پایان نامه موقعیت جغرافیایی و فناوری های نوین

دانلود پایان نامه
  • همان طور که ملاحظه می شود اولین و مهم ترین عامل موثر در پیشرفت درسی جو و فضای فرهنگی حاکم بر خانواده است. و نه توان و بضاعت اقتصادی آن . آن چه امروز در نزد مردم به عنوان مهم ترین عامل موثر در پیشرفت درسی و تحصیلی فرزندان شهرت دارد امکان اقتصادی خانواده برای تامین تسهیلات مورد نیاز برای تحصیل مطلوب تر باشد، اما در پژوهش فوق فضای فرهنگی که شامل نگرش اولیاء به نحوۀ زندگی، چگونگی تحصیل فرزندان، علاقمندی آنان به پیشرفت درسی وتحصیلی، چگونگی گذراندن اوقات فراغت و نحوۀ استفاده از این اوقات فراغت به نفع غنی سازی فرهنگی و از جمله میزان مطالعۀ کتاب های غیر درسی، توجه والدین به برنامۀ تربیتی فرزندان و …… می باشد، به عنوان عامل موثر و اولیه مرتبط با پیشرفت درسی و تحصیلی فرزندان معرفی گردیده است. آموزش های تقویتی به عنوان ملاک و شاخص بعدی موثر در پیشرفت درسی و تحصیلی مورد شناسایی قرار گرفته است و این امر نیز مفهوم و معنای روشنی دارد. چنان چه والدین و خانواده های محترم با معلمین و دبیران فرزندان واقف شوند و با راهنمایی مربیان گرامی نسبت به تامین آموزش های تقویتی مورد نیاز همت گمارند. در حقیقت اموزش های تقویتی مورد نیاز، دانش آموز را نسبت به کاستی های درسی و تحصیلی تقویت می کند، مشکلات آموزشی آنان را در موارد مربوط کاهش می دهد و دانش آموزان به رشد و پیشرفت قابل قبول نائل می شوند، مشروط بر آن که چنین آموزش هایی اولا با راهنمایی مربیان در موارد مورد نیاز باشد و ثانیا از روی برنامه و با خبرگی کامل توسط افراد آشنا به فنون تدریس و یادگیری انجام پذیرد.

  • شاخص سوم، انجام تکالیف درسی و کار در خانه است، امروز از انجام تکالیف درسی در خانه به عنوان یک عامل تکمیل کننده و تقویت کنندۀ کار در مدرسه یاد می شود و چنا چه این امر که مکمل یادگیری در مدرسه و تمرین در خصوص آموزش های مدرسه ای و هم چنین انتقال و تعمیم مواد درسی فرا گرفته شده به جامعه و دنیای عملی است که دانش آموز با آن سر و کار دارد، به خوبی انجام پذیرد، قادر است یادگیری را تکمیل و پیشرفت درسی و تحصیلی را مطلوب نماید انجام تکالیف که با نظر دبیران و معلمان انجام می پذیرد قصد دارد کارآیی و توانایی دانش آموزان را در مواد و متئنی که در آموزشگاه فرا گرفته اند با کار عملی توسط آنان مورد ارزیابی قرار دهد. بنابراین اولا تکالیف باید توسط خود دانش آموزان انجام شود تا میزان توانایی و کارآیی آنان روشن شود و چنان چه نقطۀ ضعف و کاستی خاصی در آن مادۀ درسی دارند، مرتفع گردد.
    ثانیا معلمین گرتمی باید تکالیف را با دقت مورد بررسی قرار دهند و دانش آموزان بدانند که تکالیفشان مورد بررسی قرار می گیرد تا تلاش و تکاپوی لازم به انجام رسانند بعضی از خانواده ها برای دلسوزی و کمک به فرزندان، تکالیف فرزندان را خود انجام می دهند که این امر هم خود اتکایی و استقلال فرزندان را مخدوش می نماید و هم اجازه نمی دهد وضعیت تحصیلی و کاستی های مربوط به فرزندان روشن شود. از سوی دیگر دبیران و معلمان در بررسی تکالیف دانش آموزان( که می تواند به علت محدود بودن وقت کلاس به صورت تصادفی و هر بار در مورد تکالیف عده ای از دانش آموزان انجام پذیرد) انتظار نداشته باشند که همۀ تکالیف به خوبی و صد در صد بر طبق نظر آن ها انجام شده باشد و با برخورتدی تشویق کننده نسبت به انجام تکلیف و به نوعی مطلوب نقاط مشکل دار تکالیف را روشن و دانش آموز را به عنایت برای رفع آن مشکلا ت تشویق نمایند یاد آوری این نکته ضروری است که نحوۀ برخورد دبیران و معلمان با تکالیف دانش اموزان نقش بسیار موثری در انجام تکالیف خود دانش آموزان، خود اتکایی و استقلال آنان و در نتیجه پیشرفت تحصیلی آنها خواهد داشت خانواده های گرامی هم باید با اطلاع از وضعیت تحصیلی فرزند خود و آگاهی از چگونگی کمک به او که در سایۀ همکاری و هم آهنگی با مربیان انجام خواهد گرفت، بستر و فضای لازم را برای انجام تکالیف فراهم کنند و به جای دخالت و یا انجام تکالیف فرزند، فقط نظارت و مساعدت لازم را برای انجام کار توسط خود او به عمل آورند. یاد آوری این نکته نیز ضروری است که اولا فرزندان ما باید از برنامه ای معین برای کار تحصیلی در خانه برخوردار باشند که بر اساس آن انجام وظیفه کنند و ثانیا نباید بیش از دو تا سه ساعت برای فرزندان دبستانی و راهنمایی و بیش از 4 ساعت برای فرزندان دبیرستانی انتظار کار و انجام تکالیف درسی از آن داشته باشیم و حتما باید به برنامۀ اوقات فراغت نیز توجه لازم را مبذول کنیم همان طوری که در شاخص سوم ملاحظه می شود علاوه بر انجام تکالیف درسی کار در خانه هم بر پیشرفت تحصیلی و ذهنی فرزندان ما تاثیر دارد. این امر از آن جا ناشی می شود که کار در منزل برای فرزندان ما نوعی گذراندن اوقات فراغت به شمار می آید و معمولا از انجام کار، به خصوص اگر مورد علاقه آنان باشد، لذت می برند. چنان که می دانیم اوقات فراغت و گذراندن صحیح آن توسط فرزندان باعث خلاقیت، سرور و نشاط آنان می شود. عامل چهارمی که بر پیشرفت دانش آموزان تاثیر می گذارد و وضعیت حرفه ای معلم است . نقش معلم از دیرباز در تعلیم و تربیت مورد توجه و به عنوان اصلی ترین عامل تربیت مورد توجه و به عنوان اصلی ترین عامل تربیت مورد تاکید قرار گرفته است امروز هم علی رغم پیشرفت ها و تحولات همه جانبۀ رسانه ها و تجهیزات آموزشی، با وجود آن که در برنامه ریزی های درسی تا حدودی معلم محوری جای خود را به برنامه محوری و یا دانش آموز محوری داده است نه تنها از نقش موثر معلم در یادگیری و پیشرفت تحصیلی کاسته نشده، بلکه به عنوان یکی از عوامل اصلی و موثر در یادگیری و پیشرفت تحصیلی در تمام نظام های تطبیقی آموزش و پرورش در سراسر جهان قلمداد می گردد. در نظام های موفق آموزش و پرورش در جهان امروز، مهم ترین ابزار توفیق، وجود معلمان و دبیرانی است که به لحاظ حرفه ای از شرایط مطلوبی برخوردار هستند. وضعیت حرفه ای معلم به میزان علم و تخصص ، تجربه، علاقه، و پای بندی به تلاش های حرفه ای و شغلی او مربوط می گردد. تحقیق انجام شده نشان داده است که دبیران موفق، یعنی دبیرانی که دانش آموزان آنان با دانش آموزان دیگر به لحاظ پیشرفت تحصیلی تفاوت معنا داری داشته اند، از نظر حرفه ای، علمی و تخصصی نسبت به سایر همکاران خود از درجۀ تحصیلی بالاتری برخوردار بوده اند. ( مدرک کارشناسی) در مقایسه با مدرک( کاردانی) و دیپلم، سنشان از چهل سال به بالا بوده است، حدود 20 سال تجربۀ کاری داشته اند، به کار خود علاقمند و با اصول روانشناسی یادگیری و حس ارتباط با دانش آموز خود آشنا بوده اند. البته موارد بالا بدین معنی نیست که اگر معلمی تجربۀ زیر 20 سال داشت یا سنش کم تر از 40 سال بود، یا درجۀ تحصیلی او لیسانس نبود نمی تواند معلم موفقی باشد، بلکه مفهوم آن است که معلمین یا دبیرانی که شاخص های حرفه ای بالاتری دارند در کار تدریس خود موفق ترند و دانش آموزان آن ها در مقایسه با سایر دانش اموزان مشابه که معلمان آنان چنین ویژگی هایی را ندارند، ، از پیشرفت بیش تری در امور تحصیلی برخوردارند. بنابراین با توجه به نقش حرفه ای معلمان و دبیران که بر پیشرفت تحصیلی فرزندان ما موثر می باشد جا دارد خانواده های گرامی به تاثیر این نقش توجه داشته باشند و برای ثبت نام فرزندان خود در مدارس، توجه لازم را به وجود مربیان حرفه ای و علاقمند به کار، بیش تر از اموری هم چون موقعیت جغرافیایی اموزشگاه یا مطلوبیت فضای اموزشی معطوف دارند. (عصاره،علیرضا،1377) واما شاخص پنجم درپیشرفت تحصیلی ودرسی مربوط به استفاده وکاربرد فناوری های آموزشی وتکنولوژی آموزشی وتربیتی در فعالیت های یاددهی ویادگیری با استفاده ارحواس است.در نظام های آموزشی چند رسانه ای،از حواس مختلفی چون بینایی،شنوایی وسایر حواس استفاده می شوددریافت محرک های یادگیری از طریق حواس بیش تر،به یادگیری عمیق وپایدارتر می انجامد.(سیدعباس رضوی،1386) تحقیقات نشان داده اند که حواس مختلف نقش واحدی را در یادگیری دارا نیستند. یافته های زیر این تفاوت را به خوبی نشان می دهند. این یافته ها مشخص می کنند که در یک انسان متعارف حدودا:
    – 75 % یادگیری از طریق کاربرد حس « بینایی» صورت می گیرد.
    – 13% یادگیری از طریق کاربرد حس« شنوایی» صورت می گیرد.
    – 6% یادگیری از طریق کاربرد حس « لامسه» صورت می گیرد.
    – 3% یادگیری از طریق کاربرد حس« بویایی» صورت می گیرد.
    – 3% یادگیری از طریق کاربرد حس « چشایی» صورت می گیرد
    ملاحظه می شود که اگر چه قسمت اعظم یادگیری انسان ( 75%) از طریق کاربرد حس بینایی صورت گرفته و مجموعا 12% از طریق کاربرد دو حس بویایی و چشایی صورت می گیرد که روی هم 87% را تشکیل می دهد، مهذا در بسیاری از موارد معلمان بر کاربرد 13% حس شنوایی تاکید فراوان دارند در حالی که نتایج تحقیقات و پژوهشهایی که در زمینۀ « گوش دادن» به عمل آمده است اطلاعات زیر را در اختیار ما قرار می دهند:
    – تقریبا حدود 60% از وقت فراگیران در مدارس ابتدایی و 90 % در مدارس متوسطه و دانشگاهها صرف گوش دادن می شود.
    – شاگردان قادرند که تنها قسمت ناچیزی از آن چه را که شنیده اند به خاطر بسپارند ( شاید حدود یک پنجم تا یک سوم) حتی اشخاص بالغ نیز به طور متوسط قادر به حفظ کردن 50% از شنیده ها در ذهن خود هستند. حدود دو ماه بعد ، این میزان به نصف نیز کاهش خواهد یافت. همان طور که ملاحظه می شود با وجود صرف وقت نسبتا زیاد در کاربرد حس شنوایی تاثیر ناچیزی در رابطه با یادگیری نصیب انسان می شود. در حالی که برنامه ریزی حساب شده و منطقی در کاربرد حواس مختلف از جمله بینایی می تواند نتایج مفید تری را در پی داشته باشد.
    در این رابطه، ادگاردیل ، یکی از صاحبنظران ارتباط،با بحث در باره کاربرد حواس در یادگیری،الگویی نمادین به شکل مخروط به نام «مخروط تجارب یادگیری » ارائه داده است ودرسه طبقه کلی قرارداده است:
    1-تجارب مستقیم،عینی ودست اول(مثل گردش علمی،پروژه وآزمایش) که در طبقه پایین قراردارد وبسیارعینی واثربخش تر می باشد
    2-نشانه های دیداری وشنیداری(مثل فیلم،تلویزیون،اسلاید ونرم افزارهای چند رسانه ای وشبیه ساز ها) که در در طبقه میانی قراردارد
    3-علائم وسمبل ها(مانند نوشته وکلام) که در سطح بالی مخروط قراردارد وبسیار انتزاعی می باشد.(نوروزی ورضوی،1390)
    بنابراین دلیل چنین پیشنهاد می کند که در انتخاب تجارب یادگیری مناسب برای فراگیران بهتر است حتی الامکان از طبقات پائین تر شروع کرده و کار انتخاب را به بالاترین طبقه ختم نمائیم. در چنین صورتی می توان محموعۀ مناسبی از تجارب یادگیری را که تلفیقی از کاربرد حواس مختلف را در بر دارد برای فراگیران انتخاب نمود(احدیان،رمضانی ومحمدی،1387).لذا بکارگیری فناوری های نوین مانند استفاده از رسانه های مولتی مدیا وکاملا شبیه سازی شده آموزشی می تواند در پیشرفت تحصیلی ویادگیری موثر وپایدار دروس با بهره گیری از تمام حواس کمک موثر وشایانی نماید
    خلاقیت
    در فرهنگ روانشناسی « سیلامی3» چنین آمده است :« خلاقیت همان تمایل و ذوق به ایجاد گری است که در همه افراد و در همه سنین به طور بالقوه وجود دارد . و با محیط اجتماعی – فرهنگی پیوستگی مستقیم و نردیکی دارد و شرایط مناسبی لازم است تااین تمایل طبیعی به خود شکوفایی تحقق یابد .( بودو ، ترجمه خان زاده ، 1358)
    در فرهنگ لغت عمید « ابداع یا خلاقیت به معنی چیز نو آوردن یا کاری تازه کردن آمده است . معنی دقیق تر عبارتست از پدید آوردن چیزی که سابق نبوده است .(عمید ، 1362) تحقیقات گسترده تجربی درزمینه خلاقیت از دهه 1950 آغاز گردید ولی پیش از آن مطالعات محدودی توسط گالتون4 ، والاس5 ، پاتریک6 ، راس من5 ، درزمینه خلاقیت صورت گرفته بود ، و خلاقیت تاآن زمان به عنوان موهبتی که به افراد قلیلی از اجتماع اعطا شده بود درنظر گرفته می شد .
    مطالعه علمی خلاقیت با کارهای گیلفورد6 ، در دهه 1950 آغاز شد او اعتقاد داشت که « خلاقیت یعنی استعداد تفکر واگرا ، عرضه هدفها و راه حل های جدید و منحصر به فرد ، امکان تفکر جدید و اصیل و انحراف از عقاید متعارف موجود .( اسکوییلر و همکاران ، 1372)
    گیلفورد از تفکر واگرا ، به عنوان یک عامل اساسی در خلاقیت نام می برد و معتقد است که در تفکر واگرا موضوع مورد بحث درابعاد وسیع مورد بررسی قرار می گیرد و کشف راه حل به بررسی تعداد معدودی راه حل محدود نمی شود و مستلزم پژوهش ذهنی وسیع است ( بودو، ترجمه خانزاده ، 1358)
    در نظریه گیلفورد خلاقیت براساس تعریف وی از تفکر واگرا دارای ویژگیهای زیر می باشد
    الف) سیالی1 : یعنی تولید تعدادی اندیشه دریک زمان معین
    ب) انعطاف پذیری:2 یعنی تولید اندیشه های متنوع و غیر معمول و راه حل های مختلف برای یک مساله
    پ) تازگی3 :یعنی استفاده از راه حل های منحصر به فرد و نو
    ت) ترکیب 4 :یعنی کنار هم فرار دادن اندیشه های ناهمخوان
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.