پایان نامه رایگان درباره تعلیم و تربیت و مراکز آموزشی

دانلود پایان نامه
  • تفکر نقادانه چه چیزی نیست؟
    تفکر انتقادی، نقد کردن صرف نیست. منظور از انتقادی بودن نگاه گله‌مندانه و شکایت‌آمیز هم نیست، بلکه نگاهی تیزبینانه است. (ملکی و حبیبی‌پور،1386،98)
    انتقاد‌کردن، عیب‌جویی و ایرادگرفتن نیست، بلکه نقاد بودن به معنای ارزیابی‌کردن، بررسی‌کردن، سنجیدن و مطالعه کردن است. یعنی هر صحبتی را بدون فکر قبول نکنیم، بلکه آن گفته را ارزیابی و بررسی کنیم که آیا درست است یا نه؟ نقاد بودن فقط در مورد دیگران نیست، بلکه شامل رفتار وگفتار خودمان هم می‌شود.
    تفکر نقاد سبب می‌شود تا با اطمینان خاطر، دلایل معتبر ارائه شده از سوی دیگران را پذیرفته و به آن‌ها باور پیدا کنیم. (Bowell, Kemp,2002,p.35)
    تفکر انتقادی تقریباً به معنای تفکر اندیشمندانه و منطقی است که بر روی تصمیم‌گیری برای انجام دادن چیزی یا باور آن متمرکز است.
    اما بیش‌تر اوقات کلمۀ انتقادی، معنای ضمنی نقد‌کردن را به ذهن شنونده متبادر می‌کند که بُعد منفی دارد و تأثیری ناخوشایند و نامساعد بر یک ایده، تئوری یا عمل می‌گذارد. و اگر از واژۀ انتقادی در تفکر انتقادی این معنا استنباط شود، مسلماً به تفکر انتقادی به منزلۀ نوعی ارزیابی غیرسازنده نگریسته می‌شود. در حالی که تفکر انتقادی فرآیندی تحلیلی است که می‌تواند به شما کمک کند تا شیوه‌ای مؤثر و سازماندهی شده در خصوص یک مسئله اتخاذ نموده و دربارۀ آن مشکل تفکر کنید. بنابراین تفکر انتقادی، بیش از نقد کردن و هر فعالیت ذهنی هدفمند است، البته گاهی تفکر انتقادی این دو مورد را نیز شامل می‌شود. تفکر انتقادی فرآیندی است که به موجب آن نظرات، اطلاعات و منابعی را که آن اطلاعات را فراهم می‌کند ارزیابی نموده و آن‌ها را به طور منسجم و منطقی نظم می‌بخشید، با عقاید و اطلاعات دیگر مرتبط می‌سازید، منابع دیگر را در نظر می‌گیرید و مفاهیم ضمنی آن‌ها را مورد ارزیابی قرار می‌دهید. (ملکی، حبیبی‌پور، 1386)
    هدف نهایی از تدریس و آموزش تفکر نقاد، کمک نمودن به دانشجویـان به منظور قضاوت صحیح بـراساس
    مدارک و شواهد دقیق و در دسترس می‌باشد. تفکر نقاد تلاشی دشوار و پیچیده بوده و نیازمند فراگیری فعالیت‌هایی از سوی دانشجویان می‌باشد که عبارتند از:
    تقویت رویکرد شکاک نسبت به حل مسائل و تصمیم‌گیری؛
    مطلب مشابه :  تحقیق با موضوع وزارت امور خارجه و سازمانهای دولتی

  • شکستن مسائل به اجزای ساده‌تر؛
    جستجوی مدارک و شواهد جهت تایید و یا رد یک نتیجه‌گیری ارائه شده؛ و
    مراقبت از یک نگرش هوشمندانه در برابر سوگیری‌ها، فرضیات و ارزش‌های شخصی که ممکن است
    مانع تصمیم‌گیری نهایی شوند. (Dunn, Halonen,Smith,2008, p.51)
    2-2-2-2) تعریف تفکر نقاد
    تفکر نقاد یکی از گسترده‌ترین مفاهیمی است که در حوزه تعلیم و تربیت دارای جایگاهی خاصی است. از آن‌جایی که تفکر انتقادی شامل مجموعه پیچیده‌ای از مفاهیم شده و می‌توان آن‌را به‌طور مستقل و یا در قالب سایر موضوعات متنوع علمی تدریس نمود، بنابراین دارای تعاریف بسیاری است. (Craver,1999,p.2)
    شاید بتوان گفت که تعداد تعاریف تفکر انتقادی به اندازه تعداد متخصصان در این حوزه است. تفکر مبتنی بر استدلال که بر تصمیم در انجام کاری یا باور به چیزی تاکید می‌ورزد، و یا تفکری که بر مبنای ارزیابی دقیق از قضایا و یا مشهودات پیش می‌رود و با در نظر گرفتن همه عوامل مربوط، به نتایج عینی می‌رسد و یا تفکر منتقدانه، تفکر استدلالی و فکورانه در مورد مشکلاتی است که بیش از یک راه‌ حل واحد دارند، از جمله تعاریفی است که در مورد تفکر انتقادی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
    علی رغم تعاریف متعدد که هر کدام براساس نظر عده‌ای از متخصصین این حوزه استوار است، تعریفی که مورد توافق همگان است: ” تفکر انتقادی یک فرآیند قضاوت خودتنظیم و هدف‌دار می‌باشد که توجه مستدل و قابل تامل به شواهد، زمینه، مفاهپم، روش‌ها و معیارها دارد.” این فرآیند، یک فرایند قدم به قدم نیست، بلکه انعطاف‌پذیری تفکر انتقادی به فرد اجازه می‌دهد که تئوری‌های مورد استفاده، شواهد موجود، معیارها یا استانداردهای شرح داده شده و یا ارزش روش‌های مورد استفاده را به طور منطقی و به روش استدلالی مورد قضاوت قرار دهد. (اطهری، شریف، نعمت‌بخش و بابامحمدی،1388،5-6)
    از نظر پاول و الدر(2005) تفکر انتقادی، فرآیندی است که در آن متفکر، کیفیت تفکر خود را از طریق کنترل ماهرانه ساختارهای درونی ذهن و تحمیل استانداردهای ذهنی بر روی آن‌ها، ارتقا می‌بخشد.
    ویلیام هیت (1988) تفکر نقاد را چنین تعریف می‌نماید: فعالیت ذهنی منظمی است که به ارزشیابی دلایل و اظهارنظرها پرداخته و با قضاوت خود، سبب بهبود اقدامات می‌گردد. (Connerly,2006,p.2)
    تفکر نقاد، تفکری است که در آن تجزیه و تحلیل، استنتاج و ارزیابی مفاهیم دخیلند. (Gokhale,1995,p.23)
    از نظر وارنیک و اینچ (1994) تفکر نقـاد، تـوانایی کشف مساله و یکپارچه‌سازی کلیه اطلاعات در دسترس
    در خصوص موضوع تحت بررسی به منظور دستیابی به یک راه حل و یا فرضیه جهت توجیه آن مساله می‌باشد. (Natale& Ricci,2006,p.273)
    تفکر نقاد، قابلیتی است برای اندیشه در باب تصمیم‌هایی که زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تفکر نقاد با این حساب، پژوهشی انتقادی هم به شمار می‌آید. متفکران انتقادی مسائل را مورد پژوهش قرار می‌دهند، پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند و جواب‌هایی بدان سؤال‌ها اعطا می‌کنند و موقعیت مستقر را به چالش می‌کشند. (فرزانه، 1388)
    تفکر نقاد، هنر اندیشیدن در مورد تفکر خودتان به هنگام فکر کردن به منظور بهبود بخشیدن به فرآیند تفکر می‌باشد. (Shiveley& Vanfossen, 2001,p.2)
    جان چافی (1994)، تفکر انتقادی را چنین تعریف می‌کند: تفکر انتقادی فرایند تفکر را با روش و قاعده کشف می‌کند که این نه تنها به معنای تعمق هدفمندانه است، بلکه آزمودن مدرک و منطقی است که ما و دیگران از آن استفاده می‌کنیم. (ملکی و حبیبی‌پور، 1386)
    انیس بر این باور است که تفکر انتقادی، تفکر عمیق عقلانی است که دقیقاً به قضاوت درباره این‌که چه چیزی را باور کنیم یا انجام دهیم متمرکز است و معتقد است که با توجه به بحث‌انگیز بودن واژه‌ی تفکر انتقادی از یک‌سو و پرمعنا و انتزاعی بودن این واژه از سوی دیگر، به هیچ عنوان نمی‌توان از تحقیقات تجربی برای روشن‌سازی معنا، حدود و ثغور آن استفاده کرد. وی تفکر انتقادی را ارایه گروهی از دستورالعمل‌ها و ایده‌ها می‌داند که به افراد در اتخاذ تصمیم و دست‌یابی به نتیجه‌گیری‌های عقلانی کمک خواهد کرد. علاوه بر آن، انیس معتقد است در آموزش تفکر انتقادی باید از روش‌هایی استفاده نمود که جنبه تلقینی به خود نگیرد. وی با آموزش مستقیم تفکر انتقادی مخالف است. به نظر می‌رسد در آموزش تفکر انتقادی، موسسات و مراکز آموزشی باید تنها به فراهم آوردن زمینه‌های لازم اقدام نموده و نسبت به ارائه دستورالعمل‌ها و فرمول‌های منطقی اقدم نمایند. (بختیار نصرآبادی، نوروزی و حبیبی، 1384،181)
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.