پایان نامه درمورد روابط خانوادگی و تعاون و همکاری

دانلود پایان نامه

22- اجرت المسمّی

  • هرگاه در قرارداد ، اجرت توافق و تعیین شود، اجرت المسمّی بوده و همان پرداخت می شود.به این معنا که هرگاه میزان اجرت مشخص باشد به آن، اجرت المسمِّی گفته می شود.
    23- اجرت المثل
    هرگاه در متن قرارداد ، در خصوص اجرت توافقی صورت نگرفته باشد دراین صورت، اجره المثل معیّن می گردد. بر این اساس، می توان با توجّه به کارهایی که زوجه در دوران زناشویی انجام داده و نیز وضعیت مالی شوهر حکم به پرداخت اجرت المثل نمود.
    24- زوج

  • کلمه ی «زوج» به زنان و مردان گفته می شود. و جمع آن «اَزواج» می باشد. در قرآن کریم لفظ زوج هم بر مرد و هم بر زن اطلاق شده است. به طوری که در عبارت « وَ قُلنَا یَا ءَادَمُ اسکُن أَنتَ وَ زَوجُکَ الجنّه … » که زوج اشاره به حوّا دارد. و یا در آیه ی « … وَ أَصلَحنَا لَهُ زَوجَه … » که منظور از «زوجَه» همسر حضرت زکریّا (ع) می باشد.
    25- زوجین
    زوجین اسم مثنّی از ماده ی زوج به معنی شوهر، زن ، نوع و گونه می باشد. «اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّه» ؛«احْشُرُوا الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ»‏ ؛ «وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِین»
    راغب در «مفردات» می نویسد: «زوج» به معنای همسر است ، هم در مورد مرد و هم در مورد زن به کار می رود. اساساً واژه ی «زوجه» واژه ی ناشناخته ای است و در لغت صحیح، به زن «زوجه» اطلاق نمی شود. و با توجّه به آیه ی «هُوَالَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَفسٍ وَاحِدَه وَ جَعَلَ مِنهَا زَوجَهَا» ؛ (او کسى است که همه ی شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او خلق کرد.) لفظ «زوجها» هرگز دلالت بر «حوّا» ندارد. آن چه از آیات برداشت می شود این است که مبدأ پیدایش انسان ها، یک زوج بوده اند که برای هیچ یک از آن ها از لحاظ ارزش و ماهیّت انسانی بر دیگری، امتیازی نبوده است.
    واژه ی «زوجیّت» مصدر جعلی از کلمه ی «زوج» است. زوجیّت به معنای جفت بودن آمده است. مقصود از زوجیّت، رابطه ی خاصّی است که از عقد ازدواج و پیمان زناشویی ناشی می شود. برخی از حقوقدانان گفته اند: مقصود از روابط زوجیّت، همان مسایل جنسی است. ولی به نظر می‌رسد که روابط زوجیّت، مطلق و دارای معنایی گسترده است و همه ی روابط شخصی (غیرمالی) و مالی زوجین را در بر می گیرد.
    25- 1- موارد استعمال واژگان« زوج و إمرأه» در قرآن کریم
    در قرآن کریم هرگاه از آدم(ع) و همسرش حوّاء(س) سخن به میان می آید، کلمه ی «زوج» به کار برده می شود:«‏وَیَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّهَ فَکُلاَ مِنْ حَیْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونَا مِنَ الظَّالِمِینَ» ؛ (و اى آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جا که خواستید، بخورید، امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود.) و در آیه ی دیگری از قرآن کریم آمده است:«فَقُلْنَا یَا آدَمُ إِنَّ هَذَا عَدُوٌّ لَّکَ وَلِزَوْجِکَ فَلَا یُخْرِجَنَّکُمَا مِنَ الْجَنَّهِ فَتَشْقَى» ؛(پس گفتیم: اى آدم! این (ابلیس) دشمن تو و (دشمن) همسر توست! مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به زحمت و رنج خواهى افتاد.) این در حالی است که وقتی از همسر عزیز مصر، همسر نوح، همسر لوط و همسر فرعون یاد می کند، از واژه ی «امرأه» استفاده می نماید. عایشه بنت ‏الشّاطی، در این باره آورده است: ما به تأمّل در سیاق استعمال این دو واژه، در قرآن کریم پرداخته ‏و این تأمّل، ما را به رازی که در دلالت این دو واژه نهفته است، رهنمون می کند. واژه ی «زوج» یا «همسر» زمانی به کار رفته که مسأله ی زوجیّت یا جفت بودن مرد برای زن، محور و معیار سخن اصلی آیه است، که یا حکمت و نشانه‌ای را بیان می‏کند یا در مقام تشریع و تبیین حکمی است. امّا هر جا ، آن چه نشانه ی ‏زوجیّت است؛ یعنی آرامش و دوستی و مهربانی، به سبب‏ خیانت یا ناسازگاری درعقاید، رخت از میان بر بسته باشد، دیگر زوج نیست؛ بلکه «إمرأه» (زن) است. چنان‏ که در سوره ی یوسف(ع) آیه ی پنجاه و یکم، می‏خوانیم: زن عزیز[مصر] در پی کام جویی از غلام خویش‏است. و هم چنین زمانی که فلسفه ی ازدواج در انسان، با مسأله ای چون عقیم شدن یکی از طرفین یا مردن مرد از میان برود، دیگر «امرأه» است، نه زوج ؛ از قبیل آیاتی که از زن ابراهیم و زن عمران سخن می گوید.

