بلکه آنان را آموزش می دهد تا خودشان به کشف و ساختن دانش بپردازند. به عنوان مثال، معلمی که می خواهد حل مساله را به دانش آموزان خود آموزش دهد، تنها صورت مساله را در اختیار آنان می گذارد و شرایطی را فراهم می آورد تا خود آنان اجزای تشکیل دهنده مساله، روابط میان این اجزا، ونیز راه حل و جواب مساله را بیابند.
مراحل آموزش برای یادگیری اکتشافی به قرار زیرند: 1) اقدامات پیش از آموزش شامل تعیین قصد یا هدف و انتخاب یک موقعیت مشکل آفرین یا معما برانگیز؛ 2) آموزش دادن درس شامل آماده ساختن یادگیرندگان و توضیح دادن روش های اکتشافی، ارائه موقعیت معمابرانگیز، جمعآوری اطلاعات یا داده ها و آزمایشگری، فرضیهسازی و توضیح دادن و تحلیل فرایند اکتشاف؛ جمع آوری اطلاعات یا داده ها و آزمایشگری، فرضیهسازی و توضیح دادن و تحلیل فرایند اکتشاف 3) اقدامات پس از آموزش شامل ارزشیابی از فعالیتهای یادگیرندگان و نتایج به دست آمده و دادن نوعی بازخورد به آنان است (سیف،1380).
2-5- تدریس خلاق
در بحث از تدریس خلاق ابتدا مفهوم تدریس خلاق تعریف میشود و سپس به بحث عوامل موثر بر تدریس خلاق معلمان و فنون خلاقیت در تدریس پرداخته میشود.
2-5-1- مفهوم تدریس خلاق
تدریس خلاق به تدریسی اشاره دارد که نتیجهی خلاقیت معلمان است. در واقع تدریس خلاق، بکارگیری خلاقیت معلم در طراحی منظم راهحلهای تدریس، اتخاذ تکنیکهای تدریس مناسب، تغییر روش های تدریس و تدارک دیدن فعالیتهای تدریس موثر میباشد (هانگ و همکاران ، 2003).
روش های تدریس مبتنی برخلاقیت در عمل، انجام یک سری فنون مانند روش ارتباط اجباری بین پدیده ها و واژهها، تحرک مغزی، گردش تخیلی، گروه اسمی، تفکر موازی شامل ایجاد یک اندیشهی واسطهی غیرممکن، پیوند تصادفی و معکوسسازی در روش تدریس میباشد (چراغ چشم، 1386).
به نظر ویلیامز روش تدریس خلاق روشی است که معلم در آن از روشهایی مثل کاربرد مغایرتها، تمثیلها و سوالهای محرک، تقویت تفکر دربارهی امکانات، احتمالات، طراحی جستجوگری، توجه به اهمیت تغییر و تقویت تفکر اصیل یا ابتکاری بهره میگیرد (حسینی، 1378).
به طور کلی در تدریس خلاق معلم باید در جریان تدریس و فرایند تعلیم و تربیت، شیوه های مختلفی را به کار برد؛ از جمله، روش حل مساله، روش تهیه طرح یا پروژه، روش بحث آزاد و پروژه های گروهی و جمعی متناسب با موضوع و موقعیت درسی.
2-5-2- عوامل موثر بر تدریس خلاق معلمان
عملکرد معلم از ابعاد گوناگونی قابل بحث و بررسی است. الگوی رشد خلاقیت، پنج جنبه ی اساسی عملکرد معلم را مورد توجه قرار می دهد (حسینی، 1378):
الف)- بعد فیزیکی: فضای کلاس مانند محرکات بصری در کلاس، ترتیب چیدن میز و صندلی، اختصاص فضای لازم برای فعالیت دانشآموزان نقش مهمی در تسهیل فرایند یادگیری خلاق ایفا میکند. برای ایجاد ساختار فیزیکی مناسب در کلاس تمهیدات زیادی را میتوان با کمک دانشآموزان فراهم کرد. از جمله خوب است میز یا جعبهای در کلاس باشد که انواع وسایل مانند قیچی، مقوا، سیم، چوب و … در آن نگهداری نمود و با توجه به موضوع درس از آن برای ایجاد انگیزه در دانشآموزان بهره گرفت. (ویلیامز 1970).
ب)- بعد اجتماعی: سیکزتنمیهالی (1989) معتقد است ما نمیتوانیم به افراد و کارهای خلاق جدا از اجتماعی که در آن عمل میکنند بپردازیم. زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست. والاس (1986) معتقد است: در کلاسهای خلاق، تفکر بیش از حافظه ارزش دارد. معلم تعادلی بین امنیت روانی و آزادی برقرار میسازد تا دانشآموز بتواند ریسک کند، همچنین معلم به عنوان هدایت کننده و تسهیلگر فرایند یادگیری است. در حالی که در کلاس غیرخلاق، معلم مقتدر است، سخت در بند زمان، غیرحساس به نیازهای احساسی دانشآموزان و مقید به نظم و ارائه اطلاعات است. لذا معلم برای ایجاد جوی مطمئن و مناسب برای برقراری ارتباطات مبتنی بر احترام باید نهایت تلاش را بنماید. دانشآموزان باید در کلاس احساس آرامش و امنیت نموده و از آزادی لازم برخوردار باشند. ارزشیابی مستمر و رقابت بین افراد نیز از موانع جدی خلاقیت است. معلم باید ارزشیابی را به شیوه کیفی انجام داده و از رقابت به شدت پرهیز کند.
