پایان نامه مفهوم اصطلاحی و هنرهای زیبا

دانلود پایان نامه

فصل چهارم:
یافته های تحقیق

  • 4-1- اخلاق و مکارم اخلاقی:
    اخلاق جمع «خُلق» است و خُلق به معانی خوی، سیرت، سجیه و… بکار می رود اخلاق: علم چگونه زیستن است که بر مبنای قواعد آن، رفتار انسان برای نیل به کمالات و سعادت، توجیه می گردد. نیک و بد و خیر و شر بایدها و نبایدها شناخته می شود و وظایف فردی و اجتماعی انسان متعهد و مسئول معرفی و اعمال و رفتاری که از روی اختیار و آزادی از او صادر می گردد در این علم معین می گردد اخلاق هم مانند دین و فروع آن، از جمله مقررات اجتماعی است و نویسنده ای که هنر خود را در راه ترویج اخلاق بکار می برد. در واقع به تأیید یکی از مقررات خدمت می کند و رسالت پیامبرگونه هنرمندان راستین به ویژه شاعران و نویسندگان متعهد و مسئول، جز در طریق نشر مکارم و فضائل اخلاقی و مبارزه با ناپاکی ها و جلوگیری از انحطاط و سقوط معنوی بشریت تحقق نمی یابد. می دانیم که شکوهمندی و رونق زندگی انسانهای والا، بسته به فرع دانشهاست. علم و معرفت، خود مانند بذری است که باید در زمینه ای مساعد بروید و رشد کند.
    زمینی که دانش و فرهنگ و فضیلت می تواند در آن بروید، و درخت شعور و آگاهی و خردمندی در فضای مستعد و مناسب آن ببالد و ثمر دهد اخلاق است اخلاق فردی و اخلاق جمعی،یاد دادن و یاد گرفتن نشر و انتقال دانش ، توسعه و تعمیق ابعاد فرهنگ و فکر، نیاز به دلهایی پاک و مهذب دارد در میان مردمی که نفس آنان پیراسته نباشد و جانشان آکنده از فروغ پاکی نگردد، هیچ پرتو علمی و هیچ پرتو دانشی نمی تابد. این است که دانایان بزرگ، همواره تدریس و تعلیم اخلاق را در رأس برنامه های خویش جای می داده اند و می دهند . قرآن کریم فرموده است: « و اتّقواالله و یُعَلِّمُکُمُ اَللَّهُ » تقوی پیشه سازید و پاک شوید تا خداوند به شما تعلیم دهد و در جان شما فروغ دانش بیفروزد ( آیه 282 بقره).
    حکیمان و نویسندگان ما مخصوصاً پیشینیان بر فضائل اخلاقی و خوش خلقی تأکید فراوان داشته اند . سعدی شیرازی می گوید:
    پاکیزه روی در همه عالم بود و لیک

    مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درمورد کاربران اینترنتی و روش های تبلیغاتی

    نه تو چو پاکدامن و پاکیزه «خو» بود
    ( کلیات سعدی، ص654)
    صورت زیبای ظاهر هیچ نیست
    ای برادر سیرت زیبا بیار
    ( بخش قصاید، ص449)
    در مبحث اخلاق، نکته حائز اهمیت در این است که متأسفانه عده ای از مردم برداشت منطقی از مفهوم اخلاق ندارند و نقش مؤثر آن را باور نمی کنند و در همین زمینه اکثر اندیشمندان و مغزهای متفکر جهان صریحاً اعلام کرده اند که همه مصیبت هایی که برای انسان به وجود آمده، در اثر بی اعتنایی به مبانی اخلاقی است و اگر انسان به آینده خود علاقمند است باید بنیان اخلاق و فضیلت را تقویت کند.


  • 4-1-1- رابطه اخلاق و هنر:
    شناخت رابطه اخلاق باهنر، مستلزم شناخت و آگاهی از اصالت اخلاق و هنر است که هر یک گوهری بسیار ارزشمند در دوره شخصیت فردی و اجتماعی انسان است. هنر در لغت به معنای ” فنّ خوب”است و معانی عرفی و رسمی آن: فن، صنعت، علم، فنون ظریف و لطیف، فضیلت، کیاست و فراست و در مجموع شایستگی‌های طبعی و ذوقی که در حوزه ی کارآمدی و کاربری متجلّی شده و ظهور یافته باشند مانند هنر سخنوری، هنر موسیقی، هنر شعر و هنر نویسندگی. عشق نیز در مفهوم عرفانی آن “هنر”محسوب شده است:
    بکوش خواجه و از عشق بی نصیب مباش
    که بنده را نخرد کس به عیب بی هنری
    (خطیب رهبر، 1370: 432)
    و یا:
    روندگان طریقت به نیم جو نخرند
    قبای اطلس آن کس که از هنر عاری ست
    (همان: 166)
    اما مفهوم اصطلاحی هنر و هر آنچه از این مفهوم در قلمرو زیباشناسی و حوزه ی هنرهای زیبا، مورد نظر فلاسفه و نویسندگان و منتقدان هنری می‌باشد، هر چند که از لحاظ اشکال تعاریف و تعابیر به کار برده مختلف است اما با ‌توجّه به نحوه ی کوششی که هنرمندان در آفرینش‌های هنری دارند، معانی استنباط شده در اصل یکسان و همگونند.
    معنی هنر نکته ایست بس دقیق و ظریف که قابل تفسیر و تعبیرهای گوناگون و در واقع از مقوله ی رازهای ناپیدا و پیداست که ” از هر زبان که می‌شنوم، نامکرّر است!” و همین عمق شگرفی و ظرافت و گستردگی و تنوّع، موجب شده که در تاریخ تفکّر و تمدّن بشری سرگذشت هنر، مسیری طولانی و پرفراز و نشیب داشته باشد. امّا در مجموع، هنر کوششی ست برای آفرینش صُور لذّت بخشی که حسّ تشخیص زیبای ما را ارضاء کند و ما نوعی هماهنگی حاصل از روابط صوری را در مُدرکات حسّی و ذوقی و تخییلی و تخیلی خود حفظ کنیم.
    هنر کوششی ست برای ایجاد زیبایی یا ایجاد عالم ایده‌آل، فضای ذهن اَبَر پنداشت و در ناخود آدمی، رسیدن به اَبَر شهر یاشهر آرمانی و تخیّلی. اما در یک سخن رابطه ی هنر و اخلاق نیز از حوزه ی تعاریف و رسالت‌های هنر بیرون نیست. هنر از یک منظر، چیزی جز تجلّی احساس و نمود افکار تلطیف شده ی پرورده ذوق و تخیّل هنرمند، نیست و از آنجا که احساس واندیشه و تخیل و ذوق حرکت با جهان‌بینی او که منبعث از اعتقادات و باورداشتهای اخلاقی و دینی رابطه‌ای تنگاتنگ دارد، آثار هنری آیینه ی تمام‌نمای آرمان‌ها و تمایلات و اخلاق فردی و جمعی هر هنرمند و علاقه‌مند به هنر، است.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.