پایان نامه رایگان روانشناسی : روان نمایشگری-خرید و دانلود فایل

دانلود پایان نامه

ه بیمار آموخته می شود بر مشکلات غلبه کند و بر موقعیتهایی که قبلاً آنها را حل نشدنی می انگاشته است فایق آید. درمان شناختی با اغلب شکلهای دیگر روان درمانی فرق دارد. بر خلاف روانکار، درمانگر شناختی فعالانه بیمار را در جهت تجدید سازمان افکار و اعمال هدایت می کند. درمانگر شناختی به مقدار زیاد صحبت می کند و رهنمود می دهد. او با بیمار بحث می کند. او بیمار را قانع می کند، با چرب زبانی او را وادار به انجام کار می کند ؛ و وی را هدایت می نماید. بک مدعی است که شیوه های روان کاوی کلاسیک بی رهنمود، نظیر تداعی آزاد، باعث می شود که فرد افسرده «در منجلاب تفکر منفی شان غرق شوند. » درمان شناختی با تمرکز زمان حال نیز با روان کاوی فرق دارد. به ندرت درباره ی مشکلات کودکی بحث می شود؛ در عوض، تمرکز اصلی بر افکار و احساسهای فعلی بیمار است. یکی از مسائلی که روی آن تاکید می شود، افسرده نبودن به خاطر خود افسردگی است (تیزدال ، 1985به نقل از سیدمحمدی، 1385).
درمان شناختی از شیوه های رفتار درمانی نظیر افزایش فعالیت ( تقویت کردن فرد افسرده به شرکت کردن در فعالیتهای بیشتر)، واگذاری تکلیف درجه بندی شده (تقویت کردن فرد افسرده برای برداشتن گامهای کوچک در هر بار، و به تدریج مشکل تر کردن این گامها)، و آموزش مهارتهای اجتماعی مغایر با نشانه های افسردگی، استفاده می کند. اما در درمان شناختی، این شیوه ها برای تغییر نشانه های رفتاری صرفاً وسایلی هستند برای تغییر افکار و فرضهایی که علتهای بنیادی رفتار افسرده انگاشته می شوند. بنابراین، برای مثال، درمانگر شناختی باور دارد که آموختن به فرد افسرده برای اینکه قرص و محکم رفتار کند فقط زمانی موثر واقع می شود که عقیده او را در مورد توانائیها و آینده اش تغییر دهد (روزنهان، سلیگمن به نقل از سیدمحمدی، 1385).

2-6- الگوی درماندگی آموخته شده افسردگی است
دومین الگوی شناختی افسردگی، الگوی درماندگی آموخته شده است. این الگو شناختی است زیرا معتقد است علت اصلی افسردگی انتظار است : فرد انتظار دارد که رویدادهای ناگواری برای او اتفاق خواهند افتاد و او برای جلوگیری از وقوع آنها هیچ کاری نمی تواند انجام دهد.(همان منبع).

2-7- رویکرد رفتار درمانی
این رویکرد مبتنی بر برخی اصول رفتاری مانند شرطی کردن عامل و شرطی کردن کلاسیک و یادگیری مشاهده ای است. رفتار درمانی ناشی از اصول یادگیری – مانند تقویت، خاموش کردن، شکل دادن رفتار الگو دهی- به مراجعانی که مشکلات متفاوت دارند، ارزشیابی مشکلات و بکارگیری روش های درمانی مناسب از قبیل آرام‌سازی روانی، ایفای نقش و از این قبیل مقولات در این رویکرد مورد تاکید است. فنون متعدد این روش، به تغییر رفتار ظاهری و مملوس فرآیندهای تفکر مراجعان می انجامد ( نوایی نژاد، 1383).

2-8- رویکرد مراجع- محور
کارل راجرز در کار خود، بر شناخت و توجه به مراجع تاکید دارد، نه بر تشخیص و ترغیب. ویژگیهای این رویکرد درمانی، خلوص مشاور از طریق رفتار کلامی و غیر کلامی او، و پذیرش بدون شرط مراجعان است. وظیفه‌ی درمانگر مراجع- محوری درک و شناخت تجارب مراجع و در میان گذاشتن این شناخت با مراجع است تا فضای اعتماد را که زمینه ایجاد تغییر در اوست، بوجود آورد؛ در ضمن مسئولیت ایجاد هر گونه تغییر مثبت در زندگی مراجعین با خود آنهاست( همان منبع).