بعد شناختی- عاطفی: خلاقیت بدون بعضی از زمینه های شناختی- عاطفی هرگز میسر نمیگردد. مهمترین آنها عبارتند از: برانگیختن کنجکاوی، تشویق به سوال کردن و اهمیت دادن به سوالات، افزایش قدرت ریسکپذیری و خطر کردن، درگیری با ابهامات و پیچیدگیها و افزایش قدرت تخیل است (حسینی،1382). استرنبرگ (1996) مسائل اساسی که از طریق معلمان میتواند منجر به افزایش توانایی خلاق دانشآموزان گردد را چنین برمیشمارد: 1- معلم باید دانشآموزان را به سوال کردن تشویق نماید. 2- معلم باید به دانشآموزان اجازه اشتباه کردن بدهد.3- معلم باید دانشآموزان را ترغیب به ریسک نمودن نماید. 4- معلم باید ایدههای خلاق دانشآموزان را تشویق کند.
پ)- بعد فکری: به طور کلی ساختار فکری کلاس زمانی میتواند موجب رشد خلاقیت دانشآموزان گردد که تفکر و اندیشیدن را در آنها تقویت بنماید. برای تحقق این هدف معلم باید مسائلی را در کلاس طرح کند که نیاز به تحقیق و تامل داشته باشد. معلمان اگر برای ایدههای غیرعادی ارزش قایل شوند، میتوانند قدرت ابتکار را در دانشآموزان خویش ارتقا دهند. اگر در حل مسائل از دانشآموزان خواسته شود بر روی جنبههای مختلف مساله متمرکز شوند، امکان یافتن راه های مختلف و بیشتر افزایش مییابد. کیفیت سوالات معلم از دانشآموزان نقش تعیین کنندهای در این زمینه دارد و میتواند باعث انعطافپذیری در دانشآموزان گردد (حسینی،1382).
ت)- بعد آموزشی- تدریس: قلب عملکرد معلم در رابطه با یادگیری خلاق، شیوه های تدریس مناسب اوست. مواد و محتوای آموزشی باید با تواناییها، آمادگی و تجربیات پیشین دانشآموزان متناسب باشد و فرصت مناسب برای فعالیتهای یادگیری چندگانه اعم از فعالیتهای کلاس و خارج از آن و فعالیتهایی که حواس مختلف و بیشتری را طلب میکند، فراهم آورد. با غنیسازی محیط آموزشی در چهارچوب ضوابط برنامه، محیط تقریبا مناسبی برای دانشآموزان فراهم میشود تا آنها به توسعه اطلاعات، تفکر، تقویت اعتماد به نفس و خودشناسی اقدام کنند؛ یعنی چنین محیطی میتواند زمینه های پرورش خلاقیت را فراهم کند. بنابراین می توان گفت که عامل تدریس پل ارتباطی معلم، دانشآموز و محتوای درسی میباشد (سام خانیان، 1384). بنابراین نوع روش تدریس دبیران و برخورد آنها با دانشآموزان و مشارکت دادن دانشآموزان در جریان تدریس در یادگیری دانشآموزان نقش تعیین کنندهتری دارد. امروزه نتایج تحقیقات تربیتی بر اهمیت رابطه معلم و شاگرد در کلاس درس تاکید میورزند بخاطر اینکه معلمان با شناخت هرچه بیشتر از موقعیت یادگیری و روانشناختی دانشآموزان، شناخت ویژگیهای شخصیتی و مراحل رشد آنها بهتر میتوانند در مورد فرایندهای یاددهی و یادگیری گامهای موثرتری را بردارند (محمودی، 1382).
2-5-3- فنون خلاقیت در تدریس
منظور از فنون خلاقیت در عمل انجام فنهای تحرک مغزی، ارتباط اجباری، گردش تخیلی، فن گروه اسمی و تفکر موازی میباشد که در زیر به آنها اشاره می شود (الوانی، 1378):
1- بارش مغزی
یکی از فنون متداول در خلاقیت و فعال ساختن اندیشه ها به صورت تکنیک تحرک مغزی است، در این فن مسالهای به یک گروه کوچک ارائه شده و از آنان خواسته میشود به سرعت نسبت به آن واکنش نشان داده و برای آن پاسخ بیابند.
2- ارتباط اجباری
یکی دیگر از شیوه های آشکار ساختن خلاقیتها و ظاهر ساختن توانایی آفرینندگی موجود در افراد شیوه ارتباط اجباری است. در این شیوه باید بین دو گروه از پدیده ها ارتباطی اجباری ایجاد کرد.
3- گردش تخیلی
در سال 1961 روانشناسی به نام گوردون در گروه های ایجاد خلاقیت اعضای گروه را از طریق به کارگیری یک جریان تمثیلی و استعارهای به گردش تخیلی ترغیب مینمود و در این حالت ایدهها و نظرات بدیعی را کشف میکرد. آنان پدیدههایی را که چندان تجانسی، با هم نداشتند تلفیق و ترکیب میکردند و به ایدههای جدیدی دست مییافتند؛ از این رو، روش گوردون را شیوه تلفیق نامتجانسها نیز نامیدهاند. گروه برای ایدهیابی به تفکر و تخیل ترغیب شده یا طرح استعارهها و تمثیلهایی

این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید