پایان نامه درمورد تلقیح مصنوعی و آلودگی هوا

دانلود پایان نامه
  • 1-2-7- جداسازی، تشخیص و شناسایی قارچ عامل بیماری خال سیاه سیبزمینی
    تشخیص C. coccodes در گیاه و خاک با استفاده از روشهای جداسازی معمول و به دنبال آن، شناسایی بر اساس ویژگیهای ظاهری و تخصص میزبانی صورت میگیرد (ساتن، 1992). از جمله ویژگیهای ظاهری میتوان به رنگ پرگنه، شکل و اندازه کنیدیوم، میکرواسکلروت و اپرسوریوم اشاره کرد. فارلی در سال 1972 یک محیط کشت اختصاصی برای جداسازی C. coccodes از خاک و همچنین برای جداسازی مجدد بیمارگر از خاک آلوده شده به صورت مصنوعی و پوست گوجهفرنگی باقیمانده از سال قبل، پیشنهاد کرد. البته پس از جداسازی قارچ با استفاده از محیط کشتهای اختصاصی باید گونه جدایه مورد نظر مشخص شود و همچنین استفاده از
    محیط کشتهای اختصاصی، روش کمی مناسبی برای اندازهگیری شدت بیماری نیست و زمانبر است.
    روی محیط PDA قارچ ابتدا به صورت میسلیومهای ظریف سفید رنگ رشد کرده و کنیدیفور وکنیدیوم روی آنها تشکیل میشود. رفته رفته میکرواسکلروتهای سیاه رنگ روی سطح محیط ایجاد شده و در نهایت کل محیط را میپوشانند.
    کارنیگ و همکاران (2003)، حساسیت زیستسنجی را در ردیابی C. coccodes و
    H. solani در خاک مورد بررسی قرار دادند. در مورد C. coccodes، تعیین مقدار آلودگی گیاه بر اساس ریشههای آلوده پس از 12 – 9 هفته، یک روش حساس برای تشخیص و کمیتسنجی مقدار اینوکولوم در خاک میباشد. نتایج این آزمایش با نتایج حاصل از
    real-time quantitative PCR که در خاکهای مشابه انجام شده بود، مقایسه شد و مطابقت زیادی را نشان داد.

  • تحول قابل توجهی که در شناسایی و طبقهبندی قارچها صورت گرفت، استفاده ازRFLP، RAPD، PCR و تعیین توالی DNA بود. PCR یک روش تشخیصی است که به طور گسترده برای شناسایی قارچهای بیمارگر گیاهی مورد استفاده قرار میگیرد (میلر ، 1996). اخیراً به منظور تشخیص دقیق، اختصاصی و کمی C. coccodes در بافت سیبزمینی و خاک، از PCR و
    real-time PCR استفاده میگردد (کالن و همکاران، 2002). در سال 1996 دو جفت آغازگر برای ناحیه بین ITS1 و ITS2 توسط سرینیواساپراساد و همکاران طراحی شد. به دلیل اینکه آغازگرهای خارجی Cc1F1 و Cc2R1 و آغازگرهای داخلی (nested) Cc1NF1 و Cc2NR1، که در دور دوم PCR حساسیت تکثیر را بالا میبرند، برای شناسایی تعداد زیادی از دیگر قارچها و باکتریهای بیمارگر گیاهی از جمله 8 گونه Colletotrichum به کار برده شده و هیچ باندی از آنها حاصل نشده است، به نظر میرسد که این آغازگرها اختصاصی C. coccodes باشند. حساسیت این روش با استفاده از nested PCR برابر 12/0 گرم میکرواسکلروت در هر گرم خاک
    میباشد.
    1-2-8- اهمیت بیماری خال سیاه سیبزمینی
    مشخص شده که مرگ زودرس سیبزمینی (PED ) که با علائم توقف رشد، پژمردگی، پیری زودرس و کاهش عملکرد همراه است (پاولسون و راو ، 1993)، با ترکیبی از عوامل خاکزاد نظیر V. dahliae و C. coccodes مرتبط است (تسرور و هازانوفسکی ، 2001). اهمیت نسبی خال سیاه به دلیل افزایش تقاضا برای سیبزمینیهای تازه با ظاهر مناسب، افزایش یافته است. به دنبال این افزایش تقاضا، بیماریهایی نظیر پوسته نقرهای، پوسته سیاه (Rhizoctonia solani) و خال سیاه که باعث ایجاد لکه روی غده شده و بازارپسندی آن را کاهش میدهند و اوائل اهمیت چندانی نداشتند، به یک مشکل جدی بدل شدند. انجمن سیبزمینی انگلستان بیان کرده است که
    بیماریهای خال سیاه و پوسته نقرهای سالیانه تا 5 میلیون پوند به محصولات خسارت وارد
    میسازند (آنون ، 1998).
