پیامبران الهی و جوادی آملی

دانلود پایان نامه

اول، خدای تو هر چه بخواهد خلق می کند و هر چه برای آن ها اصلح است اختیار می کند و هر که برای رسالت صالح تر است مبعوث می کند از این جهت است که می گوید: «ما کان لهم الخیره» اختیار آن ها به دست خودشان نیست بلکه به دست خداست.
دوم: خدای تو آن چیزی را اختیار می کند که مطابق مصلحت به خیر آن هاست این معنی هم با معنای اول فرقی ندارد زیرا مفاد آن این است که اختیار به دست خداست نه مردم، زیرا اختیار به دست کسی است که علم به احوال مشخصی داشته باشد و چنین علمی مربوط به خداوند است. وانگهی اختیار یعنی گرفتن خیر، کسی که علم به خیر ندارد چگونه می تواند خیر بگیرد.»

  • این آیه هم دلالت بر ضرورت وجود امام دارد و هم از آن بر می آید که نصب امام بر خداوند واجب است نه برامت.
    در تفسیر المیزان درباره ی تفسیر آیه ی مذکور چنین آمده است که: «خدای تعالی مختار به تمام معناست می تواند در مرحله تشریع احکام و قوانین هر حکم و قانونی را که خواست تشریع کند همچنین که در مرحله تکوین می تواند هر قسم که اختیار کند خلق و تدبیر نماید و این است معنای «و ربک یخلق ما یشاء و یختار» که به طور مطلق خدا را مختار معرفی می کند. و ظاهراً جمله «یخلق ما یشاء» اشاره ایست به اختیار تکوینی خدا و می فهماند که اختیار او مطلق است به این معنی که قدرت او قاصر از خلقت هیچ چیز نیست و هیچ چیزی او را از آنچه می خواهد مانع نمی شود. به عبارت دیگر: هیچ چیزی از مشیت الهی سرباز نمی زند نه به خودی خود و نه به خاطر مانعی و این همان اختیار به معنای حقیقی آن است. در جمله «یختار» اشاره است به اختیار تشریعی و اعتباری که عطف آن به جمله «یخلق ما یشاء» از باب عطف مسبب بر سبب است برای اینکه تشریع و اعتبار، فرع تکوین و حقیقت است.»
    همچنین در تفسیر نمونه در تفسیر آیه مذکور چنین آمده است:
    «اختیار آفرینش، اختیار شفاعت و اختیار ارسال پیامبران به اراده خداوند و مشیت ذات پاک او بستگی دارد و بنابراین نه کاری از ما ساخته است و نه حتی از فرشتگان و انبیا مگر به اجازه ی خداوند. به هر حال اطلاق اختیار در اینجا دلیل به تعمیم آن است یعنی خداوند هم صاحب اختیار در امور تکوینی است و هم تشریعی و هر دو از مقام خالقیت او سرچشمه می گیرد. این آیه به مسئله اختیار و گزینش امام معصوم از سوی خداست تفسیر شده است و جمله «ماکان لهم الخیره» آن ها اختیاری در این زمینه ندارند تنها بر همین معنی تطبیق شده و این در واقع از قبیل بیان مصداق روشن است. چرا که مسئله حفظ دین و آئین و انتخاب رهبر معصوم برای این هدف جز از ناحیه خدا ممکن نیست.»
    «الیومَ اکملتُ لکم دینکُم و اتممَتُ عَلَیکُم نعمتی.»
    یعنی امروز به وسیله قرآن و بیانات آن واجبات، حدود، حلال، حرام خود را برای شما کامل ساختیم، دیگر نه چیزی افزوده و نه از راه نسخ چیزی کاسته می شود. آن روز، روز عرفه سال حجه الوداع بود. این قول از ابن عباس، سدی، مختار جبائی و بلخی است. گویند بعد از این آیه، آیه ای در مورد واجبات و حلیت و حرمت نازل نشده و 81 شب بعد پیامبر خدا از دنیا رفتند.
    اعتراض: مگر دین خدا قبلاً ناقص بود که خداوند در روز عرفه آن سال کاملش گرداند؟
    پاسخ: دین خدا همواره کامل بود لیکن قبلاً در معرض نسخ و افزودن بود و در آن زمان به وسیله وحی چیزهایی حلال یا حرام می شد و این مطلب منافات ندارد که هنگامی که دین به مرحله ای برسد که از هر گونه فزونی و کم و کاست ایمن باشد کامل خواهد شد. مثل اینکه گویند عدد 10 کامل است چون عدد 100 بیشتر و کاملتر است عدد 10 ناقص شمرده نمی شود.
    بنابراین از امام به عنوان اکمال دین و اتمام نعمت برای امت تعبیر شده است، امام از ارکان دین است و هیچ نعمتی برای صلاح دین و دنیای امت اعظم از امام نیست و امام بعد از نبی تنها حافظ شریعت و رکن اصلی بقاء دین است پس باید نصب امام فقط از جانب خداند باشد.
    «یا ایها الرَسُولُ بَلغ ما اُنزِلَ اِلیکَ ربّکَ و اِن لَم تَفعل فما بَلَغتَ رِسالَتَهُ.»
    در تفسیر نمونه بیان شده است که این آیه لحن خاصی به خود گرفته است که آن را از آیات قبل و بعد مشخص می سازد، در این آیه روی سخن فقط به پیامبر (ص) است و تنها وظیفه او را بیان می کند با خطاب «یا ایها الرسول» شروع شده و با صراحت و تأکید دستور می دهد هر آنچه را از طرف پروردگار بر تو نازل شده است به مردم برسان، سپس برای تأکید بیشتر به او اخطار می کند که اگر از این کار خودداری کنی (که هرگز نمی کرد) رسالت خود را تبلیغ نکرده ای.
    مطلب مشابه :  قانون آیین دادرسی کیفری و مبانی فقهی و حقوقی

  • استاد جوادی آملی بیان می کند دو خصیصه ی اساسی در برنامه ی همه ی پیامبران الهی یافت می شود یک دعوت مردم به الله و دیگری رایگان بودن فعالیت های ایشان، اصولاً رسالت، سمتی الهی است که بدون خلوص ممکن نیست تا به مقام اخلاص نرسد و سیر الی الحق نکند نمی تواند از حق به خلق سفر کند و راهنمای انسان ها باشد تا عبد مخلِص نشود رسول نمی شود طبعاً نه تنها همه کارهای انبیاء برای کسب رضای خداست بلکه مهمترین کار آن ها رسالت الهی است و برای رضای خداست. بنابراین نه تنها در سایر امور اجری طلب نمی کنند بلکه در مسئله رسالت نیز از کسی مزدی نمی طلبند لذا رایگان بودن تزکیه و تعلیم به عنوان سیره ی همه ی انبیاء در قرآن کریم در آیات فراوانی آمده است از جمله آیات «لا اسئلَکم عَلَیه اجراً الا الموَده فی القُربی» یا آیه «ما سئلتکم مِن اجرٍ فَهُوَ لکم اِن اَجری الاّعَلَی الله» یا آیه ی «لا اسئلکم علیه اجراً اِن هُوَ الا ذکری لِلعالمین.» و مانند این ها که تعبیرات گوناگون انبیا به امت های خویش هستند.
    در خصوص پیامبر اسلام (ص)، خداوند در بعضی از موارد می فرماید: به مردم بگو که اجری از شما طلب نمی کنم و در بعضی از موارد دیگر به صورت استنکار می پرسد «مگر پیغمبر از ایشان پاداش خواست که آنان زیر بار غرامت، احساس سنگینی می کنند؟»
    از این آیه فهمیده می شود که نحوه ی گفتار پیغمبر همان گفتار دیگر انبیاست. شخصیتی که تارک دنیاست می گوید اگر آن ها بخواهند بر کهکشان ها مسلط باشند و مسلط سازند باز دست از دعوت و هدایت مردم بر نمی دارم، کسی که به این حد رسیده و همه ی امکانات مادی، حتی نفس نفیس خویش را برای هدایت نثار و ایثار می کند و می گوید من برای رسالت خویش چیزی از مردم طلب نمی کنم خدا هم بر ایشان می فرماید: «إنَ لک لاَجراً غیرَ مَمنوُن» ، تو اجری بی کران داری.
    آنچه که مسلم است اجر و مزد رسالت پیامبر (ص) چیزی جز مودت به اهل بیت نیست.
    علاوه بر این در تفسیر آیه «یا ایها الرَسُولُ بَلغ ما اُنزِلَ اِلیک مِن ربّکَ و اِن لَم تَفعل فَما بَلَغت رِسالَتَهُ و اللهُ یَعصِمُکَ من النّاسِ اِنّ الله لا یَهدیِ القَومَ الکافِرین»، بیان شده که رسالت منهای ولایت همان رسالت منهای هدف است و اگر امت اسلامی با قرآن ناطق پیوندی نداشته باشد تبلیغ به ثمر نمی رسد، لذا فرمود: اگر قرآن ناطق و ممثل و هادیان واقعی امت اسلامی را به مردم معرفی نکردی هدف نبوت را معرفی نکردی اگر مردم از ولایت با خبر نباشند دستشان از قرآن ناطق کوتاه است و در نتیجه دستشان از قرآن صامت نیز کوتاه خواهد بود چون «لن یفترقا حتی بردا علی الحوض علی الخصوص» سلب و اثبات با هم هستند اگر یکی رفت دیگری نیز می رود اگر عترت رفت قرآن نیز می رود. عترت چون قرآن ناطق است که مردم را به قرآن صامت فرا می خواند. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند: قرآن حاوی کلیه علوم است ولی با شما حرف نمی زند ممکن است شما در آن تدبر کنید اما نمی توانید او را به حرف وا دارید منم که سخنگوی قرآنم «فَاستنَطِقُوه وَ لَن یَنطِقُ و لکنَ اُخِبرُکُم عَنهُ».
    2-8- وجوب نصب امام از جانب خداوند
    امامت یک عهد و پیمان الهی است که با جعل و انتخاب و نصب از طرف خدا اثبات می شود قرآن امامت را مقامی حتی برتر از نبوت شمرده است و درباره ی بلندی مقام امامت همین بس که خداوند ابراهیم را بعد از پیمودن دو مرحله عالی، یکی پیامبری و دیگری خلت دوستی در مرحله سوم پس از اینکه با حوادثی از قبیل گذشت مال، جان و همسر و … آزمایش نمود و پس از امتحانات سخت، آزمایشها را به نهایت گمان رساند آن گاه او را به مقام امامت و رهبری رساند و امامت سومین پله نردبان ترقی او بود.
    در آیه ی 124 سوره ی بقره خداوند می فرماید: «إنی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اماماً»، من تو را
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.