پایان نامه رایگان روانشناسی : شناختی – رفتاری

شناختی سنتی در کاهش نشانگان روان پزشکی بیماران دارای اختلال افسردگی اساسی مراجعه کنندگان به مراکز مشاوره دانشگاه تهران، دانشگاه شاهد و کلینیک توانبخشی صبا، پرداخته اند. به همین منظور در این پژوهش از بین بیمارانی که به مراکز مورد نظر ارجاع می شدند تعداد 90 بیمار از بین 160 پرونده فعال در طول فصل پاییز که تحت درمان روان پزشک بودند و معیارهای تشخیص DMS-IV را برای اختلال افسردگی اساسی دریافت می داشتند بطور تصادفی ساده انتخاب شدند. پس از بیماران به سه گروه 30 نفره شامل گروه ترکیبی، درمان رفتاری – شناختی و درمان رایج (TAU) به طور تصادفی اختصاص می یافتند. گروه های اول و دوم تحت درمانهای روان شناختی قرار گرفتند. اما گروه سوم به عنوان گروه کنترل به درمان رایج خود ادامه دادند. سن افراد مورد بررسی بین 18 تا 45 سال با میانگین دو دوره افسردگی فبلی بود. بیماران در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با بهره گرفتن از مصاحبه بالینی ساختار یافته برای DMS-IV و پرسشنامه نشانه شناسی مختصر (BSI) مورد ارزیابی قرار گرفتند.
نتایج تحقیق نشان می دهند که گروه های رفتار – شناختی و ترکیبی اثر معناداری در کاهش نشانه ای روان پزشکی همراه اختلال افسردگی اساسی دارند، در حالیکه این تأثیر در گروه درمان رایج معنی دار نبود.
کاویانی، بحیرایی و جواهری (1384): در پژوهشی با عنوان اثر بخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی در کاهش افکار خود آیند منفی، نگرش ناکارآمد، افسردگی و اضطراب، پیگیری 60 روزه، به بررسی موضوع در بین 65 نفر دانشجوی دختر دانشگاه اصفهان که به صورت تصادفی، انتخاب شده و در گروه گواه و آزمایشی پرداخته اند.
گروه آزمایش در طی هشت جلسه دو ساخته به صورت گروهی، به شیوه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی آموزش دیدند. آزمودنیهای پرسشنامه افسردگی و اضطراب یک مقیاس نگرشی ناکارآمد و پرسشنامه افکار خودآیند را قبل از شروع آموزش و در مقاطع مورد نظر، جلسات چهارم و هشتم و 60 روز پس از پایان آموزش تکمیل کردند. گروه گواه بدون هیچ آموزشی فقط پرسشنامه فوق را پر کرده اند. نتایج تحقیق نشان داده که ذهن آگاهی به وسیله « آموزش کنترل توجه » موثر واقع شود و از عود و بازگشت افسردگی و اضطراب پیشگیری کند.
طاهری و جمشیدیفر (1386)، در تحقیقی با عنوان «اثربخشی گروه درمانی شناختی بر کاهش نشانگان افسردگی به بررسی موضوع در بین دانش آموزان پرداخته اند. به همین منظور 12 نفر به صورت تصادفی، انتخاب و طی 12 جلسه، تحت درمان شناختی قرار گرفتند نتایج نشان می دهد درمان شناختی در کاهش نشانگان افسردگی مؤثر است.
حناسابزاده اصفهانی و همکاران (1380)، در تحقیقی با عنوان «کارایی درمان شناختی – رفتاری در کاهش نشانه ای افسردگی و نگرش های ناسالم در نوجوانان مبتلا به اختلالهای افسردگی » به بررسی کارایی این شیوه درمانی براساس نظریههای شناختی – رفتاری پرداخته اند. بدین منظور در این پژوهش 3 نفر آزمودنی دختر 15 تا 17 ساله مبتلا به اختلالهای افسردگی مراجعه کننده به یک مطب روانپزشکی انتخاب شدند و در 8 جلسه درمان شناختی – رفتاری، به فاصله 2 بار در هفته، بصورت انفرادی و هر جلسه از 45 دقیقه تا 1 ساعت برای هر آزمودنی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که درمان شناختی – رفتاری در کاهش نگرشهای ناسالم نوجوانان مؤثر بوده و موجب کاهش نشانه ای افسردگی در آنها شده است.
فارسی، جباری و صغیری (1389)، در تحقیقی با عنوان «ارتباط بین افسردگی با سابقه خودزنی و برخی متغیرهای جمعیت شناختی در سربازان مراجعه کننده سرپایی به کلینیک نظامی، با بهره گرفتن از یک مقیاس خود گزارشدهی به بررسی افسردگی در سربازانی پرداخته اند که به خاطر مشکلات جسمانی به یک بهداری نظامی مراجعه کرده اند. در این مطالعه توصیفی – تحلیلی قطعی تعداد 301 سرباز مشغول به خدمت در ارتش که به یکی از بهداری های سرپایی نظامی تهران در سال 86-1385 مراجعه کرده بودند مورد بررسی قرار گرفتند. از 301 سرباز مورد پژوهش (با میانگین سنی 21) 9/31 درصد سالم و 6/6 درصد افسردگی شدید داشتند. بین افسردگی و خودزنی ارتباط معناداری دیده نشد. به نظر می رسد مداخلات در خصوص کاهش افسردگی و مشکلات عاطفی در میان سربازان ضروری باشد.
ثنایی ذاکر و نصیری (1371)، در تحقیقی با عنوان « بررسی تأثیر گروه درمانی شناختی مذهبی در کاهش افسردگی و اضطراب، بوسیله مطالعه شبه آزمایش با گروه کنترل به بررسی این موضوع در بین بیماران مرد بستری مبتلا به اختلالات خلقی در بخش روانپزشکی نورشهر اصفهان پرداخته اند. تعداد نمونه گروه آزمایش و گواه هر کدام 14 نفر می باشد. ارزیابی تأثیر روش درمانی توسط آزمونهای SAS و BDI در قبل و بعد از مداخله درمانی از گروه های آزمایش و گواه به عمل آمد. هر گروه آزمایش و گواه با روش درمانی رایج تحت مراقبت و درمان دارویی بودند. گروه آزمایش علاوه بر درمان دارویی در جلسات گروه درمانی – شناختی – مذهبی نیز شرکت می کردند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که گروه درمانی شناخت مذهبی تأثیر معنی داری در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به اختلالات خلقی در مقایسه با گروه گواه دارد.
سپهرمنش و همکاران (1381)، در تحقیقی با عنوان « بررسی شیوع افسردگی و عوامل مرتبط با آن در زندانیان نوجوان ندامتگاه تأدیبی یزد به روش توصیفی بر روی 58 نوجوان پسر بزهکار با متوسط سنی 17 سال به پژوهش در زمینه افسردگی پرداخته اند. جهت تشخیص بیماری افسردگی از آزمون بالینی بر اساس تست 21 سوالی بک استفاده شده است. یافته ها این تحقی
ق نشان می دهد که همه افراد به درجات مختلفی دچار افسردگی بودند که شامل افسردگی شدید 58 درصد، افسردگی متوسط 24 درصد و افسردگی خفیف 18 درصد بود.بین میزان افسردگی و وضعیت مسکن (غیر شخصی)، جرم از نوع سرقت، بعد خانوار بالای 8 نفر و وابستگی به مواد ارتباط معنی دار آماری مشاهده شد. نتایج حاصل از این تحقیق نمایانگر شیوع بالای افسردگی در نوجوانان بزهکار است ؛ لذا پیشنهاد می شود که مطالعات وسیع تری در رابطه با افسردگی و سایر اختلالات روانی در نوجوانان بزهکار انجام نمود تا با پیش گیری، تشخیص و درمان به موقع این اختلالات روانی، از وقوع رفتارهای بزهکارانه در نوجوانان بکاهیم.
رجبی و همکاران (1389)، در تحقیقی با عنوان تأثیر درمان شناختی رفتاری گروهی بر کاهش افسردگی و افزایش خشنودی زناشویی در زنان، به بررسی موضوع در بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز پرداخته اند. برای انجام پژوهش نخست میزان افسردگی و ناخشنودی زناشویی آزمودنیها بر پایه معیارهای مصاحبه تشخیصی و بالینی مورد ارزیابی قرار گرفت و سپس بر پایه نقطه برش دو ابزار مورد سنجش و مصاحبه بالینی 20 زن به گونه تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و گواه جای داده شدند. نتایج آزمون غیر پارامتری نشان داد که درمان شناختی گروهی، به گونه ای معنادار در کاهش افسردگی و افزایش خشنودی زناشویی مؤثر است.
سلیمانی، محمدخانی و دولتشاهی (1387)، در تحقیق با عنوان «تاثیر روان درمانی بین فردی گروهی کوتاه مدت در کاهش علایم افسردگی و اثر این درمان بر سبک اسناد و نگرش های ناکارآمد » به بررسی موضوع بر روی 25 دانشجو که براساس نمره پرسشنامه افسردگی یک – 2 انتخاب شده بودند.، پرداخته اند. همچنین شرکت کنندگان پرسشنامه سبک اسناد و مقیاس نگرش های ناکارآمد را نیز تکمیل کرده اند. از این افراد 1 نفر به طور تصادفی به گروه آزمایش و 13 نفر به گروه کنترل تخصیص یافتند. گروه آزمایش تحت 8 جلسه روان درمانی بین فردی گروهی کوتاه مدت قرار گرفتند. نتایج نشان داده که روان درمانی بین فردی گروهی کوتاه مدت توانست کاهش معنی داری در علایم افسردگی و نگرش های ناکارآمد دانشجویان به وجود آورد. اما این روش درمانی نتوانست سبک اسناد دانشجویان را مثبت تر سازد.
رسولی آزاد و همکاران (1388)، در تحقیقی با عنوان «‌تأثیر گروه درمانی با رویکرد شناختی رفتاری به مردان وابسته به مواد افیونی باهیودی اختلال افسردگی اساسی به این موضوع که بر روی 30 مرد که به صورت نمونه گیری از چند مرکز ترک اعتیاد سطح مشهد جمع آوری شده اند، مورد بررسی قرار داده اند تمام آزمودنی ها بر اساس ویرایش چهارم معیارهای کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی دارای بهبود اختلال وابستگی مواد افیون ( شیره تریاک و کریستال )و افسردگی اساسی بودند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای ارزیابی از پرسشنامه افسردگی بک ΙΙ و تست مورفین در اول و آخر در سال استفاده شد. راهنمای درمانی 12 جلسه ای در گروه آزمون اجرا شد و گروه شاهد مداخله شناختی رفتاری دریافت نکرد. نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از روش گروه درمانی شناختی رفتاری در میان مبتلایان به اختلال وابستگی به مواد افیونی همراه با افسردگی اساسی مؤثر می باشد.
یعقوبی نصرآبادی و همکاران (1382)، در تحقیقی با عنوان « تأثیر گروه درمانی شناختی – رفتاری بر کاهش افسردگی و اضطراب بیماران مبتلا به اختلال خلقی » به بررسی موضوع بر روی 14 بیمار بستری در بخش روانپزشکی مردان بیمارستان نور در شهر اصفهان پرداخته اند. آزمودنی های پژوهش (14 نفر) در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. پس از مداخله درمانی هر گروه با پرسشنامه افسردگی یک و مقیاس اضطراب زونگ مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته های پژوهشی نشان داد که گروه درمانی شناختی – رفتاری به طور معنی داری در کاهش افسردگی بیماران بستری مبتلا به اختلالات خلقی مؤثر بوده است، اما این روش در کاهش اضطراب بیماران تأثیر چشمگیری نداشته است.