    آلودگی توسط C. coccodes همچنین باعث کاهش عملکرد و افت وزن غده در زمان انبارداری میشود. هانگر و مکاینتایر در سال 1979 مشاهده کردند که غدههای دارای بیش از 60% آلودگی به طور متوسط 10% وزن خود را پس از گذشت 18 هفته انبارداری از دست
    میدهند، در حالیکه غدههای دارای 1%-0 آلودگی تنها 5% وزن خود را از دست میدهند. این خسارات به دلیل آسیب دیدن پریدرم ایجاد میشوند که با افزایش نفوذپذیری پوست همراه است. با انجام آزمایشات مزرعهای با آلودگی طبیعی و مصنوعی در انگلستان، مشخص شد که اگرچه عملکرد کل محصول به ندرت توسط بیماری خال سیاه تحت تأثیر قرار میگیرد، اما عملکرد
    غدههای مناسب برای عرضه به بازار گاهی کاهش مییابد و تعداد غدههای کوچک نیز زیاد
    میشود (رید و هاید، 1995).
    بر خلاف گفتههای چسترز و هورنبای (a1965) و زیتر (1989)، که معتقد بودند C. coccodes عامل بیماریزای مهمی در سیبزمینی نیست، تلقیح مصنوعی شاخ و برگ سیبزمینی با این قارچ کاهش عملکرد قابل توجهی را در گیاه در ایالت واشنگتن ایجاد کرد. جانسون (1994) طی
    سالهای 1991، 1992 و 1993، با انجام آزمایشات مزرعهای به ترتیب 7، 12 و 11 درصد کاهش عملکرد را در رقم راستبربنک گزارش داد. همچنین طی دو آزمایش گلخانهای 32 و 19 درصد کاهش عملکرد در گیاه مشاهده شد. تسرور و همکاران (b1999) نیز کاهش عملکرد قابل ملاحظهای را در 5 رقم کاشته شده در خاکهای آلوده شده به صورت مصنوعی، مشاهده نمودند.
    C. coccodes همچنین قادر به ایجاد آلودگی پنهان و علائم شدید در گوجهفرنگی و کاهش عملکرد در شرایط کنترل شده آزمایش میباشد (بارکدول و دیویس، 1992؛ کام و استیونسون، 1978). با اضافه کردن میکرواسکلروتهای قارچ عامل بیماری به خاک، عملکرد و رشد گیاه سیبزمینی به طور قابل ملاحظهای کاهش مییابد (استیونسون و همکاران، 1976). با آلودهسازی مزرعه، رقم دیررس راستبربنک دچار کاهش عملکرد شد اما در رقم زودرس نورگاولدراست چنین اتفاقی نیفتاد (موهان و همکاران، 1992). محققان دیگر نیز اثرات مخرب این بیماری را در مزرعه و گلخانه مورد تأیید قرار دادند (12 – 8 درصدکاهش عملکرد در مزرعه و 43 – 29 درصد در گلخانه) (بارکدول و همکاران، 1992؛ جانسون، 1992؛ موهان و همکاران، 1992). در آزمایشات مزرعهای در اسرائیل، پس از اسپری برگها با سوسپانسیون اسپور و همچنین آغشته سازی خاک با میکرواسکلروتهای عامل بیماری، به مدت بیش از سه سال در تعداد زیادی از ارقام کاهش عملکرد مشاهده شد. میزان کاهش عملکرد در رقم آگریا 27 – 19، دیزایر 27 – 3، آلفا 30 – 5، کارا 25 – 11 و نیکولا 22 – 4 درصد گزارش شده است (تسرور و همکاران، 1994؛ تسرور، 1998).
    1-2-9- اپیدمیولوژی بیماری خال سیاه سیبزمینی
    پتانسیل بیماریزایی غدههای بذری آلوده به C. coccodes ابتدا در کانادا مورد توجه قرار گرفت (دیکسون، 1926). در مزرعه آلودگی گیاه توسط C. coccodes از طریق اینوکولوم خاکزاد، غدهزاد و هوازاد صورت میگیرد. این منابع اینوکولوم ممکن است به تنهایی یا به همراه هم در ایجاد بیماری دخالت داشته باشند (جانسون، 1994؛ جانسون و میلیزکی، 1993؛ موهان و همکاران، 1992؛ تسرور و همکاران، 1999). اینوکولوم غدهزاد و خاکزاد مهمترین منابع اینوکولوم به حساب میآیند اما آلودگی هوازاد نیز ممکن است نقش مهمی در آغاز و توسعه بیماری ایفا کند.
    وقتی غدههای بذری آلوده در مزرعه کاشته شوند، علائم بیماری در ریشهها و غدههای دختری ایجاد شده و گیاه بسیار ضعیف رشد میکند. غدههای دارای آلودگی زیاد به صورت قابل توجهی بیماری شدیدتری نسبت به غدههای عاری از آلودگی ایجاد میکنند (رید و هاید، 1995). دشوود و همکاران در سال 1992 دریافتند که میزان آلودگی ریشه به C. coccodes در گیاهان رشد یافته از غدههای بذری دو برابر بیشتر از ریشه گیاهان ریز تکثیر یافته است که این امر گویای این حقیقت است که اینوکولوم غدهزاد به میزان قابل توجهی در میزان آلودگی نقش دارد. اعتقاد بر این است که غدههای بذری سیبزمینی فاکتور مهمی در رابطه با ورود بیمارگر به مزارع سالم
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.