پایان نامه رایگان درباره تولید ایده و فرآیندها

دانلود پایان نامه

اگر از هوش زیادی برخوردار باشید، در آن صورت لزومی ندارد که برای فکر کردن کاری انجام دهید. اگر از هوش نسبتاً کم‌تری برخوردار باشید، در آن صورت برای فکر کردن نمی‌توانید کاری انجام دهید.

  • نتیجه واضح این دیدگاه این است که برای ارتقای مهارت فکر کردن مستقیماً کاری صورت نمی‌گیرد. (دوبونو، ایزدی‌فر،1384،18-19)
    2-1-7-1) تله هوش
    بسیاری از افرادی که خود را بسیار باهوش می‌دانند، لزوماً خوب فکر نمی‌کنند. آن‌ها در تله هوش گرفتارند. این دام چهره‌های گوناگونی دارد که به دو مورد از آن‌ها اشاره می‌نماییم:
    فرد بسیار باهوش می‌تواند نظری نسبت به یک موضوع پیدا کند و بعد برای دفاع از آن نظر، از هوش خود بهره بگیرد. هرچه این فرد باهوش‌تر باشد، از نظرش بهتر دفاع می‌کند. هرچه دفاع شخص بهتر باشد، کمتر این نیاز را احساس می‌کند که نظرهای دیگری را جستجو کند یا به حرف کسی گوش دهد. به این ترتیب است که بسیاری از ذهن‌های بسیار باهوش در فکرهای ضعیفی محبوس می‌مانند-فقط به این خاطر که قادرند از آن‌ها خوب دفاع کنند.
    و امّا جنبه دیگر تله هوش این است که اگر کسی با این باور بزرگ شود که از اطرافیانش باهوش‌تر است (که شاید باور درستی هم باشد)، مایل است بیشترین رضایت و خشنودی خاطر را از این هوش خدادادی نصیب خویش سازد. سریع‌ترین و قابل اعتمادترین راه پاداش دادن به خود به خاطر دارا بودن هوش خدادادی این است که” ثابت کنیم دیگری اشتباه می‌کند.” این ترفند نتیجه‌ای فوری دربردارد و برتری شما را نیز اثبات می‌کند. پاداش ناشی از سازنده بودن بسیار کمتر است. شاید اثبات اثربخشی و کارساز بودن یک ایده جدید سال‌ها هم طول بکشد. به علاوه، باید به این موضوع اعتماد کنید که طرف شما از این ایده خوشش می‌آید. بنابراین روشن است که ویرانگری و انتقاد روش خوشایندی برای استفاده از هوش است. (دوبونو، ایزدی‌فر، 1384،20)
    2-1-7-2) تمرین
    اکثر مردم در دوران مدرسه و پس از آن همیشه ناگزیرند فکر کنند. این اجبار، هم در فضای شغل و هم در خارج از آن وجود دارد. آیا به راستی این همه “تمرین تفکر” به تفکر بهتر منجر می‌شود؟
    متاسفانه چنین نیست و این تمرین به طور خودکار مهارتی را بهبود نمی‌بخشد.
    بنابراین اگر سال‌ها ضعیف فکر کنید، سرانجام آدمی خواهید بود که در ضعیف فکر کردن بسیار ماهر است. در نتیجه تمرین تفکر کافی نیست. باید مستقیماً به روش‌های تفکر هم توجه نمود. (دوبونو، ایزدی‌فر، 1384،20-21)
    2-1-8) آموزش تفکر، ضرورت دنیای متغیر
    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد با موضوع کشورهای اسلامی و شاه سلطان حسین

  • در دنیای ایستا کافی است” اطلاعات” آموزش داده شود، زیرا چنین دنیایی در تمام طول زندگی دانش‌آموز همچنان به همین صورت باقی می‌ماند. اطلاعات به شما می‌گوید که چکار کنید، در این صورت احتیاجی به فکر کردن نیست. سقراط ، افلاطون و ارسطو-به استقرار این باور کمک کردند که” دانش کافی است” و دانش که باشد همه چیزهای دیگر در پی آن خواهد آمد. اینک چنین عقیده‌ای منسوخ و باطل است، چون دانش به هیچ وجه کافی نیست و طرح ابتکاری و سازنده و جنبه‌های کارساز و عملی” تفکر” نیز به همان اندازه “دانش” اهمیت دارد.
    این گمان که در حال حاضر “تفکر” به اندازه کافی ضمن تدریس سایر دروس، آموزش داده می‌شود، اشتباهی فاحش و خطرناک است. البته برخی از مهارت‌های فکری که با تحلیل و دسته‌بندی اطلاعات و استدلال‌ سروکار دارند، ممکن است تدریس شوند، ولی این‌ها صرفاً بخش کوچکی از مهارت‌های فکری مورد نیاز را در خارج از زندگی درسی و دانشگاهی تشکیل می‌دهند.
    افرادی پیدا می‌شوند که با وجود همه شواهد مخالف این عقیده، بر این باورند که هرگز نمی‌توان تفکر را به طور مستقیم و به عنوان درسی مجزّا تعلیم داد و می‌گویند چیزی تحت عنوان “تفکر صرف” وجود ندارد. هر چند این درست است که هر درس اصطلاحات، نیازها و الگوهای فکری مخصوص به خود را دارد، با این همه، فرآیندهای بنیادی معینی در همه این دروس مشترک هستند. به عنوان مثال، “ارزیابی اولویت‌ها”، “جستجوی راهکارهای جایگزین”، “فرضیه‌سازی” و “تولید ایده‌های جدید” در هر حیطه‌ای قابل اعمال است. (دوبونو، ایزدی‌فر، 1384،22-21)
    2-1-9) ادراک
    خارج از مسائل بسیار فنی، می‌توان گفت که ادراک مهمترین بخش تفکر را تشکیل می‌دهد. ادراک یعنی چطور به دنیا نگاه کنیم، چه چیزهایی را به حساب آوریم و چطور دنیا را ساختاربندی کنیم.
    پروفسور دیوید پرکینز از دانشگاه هاروارد ثابت کرده است که تقریباً همه خطاهای تفکر ناشی از خطاهای ادراکی هستند. در زندگی واقعی خطاهای منطقی بسیار نادرند. با این همه، ما بر این عقیده اصرار داریم که تفکر
    یعنی اجتناب از خطاهای منطقی.
    از آغاز ابداع رایانه، سرواژه ساده”گیگو” بر سر زبان‌ها افتاد، به این مفهوم که حتی اگر رایانه کاملاً بی‌نقص باشد، وقتی داده‌های بی‌ارزش در آن بریزید، طبعاً اطلاعات بی‌ارزشی نیز دریافت می‌کنید.
    عین همین قضیه در مورد منطق هم صادق است. اگر ادراک شما محدود باشد، آن‌گاه حتی از منطق بی‌عیب و
    نقص هم جز پاسخی نادرست نباید انتظار داشت.
    منطق معیوب به تفکر معیوب منجر می‌شود؛ در این مورد همه اتفاق نظر دارند. امّا خلاف آن به هیچ وجه صحیح نیست؛ یعنی منطق درست به تفکر درست منتهی نمی‌شود. اگر ادراک معیوب باشد، آن‌گاه منطق درست جواب نادرستی در اختیارتان قرار می‌دهد. حتی این خطر وجود دارد که منطق درست، خودپسندی کاذبی در شما ایجاد نماید، و شما پاسخ نادرست را انتخاب نموده و روی آن تاکید کنید. (دوبونو، ایزدی‌فر،1384،24)
    2-1-10) اطلاعات و تفکر
    مـا بـاید تـا آن‌جا که می‌تـوانیم اطلاعـات کسب کنیم، امّـا به تفـکر هم احتیـاج داریم. ما برای این‌که ببینیم چه
    اطلاعاتی را باید جستجو کنیم و کجا باید دنبال این اطلاعات بگردیم، لازم است فکر کنیم. ما احتیاج داریم فکر کنیم تا از اطلاعاتی که در اختیار داریم، بهترین فایده را ببریم. ما باید فکر کنیم تا بتوانیم برای جمع‌بندی اطلاعاتمان راه‌های ممکن را پیدا کنیم. صرفاً فقدان اطلاعات کامل است که ایجاب می‌کند تفکر کنیم. فکر کردن به هیچ‌وجه جانشین اطلاعات نیست.
    هر قدر اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشیم، تفکر بهتری خواهیم داشت و اعمال مناسب‌تری از ما سر خواهد زد. از آن‌جا که هر اطلاعات اندک هم به‌کار می‌آید، باید از هر لحظه برای جمع‌آوری اطلاعات بیشتر استفاده کنیم. به این ترتیب فرصتی باقی نمی‌ماند تا مستقیماً به تفکر به عنوان یک مهارت نگاه کنیم.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.