چارچوب نظری و نسبی‌گرایی

دانلود پایان نامه

5.1. فرضیه‌ها
به‌ نظر می‌رسد نظریات قاضی از سنخ دیدگاه‌هایی است که مبانی نظری قابل توجهی دارند. گرچه در نگاه اول ممکن است پیوستگی و انسجام این مبانی را نتوان به‌آسانی دریافت اما با دقت و توجه بیشتر می‌توان به نکاتی قابل توجه در این خصوص، دست پیدا کرد. او علاوه بر اینکه در جای جای آثارش زوایای نظام معرفتی خویش را ابراز کرده است، هنگام بحث درباره موضوع تنوع باورها نیز ارجاع‌های ظریف و دقیقی به مبانی اعتقادی‌اش داده است که از خلال آن‌ها می‌توان چارچوب نظری را وی برای تبیین این موضوع، کشف کرد.

  • بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد اعتقاد او در باب تنوع‌پذیری باورها مبتنی بر ترکیبی از دیدگاه معرفت‌شناختی و زبان‌شناختی او است. او تنوع‌پذیری باورها را در چند سطح، مورد بررسی قرار داده است. در برخی مراحل بررسی‌های او صبغه زبان‌شناسانه دارد، به عنوان نمونه می‌توان به دقت‌هایی که در خصوص مسئله دلالت‌های زبانی و تشابه مفاهیم به خرج داده است، اشاره کرد. اما در ساحتی دیگر، او مسئله ساختار فاهمه بشری مورد توجه قرار داده و نکاتی را در این باره بیان کرده است.
    اما در این میان نمی‌توان از نقاط ابهامی که در اندیشه او به ‌نظر می‌رسد، چشم پوشید. ممکن است آنچه قاضی به ‌عنوان مبانی نظری اندیشه‌هایش برجای نهاده است، با مسئله تنوع‌پذیری باورها در ارتباط باشد اما راهی که او در مواجهه با عقاید دیگران در پیش گرفته احتمال تمایل او را به دیدگاه‌هایی متفاوت را نیز تقویت می‌کند. به‌نظر می‌رسد روند کلی مباحث او در خصوص مسئله اختلاف عقاید، از سویی با تنوع‌پذیری باورها در ارتباط است اما از دیگر سو در مسیری متفاوت، سامان یافته است.
    6.1. پیشینه
    سرآغاز شکل‌گیری مسئله این تحقیق برای نگارنده، مطالعه مقاله‌ای از دکتر نصرالله پورجوادی بود. عنوان این مقاله «فلسفه مذاهب از نظر عین‌القضات» است و در 1360 منتشر شده؛ نویسنده آن تلاش کرده است مجموعه سخنان قاضی در سه‌ نامه پی در پی را به نحوی منقح‌تر بیان کند. در این مقاله، به جز گزارش سخنان قاضی به تحلیل یا نکته خاص دیگری اشاره نشده است. در میان آثاری که از پس جستجوهای بسیار به دست نگارنده رسید، این تنها اثری است که به‌طور مستقیم درباره موضوع این تحقیق نگاشته شده بود. البته در سال‌های پیش دوست پژوهشگرم نجف یزدانی نیز به پیشنهاد نگارنده مقاله‌ای نه‌چندان مبسوط با همین موضوع تألیف کرده است که تا زمان نگارش این مطلب نسخه منتشرشده‌ای از آن در دست ندارم.
    اما فارغ از آثاری که مجموعه مباحث این رساله به‌نحو مستقیم، موضوع آن‌ها قرار گرفته باشد، نوبت به آثاری می‌رسد که اجزاءِ موضوع یا شیوه پژوهش این تحقیق را به نحوی بتوان در آن‌ها پیگیری کرد. از میان مجموعه کتاب‌ها، مقاله‌ها، رساله‌ها و پایان‌نامه‌هایی که در راستای اهداف این پژوهش مرور شد، تنها آثار معدودی را می‌توان مورد توجه قرار داد که از شیوه‌ای عالمانه برخوردار بودند و می‌توان گفت نگارنده در سامان دادن این تحقیق از آن‌ها بهره‌مند شده است. این آثار معدود را می‌توان در سه گروه جای داد؛ 1) درباره عین‌القضات. 2) درباره اندیشه‌‌های کثرت‌گرایانه عارفان. 3) پژوهش‌های زبان‌شناختی و معرفت‌شناختی درباره اندیشه‌های کثرت‌گرایانه.