    مطلب مشابه :  دانلود مقاله قابلیت های بازاریابی و عملکرد و قابلیت های بازاریابی

    فصل سوّم:
    حقوق متقابل زوجین
    از منظر قرآن و روایات
    بخش اوّل:
    حقوق مشترک زوجین
    مقدمه
    با وقوع عقد نکاح، رابطه ی زوجیّت، بین طرفین ایجاد و حقوق و تکالیف زوجین، در مقابل یکدیگر برقرار می شود. حقوق دانان از این حقوق و تکالیف، به«آثار نکاح» تعبیر می کنند. زن و مرد به حکم غریزه، یکدیگر را جذب کرده و کانون گرم خانواده را تشکیل می دهند. زوجین مکمّل یکدیگر بوده و به فراخور استعداد و ساختار فیزیکی، حقوقی دارند و هر یک ضمن احترام به حقوق یک دیگر، ملزم به انجام تکالیفی نیز در مقابل هم، می باشند. قرآن کریم از بخل انسان ها، نسبت به حقوق خود، سخن گفته و می فرماید:«وَ أُُحضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ» ؛ (اگر چه مردم (طبق غریزه ی حبّ ذات، در این گونه موارد) بخل مى‏ورزند.) گفته اند: «که بخل، غریزه ای خدادادی است تا انسان به وسیله ی آن ، منافع خود را حفظ کند و جلوی نابودی آن را بگیرد. زن و شوهر نیز ، نسبت به منافع و حقوق خود، بخل می ورزند و نمی خواهند حقّی از آنان ضایع شود.» به عبارت ساده تر؛ یعنی این که، هریک می خواهند از حق خود دفاع کنند تا تضییع نگردد.همان‏طوری که مرد، در برابر وظایفى که نسبت به همسر و فرزندان خود دارد ، موجب شده که حقوقى نیز به عهده ی آن ها داشته باشد. زن نیز در قبال وظایفی که در زندگى به عهده ی او نهاده شده است از حقوقى برخوردار است. و این حقوق ، در خانواده ، متفاوت است؛ یعنی زوجه در قبال شوهر ، به عنوان همسر، یک حقوقى دارد و به عهده ی فرزندان به عنوان مادر، حقوقى دیگر دارد. لذا هر عقد، منشأ حق و تکلیف (تعهّد)است. بنابراین، پیوند زناشویی در زندگی انسان ها، نقطه ی عطفی است که ممکن است صدها پیروزی و کامیابی یا شکست و ناکامی در پی داشته باشد. در این بخش برآنیم با استناد به آیات شریفه ی قرآن کریم و روایات، حقوقی را که بین زوجین مشترک می باشد را بررسی نماییم. تا زوجین ضمن شناخت کافی نسبت به حقوق خویش در زندگی زناشویی، در صدد احقاق آن، برآیند ؛ تا مبادا حقّی از آن ها ضایع شود.

    1- حسن معاشرت
    از جمله مسایل مهمّ و مشترکی که انسان ها ، چه در اجتماع و چه در کانون خانواده ، به آن نیاز دارند، «حسن معاشرت» است، که از آن به نیاز عاطفی و اخلاقی نیز، تعبیرمی شود.طبیعت انسان ها این است که نیاز به «حسن معاشرت» دارند و در این معاشرت نیکو، باید از یکدیگر صفا و محبّت و گذشت ببینند. بنابراین، روابط زوجین نیز از این امر مستثنی نیست و هر یک از زوجین، دارای این حق هستند و در زندگی زناشویی باید آن را بر روابط خود حاکم کنند. حسن معاشرت، ضمن این که به عنوان یک «حق» تلقّی می شود ، به عنوان یک تکلیف نیز بر زوجین فرض می شود. و باید در جهت تشیید بنای کانون خانواده، از این ابزار به خوبی استفاده کنند.«حسن معاشرت» یک مفهوم عام و کلّی است که به نوبه ی خود دارای مصادیق متعدّد و نامشخّص است البته چنین مواردی را نمی توان در قالبی خاص تعریف نمود و مصادیق حصری برای آن برشمرد ؛ زیرا این گونه موارد تابع عرف مکان و زمان و… هستند. بنابراین ، باید امکان تطبیق مصداق با مفهوم را با توجّه به شرایط و اوضاع و احوال زمان و مکان، فراهم نمود. از جمله مصادیق حسن معاشرت می توان به ادای وظایف زوجیّت و تمکین ، امانت داری، راز داری، خوش خُلقی، تعاون و همکاری، استمتاع، جلب توجّه نسبت به یکدیگر،احترام به یکدیگر، مشورت بایکدیگر، محبّت به یکدیگر، سکونت مشترک و… اشاره نمود. و اموری مانند؛ ترک خانواده، بی اعتنایی نسبت به همسر و خواسته های او از مصادیق «سوءمعاشرت» است. و اگر یکی از زوجین دچار «سوءمعاشرت» شود مورد از مصادیق «نشوز» بوده و راه مقابله و مهار «نشوز» را قرآن کریم به صراحت، برای زوجین بیان فرموده است.«حسن معاشرت»، مفهومی قرآنی است که از آیه ی شریفه ی «وَعَاشِرُوهُنّ بِالمَعرُوفِ» اخذ شده است. در بیان مصادیق حسن معاشرت، در تفسیر مجمع البیان آمده است: « با آنان به نیکی درآمیزد و حقوق ایشان اعم از انصاف در قسمت، نفقه و خوبی سخن و رفتار مورد حکم شارع، ادا شود. و گفته اند: «معروف» این است که مرد همسرش را نزند ، سخن بد به او نگوید و با او گشاده رو باشد. حسن معاشرت با اهل خانه، سبب ازدیاد و افزایش عمر است. امام صادق(ع) فرمود:«… وَمَن حَسُن بِرُّهُ بِأَهلِه زَادَاللهُ فِی عُمرِهِ.» ؛(هرکس با خانواده اش نیک رفتار باشد خداوند بر عمرش بیفزاید.)
    حسن معاشرت با همسر و خانواده می تواند کانون گرم خانه را به محلی امن و آکنده از صفا و صمیمیّت تبدیل کند. امام علی (ع) فرمود:«فَدَارِهَا عَلَی کُلِّ حَالٍ وَ أَحسِنِ المُصَاحِبَهَ لَهَا لِیَصفُوَ عَیشُکَ.» ؛ (در هرحال با همسرت مدارا کن و با او به نیکی معاشرت نما؛ تا زندگیت باصفا شود.)
    شوهران مکلّفند با همسران خویش، معاشرت به معروف داشته باشند و حتّی آن جا که زن «مطلّقه» دوران عدّه ی طلاق رجعی را می گذراند، قرآن کریم زن را به حال خود رها نکرده و مرد را موظّف می داند با او به نیکویی رفتار کند و در نهایت یا او را به معروف و گونه ای پسندیده نگاه دارد و به زندگی سابق خویش باز گرداند یا به معروف رها سازد و حتّی به او احسان نماید. وقتی قرآن کریم، فرمان به نیکی نسبت به زن را در طول عدّه ی طلاق رجعی ، ضروری می داند، به طریق اولی، حسن معاشرت در طول زندگی زوجین نیز، همواره باید حکم فرما باشد.
    همان گونه که گفته شد، حسن معاشرت ضمن این که به عنوان «حق» برای زوجین مقرّر است، به عنوان تکلیف نیز بر آن ها، فرض می شود. و در قرآن کریم و روایات متعدّدی نسبت به آن، کراراً سفارش شده است.حسن معاشرت می تواند سبب استحکام و قوام کانون خانواده شود و زندگی را به کانون گرم و پر از حرارت تبدیل کند. پیامبر خدا(ص): «هر مردی که کج خلقی زنش را تحمّل کند ، خداوند به او همان پاداشی را می دهد که به حضرت داود (ع) برای صبرش بر بلا عطا فرمود. و هر زنی که کج خلقی مردش را تحمل کند، خداوند به او ثواب آسیه(س) را عطا فرماید.»
    بنابراین، زوجین در جهت تحکیم روابط خانوادگی، باید نهایت حسن معاشرت را نسبت به یکدیگر داشته باشند. ضمن این که یکی از رموز موفقیّت و صمیمیّت در بطن خانواده ، همین «حسن معاشرت» است. و علّت بسیاری از ناسازگاری ها سرمنشأ آن، سوء معاشرت است. قرآن کریم می فرماید:«وَعَاشِرُوهُنَّ بِالمَعرُوف» ؛ (باآن ها[زنانتان] به طور شایسته، معاشرت کنید.) و با این جمله، دستور به معاشرت شایسته و رفتار انسانى مناسب با زنان را صادر مى‏کند، و به دنبال آن اضافه مى‏نماید:«فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فِیهِ خَیْراً کَثِیراً» ؛ یعنى(حتّى اگر به جهاتى از همسران خود رضایت کامل نداشته باشید و بر اثر امورى، آن ها در نظر شما ناخوش آیند باشند، فوراً تصمیم به جدایى و یا بدرفتارى نگیرید و تا آن جا که در قدرت دارید، مدارا کنید) ؛ زیرا ممکن است شما در تشخیص خود، گرفتار اشتباه شده باشید، و آن چه را نمى‏پسندید، خداوند در آن خیر و برکت و سود فراوانى قرار داده باشد.ضمناً باید توجّه داشت تعبیر به «خیراً کثیراً» که در آیه به همسرانى که مدارا مى‏کنند نوید داده شده مفهوم وسیعى دارد که یکى از مصادیق روشن آن ، فرزندان صالح و با لیاقت و ارزشمند است.

    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.