پایان نامه روش آنتروپی شانون و آنتروپی شانون

دانلود پایان نامه
  • 2-6-3 ارزیابی اوزان شاخص‌ها
    هر مسأله‌ای که فرد تصمیم‌گیرنده با آن مواجه است‌، ممکن است دارای چندین شاخص باشد. بنابراین‌، «دانستن اهمیت نسبی شاخص‌ها»‌، ضرورت دارد. از این رو‌، به هر شاخص یک وزن داده می‌شود‌، به صورتی که مجموع اوزان شاخص‌ها‌، برابر با یک باشد. این وزن‌ها‌، اهمیت نسبی (درجه ارجحیت) هر شاخص را نسبت به بقیه برای تصمیم‌گیری مورد نظر نشان می‌دهد. برای ارزیابی اوزان شاخص‌ها‌، روش‌های مختلفی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از :
    روش آنتروپی شانون
    روش لینمپ
    روش کمترین مجذورات موزون
    روش بردار ویژه (یا AHP)
    روش آنتروپی و لینمپ بر اساس ماتریس تصمیم‌گیری است‌، در حالی که روش کمترین مجذورات موزون وروش بردار ویژه نیاز به ماتریس تصمیم‌گیری ندارد. (مؤمنی‌، 1379: 13). در این تحقیق نیز با توجه به اینکه برای محاسبه اوزان شاخص‌ها از روش AHP استفاده می‌کنیم در بخش‌های بعدی به معرفی این روش خواهیم پرداخت.
    2-6-4روش SAW
    مدل مجموع ساده وزنی SAW‌، یکی از ساده‌ترین روش‌های تصمیم‌گیری چندشاخصه می‌باشد. با محاسبه اوزان شاخص‌ها‌، می‌توان به راحتی از این روش استفاده کرد. برای استفاده از این روش‌، مراحل زیر ضرورت دارد :
    کمی‌کردن ماتریس تصمیم‌گیری
    بی‌مقیاس سازی خطی مقادیر ماتریس تصمیم‌گیری
    ضرب ماتریس بی‌مقیاس شده در اوزان شاخص‌ها
    انتخاب بهترین گزینه (A*) با استفاده از معیار زیر :

  • (2-7)
    به بیانی دیگر‌، در روش SAW گزینه‌ای انتخاب می‌شود (A*) که حاصل جمع مقادیر بی‌مقیاس شده‌ی وزنی آن از بقیه گزینه‌ها بیشتر باشد.
    2-6-5 روش TOPSIS
    این مدل توسط هوانگ ویون در سال 1981 پیشنهاد شد. در این روش نیز m گزینه به وسیله n شاخص مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. منطق اصولی این مدل‌، راه حل ایده‌آل (مثبت) و راه حل ایده‌آل منفی را تعریف می‌کند. راه حل ایده‌آل راه حلی می‌باشد که معیار سود را افزایش و معیار هزینه را کاهش می‌دهد. و برخلاف آن راه حل ایده‌آل منفی سبب افزایش معیار هزینه و کاهش معیار سود می‌شود. گزینه بهینه، گزینه ایست که دارای کمترین فاصله از راه حل ایده‌آل و در عین حال دورترین فاصله از راه حل منفی باشد. به عبارتی در رتبه‌بندی گزینه‌ها به روش TOPSIS گزینه‌هایی که بیشترین تشابه را با راه حل ایده‌آل داشته باشند، رتبه بالاتری کسب می‌کنند. فضای هدف بین دو معیار به عنوان نمونه در شکل 2- 6 نشان داده شده است. و به ترتیب، راه حل ایده‌آل و راه حل ایده‌آل منفی می‌باشد. گزینه به نسبت گزینه فاصله کمتری تا راه حل ایده‌آل و فاصله بیشتری را تا راه حل ایده‌آل منفی دارد.
    در این روش علاوه بر در نظر گرفتن فاصله یک گزینه از نقطه ایده‌آل، فاصله آن از نقطه ایده‌آل منفی هم در نظر گرفته می‌شود. فرض بر آن است که مطلوبیت هر شاخص، به طور یکنواخت افزایشی یا کاهشی است.
    شکل 2-6 : فضای هدف دو معیار – فاصله بین راه حل ایده‌آل (مثبت) و راه حل ایده‌آل منفی
    حل مسأله با این روش، مستلزم طی شش گام زیر است :
    1- کمی کردن و بی‌مقیاس سازی ماتریس تصمیم (N) : برای بی‌مقیاس سازی، از بی‌مقیاس سازی نورم استفاده می‌شود.
    2- به دست آوردن ماتریس بی‌مقیاس موزون (V) : ماتریس بی‌مقیاس شده (N) را در ماتریس قطری وزن‌ها () ضرب می‌کنیم، یعنی :
    3- تعیین راه حل ایده‌آل مثبت و راه حل ایده‌آل منفی : راه حل ایده‌آل مثبت و ایده‌آل منفی، به صوتر زیر تعریف می‌شوند.
    ]بردار بهترین مقادیر هر شاخص ماتریس V = [راه حل ایده‌آل مثبت ()
    ]بردار بدترین مقادیر هر شاخص ماتریس V = [راه حل ایده‌آل منفی ()
    «بهترین مقادیر» برای شاخص‌های مثبت، بزرگترین مقادیر و برای شاخص‌های منفی، کوچکترین مقادیر است و «بدترین» برای شاخص‌های مثبت، کوچکترین مقادیر و برای شاخص‌های منفی بزرگ‌ترین مقادیر است.
    4- به دست آوردن میزان فاصله‌ای هر گزینه تا ایده‌آل‌های مثبت و منفی : فاصله اقلیدسی هر گزینه تا ایده‌آل مثبت () و فاصله هر گزینه تا ایده‌آل منفی () براساس فرمول‌های زیر حساب می‌شود.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.