پایان نامه درمورد شرایط محیطی و مرحله رشد

دانلود پایان نامه

R. solanacearum به اندازه کافی با این جنس متفاوت است و میتواند به جنس جدیدی انتقال یابد و در سال 1995 توسط یابوچی و همکاران به جنس Ralstonia انتقال داده شد.
به دلیل تنوع قابل ملاحظه موجود در این باکتری، R. solanacearum به عنوان یک گروه گونهای تلقی میشود (فگان و پرایر، 2005). این باکتری بر اساس دامنه میزبانی به 5 نژاد و بر اساس استفاده از چند کربوهیدرات مختلف به 6 بیووار تقسیم شده است (دنی، 2006) اما به نظر میرسد که این طبقهبندی قدیمی خیلی مناسب نباشد. به دلیل دامنه میزبانی وسیع و گاهیoverlap، روشهای آزمایشگاهی برای تعیین نژاد وجود ندارد. بیووارها، به استثنای بیووار 2 که مرتبط با نژاد3، بیووار2 است، متعلق به گروههای فایلوژنتیکی مشابه نیستند. علاوه بر این، مشخص شده که زیرگروهی از بیووار 2 به نام بیووار 2T، هم در استرینهای جدا شده از آسیا و افریقا و هم در استرینهای امریکای جنوبی یافت شده که نشاندهنده این است که تستهای قدیمی تعیین بیووار برای اقدامات تشخیصی دارای اعتبار نیستند.

  • اوکاب و گوتو (1963) استرینهای R. solanacearum را بر اساس ویژگیهای فنوتیپی، سرولوژیکی، phagetyping و حساسیت به باکتریوسین به بیش از 40 گروه تقسیم
    کردهاند. پالرونی و همکاران (1972 و 1973) با مطالعات DNA-DNA hybridization و
    RNA-DNA hybridization جنس Pseudomonas را در 5 گروه همولوژی قرار دادند که این گروهبندی توسط مطالعات صورتگرفته پیرامون ویژگیهای فنوتیپی، آنالیز اسیدهای چرب، آیزوزایمها، حساسیت به فاژها و توالییابی DNA، توسط محققین دیگر نیز مورد تأیید قرار گرفت (لی و همکاران، 1993).
    اخیراً یکسری روشهای طبقهبندی معتبر از لحاظ فایلوژنتیکی بر اساس آنالیز توالی ناحیه ITS ابداع شده است (فگان و پرایر، 2005؛ پرایر و فگان، 2005؛ پوزیر و همکاران، 2000). این سیستم، کمپلکس گونهای را به 4 فایلوتایپ تقسیم میکند که به میزان زیادی نشاندهنده روابط ژنتیکی و جغرافیایی این استرینها است. استرینهای فایلوتایپ І از آسیا، استرینهای فایلوتایپ ІІ از امریکا، استرینهای فایلوتایپ ΙΙΙ از افریقا و استرینهای فایلوتایپ ІV از اندونزی (بیووار 1، 2 و2T) جدا شدهاند. فایلوتایپ І و ІІ منطبق با شاخه 1 و 2 توصیف شده توسط کوک و همکاران هستند( 1989). بر اساس توالی ژن اندوگلوکوناز (egl)، این فایلوتایپها به چند سکیووار تقسیم میشوند (فگان و پرایر، 2005؛ پرایر و فگان، 2005). طبقهبندی بر اساس توالی چند جایگاهی و دیگر بررسیها مؤید این مسئله است که این سیستم طبقهبندی منعکس کننده فایلوژنی این گروه است. بر این اساس، استرینهای نژاد 3، بیووار 2 باکتری R. solanacearum متعلق به فایلوتایپ 2 و سکیووار 1 و 2 هستند (فگان و پرایر، 2005). بر اساس RFLP و دیگر مطالعات انگشتنگاری ژنتیکی (هیوارد، 2000؛ سیل و همکاران، 1999؛ تقوی و همکاران، 1996) این باکتری به دو شاخه با منشاء جغرافیایی متفاوت تقسیم میشود: شاخه І (بیووار 3، 4 و 5 منشاء گرفته از آسیا) و شاخه ІІ (بیووار1، 2A و 2T منشاء گرفته از امریکای جنوبی).
    1-1-6- علائم بیماری پژمردگی باکتریایی ناشی از R. solanacearum
    الف- روی سیبزمینی
    نژاد 3، بیووار 2 باکتری R. solanacearum روی سیبزمینی و گوجهفرنگی علائم مشابهی ایجاد میکند که قابل تشخیص از علائم پژمردگی ایجاد شده توسط دیگر استرینهای
    R. solanacearum نیستند. اولین علائم قابل مشاهده، پژمردگی برگهای جوان در ساعات گرم روز است و گاهی تنها در یک سمت برگچه و یا در یک ساقه دیده میشود که در شب ممکن است بهبود یابد. در شرایط مساعد، ممکن است کل گیاه سریعاً پژمرده شود که باعث پژمردگی و زردی کل اندام هوایی و نهایتاً مرگ گیاه میشود. برگهای پژمرده سبز خشک میشوند. علامت معمول دیگر که در مزرعه به همراه پژمردگی دیده میشود، توقف رشد است. این علائم ممکن است در هر مرحله رشدی گیاه دیده شوند. گاهی اوقات گیاه گوجهفرنگی تا قبل از رسیدن میوهها علائمی را نشان نمیدهد اما درست در همین موقع گیاه سریعاً پژمرده میشود (آلن و همکاران، 2001). همچنین روی ساقه تا دو سانتیمتری بالای خاک تغییر رنگی به صورت رگههای قهوهای دیده شده و برگها رنگ برنزه به خود میگیرند. با برش طولی ساقهها و استولونهای آلوده نوارهای بلند و باریک به رنگ قهوهای تیره در عناصر آوندی دیده میشود. در ارقام خیلی حساس ساقهها ممکن است با وجود شاداب بودن روی زمین بیفتند و شیرابه سفید-خاکستری باکتری در سطح ساقه دیده شود. درسیبزمینی با پیشرفت بیماری، علائم پوسیدگی قهوهای ممکن است روی غده نیز قابل مشاهده باشد. علائم ممکن است با علائم پوسیدگی حلقوی ناشی از
    Clavibacter michiganensis subsp. sepedonicus اشتباه گرفته شوند (EPPO/CABI، 1996). R. solanacearum در غدههای آلوده توسط شیرابه خارج شده از محل چشمکها و محل اتصال غده به انتهای ساقه قابل تشخیص است. در محل چشمک، تودهای از خاک به سطح غده چسبیده است. با برش غدههای آلوده مشاهده میشود که حلقه آوندی و بافتهای اطراف آن قهوهای و نکروز شدهاند که با پیشرفت بیماری تغییر رنگ به مغز غده و بافت کورتکس هم نفوذ میکند. بلافاصله پس از بریدن ساقه، مایع کرمرنگی به طور خود به خود از سطح آوندها خارج میشود. لکههای غیرمعمول شامل لکههای نکروزه روی سطح اپیدرم نیز ممکن است بعد از آلودگی عدسکها دیده شوند که این علائم توسط رودریگز نتو و همکاران در سال 1984 توصیف شدهاند. گیاهان دارای علائم هوایی ناشی از این باکتری ممکن است هم غدههای سالم و هم غدههای آلوده تولید کنند. این در حالی است که گیاهان بدون علامت هم گاهی غدههای آلوده تولید میکنند.
    ب- روی گوجهفرنگی
    برگهای جوانتر زودتر علائم آلودگی را نشان میدهند و ظاهری شل و افتاده به خود
    میگیرند که معمولاً در مواقع گرمتر روز اتفاق میافتد. اگر شرایط محیطی برای بیمارگر مساعد باشد ممکن است کل گیاه سریعاً پژمرده شود. تحت شرایط نامساعد پیشرفت بیماری خیلی کند صورت میگیرد و ممکن است گیاه دچار توقف رشد شده و تعداد زیادی ریشههای نابهجا روی ساقه تشکیل شود. بافتهای آوندی ساقه قهوهای رنگ شده و با برش ساقه، قطرات زرد یا
    سفید رنگ باکتری قابل مشاهده هستند (مککارتر ، 1991).
    مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع پایگاه اطلاعات و آمادگی مهارتی

  • ج- روی شمعدانی
    در شمعدانی علائم پژمردگی جنوبی میتواند خیلی مختصر و قابل چشمپوشی باشد. علائم معمولاً با کلروز و پژمردگی برگهای پایینی آغاز میشود و به سمت بالا گسترش مییابد که به صورت پیچیدگی حاشیه برگها است. در این مرحله از بیماری گیاه شب هنگام و در هوای خنک بهبود مییابد اما در شرایط مساعد، بیماری سریعاً در گیاه گسترش یافته و پژمردگی از قسمتهای پیرتر به سمت قسمتهای جوانتر پیش میرود. روی برگهای آلوده نواحی کلروزه گوه شکلی ایجاد میشود که رفته رفته به صورت نکروز درمیآید. حاشیه برگها هم ممکن است کلروزه و سپس نکروزه شده و نهایتاً همه گیاه خشک شده و میمیرد. در مراحل انتهایی بیماری، ساقه ممکن است روی زمین بیفتد. همچنین در آوندهای ساقه و ریشه نیز تغییر رنگ مشاهده میشود که تیرهتر شده و نهایتاً نکروزه میشود. قابل ذکر است که ظهور علائم در شمعدانی با افزایش دما (35-29 درجه سانتیگراد) بیشتر میشود. اگرچه این باکتری به آسانی گیاه شمعدانی را آلوده میکند، اما بیمارگر مهمی روی آن به حساب نمیآید. بنابراین، بیمارگر میتواند باعث ایجاد آلودگی پنهان شود و گیاهان دارای آلودگی پنهان ممکن است ماهها علائمی نداشته باشند و سالم به نظر برسند (سوانسون و همکاران، 2005).
    د- روی توتون
    یکی از علائم مهم، پژمردگی یک طرفه و زردی زودرس است. به این ترتیب که برگهای یک طرف گیاه یا حتی یک نیمه برگ دچار پژمردگی میشوند. در موارد حاد، برگها بدون تغییر رنگ پژمرده شده و متصل به ساقه باقی میمانند. مثل گوجهفرنگی بافتهای آوندی به
    قهوهای تغییر رنگ میدهند و ریشههای اولیه و ثانویه نیز به رنگ قهوهای تا سیاه در میآیند (اکاندی ، 1991).
    1-1-7- چرخه بیماری و اپیدمیولوژی
    باکتری R. solanacearum گیاهان میزبان را از طریق ریشهها آلوده میکند، به این ترتیب که از طریق زخمهای ناشی از خروج ریشههای فرعی و میکرواورگانیسمهای موجود در خاک (نظیر نماتد عامل زخم ریشه) وارد گیاه میشود. همچنین باکتری میتواند از طریق زخمهای ایجاد شده روی ساقه توسط حشرات و وسایل و ادوات مختلف وارد گیاه شود. پس از ورود به داخل گیاه از طریق آوندهای چوبی کل گیاه را کلونیزه میکند. شدیدترین حالت بیماری در دمای بین 24 تا 35 درجه سانتیگراد ایجاد شده و قدرت بیماریزایی در دمای بالای 35 درجه و زیر 16 درجه کاهش مییابد (سیامپی و سکویرا، 1980؛ هیوارد، 1991).
    تکثیر رویشی، خصوصاً از طریق غدههای بذری دارای آلودگی پنهان و قلمههای آلوده شمعدانی نقش مهمی را در انتشار نژاد 3، بیووار 2 باکتری ایفا میکند. انتقال باکتری از گیاهی به گیاه دیگر زمانی اتفاق میافتد که باکتری از ریشه گیاه آلوده خارج و به ریشه گیاه سالم نفوذ کند. بیمارگر میتواند توسط ماشینآلات و همچنین آبهای سطحی پس از آبیاری و بارش باران، از زمینهای آلوده به زمینهای سالم انتقال یابد. باکتری به وسیله آبیاری و یا سیل میتواند از دریاچهها و زمینهای آلوده به زمینهای سالم راه یابد.
    باکتری R. solanacearum یک بیمارگر خاکزاد یا آبزاد است. باکتری قادر است روزها و یا سالها در آبهای آلوده، خاک مرطوب و لایههای زیرین خاک (زیر 75 سانتیمتر) زنده بماند. فاکتورهای بیولوژیکی (نظیر میکرواورگانیسمهای آنتاگونیست) و محیطی (عمدتاً دما و رطوبت خاک) قادرند بقای باکتری را در خاک و محیط آبی تحت تأثیر قرار دهند. جمعیت باکتری در دمای پایین (زیر 4 درجه سانتیگراد) سریعاً کاهش مییابد اما باکتری در این حالت قادر است به صورت غیر قابل کشت اما پایدار باقی بماند. در زیستگاههای طبیعی باکتری قادر است زمستانهای نسبتاً گرم را در علفهای هرز یا رایزوسفر گیاهان غیر میزبان که منبع اینوکولوم محسوب
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.