پایان نامه رایگان درباره فکر و اندیشه و امیرالمومنین

دانلود پایان نامه

قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: “فکر ساعه خیر من عباده سنه”: یک ساعت فکر کردن از یک سال عبادت کردن افضل است. (احسائی،1405ق،ج2،56)
طریحی در مجمع البحرین در ماده “فکر” می‌نویسد در حدیث است:” تفکر ساعه خیر من عباده ستین سنه” (طریحی،1375،ج3،444)

  • عن الحسن الصیقل قال قلت لابی عبدالله علیه‌السلام: “تفکر ساعه خیر من قیام لیله؟ قال: نعم. قال رسول الله صلی‌الله وعلیه وآله وسلم: تفکر ساعه خیر من قیام لیله.”
    حسن صیقل گوید به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: آیا ساعتی اندیشیدن از یک شب عبادت بهتر است؟ فرمودند: آری و پیغمبر صلی‌الله وعلیه وآله وسلم فرمود: یک ساعت فکر کردن از یک شب عبادت بهتر است. (علامه مجلسی،1404ق،ج68،325)
    قال امیرالمومنین علی علیه السلام: “نبِّهْ بِالتَفَکُّر ِ قَلْبَکَ و جاف عن الیل جنبک و اتق الله ربک”: قلب خود را با تفکر آگاه کن و از غفلت خارج نما و شب را بسجده حق مشغول باش و تقوای الهی پیشه کن. (کلینی،1365، ج2،54)

  • امام صادق علیه‌السلام: اى هشام بدان براى هر چیزى دلیلى باشد و دلیل عقل فکر کردن است و دلیل فکر نمودن ساکت بودن است. و نیز در کافى از حسن صیقل روایت کرده که گفت از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم درباره روایتى که مردم می‌گویند که یک ساعت فکر کردن بهتر از عبادت یک‌ شب است مراد از فکر کردن چیست؟ فرمود وقتى از خانه‏هاى مخروبه عبور می‌کنى در دل خود فکر کن این خانه‏هاى خراب را چه کسانى بنا کرده بودند و ساکنین آن‌ها چه اشخاصى بوده‏اند و اینک در چه حال و کجا هستند بدون آن‌که لب بسخن بگشائى یک سلسله افکارى در این‌باره به شما روى می‌آورد، این است فکر کردن و نیز از آن‌حضرت روایت نموده که بهترین عبادت‌ها طول دادن فکر است در آثار و قدرت‏هاى خداوندى. (بروجردی،1366، ج‏1،514)
    امام صادق علیه السلام: “أفضل العباده إِدمانُ التّفکر فی اللّه و فی قدرته”: برترین عبادت، اندیشیدن مداوم درباره‌ی خدا و قدرت اوست. (کلینی،1365، ج2،55)
    امام رضا علیه‌السلام: ” لیس العباده کثره الصّیام و الصّلوه و انّما العباده کثره التّفکّر فی أمر الله”: عبادت به نماز و روزه‌ی زیاد نیست، بلکه عبادت، اندیشه زیاد و فکر درباره‌ی امر آفرینش است. (کلینی،1365، ج2،55)
    امیرالمؤمنین (ع) در صفت مؤمن فرموده است:«المؤمن مغمور بفکرته»: مؤمن فرورفته در تفکر خویش است. (دشتی، 1384، 708)
    “الفکر ینیر اللب”: فکر و اندیشه خرد و عقل را نورانی می‌کند. (غررالحکم،ص56،حدیث536)
    “فکر ساعه قصیره خیر من عباده طویله”: ساعتی کوتاه اندیشه کردن بهتر از عبادت طولانی است. (تمیمی آمدی،1366،57)
    “الفکر فی العواقب ینجی من المعاطب”: اندیشه در سرانجام کارها، [آدمی را] از گرفتاری‌ها نجات می‌دهد. (تمیمی آمدی،1366،58)
    2-1-2) اصل تفکر در تربیت اسلامی
    بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی”تفکر” است. (خمینی،1378،6) و تفکر مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم است و مقدمه لازمه حتمیه سلوک انسانیت است. (خمینی،1378،191)
    نظام تربیتی اسلام بر تفکر صحیح استوار است و مقصد آن است که تربیت‌شدگان این نظام اهل تفکر صحیح باشند و پیوسته بیندیشند، چنان که آن نمونه اعلایی که همه جهت‌گیری‌های تربیتی باید به سوی او باشد-یعنی پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم-این‌گونه بود. در خبر امام مجتبی علیه‌السلام از”هندبن ابیهاله تمیمی” آمده است: “کان رسول الله صلی‌الله علیه و آله و سلّم دَاِئمَ الفِکرَه” رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم همواره تفکر می‌کرد. بنابراین سیر تربیت باید به گونه‌ای باشد که متربی به تفکر صحیح راه یابد و اندیشیدن درست شاکله او شود تا زندگی حقیقی بر او رخ بنماید، زیرا نیروهای باطنی انسان و حیات حقیقی او با تفکر فعّال می‌شود و با گشودن دریچه تفکر، درهای حکمت و راهیابی به حقیقت بر او گشوده می‌شود. از این رو در اسلام، تفکر، زندگی دل و حیات قلب معرفی شده است، چنانچه امیرمومنان علیه السلام فرموده است: “التفکر حیاه قلب البصیر” اندیشیدن زندگی دل بیناست.
    تفکر اساس حیات انسانی است، زیرا انسانیت انسان و ادراک او از عالم . آدم و پروردگار عالمیان و اتصالی که با حق برقرار می‌کند به نحوه تفکر اوست. با تفکر است که استعدادهای پنهان آدمی از قوه به فعل در ‌می‌آید و زمینه حرکت کمالی او فراهم می‌شود.
    انسان جز با تفکر نمی‌تواند دریچه‌های معارف و حقایق را بر خود بگشاید و جز با تفکر نمی‌تواند به درستی سلوک نماید. (دلشاد،1382، 200-202)
    2-1-3) راه و حقیقت تفکر
    راه تفکر راهی منطقی است که بر امور فطری استوار است و حتی دو نفر در آن اختلاف و نزاعی ندارند، و اگر اختلاف و نزاعی هست از قبیل مشاجره در بدیهیات است و به تصور نکردن معنای درست محل نزاع از جانب یکی از طرفین یا هر دو بر می‌گردد که علتش در کار نبودن تفاهم درست است. ما وقتی به تمام اشکالات و تشکیکات و شبهاتی که بر این راه منطقی کرده‌اند رجوع می‌کنیم، می‌بینیم آنان در بیان مقاصد و تحصل نتیجه‌هایی که گرفته‌اند، بر همین قواعد منطقی تکیه کرده‌اند و وقتی قسمتی از آن مقدمات یا هیات‌ها و شکلها را که فریاد بى فایده بودن آن‌ها را بلند کرده‌اند برگردانیم، دیگر کلامشان منتج نخواهد بود و خود نیز بدان راضى نخواهند شد و این بهترین گواه است که آنان به فطرت خود این اصول منطقى را قبول دارند و تسلیم آن
    اصولند و خود آن‌ها را به کار مى‌برند.
    ” وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ” : و آن را از روى ظلم و سرکشى انکار کردند، در حالى که در دل به آن یقین داشتند.
    امّا این که چگونه می‌توان پی برد که این روش منطقی و فطری در تفکر صحیح است، سه راه در برابر ما وجود دارد:
    راه اول: قرآن کریم به ما فرمان می‌دهد که بیندیشیم، ولی نمی‌گوید چگونه بیندیشید. پس معلوم می‌شود این راه فطری عقلا را امضا کرده است.
    راه دوم: روش خود قرآن کریم این است که بر روش عقلا- که از بدیهى به نظرى مى‌رسند- یا روش منطقى سخن مى‌گوید.
    راه سوم: تصریح کردن معصومین (ع) به آن مبادى اولیه، مانند “بطلان جمع بین نقیضین”، “بطلان رفع نقیضین” و “ثبوت یکى از دو نقیض با زوال نقیض دیگر” که در کتاب توحید صدوق به آن اشاره شده است.
    بدین ترتیب معناى فکر، احضار دو معرفت است در نفس ، تا به وسیله آن‌ها به معرفتى سوم دست یافته شود.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.