خدایاری و پرند،(1384)، در تحقیقی با عنوان « خانواده درمانی مبتنی بر رویکرد شناختی – رفتاری در اختلال افسردگی نوجوانی، به صورت مطالعه موردی یک آزمودنی 17 ساله افسرده شدید با روش ترکیبی فنون شناختی – رفتاری با تأکید بر خانواده درمانی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مبین کارایی این روش در درمان افسردگی است.

ترقی جاه و همکاران (1386)، در تحقیقی با عنوان «‌مقایسه تأثیر روان درمانی گروهی با رویکرد شناختی و رویکرد معنوی بر افسردگی دانشجویان دختر دانشگاههای تهران » به بررسی موضوع در بین دانشجویان دختر مراجعه کننده به مراکز مشاوره از طریق فراخوان پرداختهاند. جهت تشخیص افسردگی از آزمون بک استفاده شد و پس از آزمون از طریق مصاحبه تشخیص افسردگی افراد تأیید شد.
نوابی نژاد و ریاحی نیا (1386)، در تحقیقی با عنوان مقایسه تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد شناختی – رفتاری و کتاب درمانی شناختی بر افسردگی زنان 40 تا 30 سال به روش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون در دو گروه آزمایشی ( مشاوره گروهی با شیوه شناختی – رفتاری و کتاب درمان شناختی ) با گروه کنترل پرداخته‌اند. به همین منظور از بین مراجعه کنندگان به مراکز خدمات مشاوره ای شکوه و انجمن ایرانی مطالعات زنان یک نمونه متشکل از 30 نفر زنان 30 تا 40 سال که در آزمون افسردگی یک نمره خفیف و متوسط داشتند انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه شناختی – رفتاری، کتاب درمان شناختی و گروه کنترل قرار گرفتند.
نتایج تفاوت معناداری را در کاهش میزان افسردگی در گروه های آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل نشان داد. همچنین یافته ها نشان می دهد که روش درمان شناختی – رفتاری از روش کتاب درمانی شناختی در کاهش افسردگی آزمودنی ها مؤثرتر بوده است.
یکی از مشکلات زندان های کشور,میزان قابل ملاحظهای از وقوع رفتارهای ناهنجار و غیر قانونی زندانیان در محیط زندان است. این رفتارها عمدتا عبارتند از: پرخاشگری و درگیری، سرپیچی از مقررات و قوانین، مصرف و نگهداری دارو های غیر مجاز، خود آزاری و خودزنی، آشوبگری و تخریب اموال برای مقایسه میزان اثربخشی درمان یکپارچه توحیدی و شناخت درمانی، در کاهش رفتارهای مجرمانهی فوق, 90 نفر از زندانیان مرکزی قم به صورت تصادفی انتخاب و در سه گروه ساماندهی شدند. گروه اول و دوم به عنوان گروه های آزمایشی طی مدت 6 ماه به ترتیب در معرض درمان یکپارچه توحیدی و شناخت درمانی قرار گرفتند، ولی گروه سوم، جز در موارد بحرانی، مداخله سازمان یافتهای دریافت نمیکرد. هر سه گروه قبل از مداخلات و دو هفته پس از پایان درمان طی مدت 15 روز توسط مشاهدگران آموزش دیده به صورت نامحسوس تحت مشاهدات بالینی بودند و رفتار های ناهنجار و غیرقانونی آنان در فرمهای مخصوص، ثبت شد. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پیش از آزمون و پس آزمون نشان داد که نرخ وقوع رفتارهای مجرمانه در هر گروه درمان یکپارچه توحیدی و شناخت درمانی به طور چشمگیری کاهش یافته است. اما مقدار کاهش یافته در گروه یکپارچه توحیدی به طور معناداری بیش از گروه شناخت درمانی است.
در تحقیقی که توسط سلیمانی و همکارانش انجام شد تاثیر روان درمانی بین فردی گروهی کوتاه مدت در کاهش علایم افسردگی دانشجویان و اثر این درمان بر سبک اسناد و نگرش ناکار آمد بررسی گردید.
نمونهی این پژوهش متشکل از 25 دانشجو بود که بر اساس ملاک نمره 14 و بالاتر پرسشنامه افسردگی بک انتخاب شدند. به علاوه شرکت کنندگان پرسشنامه سبک اسناد و مقیاس نگرشهای نا کارآمد را نیز دریافت کردند. از این افراد 12 نفر به طور تصادفی به گروه آزمایش و 13 نفر به گروه کنترل تخصیص یافتند. گروه آزمایشی تحت 8 جلسه درمانی فردی گروهی کوتاه مدت قرار گرفتند. گروه کنترل در فهرست انتظار علایم افسردگی و نگرشهای ناکارآمد دانشجویان بوجود آورد، اما این روش درمانی نتوانست سبک اسناد دانشجویان را مثبت تر سازد.این پژوهشن داد که می توان از روان درمانی بین فردی گروهی کوتاه مدت در کاهش علایم افسردگی استفاده کرد و تغیراتی نیز در نگرش های نا کار امد به وجود آورد (سلیمانی و همکاران، 1387).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در تحقیقی که توسط نوابی فر و همکارانش انجام شد اثر بخشی و مقایسه ی گروه درمانی شناختی به شیوه ی منطقی-عاطفی- رفتاری و روش هومیوپاتی بر اختلال افسردگی زنان مورد بررسی قرار گرفت
هدف این پژوهش مقایسه‌ی اثر بخشی و مقایسهی گروه درمانی شناختی به شیوهی منطقی-عاطفی- رفتاری با روش هومیوپاتی بر اختلال افسردگی زنان بود. به این منظور 30 بیمار ابتلا به این اختلال از میان مراجعه کنندگان به در مانگاه روانپزشکی نور اصفهان که با نظر یک روانپزشک تشخیص افسردگی دریافت نموده و نیز از پرسشنامهی افسردگی بک نمره ای بین 17 تا 30 کسب نموده بودند و هیج گونه اختلال طبی دیگری نداشتند و در حال حاضر تحت درمان دیگری قرار نداشتند, انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی 15 نفری قرار گرفتند. جلسات گروه درمانی شناختی به روش منطقی-عاطفی- رفتاری الیس به صورت 10 جلسه 90 دقیقه ای یک بار در هفته بود. اعضای گروه هومیوپاتی نیز با اخذ مجوز از روانپزشک به پزشک هومیو پات ارجاع داده شده و پس از مدت 6 ماه به صورت انفردای تحت درمان با داروهای هومیوپاتی قرار گرفتند. پس از اتمام مداخلات, دو گروه آزمایش دوباره با این نامه پرسشنامه به عنوان پس آزمون مورد سنجش قرار گرفتند. ابزار اندازه‌گیری عبارت بود از: ارزیابی روانپزشکی طبق معیارهای DSM-IV-TR، پرسشنامهی جعمیت شناختی و پرسشنامهی سنجش افسردگی بک. برای تجزیه و تحلیل داده ها از دو سطح آمار توصیفی و شاخصهای فروانی استفاده شد به منظور مقایسهی تاثیر گروه درمانی شناختی و هومویوپاتی بر میزان افسردگی و آزمون t همبسته برای بررسی اثر بخشی دو روش مداخله به طور جداگانه استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که بکار گیری هر دو روش میزان افسردگی را کاهش داده است. همچنین نتایج نشان داده بین دو روش درمانی از نظر اثربخشی تفاوت معنا داری وجود ندارد (نوابی فرد، 1387).
در تحقیقی که توسط رسولی آزاد و همکاران (1388) با عنوان گروه درمانی با رویکرد شناختی رفتاری بر مردان وابسته به مواد افیونی با همبودی اختلال افسردگی اساسی انجام شد نتایج زیر به دست آمد.
در این پژوهش

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *