پایان نامه فرآیند خلاقیت و مراحل خلاقیت

دانلود پایان نامه
  • اسبورن1 درباره فرآیند خلاقیت اعتقاد دارد که آن دارای 3 مرحله اصلی و 6 مرحله فرعی است که عبارتند از :
    1- حقیقت جویی: شامل تعریف مساله و آماده سازی است .منظور از تعریف مساله این است که بدانیم درجستجوی چه هستیم تعریف مساله ممکن است بایک مساله کلی آغاز گردد و به مسائل فرعی ختم شود . در مرحله آماده سازی فرد به جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها می پردازد .
    2- ایده جویی : شامل ایجاد ایده ها و پروراندن آنهاست . دراین مرحله ایده های مختلف و متعددی ایجاد می شود و درآن تداعی معانی نقش خاصی ایفا می کند بدین ترتیب یک فکر منجر به فکر دیگر می شود که این امر با اتصال قوه تصور به حافظه ممکن می شود برای ایده یابی بهتر و بیشتر باید موانعی که فکر رابسته نگاه می دارد کنار گذاشت و عواملی که می تواند در یافتن ایده های بهتر و موثر تر باشد را تقویت نمود . متخصصان معتقدند دراین مرحله باید به اصل کمیت توجه نمود که این امر خود بخود منجر به بهبود کیفیت می شود .
    حل مساله : شامل ارزیابی و انتخاب است این مرحله مستلزم ارزیابی و آزمایش ایده های انتخاب شده در مرحله قبل و در نهایت انتخاب و گزینش راه حل نهایی است ، قابل ذکر است که اغلب راه حل نهایی از ترکیب ایده های مختلف بدست می آید « دوریس و کراس ، ترجمه جوادیان ، 1378)
    آنچه مهم به نظر می رسد این است که با کمی دقت در مراحل مطرح شده اسبورن می توان پی برد که این مراحل شباهت زیادی به مراحل حل مساله (که درقسمت های بعدی مطرح می شود ) دارند . به طوری که مراحل تعریف مساله و جمع آوری اطلاعات ،ساختن فرضیات ،آزمایش و اظهار نظر درباره مساله ای که با آن مواجه هستیم از ویژگیهای هر دو مفهوم یعنی خلاقیت و حل مساله می باشد پس می توان نتیجه گرفت که این دو از فرآیندهای تقریبا مشابهی پیروی می کنند .
    ب) مراحل خلاقیت :
    والاس اعتقاد دارد که خلاقیت دارای مراحلی به شرح زیر است :
    1: آمادگی :منظور از آمادگی بررسی ، جستجو ،مطالعه و جمع آوری مدارک درباره موضوع مورد نظر است .
    نهفتگی 2: دراین مرحله نوعی توقف در کار دیده می شود و فرد هیچ گونه تلاشی برای رسیدن به نتیجه انجام نمی دهد . دراین مرحله حتی ممکن است درباره مساله فکر هم نشود
    اشراق3 : این مرحله درفرآیند خلاقیت جایگاه خاصی دارد ،چون دراین مرحله
    مطلب مشابه :  مشکلات خانوادگی و صمیمیت زناشویی

  • تفکر شکل می گیرد و حل مساله روشن می شود . اغلب متفکران ظهور این مرحله را ناگهانی می دانند مرحله اشراق توام با جنبه های عاطفی است چون فرد با تحقق مساله که از آن جدا بوده است ،احساس لذت می کند و این امر خود انگیزه کار و تلاش بیشتر می شود .
    اثبات1: دراین مرحله فرد خلاق آنچه رابدست آورده است اعم از اختراع ، اکتشاف یا نظریه تازه اش را مورد ارزیابی قرار می دهد ، شواهد آن را دوباره می سنجد و آن را از لحاظ منطقی آزمایش می کند . در واقع اهمیت و ارزش کار تازه به وسیله بازبینی دراین مرحله روشن می گردد (والاس ،به نقل از جویس و باسکا 2 ، 2004)
    آنچه از مراحل والاس می توان فهمید آن است که این مراحل همانند مراحل مطرح شده توسط اسبورن شباهت هایی را با فرآیند روش حل مسأله دارند و در هر دو آنها مراحل تقریبا مشابهی وجود دارد .
    هارولد و کنتز3 مراحل زیر را برای خلاقیت بیان نموده اند :
    مرور مطالعه ناخودآگاه : این مرحله رابه دشواری می توان تعیین کرد زیرا در ورای ذهن آگاه انسان قرار دارد . معمولاً این مرور و مطالعه گونه ای مجذوب شدن رادر مسأله می طلبد.
    کشف ناگهانی : دراین مرحله ذهن ناآگاه به ذهن آگاه می پیوندد.
    بینش: بینش دراکثر موارد حاصل تلاش و کار زیاد است . بینش ممکن است وقتی دست دهد که اندیشه های فرد به طور مستقیم بر روی مسأله مورد نظر متمرکز نشده باشد.
    صورتبندی منطقی یا اثبات قضایا: بینش مستلزم این است که یا با استدلال منطقی یا از راه آزمایش عملی به آزمون گزارده شود .(طوسی و دیگران ،به نقل از آفرین ،1380)
    ج)درجات خلاقیت:
    دانشمندان معتقدند که خلاقیت دارای سطوح مختلفی است و انسان ها بنا بر توان و قدرت خلاقه ای که ازآن بهره می برند می توانند در هر کدام ازسطوح خلاقیت قرار گیرند و دراین صورت تنها قادرند که محصولاتی درحیطه همان سطح تولید نمایند .
    تایلر5 1 با توجه به محصولات فکری بشر ، پس از بررسی و تحقیق درکیفیت آنها 5 سطح خلاقیت راشناسایی کرده است که هریک از آنها دارای درجات مختلفی از خلاقیت هستند :
    خلاقیت بیانگر2 : که بیان و اظهار وجود آزادانه شخص را امکان پذیر می سازد .
    نقاشی های فی البداهه کودکان و ابتکارات آنان به هنگام بازی با یکدیگر یا با اسباب بازی های مختلف از جمله این نوع خلاقیت است که درآن کیفیت محصول اهمیت چندانی ندارد ،لکن این اظهار وجود برای تظاهر خلاقیت درسطح بالاتر لازم است .
    خلاقیت مولد1: این سطح خلاقیت به وسیله این واقعیت از سطح قبلی متمایز می گردد که فرد کوشش های نسبتاً زیاد و درعین حال هدفمندی برای تولید یک شی جدید یا حل مشکلی به خرج می دهد
    خلاقیت اختراعی2: این نوع خلاقیت بوسیله توانایی شخصی درتجزیه و تحلیل موقعیت و ساختن ترکیبات جدیدی از عناصر شناخته شده مشخص می گردد . دراین نوع از خلاقیت هیچ گونه اثری از عقاید زیربنایی جدید دیده نمی شود درواقع مبانی شناختی همان طور که هست باقی می ماند ، ولی ساختن ترکیبات جدید از عناصر شناخته شده به طور مرتب و نظامدار عملی می گردد درجات خلاقیت از روی کمیت و کیفیت تجزیه و تحلیل ترکیبات گذشته و ساختن ترکیبات جدید مشخص می شود . نویسندگی ،معماری و تغییرات جزئی درساختن ماشین هااز این نوع خلاقیت است »( تایلر ،به نقل از قاسم زاده ،1382، ص 58)
    خلاقیت نوآورانه :
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.