پایان نامه درمورد شرایط آب و هوایی و تلقیح مصنوعی

دانلود پایان نامه

میشوند، باقی بماند. طغیانهای اخیر بیماری پوسیدگی قهوهای در انگلستان به گیاه نیمه آبزی
Solanum dulcamara که آلوده به R. solanacearum بود، نسبت داده میشود. باکتری از ریشههای این گیاه وارد آب مورد استفاده برای آبیاری گیاه سیبزمینی میشود. به دلیل خروج فراوان باکتری از ریشه شمعدانیهای دارای آلودگی پنهان، استفاده از سیستمهای آبیاری

  • موجی در تولیدات گلخانهای برای انتشار باکتری راه مناسبی است و خطر گسترش آن را از گیاهی به گیاه دیگر افزایش میدهد (سوانسون و همکاران، 2005).
    1-1-8- تشخیص و شناسایی باکتری R. solanacearum
    تراوش باکتری یک علامت معمول تشخیص بیماری است (آلن و همکاران، 2001). اگر ساقه بریده شده گیاه آلوده درون آب قرار داده شود، یک لعاب کشدار سفید رنگ در عرض 15 دقیقه، از انتهای ساقه بریده خارج میشود. این رشتهها تراوش (اوز) باکتری هستند که از آوندهای چوبی آلوده خارج میشوند. این آزمایش یک ابزار تشخیصی معتبر برای تشخیص بیماری در مزرعه است. به همین ترتیب ممکن است اوز باکتری از غده بریده شده هم خارج شود.
    باکتری R. solanacearum به دنبال جداسازی از گیاهان بدون علامت یا دارای علامت و همچنین آب یا خاک، توسط چندین روش مولکولی و میکروبیولوژیکی قابل شناسایی است (پریو و همکاران، 2006؛ شاد و همکاران، 2001؛ ولر و همکاران،2000). ترکیب حداقل دو روش تکمیل کننده متفاوت برای شناسایی بدون ابهام گونهها و بیووارها ضروری است. تستهای غربالگری میتوانند تشخیص زود هنگام باکتری را در گیاه یا آب و خاک آلوده راحت کنند، اما در مورد شناسایی نژاد و بیووار کارایی لازم را ندارند. این تستها شامل تراوش باکتری، کشت روی محیطهای نیمه انتخابی مثل محیط SMSA تغییر یافته (الفینستون و همکاران، 1996)، استفاده از آنتیبادیهای اختصاصی گونه، ELISA، PCR با استفاده از آغازگرهای اختصاصی گونه (rRNA S16)، IFAS ، FISH (والینگز و همکاران، 1998) و آزمون بیماریزایی با استفاده از میزبان حساس، نظیر گیاهچه گوجهفرنگی جهت اثبات نتیجه مثبت IFAS، آنالیز اسیدهای چرب و پروتئینها و RFLP هستند (الفینستون و همکاران، 1996؛ شاد و همکاران، 2001؛ ولر و همکاران،2000). طبق گزارش فوک ویک و همکاران در سال 2006، روش PCR-RFLP با استفاده از آغازگرهای ژن hrp برای شناسایی استرینهای R. solanacearum بسیار معتبرتر از آغازگرهای OLI1-Y2 است. ایمونواستریپهایی (Agdia or CLS Pocket Diagnostics) به صورت تجاری موجود هستند که میتوان از آنها برای تشخیص سریع باکتری در مزرعه یا آزمایشگاه استفاده کرد. تست بیووار، آزمایشی است بر پایه توانایی استرینهای باکتری در تولید اسید از تعدادی دیساکارید و الکلهای قندی که نیازمند محیط کشت خاص و صرف زمان زیادی است (هیوارد، 1964؛ شاد و همکاران، 2001).
    حساسیت ردیابی باکتری R. solanacearum در خاک با به کارگیری محیط کشت SMSA بیش از محیط کشتهای TTC و SM-1 بوده است. به این ترتیب محیط کشت مذکور دارای بالاترین راندمان در ردیابی کلاسیک باکتری در غده سیبزمینی و خاک میباشد به طوری که قادر است جمعیتهای کمتر از 102 سلول در هر گرم خاک را در مزارع آلوده شناسایی کند (رزمی و همکاران، 1383).
    1-1-9- راههای پراکنش باکتری R. solanacearum
    گسترش طبیعی اکثر نژادهای باکتری خیلی محدود و آهسته است. با وجود این نژاد 2 (عامل بیماری موکوی موز) قادر است توسط حشرات منتقل شود و پتانسیل طبیعی بالایی از لحاظ گسترش دارد. نژاد 3 با خروج از ریشههای شناور S. dulcamara به راحتی توسط آبهای سطحی منتقل میشود و دیگر میزبانها را نیز آلوده میسازد (اولسون ، 1976).
    راه اصلی گسترش بیماری در سطح وسیع و بینالمللی، سیبزمینی های بذری و یا دیگر
    اندامهای تکثیری دارای آلودگی پنهان هستند. آلودگی طبیعی بذر حقیقی تنها در مورد
    بادامزمینی گزارش شده است. به دلیل شرایط آب و هوایی نامناسب، ارقام نسبتاً مقاوم و توان بیماریزایی کم برخی از استرینها، غدههای سیبزمینی دارای آلودگی پنهان هستند و مهمترین عامل ورود بیمارگر به مناطق جدید به حساب میآیند.
    1-1-10- اهمیت اقتصادی بیماری پژمردگی باکتریایی سیبزمینی
    باکتری R. solanacearum مانع جدی برای کشت گیاهان سولاناسه در مناطق گرمسیری و معتدل به حساب میآید. بیشترین خسارت اقتصادی از روی سیبزمینی، توتون و گوجهفرنگی از امریکای جنوبشرقی، اندونزی، برزیل، کلمبیا و افریقای جنوبی گزارش شده است. متوسط خسارت باکتری در بین سالهای 1966 تا 1968 در فیلیپین حدود 15% روی گوجهفرنگی، 10% در بادمجان و فلفل و 5-2 درصد در توتون بوده است (زهر ، 1969). در حوزه آمازون در پرو حدود نیمی از مزارع موز مورد حمله باکتری قرار گرفتند و گسترش سریع بیمارگر باعث تخریب مزارع در سراسر جنگل پرویان شد (فرنچ و سکویرا، 1968). در هند گاهی خسارات کلی به گیاه گوجهفرنگی وارد میشود. با طغیان بیماری در اسرائیل به دلیل بالا بودن درجه حرارت در
    مطلب مشابه :  پایان نامه :رضایت زناشویی

  • مرحلهای که گیاه جوان است، خسارت وارد آمده به سیبزمینی بهاره بیش از سیبزمینی پائیزه گزارش شد (ولکانی و پالتی ، 1960). همچنین خسارات قابل توجهی در سیبزمینی طی سالهای
    1953-1951 در گریک گزارش شده است (زاکوس ، 1957). این باکتری حداقل 7/3 میلیون جریب از اراضی زیر کشت سیبزمینی را در بیش از 80 کشور آلوده میکند و خسارت سالیانه آن در حدود 950 میلیون دلار است (DEFRA ، a2003).
    طغیانهای غیردائم اما با تعداد رو به افزایش از سال 1972 در اروپا به دلیل شدت بیماری و همچنین انجام اقدامات قرنطینهای مبنی بر انهدام گیاهان بیمار و زمینهای آلوده، باعث ایجاد خسارات قابل توجهی شده است (الفینستون، 1996؛ جینز ، 1996).
    در فلوریدا نژاد یک باعث ایجاد خسارت روی گوجهفرنگی است (مامال و همکاران، 2003). اثر نژاد 3 روی گوجهفرنگی و دیگر محصولات در ایالات متحده هنوز ناشناخته است. نژاد 3، بیووار 2 باکتری R. solanacearum باعث مرگ و میر گیاه شمعدانی میشود اما Xanthomonas pelargonii از اهمیت بیشتری برای کشاورزان برخوردار است (دانکل، 2007).
    1-1-11- میزبانهای باکتری R. solanacearum
    به استثنای A. tumefaciens هیچ بیمارگر گیاهی دیگری مثل R. solanacearum گونههای زیادی از گیاهان را مورد حمله قرار نمیدهد (کلمن، 1953). کلمن گیاهان حساس به بیماری را به دو گروه تقسیم کرده است. گروه یک شامل آنهایی است که میزبان واقعی باکتری هستند و یا یکی از چند ویژگی زیر را دارا میباشند: 1- حساسیت در شرایط طبیعی 2- حساسیت به آلودگی در شرایط طبیعی و تلقیح مصنوعی و 3- حساسیت شدید به آلودگی با تلقیح مصنوعی. گروه دو شامل گیاهانی میشود که میزبان واقعی باکتری نیستند (هیوارد، 1994). به گزارش کلمن، 33 خانواده در گروه یک قرار میگیرند.
    با مطالعات صورت گرفته از دهه 1950 تا سال1990 بیست خانواده دیگر نیز شناسایی شدهاند که میزبان این باکتری هستند. بیش از 270 گونه گیاهی، اعم از گیاهان تکلپه و دولپه متعلق به حدود 50 خانواده مورد حمله این باکتری قرار میگیرند (هیوارد، 1994 و 1995). در بین
    دولپهایها، بیشترین تعداد میزبانها به ترتیب متعلق به خانوادههای Solanaceae ، Asteraceae و Leguminoseae هستند و در سایر خانوادهها ممکن است تنها یک یا چند گونه به عنوان میزبان وجود داشته باشند. از گیاهان متعلق به رده تکلپهایها تنها 9 تا 3/9 درصد به عنوان میزبان این باکتری گزارش شدهاند که متعلق به خانوادههای Musaceae، Strelitziaceae، Heliconiaceae، Cannaceae و Zingiberaceae هستند (بردبری ، 1986، هیوارد، 1994 و 1995). از جمله میزبانها میتوان به سیبزمینی، گوجهفرنگی، بادمجان، توتون، زنجبیل،
    بادامزمینی، موز، پیاز، خیار، توتفرنگی، شمعدانی، کتان، تربچه، توت، کاساوا و بسیاری از گیاهان دیگر از خانوادههای Solanaceae، Cucurbitaceae، Geraniaceae، Rosaceae، Robiaceae، Araceae، Alliaceae، Heliconiaceae، Brasicaceae،Oxalidaceae و… اشاره کرد (هیوارد، 1994). همچنین بسیاری از علفهای هرز نیز میزبان این باکتری هستند و بنابراین پتانسیل R. solanacearum برای ایجاد اینوکولوم افزایش مییابد.
    نژاد یک باکتری R. solanacearum درمناطق گرمسیری در سرتاسر جهان وجود دارد، توتون و بسیاری از گیاهان خانواده سولاناسه و همچنین بسیاری از گیاهان موجود در دیگر خانوادههای گیاهی را مورد حمله قرار میدهد و دمای بهینه بالایی دارد (35 درجه سانتیگراد). نژاد دو عمدتاً در مناطق گرمسیری امریکای جنوبی وجود دارد و به موز و Heliconia حمله میکند (بیماری موکوی موز) و در فیلیپین بیماری باگتاک بارهنگ را ایجاد میکند. نژاد سه در عرضهای جغرافیایی بالاتر و مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری و معتدل وجود دارد و سیبزمینی،
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.