2-9- رویکرد گشتالت درمانی
این رویکرد درمانی که توسط فریتزپرلز توسعه یافت، به فرد کمک می کند تا نسبت به خود و دیگران آگاهی جسمانی و روانی بیشتری کسب کند. رویکرد گشتالت درمانی بر مسئولیت پذیری فرد در رفتار کلامی و غیر کلامی، احساسات عاطفی و تعارض با خود و دیگران تاکید دارد. فنون درمانی شامل پرورش تجارب خلاق و تمرین برای تسهیل خود آگاهی است ( همان منبع).

2-10- رویکرد وجودی
یک رویکرد فلسفی برای افراد و مشکلات وابسته به نفس وجود انسان است که صرفاً با موضوع زندگی سر و کار دارد نه فنون، موضوع مورد توجه این رویکرد شامل زندگی، مرگ، آزادی، مسئولیت نسبت به خود و دیگران، معنا بخشیدن به زندگی، و رها کردن افراد از پوچی و بی معنایی است. آگاهی از خود و پرورش تواناییها برای نگریستن به آن سوی مشکلات و حوادث روزانه و ایجاد روابط صمیمانه و صادقانه با دیگران، هدف درمان است ( همان منبع).

2-11- رویکرد منطقی-عاطفی-رفتاری
رویکرد منطقی- عاطفی- رفتاری البرت الیس بر باورهای غیر منطقی فرد که به مشکلات عاطفی و هیجانی (مانند ترس و اضطراب) و مشکلات رفتاری (مانند اجتناب از تعاملات اجتماعی یا سخنرانی کردن) منجر می شود، تاکید دارد. هر چند در این رویکرد از انواع فنون می توان بهره جست، ولی متداولترین روش، به بحث کشیدن باورهای غیر منطقی و چالش با این باورها توسط مراجع است، که به کاهش اضطراب و افزایش تعامل با دیگران منتج می گردد (همان منبع).

2-12- رویکرد تحلیل تبادلی
اریک برن بنیانگذار دیدگاه تحلیل تبادلی به وجود نیازهای مختلف روانی یا «اشتیاق» معتقد بود که یادگیریهای انسان در بقای تبادلات و ارتباطات اجتماعی و حتی نگرش اولیه‌ی انسان در زندگی تاثیر دارد. به اعتقاد برن با آنکه تجربیات اولیه ی فرد شدیداً بر رفتار کنونی او موثر است، ولی می تواند طرح زندگی خود را تغییر دهد و مسئولیت تصمیمات اساسی زندگی خود را بر عهده گیرد ( همان منبع).

2-13- رویکرد شناختی
نظام باورها و تفکر، عامل مهم در تعیین احساسات و رفتار عاطفی فرد است. آرون بک رویکردی را توسعه داد که به افراد در شناخت افکار ناسازگارانه ی خود وچگونگی تاثیر آن بر احساسات و اعمال آنان کمک می کند. درمانگران شناختی با بهره گرفتن از روش های ساختارمند به مراجعان کمک می کنند تا نظام باورهایشان را بهتر بشناسند، و بتوانند با بکارگیری انواع فنون مختلف باورهایی را که در کارکرد موفقیت آمیز آنان خلل وارد می ‌سازد، تغییر دهند؛ ضمن آنکه از راهبرد های عاطفی و رفتاری نیز بهره می جویند (نوابی نژاد، 1383).
2-14- رویکرد جامع یا انتخابی
فرایند گزینش مفاهیم و روشی از میان انواع نظامهای درمانی است. به بیان دیگر، طبق نظر نورکراس رویکرد انتخابی ترکیب هماهنگ مفاهیم نظری و روشها در یک قالب همگون است؛ و رویکرد جامعه براساس این فرضیه که هیچ نظریه ای نمی تواند «حقیقت محض» و پاسخگوی همه‌ی نیازهای مشاوره‌ای مراجعان باشد، توصیه می کند که مشاوران با بهره گیری از جهت گیریهای مختلف بعنوان مبنای یک دیدگاه جامع، فعالیتهای مشاوره‌ای خود را هدایت کنند ( همان منبع).

2-15- رویکرد سایکو در اما یا روان نمایشگری

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

یک روش درمانی گروهی به شکل نمایش است. در این روش که توسط جاکوب مورینو ابداع شد و گسترش یافت، افراد از طریق بازی کردن حوا دث گذشته در زمان حال، به بررسی هیجانات، اعمال و ارتباطات خود می پردازند. مراجعان ضمن تخلیه احساسات خود، چگونگی ابراز موثر احساسات و کنترل آنها را فرا می گیرند. کانون توجه در سایکودراما، تعاملات و مواجهه ی شخصی افراد، تمرکز بر اینجا و اکنون، خود جوشی و خلاقیت، ابراز کامل احساسات و آزمایش واقعیت است(همان منبع).
مورینو معتقد است انسان در گروه متولد می شود، در گروه زندگی می کند، در گروه کار می کند، در گروه نیز بیمار می شود؛ بنابراین چرا نباید در گروه درمان شود؟ (نوایی نژاد، 1383).
مورینو، پایه گذار گروه درمانی، و نیز بنیان گذار سایکو دراما و گروه سنجی است، که روش های عملی گوناگونی از آن مشتق می شود. سایکودراما مانند درختی است با شاخه های متنوع وگوناگونی گشتالت درمانی، خانواده درمانی، تحلیل تبادلی، و غیره. پرلز، برن و مازلو این درخت را « مشکل مورینو» می نامند. در پیدایش و شکل گیری این رویکرد، هشت روند فکری نقش داشته اند، که عبارتند از: افکار اقتصادی، اجتماعی، زیستی، روان تحلیلی، روانشناختی، وجود گرایی، جامعه شناسی و روان نمایشی اجتماعی (همان منبع).
سایکو دراما با روان درمانی گروهی و گروه سنجی یک مثلث را تشکیل می دهد و می توان آن را اینگونه تعریف کرد: « عملی که با بهره گرفتن از ارزشهای نمایشی بدنبال حقیقت است.» (مورینو، 1946).

2-16- تحقیقات انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش
2-16-1- تحقیقات خارج از کشور
اسفوفیره و ریلی برنامههای گروه درمانی خشم با رویکرد شناختی- رفتاری را برای 91 نوجوان وابسته به کوکائین به کار بردند که نتیجه آن افزایش کنترل خشم، کاهش مصرف کوکائین و تداوم بیشتر ترک مواد بوده این دستاوردها در پیگیری سه ماهه پس از درمان ادامه یافت (فیندلر ، 1986).
لوگسدن (2004) طی بررسی افسردگی نوجوانان دختر و مراقبتهای مقدماتی نتیجهگیری کرد که دارو درمانی، روان درمانی بین فردی و شناخت درمانی هر سه در کاهش افسردگی نوجوانان دختر مؤثرند.
رید (1994) در پژوهشی که 18 نوجوان را تحت آموزش مهارتهای اجتماعی قرار داده بود دریافت که میزان افسردگی پسران بطور معنی داری کاهش یافته بود، ولی در دختران این کاهش معنا دار نبود.
بلک سس (1996) در یک مقایسه‌ فراتحلیلی از 13 مداخله ی آموزش مهارتهای اجتماعی بصورت گروهی روی نوجوانان نشان داد که تاثیرات مداخله ی آموزش مهارت اجتماعی برای کاهش افسردگی در این گروه سنی متوسط است.
فرریز و گیلهام (2002) در پژوهشی در مورد جلوگیری از نشانه های افسردگی در دانش آموزان مدارس متوسطه دریافتند که درمان شناختی رفتاری بطور گروهی در جلوگیری از نشانه های اولین افسردگی موثرند.
دیوید و کاسمن (2008) در پژوهشی به بررسی کارایی سه روش درمانی شناختی، روش منطقی – عاطفی-رفتاری و داور درمانی پرداختند. نتیجه ی درمان در مرحله ی پیگیری 6 ماهه نشان داد، روش شناخت درمانی و روش منطقی- عاطفی- رفتاری بطور معنی داری بهبود بالاتری را نشان داده اند.
کلی ، 2002 در پژوهشی به بررسی مفید بودن داستان درمانی گروهی به عنوان بخشی از برنامههای تابستانی دختران بزهکار، به منظور درک و مشاهده بهتر این گروه از دختران پرداخته‌اند. عموماً روش‌های کیفی برای این منظور مناسب تر است. تشخیص داده شده است. روش‌های مختلف ارزشیابی نشان داده که رویکرد داستان درمانی در بررسی این گروه از دختران نوجوان کمک می کند تا زندگی خود را تجزیه و تحلیل کرده و با مشکلات کنار آیند، به انتخابهای جدید توجه کرده و با امکانات و توانائیهای خود را ارزیابی میکنند.
گریفیت (1993) در تحقیقی با عنوان تلفیق شناخت در مانی متمرکز بر طرحواره و روان نمایشگری شکاف تاریخی بین رفتار درمانی شناختی و روان نمایشگری را بازبینی می کند و عناصر بهبودی متقابل آنها را ذکر می نماید. وی ادغام آن عناصر را به عنوان وسیله ای برای ارائه ی درمان مختصر و شدید برای بیماران صعبالعلاج پیشنهاد می کند؛ مثل کسانی که اختلالات شخصیتی دارند. او با بررسی اصول مرتبط با درمان روان نمایشگری قابلیت همزمان دو نوع درمان را با مفاهیم فرضیه ی یادگیری اساسی روشن می کند. محقق دیدگاهی در مورد شناخت درمانی متمرکز بر طرحواره ارائه می کند که شامل یافته هایی در مورد اعتبار پرسش نامهی طرح یونگ است. وی همچنین مدلی برای ارائه ی شناخت درمانی متمرکز بر طرحواره از طریق درمان با روان نمایشگری ارائه کرده و در مورد آن بحث میکند.
توماس و ترادویل (1990) در تحقیقی به درمان با روان نمایشگری از طریق استفاده از فنون شناخت درمانی و رفتار درمانی پرداختند در این تحقیق محققان فنون روان نمایشگری و شناخت درمانی و رفتار درمانی را در گروهای مورد آزمایش تلفیق نمودند. آنها کاربرد برخی از فنون رفتار درمانی شناختی را نشان می دهند که متوجه شده‌اند در 3 مرحله روان نمایشگری بر آنها دانش آموزان کالج و بیمارانی که مبتلا به اختلالات خلقی , سو استفاده از مواد, اضطراب و اختلالات شخصیتی هستند سودمند است. هر چند که هم رفتار درمانی شناختی و هم مدل‌های روان نمایشگری از طریق پرسش سقراطی و استفاده از فنون ساختار یافته ی خاص بر فرایند کشف تاکید می کنند (مثل پیشینه ی فکری مختل) و راه های دیگری برای تحریک گسترش مهارتهای خود اندیشی و حل مشکل ارائه می دهند.
در تحقیقی که توسط همام کی انجام شد تاثیرات تلفیق روان نمایشگری و رفتار درمانی بر کاهش نگرش‌های ناکار آمد در روابط بین شخصی مورد بررسی قرار گرفت.24 دانش آموز سال دوم در این آزمایش شرکت کردند. محقق از مقیاس نگرش های ناکار آمد شخصی برای ارزیابی نگرش های نا کار آمد در روابط بین شخصی آنها استفاده کرد و برای گروه آزمایش و گروه کنترل پیش از درمان و پس از آن و 3 ماه بعد پیگیری نمود. محقق برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس برای آزمون تاثیرات گروه درمان استفاده کرد و متوجه شده که درمان ابعاد نگرش‌های ناکار آمد را میان شرکت کننده‌های گروه آزمایشی کاهش می‌دهد و در چنین مواردی مثل باز داری از شروع روابط نا مشروع, انتظارات رابطه ای غیر واقعگرایانه و کشف افکار دیگران است (همام کی، 2000).
بوری و تردویل کومار (2001) در تحقیقی با عنوان تلفیق روان نمایشگری و شناخت درمانی در یک بررسی طولی پرداختند. محققان تاثیرات شرکت در دوره های گروهی را با بهره گرفتن از فنون روان نمایش گری و فن شناختی – رفتاری بر تغیرات شرکت کنندگان (نمونه= 40) در تعدادی از عقاید هسته ای , تعداد تفکرات خودکار, خلق و خوی و تسکین افسردگی ارزیابی کردند. نتایج بررسی نشان داد که میانگین نمرات افسردگی بک از 3 هفته ی اول و 3 هفتهی آخر دوره تفاوت معنادار ندارد. این عدم تفاوت ممکن است بر استفاده دانش آموزان به عنوان شرکت کننده در بررسی ربط داشته باشد، میزان افسردگی آنها که همچنان در سه هفته‌ی اول دوره پایین بود به میزان اندکی بهبود داشت. میانگین درجه ی خلق و خو پیش از تفکرات متوازن و پس از آن برای هر دوره ی زمانی تحلیل تفاوت معنا‌دار داشت.
بنابراین تاثیرات مثبت فوری از تفکرات متوازن وجود داشت اما بین میانگین درجات خلق و خو در دو دوره زمانی چه درجه‌بندی‌ها پیش از نوشتن تفکرات متوازن به دست می آمد و چه پس از آن تفاوت معنا داری وجود نداشت. عدم وجود کلیت در طول درمان ابتدایی نوشتن تفکرات متوازن در موقعیت های جدید در طول دوره مشهود می شد. امتیازات به طور معنا داری با تعداد تفکرات خودکار , اعتقادات هستهی و انواع متفاوت عقاید هسته ای همبستگی داشت. این یافته فرضیه ی بک را نشان میدهد که محتوای تفکر منفی ویژگی افسردگی را تعیین می کند.
در تحقیقی با عنوان بررسیمقایسه ای تاثیرات روانهای گروهی رفتاری- شناختی و روان نمایش گری بر پرخاش نوجوانی که توسط کاراتاس و گوک آکان (2002) انجام شد نتایج زیر بدست آمد.
هدف این تحقیق بررسی این موضوع است که آیا درمان گروهی رفتاری- شناختی و روان نمایشگری پرخاش نوجوانی را کاهش میدهد یا خیر. این طرح شبه آزمایش پیش از آزمون و پس از آزمون و بررسی آیندهی دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترلی است.
مقیاس پرخاشگری توسط کان (2002) به زبان ترکی برگردانده شده و به عنوان پیش آزمایشی برای دانش آموزان سال نهم دبیرستان واقع در آدانا مدیریت شد. پس از مدیریت و ارزیابی این مقیاس, 36 دانش آموز که بالاترین میزان پرخاش را داشتند انتخاب شدند و به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. گروه های آزمایشی و کنترل هر یک 12 دانش آموز داشتند, فنون شناختی – رفتاری برای گروه آزمایش اول 15 جلسه به کار رفت, هیچ چیزی برای گروه کنترلی به کار نرفت. پس از پایان کار گروه ها یک بار دیگر برای گروه های آزمایشی به صورت ادامه ی آزمایش مدیریت شد.
یافتهها نشان دادند که شیوه های شناختی- رفتاری در کاهش میزان پرخاش موثر است به جز پرخاش زبانی و شیوه های روان نمایشگری در کاهش تمام پرخاش ها موثر بوده به جز پرخاش زبانی- فیزکی.
در یک تحقیق که تعیین اثربخشی روان نمایشگری بر شیوه های دلبستگی بزرگسالان جوان و ارزیابی پیشرفتهای کیفیتی، در شرکتکنندگان رواننمایشگری بوده و توسط دکتر ترکان دوگان اجرا شده

مطلب مشابه :  علائم کمبود پروتئین در بدن و منابع تأمین اون 

این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید