پایان نامه دیدگاه روانکاوی و میزان استفاده

دانلود پایان نامه
  • « با استفاده از این نوع خلاقیت تغییرات معنی داری بوجود می آید . ایجاد زیر مکتب های فلسفی و اقتصادی و اختراع ماشین و ابزارهای جدید راباید محصول این سطح خلاقیت دانست درجات مختلف این سطح از خلاقیت بوسیله کمیت و کیفیت ابداعات تازه ای که شخص به کار می برد مشخص می گردد.

  • میزان قبولی عام و میزان استفاده ای که مردم می توانند از محصول داشته باشند ، یکی دیگر از ملاک های درجه بندی این سطح خلاقیت است »( تایلر ،به نقل از قاسم زاده ،1382، ص 58)
    5-خلاقیت شهودی : محصول این سطح از خلاقیت تولیدی چیزی کاملا تازه و متفاوت از آنچه که تا به حال وجود داشته است می باشد . شخصی که به این درجه از خلاقیت برسد دارای آنچنان توانایی است که تجربیات گذشته راجذب می نماید ، ولی این جذب زمینه نگرش او را چنان اشغال نمی کند که نتواند خود را تزقید آن نجات دهد ،بلکه به فراسوی آنها می رود و چیزی نو می آفریند . (تایلر ،به نقل از قاسم زاده ،1382، ص 58)
    اشخاصی که دراین سطح از خلاقیت قرار دارند . بیشتر تنگناها و نواقص را می بینند و تغییرات جزئی آن امور هم به نظر آنان نمی تواند مشکلات راحل کند بلکه فقط « طرحی نو» می تواند مشکل گشا باشد . تایلر به عنوان مثال از انشتین ،فروید و پیکاسو به عنوان کسانی که به این سطح از خلاقیت رسیده اند نام می برد .»
    (تایلر ،به نقل از قاسم زاده ،1382، ص 58)
    دیدگاه های مکاتب مختلف درباره خلاقیت
    از آنجا که هر مکتب از دیدگاه خاص خود به عنصر خلاقیت نگاه می کند ،بدون شک طیفی از عقاید و دیدگاه ها درباره خلاقیت ایجاد می شود که اساس تفاوت آنها در ایده های خاص است که هر کدام ازاین مکاتب به آن پایبند هستند محقق دراین مقوله برای درک بهتر دیدگاه مکاتب موجودی به شرح چند مورد از آنها می پردازد با این امید که فهم « خلاقیت» مبتنی بریک دید وسیع و جامع اندیشانه باشد.
    1-رفتارگرایان1
    آفرینندگی یا خلاقیت از منظر این دیدگاه چیزی جز تکوین تداعی بین محرک ها و پاسخ های دور از هم نیست . یا به عبارتی ارتباط بین دو ایده منجر به تفکر می گردد ووقتی ایده ای در ذهن باشد، ایده مشابه آن نیز به دنبال آن خواهد آمد (ترکمن ،1381)
    بنابراین وقتی که فرد با مساله ای روبرو گردد با تداعی اطلاعات قبلی که درذهن دارد به ایده بسیار تازه ای برای حل مساله دست می یابد .
    پس خلاقیت عبارتست از هرچه فعال نمودن تداعی ها و ارتباطات و تداعی بیشتر به خلاقیت بیشتری منجر می شود .
    مدنیک 2 (1962)اعتقاد دارد که تفکر خلاق عبارتست از شکل دادن به تداعی ها به صورت ترکیبات تازه و مفید که پاسخگوی الزامات خاصی باشد
    هرچه که عناصر ترکیب تازه غیر مشابه تر از یکدیگر باشند فرآیند مربوطه خلاق تر خواهد بود ((ترکمن ،1381)
    مکتب شناخت گرایی
    بنیان تفکر خلاق، از دیدگاه این مکتب مبتنی برکل گرایی است و درآن پدیده ها برپایه ویژگی های کلی آن تبیین می شود. نظرات اساسی این مکتب پیرامون خلاقیت توسط ورتیمر3 1مطرح شده است .(ترجمه سیف1391)
    او معتقد است که تفکر پیرامون مساله باید شکلی کلی داشته باشد ، یعنی آن موقعیت به عنوان یک کل درنظر گرفته شود ، درهنگام آموزش نیز باید دقت شود که یاددهنده یا معلم مساله رابه عنوان یک موقعیت کلی ارائه کند و یادگیرنده نیز مساله رادر شکل کلی آن ببیند . (ترجمه سیف1391)
    شناخت گرایان اعتقاد دارند که نحوه دریافت ،سازماندهی ،انبار کردن و به کار گرفتن اطلاعات مسیر و کیفیت اندیشیدن فرد را معین می کند یعنی موارد فوق است که تعیین می کند شخص به محصول خلاقیت دست یافته است یا خیر .( زینی وند، 1383)
    نکته مهم این استکه وقتی اساس و ماده اصلی حل مساله درک شود می توان آن رابه شرایط دیگری انتقال داد و این تنها راه تفکر خلاق است. روشهای سنتی آموزش که مبتنی برحفظ و تکرار است منجر به رفتار مکانیکی می گردد و هرگز مولد نخواهد بود به عبارتی نمی تواند آن رابه شرایط دیگر انتقال داد .
    از نظر گشتالتیون درتفکر خلاق ، بازسازی گشتالها با الگویی است که از نظر ساختاری ناقص هستند .(نلر ،ترجمه مسدد، 1369 )
    مکتب روانکاوی و روانکاوی جدید ( نئوفرویدیها)
    در مکتب روانکاوی، خلاقیت نتیجه تعارضی است که درذهن ناخودآگاه ایجاد می شود و اگر در تلاش فرد برای حل این تعارض، این راه حل با بخش آگاه یا « خود» هماهنگی پیدا کند ،می تواند راه حلی خلاق باشد، ولی اگر با بخش آگاه درتضاد قرار گیرد به بیماری روانی تبدیل می شود . بنابراین از دیدگاه روانکاوی خلاقیت و بیماری روانی ازیک منبع نشات می گیرند. با این تفاوت که فرد خلاق برناخود آگاه منترل معقول دارد ، اما بیمار روانی در کنترل رفتار ناخودآگاه خویش دچار افراط و تفریط شدیدی است (جدیدی ، 1381)
    فروید1 معتقد است که فکر تازهبه سبب برخوردبه تضاد ایجاد می شود و این همانند مکانیسم دفاعی است . درواقع خلاقیت نیز نوعی رفتار دفاعی است یعنی فعالیت هایی که عبارت از تمایلات ارضاء نشده است که به شکل هدف عالیتر در آمده است. پس « خود» برای ارضاء سائقه های خاصی دست به خلاقیت می زند تا تعادلی را که درآن سائق رابرهم زده است دوباره برگرداند (جدیدی ، 1381)
    مکتب عصب شناسی
    دراین دیدگاه که یکی از جدیدترین دیدگاه ها می باشد رابطه مغز و امواج مغزی مورد بررسی قرار می گیرد . از آنجا که در مغز نیمکره چپ با اطلاعات شفاهی سرو کار دارد و تفکر انتقادی را تنظیم می کند و مسوول رموز خواندن ، زبان و ریاضی به شیوه منطقی ،تحلیلی و متوالی است و نیمکره راست با اطلاعات تصویری و شنوایی سرو کار دارد و مسائل و عقاید قدیمی رابه شیوه ای جدید دوباره سازماندهی می کند . به اعتقاد محققان افراد خلاق هر دو فرآیند فکری رابا یکدیگر ترکیب می کنند ، زیرا در خلاقیت به هر دو جنبه فکری نیاز است
    (رضایی ، به نقل از فخاری زاده ،1383)
    انسان گرایان1
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.