پایان نامه روانشناسی : کیفیت دلبستگی

دانلود پایان نامه

سلامت روانی با تصویرذهنی از خدا و کیفیت دلبستگی

پژوهشگران کیفیت دلبستگی کودک به پدر و مادر و بزرگسالان نسبت به همدیگر را با نوع دلبستگی به خدا و درنهایت تصویر ذهنی از خدا موثر می دانند. تا آنجایی که خداوند به عنوان موضوع دلبستگی به حساب آورده می شود و مامن و پناهگاه محکمی برای بندگان در شرایط دشوار زندگی به حساب آورده شود، تکیه به او می تواند منشا اثر در کاهش اضطراب و افسردگی و احساس تنهایی باشد. در اندازه گیری تصویر ذهنی از خدا و دلبستگی و رابطه ی آنها با رضایت از زندگی، تنهایی، افسردگی و نشانگان فیزیولوژیکی به این نتیجه رسیدند که تصویر ذهنی از خدا و دلبستگی ایمن پیوسته با متغیرهای سلامت فیزیکی و روانی توام بوده است. بر عکس افرادی که دلبستگی اجتنابی داشتند، در بسیاری از شاخص های سلامت روانی پایین تر و تصویر ذهنی منفی از خدا داشتند، دچار احساس تنهایی، افسردگی و بیمارهای روان – تنی بودند و علاوه بر این رضایت آنان از زندگی در سطح پایین تری قرار داشت. این پژوهش نشانگر ارتباط سلامت روان با کیفیت دلبستگی و تصویر ذهنی از خدا می باشد.
برام وهمکاران (2008) در تحقیقی که در آن افراد سالخورده شرکت نموده بودند به این نتیجه رسیدند که احساس نارضایتی از خدا با ناامیدی، احساس افسردگی ، احساس گناه و همچنین با نشانگان افسردگی ارتباط معناداری داشته است. در این پژوهش تصویر ذهنی منفی از خدا (باور به خداوند تنبیه کننده) با احساس گناه افراد شرکت کننده در پژوهش توام بوده است. علاوه بر این پژوهش ها نشان داده اند که نوروزگرایی با احساس ترس از خدا، اضطراب و نارضایتی از او همراه بوده است، در حالی که همسازی با تصویر ذهنی حمایتگر از خدا توام بوده است. فلانلی و همکاران (2009) ارتباط بین اختلالات روانی و نوع تصویر ذهنی از خدا را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیده اند که افراد با تصویر ذهنی مثبت از خدا (خداوند نزدیک، دوست دارند و بخشاینده) نشانگان اختلالاتشان پایین تر از دیگران بوده است. در این پژوهش افراد با تصویر ذهنی مثبت به خدا در شکایت جستمانی، وسواس- بی اختیاری، حساسیت در روابط بین فردی، افسردگی، اضطراب، خصومت، ترس مرضی، افکار پارانوئیدی و روان پریشی، پایین تر از دیگران بودند.
شاپ- جانکر و همکاران (2002) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که بین تصویر ذهنی از خدا و اضطراب و افسردگی همبستگی معنا داری وجود دارد. در این پژوهش بین تصویر ذهنی از خدا و نمره کلی درچک لیست نشانگان رفتاری همبستگی معنا داری وجود داشته است. بدین معنی که تصویر ذهنی مثبت از خدا با نشانگان رفتاری رابطه ی منفی داشته است. پژوهشگران همچنین به این نتیجه رسیدند که تصویر ذهنی بیماران روانی در مقایسه با تصویر ذهنی افراد عادی منفی بوده است.