    1.6.1. درباره عین‌القضات
    شاید بتوان گفت نخستین تک‌نگاری نسبتاً قابل اعتماد درباره عین‌القضات را عفیف عسیران تألیف کرده است. این تحقیق به ‌عنوان مقدمه در چاپ کنونی تمهیدات با تصحیح وی درج شده است. او در این اثر به جز برخی اطلاعات شناسنامه‌ای و تاریخی درباره قاضی، اندیشه وی را نیز مورد بررسی قرار داده است. این اثر به ‌عنوان نخستین گام در راه معرفی عالمانه اندیشه ستودنی است اما پایان راه نبود.
    پس از عسیران، همکار ایرانیِ او در تصحیح نامه‌های عین‌القضات، علینقی منزوی نیز تک‌نگاری دیگری درباره قاضی و اندیشه‌های وی تألیف کرد و آن را در آغازِ سومین مجلد از نامه‌ها منتشر ساخت. پژوهش منزوی از نظر ساختار، بی‌شباهت به اثر عسیران نیست اما از جهت محتوایی با آن متفاوت است. او نیز علاوه بر اطلاعات نسب‌نامه‌ای و تاریخی به تحلیل اندیشه‌های قاضی پرداخته است و در این خصوص کمتر از عسیران خود را به متن آثار قاضی مقید ساخته است. در واقع تفسیر منزوی از اندیشه‌های قاضی سمت و سوی خاصی دارد و قاضی را به ‌عنوان نماینده جریانی معرفی می‌کند که عنوان «گنوسیسم اسلامی» را برای آن برگزیده است. به ‌نظر می‌رسد تلاش منزوی برای ارائه تفسیری خاص از جریان عرفانی در جهان اسلام و معرفی قاضی در بستر این جریان تا حدودی شتاب‌زده و نادقیق است. در واقع آنچه بیش از همه در اثر منزوی خودنمایی می‌کند تفسیرها و تحلیل‌های شخصی او از اتفاقات تاریخی و عقاید فیلسوفان و صوفیان است؛ تفسیرها و تحلیل‌هایی که شواهد کافی برای پذیرش آن‌ها از سوی منزوی ارائه نشده است.
    این دو اثر با وجود کاستی‌ها و اشکالات، می‌توانند درکی کلی را از نظام فکری عین‌القضات به مخاطب عرضه کنند، اما نمی‌توانند جای خالی پرداختن به موضوعات جزئی و خاص را در اندیشه‌های قاضی پر کنند. نخستین تلاش‌های قابل توجه در این زمینه را شرق شناس ژاپنی توشی‌هیکو ایزوتسو به ‌انجام رسانیده است. او در 1970 و 1973 دو مقاله درباره دیدگاه‌های عین‌القضات منتشر کرد. می‌توان گفت این دو مقاله در بردارنده رویکرد نسبتاً بدیعی به اندیشه‌های قاضی است.
    محتوای این دو مقاله، تنها به‌ عنوان گام‌های آغازین ستودنی است، اما انتظار می‌رفت راهی که ایزوتسو گشوده بود، از سوی دیگر پژوهشگران پیگیری و آثار پربارتری در این زمینه منتشر شود که متأسفانه چنین اتفاقی رخ نداد. پژوهش‌های بعدی درباره اندیشه‌های عین‌القضات آنچنان چشمگیر نبود که راهی نو را بگشاید و منجر به آشکار شدن نکته بدیع و درخور توجهی در این خصوص شود. تنها مقالات مختصر و پراکنده‌ای توسط نصرالله پورجوادی، علینقی منزوی، پرویز اذکایی و دیگران نگاشته شد که شاخص‌ترین آن‌ها در دو عنوان کتاب بازنشر یافت؛ یکی عین‌القضات و استادان او اثر نصرالله پورجوادی و دیگری، ماتیکان عین‌القضات به اهتمام پرویز اذکایی.
    آخرین پژوهش مبسوط درباره عین‌القضات را تا این زمان حمید دباشی سامان داده است. اثر او که به زبان انگلیسی نگاشته شده و تاکنون به فارسی ترجمه نشده است، حقیقت و روایت نام دارد و در یازده فصل، تألیف شده است. رویکرد دباشی در این اثر با رویکرد پژوهشگرانی چون عسیران، منزوی و ایزوتسو متفاوت است و این رویکرد متفاوت، با انتقاد برخی پژوهشگران روبه‌رو شده است (نک. اذکایی، 1381الف). در اینجا قصد پرداختن به ویژگی‌های این اثر را نداریم چرا که شیوه و محتوای آن در شکل‌گیری این پژوهش نقش چندانی نداشته است اما به اختصار باید گفت دباشی در این کتاب از برخی روش‌های حاکم بر آثار پست‌مدرن تبعیت کرده است. در حقیقت وجود نوع خاصی از آشفتگی در این اثر و طرح‌افکنی‌های او در مواجهه با آثار عین‌القضات تنها می‌تواند تداعی کننده آثار پست‌مدرن باشد. به جز آنچه ذکر شد، برخی پایان‌نامه‌های تحصیلی و مقالات را نیز می‌توان به‌عنوان آثاری درباره عین‌القضات مورد توجه قرار داد اما از این قبیل آثار هیچکدام در مسیر این تحقیق قرار نداشتند؛ لذا از آن‌ها نامی به میان نیامد.
    2.6.1. درباره اندیشه‌های کثرت‌گرایانه عارفان
    نمی‌توان گفت درباره اندیشه‌های کثرت‌گرایانه عارفان، پژوهش‌های گسترده‌ای صورت پذیرفته است. از میان معدود آثاری که در این زمینه پدید آمده، تنها به اثر ویلیم چیتیک درباره اندیشه‌های کثرت‌گرایانه ابن‌عربی اشاره می‌کنیم. عنوان اصلی کتاب او عوالم خیال است اما عنوان فرعی، بحث مورد نظر ما را مورد اشاره قرار داده است؛ ابن عربی و مسئله اختلاف ادیان. این اثر که تاکنون دو بار به فارسی ترجمه شده، در سه بخش تألیف شده است. چیتیک در بخش سوم از این اثر، فصلی را به مسئله اختلاف عقیده و اختلاف ادیان و شریعت‌های مختلف اختصاص داده است. سایر مباحث کتاب نیز به نوعی این بحث را کامل می‌کنند و در نهایت، تقریری از مبنای وجودشناختی ابن‌عربی در خصوص تبیین مسئله اختلاف ادیان در این اثر ارائه شده است.
    3.6.1. پژوهش‌های زبان‌شناختی و معرفت‌شناختی درباره اندیشه‌های کثرت‌گرایانه
    با توجه به اینکه رویکردهای معرفت‌شناختی و زبان‌شناختی از یک سو و مباحث کثرت‌گرایانه از سوی دیگر در وضعیت فعلی اندیشه مغرب زمین جایگاه ویژه‌ای دارند، آثاری که مجموعه این مباحث را در خود جای داده باشند، کم نیست. اما از میان آثار متعددی که بسیاری از آن‌ها می‌توانند در این زمینه مفید واقع شوند، تنها به یک اثر اشاره خواهیم کرد. تمهیدات برای کثرت‌گرایی دینی عنوان اثری است که پیتر بِرن تلاش کرده است در آن ساختار نظری لازم برای طرح کثرت‌گرایی دینی را به نحوی تبیین کند. دیدگاه او در خصوص کثرت‌گرایی دینی با دیدگاه کسانی چون جان هیک، متفاوت است و از جنبه‌ای می‌توان او را منتقد جان هیک دانست. اما فارغ از بحثِ کثرت‌گرایی دینی به طور کلی که موضوع اصلی اثر او است، در فصل‌های مربوط به معرفت‌شناسی و زبان‌شناسی این اثر دقت‌های خاصی به‌چشم می‌خورد که برای هر نوع بحث مشابه، می‌تواند مفید واقع شود (Byrn, 1995: 107-166). به ویژه اشاره‌های وی به اهمیت مسئله مجاز و استعاره، از جهاتی عطف توجه قاضی به این مسئله را تداعی می‌کند (نک. Byrn, 1995: 138).
    فصل دوم
    مطلب مشابه :  روش های تفسیری و باورهای مذهبی

  • دیدگاه قاضی درباره اختلاف عقاید و ارتباط آن با تنوع‌پذیری باورها
    1.2. درآمد
    مسئله‌ای که در آثار قاضی، تنوع‌پذیری باورها را برای ما تداعی می‌کند، مقاومتی است که او در برابر انکار برخی عقاید و مذاهب یا افرادی که عقایدی خاص دارند، نشان داده است. او در جای جای آثار خود به‌خصوص نامه‌ها مخاطبانش را از انکار کردن دیگران و عقاید آنان برحذر داشته است. وی در این تحذیرها جز در پاره‌ای موارد، نگاهی عام و کلی ندارد و در هر مقطع به ذکر نمونه‌هایی پرداخته و بحث خود را بدان‌ها معطوف کرده است. البته نمی‌توان از نظر دور داشت که بحث او در باب انکار نکردن عقاید محدود به نمونه‌هایی که ذکر کرده نیست و ما می‌توانیم با ملاحظه این نمونه‌ها خط مشی کلی وی را در این بحث تا حدودی تشخیص دهیم. بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد سخنان او به نسبی‌گرایی افراطی متمایل نیست و امکان سخن گفتن از چگونگی ارزیابی باروها در اندیشه وی وجود دارد. لذا می‌توانیم روش وی برای ارزیابی باورهای مختلف را با در نظر گرفتن شیوه‌اش در بررسی نمونه‌های خاص که از آن‌ها بحث کرده است، تا حد امکان دریابیم.
    در مواردی معدود بحث قاضی در باب اختلاف عقاید انسان‌ها و مسئله انکار عقاید مخالف در بر دارنده تحلیل‌هایی نظری و مستقل از نمونه‌های مورد نظر او نیز هست. این مباحث بن‌مایه‌های دیدگاه او را در این خصوص به ما نشان می‌دهند. اما این صراحت در اغلب موارد وجود ندارد و شیوه اصلی او اطلاق گسترده مبانی نظری‌اش بر موارد جزئی و به‌بار نشاندن نتیجه مورد نظر است؛ مبانی نظری‌ای که تنها بخش‌هایی از آن را آشکارا بیان کرده است. در این فصل برآنیم تا در حد امکان، حدود و ثغور ادعای قاضی را در این زمینه تقریر کنیم تا در نهایت نسبت این دیدگاه با آنچه تحت عنوان تنوع پذیری باورها مطرح ساختیم، روشن شود.
    مقاومت قاضی در برابر پدیده انکار عقاید دیگران در سه مرحله کلی سامان یافته است. مرحله نخست نفی پیش‌داوری است. پیش‌داوری با تعریفی که در ادامه بیان خواهد شد مورد انتقاد قاضی قرار گرفته و او این پدیده را مانع مهمی در راه حقیقت‌جویی قلمداد کرده است. مرحله دوم انتقاد از قضاوت بر اساس فهم غلط است. قاضی اعتقاد داشت اولین گام در راه مواجهه با عقاید دیگران فهم صحیح آن‌ها است. او قضاوت بر اساس فهم نادرست را آسیبی جدی در راه حقیقت‌جویی می‌دانست. مرحله سوم انتقاد از تسرّی‌های بی‌وجه است. او معتقد بود قضاوت درباره یک عقیده باید محدوده مشخصی داشته باشد و نباید بدون داشتن دلیل موجه حکم را به خارج از محدوده آن تسری داد. به‌عنوان نمونه نمی‌توان با در نظر گرفتن رفتار عده‌ای مسلمان در گوشه‌ای از جهان درباره پدیده اسلام با همه جوانِبِ آن یکسره حکمی صادر کرد. در ادامه به بیان تفصیلی این سه مرحله خواهیم پرداخت.
    2.2. انتقاد از پیش‌داوری
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.