بین کیفیت دلبستگی به والدین و تصویر ذهنی از خدا نیز رابطه ای پیدا شده است. این پژوهش ها بر مبنای فرضیه ی انطباقی پایه ریزی شده اند. در نمونه ای از دانش آموزان کلاس های پنجم و نهم، تامینن (1991) نشان داد که رابطه ی نزدیک و دوست داشتنی با والدین، با مفهوم ذهنی از خدا به عنوان وجودی بخشایشگر، نزدیک، حمایت کننده و بخشنده و بزرگوار در ارتباط است. علاوه بر این، دانش آموزان متعهد (مخصوصا در بین دختران) خانواده ی خود را به عنوان محل امن، حمایت کننده و خوشایند تلقی می کردند. راس (2006) در پژوهشی که با دانش آموزان پیش دبستانی به عمل آورد به این نتیجه رسید که بین کیفیت دلبستگی این دانش آموزان و نوع تصویر ذهنی ایشان درمورد خدا همبستگی و ارتباط معنا داری وجود داشته اند. به علاوه پژوهش ها نشان داده اند که بین تصویر ذهنی از خدا (پذیرش خدا) با کیفیت دلبستگی به خدا و کیفیت دلبستگی در روابط صمیمی افراد همبستگی معنا داری وجود داشته است ( غباری بناب، باقر و حدادی کوهسار، علی اکبر، 1389 ).
نیوتن و مکین تاش (2010) در پژوهشی که در ارتباط با تصویر ذهنی والدین از خداوند و میزان مقابله ای آن ها انجام داده اند به این تیجه رسیده اند که افرادی با تصویر ذهنی مثبت از مقابله های روان شناختی بالایی برخوردارند و موقعیت ها را به صورت مثبت ارزیابی می کنند. بنسون و اسپیلکا (1973) همبستگی بین تصویر ذهنی از خدا و عزت نفس را در بین 128 دانش آموز که به مدارس کاتولیک می رفتند مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که عزت نفس بالا داشتن تصویر ذهنی دوست دارند از خدا توام بوده است. به علاوه، افرادی که تصویر ذهنی منفی از خدا داشتند و خداوند را طرد کننده و تنبیه کننده تصور می نمودند عزت نفس پایین تری داشتند.
در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که ویژگی های شخصیتی منفی توام با عدم شایستگی فرد و افسردگی با تصویر ذهنی منفی از خداوند در ارتباط می باشند. افرادی با اعتماد به نفس پایین و آنان شایستگی های خود را پایین می دیدند خداوند را تنبیه کننده تصور می نمودند (گرین وی و همکاران، 2003).
زمانی که افراد از رشد معنوی خود غافل شده و ارتباط خود با خدا را فراموش کرده و پیوسته تاثیر خدا را در زندگی مورد غفلت قرار می دهند و به کارهای ناروا می پردازند احتمال بیشتری دارد که از سلامت روانی پایین و روابط اجتماعی نارضایت بخش رنج ببرند (ریچاردز و برگین، 2005). داشتن تصویر ذهنی تنبیه کننده از خداوند مانع ایجاد رابطه ی صمیمی با خدا می شود و همین امر به صورت چرخه ی معیوب داشتن تصویر ذهنی درست از خداوند را خدشه دار می کند. به نظر میرسد که برخی افراد در ایجاد رابطه با خدا مشکل دارند چون نتوانسته اند بر تصویر ذهنی تداعی شده در مورد خدا که حاصل تربیت دوران کودکی آنان است غلبه کنند. این امر باعث می شود که نتوانند به خدا اعتماد نمود و با او رابطه ی صمیمی برقرا کنند. به علاوه هنگامی که افراد گناه میکنند و توبه نمی کنند و یا فکر می کنند که خداوند آنان را نمی بخشد ارتباط آنان با خدا دچار اختلال می گردد. گناه باعث می شود که ارتباط افراد با خدا دچار مشکل شود چون موجب تصویر ذهنی منفی از خود می گردد و موجب می شود که فرد فکر کند که خدا او را دوست ندارد.

مطلب مشابه :  اصل لزوم قراردادها و انعقاد قرارداد

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

زمانی که افراد ارتباط با بعد معنوی خود را از دست می دهند در این موقع است که فکر میکنند شایسته ی دریافت محبت و مراقبت خدا نیستند. هنگامی که افراد خود را قابل بخشش و دوست داشتن می دانند وخداوند را نیز بخشنده و دوست دارنده می دانند، بهتر می توانند روابط رضایت بخش با او داشته باشند. ارتباط رضایت بخش با خدا به ارتباط رضایت بخش با افراد دیگر نیز منجر می شود. بدین سبب در متون مذهبی تاکید های فراوان بر اصلاح روابط بین فردی شده است. اینجاست که تاثیر کیفیت تصویر ذهنی از خدا در بهبود و سلامتی انسان معلوم می شود. خداوند دوست دارنده که رحمت او وسیع تر از تقصیرهای ماست، تصویر خداوندی مهربان و دوست دارنده است و انسانی که با صمیمیت رابطه ی محبت آمیز را با او ایجاد می کند، می تواند روابط خود انگیخته مبتنی بر دوستی و عشق صادقانه ایجاد کند و همین رابطه، فرد را از انجام بسیاری از گناهان باز می دارد و به فرد ارزش بالایی می دهد که توان مقابله او با استرس ها را افزون می کند (براون و میلر، 2005، ایوانز، 2005).
رابطه ی تنگاتنگی بین عزت نفس افراد و تصویر ذهنی شان از خدا وجود دارد. افرادی که عزت نفس شان بالاست تصویر ذهنی مثبت تری از خدا دارند. تیزدل و همکاران (1997) همبستگی معنا داری را بین پذیرش خود، پذیرش دیگران و داشتن تصویر ذهنی پذیرنده از خدا پیدا نموده اند. علاوه بر این همدلی و توانمندی مراقبت از دیگران با نوع تصویر ذهنی افراد از خدا و تجربیات مذهبی شان در ارتباط بوده است. تجربیات نا خوشایند دوران اولیه زندگی مثل سوء استفاده های جنسی و فیزیکی با توصیف ذهنی منفی از خدا توام بوده است. همبستگی معنا داری بین تصویر ذهنی از خدا، افسردگی و سلامت روان وجود دارد. افرادی که خداوند را دوست دارنده تصور میکردند میزان افسردگی شان در سطح پایین بوده و میزان سلامت روانی شان بالا بوده است ( مک الروی و الین ماری، 1999).
همچنین نتایج داده های پژوهش فوق نشان داد افرادی که خداوند را کنترل کننده می دانستند، افسردگی شان زیاد و سلامت روانی شان پایین تر بوده است. همبستگی مثبت معنا داری بین تصویر ذهن کنترل کننده از خدا و افسردگی و همبستگی منفی بین تصیر ذهنی منفی از خدا وسلامت روان دال بر این موضوع هستند. علاوه بر این تحلیل داده ها نشان داد که افرادی که خداوند را دور تصور می کردند میزان افسردگی شان بالا بود. تصویر ذهنی منفی از خدا با دلبستگی نا ایمن و خلق و خوی افراد در ارتباط می باشد. علاوه بر این دلبستگی نا ایمن با آسیپ پذیری فرد و آسیب های روانی در ارتباط می باشد (اورلینگز-بانتکو و همکاران 2005). گرین وی، میلین و کلارک (2003) رابطه ی معنا داری را بین تصویر ذهنی از خدا و کیفیت سلامت روان بین افراد بزرگسالی که به کلیسا می رفتند پیدا کردند. در گروه زنان دوست داشتن خود به صورت مثبت در هر سه متغیر نمرات افراد را پیش بینی می کرد. در مردان نمره ی افسردگی به صورت منفی با تصویر ذهنی مراقبت کننده از خدا ارتباط داشت. نمره ی افسردگی این افراد بطور معنا داری از میزان گزارش آنان در مورد مراقبت کنندگی خدا قابل پیش بینی بود. شورش گری به صورت منفی و دوست داشتن خود به طور مثبت حضور خدا در زندگی را پیش بینی می کرد. احساس خود شایستگی به طور منفی و افسردگی به طور مثبت با افزایش تصویر ذهنی منفی از خدا در ارتباط بودند.
افرادی که سبک فکری آن ها درمورد خودشان بدبینانه است و بیشتر به جنبه های منفی دنیا تمرکز می کنند احتمال دارد که دیدشان به خدا بدبینانه بوده و خداوند را بیشتر تنبیه کننده بدانند. این گونه تفکر در مورد خدا همچنین موجب احساساتی از قبیل بی ارزشی و افسردگی می گردد (بریدجز، اسپیلکا، 1992).
برخی پژوهشگران تاثیر خود حرمت گذاری را در نوع تصویر ذهنی از خدا مورد مطالعه قرار دادهاند و به این نتیجه رسیده اند که خود حرمت گذاری پایین با تصویر ذهنی طرد کننده و دوست ندارنده توام بوده است. این پژوهشگران نتیجه گرفته اند که تجربه ی دوست داشته شدن توسط خدا، قابلیت دوست داشتنی بودن را در ذهن افراد زنده می کند. پارگامنت (1997) در مطالعات خود از پیشینه های تحقیقاتی در زمینه ی مقابله های مذهبی به این نتیجه رسید که افراد با تجربه ی طرد شدگی توسط محافل مذهبی خود، احساس ناامیدی و سرگردانی می کنند. این افراد نسبت به دیگران عصبانی بوده و در مقایسه با افراد دیگر از سلامت روان پایین تری برخوردارند. در این پژوهش پارگامنت نتیجه گرفت که چگونگی ادراک فرد از خودش در ادراک او از خدا تاثیر می گذارد که این امر نیز به نوبهی خود در انتخاب مقابله های روانی و و سازگاری اش در زندگ تاثیر میگذارد (بنسون و اسپیلکا 1997).
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
مقدمه
در این فصل روش انجام تحقیق و روش گردآوری اطلاعات، جامعه آماری و نمونه گیری، ابزار گردآوری داده ها، روش تجزیه و تحلیل داده ها تشریح می شود.
طرح پژوهش
پژوهش حاضر به لحاظ نوع گردآوری ماده ها از تحقیقات توصیفی همبستگی و به لحاظ هدف در زمره پژوهشهای کاربردی قرار می گیرد. در پژوهش حاضر کوشش می شود، میزان اضطراب مرگ تجربه شده توسط افراد از طریق متغیرهای تصویر ذهنی از خدا و خودشکوفایی، پیش بینی شود. لازم به ذکر است که در پژوهش های توصیفی، همبستگی محقق هیچگونه کنترلی بر روی متغیرهایمزاحم نداشته و از این رو بر اساس یافته های پژوهش حاضر نمی توان به استنباط عللی دست زد.
جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری
جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه تهران تشکیل می دهند.
گروه نمونه شرکت کننده در پژوهش حاضر را 210 نفرازدانشجویان ساکن در خوابگاههای دانشگاه تهران تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدهاند.
ابزار پژوهش
مقیاس اضطراب مرگ(DAS):
این ابزار نگرشهای افراد نسبت به موضوعات مرتبط با مرگ را می سنجد. برخلاف مقیاسهای مشابه مقیاس اضطراب مرگ تمپلر (1970) می کوشد تا دامنه وسیعی از تجربه های مرتبط با مرگ را بسنجد. نظریه های متعددی به شکل گیری ادبیات پژوهشی اضطراب مرگ کمک نموده اند و این امر به شکل گیری چهار مولفه ی مشترک، کمک نموده است. این مولفه ها عبارتند:
از ملاحظات مربوط به واکنشهای شخصی و شناختی افراد نسبت به مرگ
دغدغه ها و نگرانیهای فرد نسبت به تغییرات جسمانی پس از مرگ
آگاهی از گذر عمر و نگرانیهای مرتبط با آن
دغدغه و نگرانی پیرامون درد و فشار روانی ناشی از بیماری و مردن.
این مقیاس دارای پانزده گویه است.پاسخ دهندگان باید نظر خود را به صورت درست و غلط نسبت به هر گویه مشخص کنند وچگونگی پاسخ آزمودنیها منجر به یک نمره کل می شود.برای پاسخ دادن به گویه های این مقیاس نیاز به هیچ گونه مهارت خاصی نیست. روایی صوری این پرسشنامه بالا است و به زبانهای مختلفی نظری عربی، آلمانی، اسپانیایی، چینی، کره ای، آفریقایی و ژاپنی ترجمه شده است.
پایایی:

در بررسی پایایی این ابزار به روش باز آزمایی عدد 83% گزارش شده است. در بررسی همسانی درنی این ابزار به روش کوادر ریچاردسون نیز ضریب همبستگی 76% گزارش شده است.
اعتبار:
روایی سازه ای این ابزار در دو پژوهش جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است. در پژوهش او نمرات اضطراب مرگ 21 بیمار روانی برخوردار از اضطراب مرگ بالا با گروه کنترل مورد مقایسه قرار گرفت.نتایج این بررسی نشان داد بیماران دارای اضطراب مرگ بالا از میانگین 2/11 برخوردار بودند در حالی که میانگین گروه کنترل 77/6 بود.این بررسی نشان دهنده روایی سازه ای این ابزار است. در پژوهش دوم، مقیاس اضطراب مرگ تمپلر و مقیاس ترس از مرگ بویر(1964) و پرسشنامه MMPI بر روی 77 دانشجوی دوره کارشناسی اجرا شد. این بررسی نشان داد که میزان همبستگی بین مقیاس ترس از مرگ بویر و مقیاس ترس از مرگ تمپلر 74% بود.لازم به ذکر است که در پژوهش حاضر محقق پس از ترجمه ابزار مورد نظر از لاتین به زبان فارسی وبرگردان مجدد آن از فارسی به لاتین خواهد کوشید روایی محتوایی ابزار را بسنجد. در ادامه روایی صوری ابزار از طریق بررسی نظرات متخصصان در این زمینه سنجیده خواهد شد و پایایی ابزار نیز به روش آلفای کرونباخ محاسبه خواهد شد (تمپلر 1970).
مقیاس خود شکوفایی:
فرم کوتاه مقیاس خود شکوفایی جونز و کرندال (1986) مقیاس خود شکوفایی (SISA)، اعتقادات، نگرشها و رفتارهایی که فرض می شود شاخصی از سطوح خود شکوفایی باشند را اندازه گیری می کنند. خود شکوفایی بعدی از شخصیت است که از نظریات انسان گرایی مشتق شده است.SISA مقیاس خود شکوفایی است که منغیرهای دینی را اندازه گری نمی کنداگر چه با کارکرد خود ارتباط دارد و با پژوهشهای صورت گرفته راجع به دینداری نیز ارتباط زیادی دارد.SISA به وسیله جونز و کروندال(1986) به عنوان جایگزینی برای POI که دارای 150 گویه است ساخته شد.SISA دارای 15 آیتم است که 7مورد آن مثبت و8مورد آن منفی است واز POI گرفته شده است. از آنجایی که POI یک پرسشنامه گزینه بایست می بلاشد. گویه های SISA از نیمی از آیتمهای خود شکوفایی POI انتخاب شده اند.گویه های انتخاب شده دارای بالاترینن همبستگی بین هر سوال و نمره کل با نمره کل POI هستند.در مقیاس SISA پاسخ دهنده میزان موافقت یا مخالفت خود را در یم پیوستار چهار گزینه ای مشخص می کند.
ملاحظات کاربردی:
این مقیاس مداد-کاغذی نمره گذاری خاصی ندارد وکامل کردنش حدود 10دقیقه به طول میانجامد.
پایایی:
واتسون و همکاران (1990) پایایی ای در داده هایشان گزارش نکرده اند.جونز و کرندال (1986) ضریب همسانی درونی (آلفای کرونباخ) 65% گزارش کرده اند.و در بررسی پایایی روش بازآزمایی به ضریب همسانی درونی(آلفای کرونباخ) 69% را گزارش کرده اند.

این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید