پایان نامه درمورد بعد از دوران شیرخوارگی و دوران شیرخوارگی

دانلود پایان نامه

هم چنین استمتاع و بهره گیری از زنان، برای خود آدابی دارد که در احادیث منقول از ائمّه ی معصومین(ع) به آن اشاره شده است. زوجین به هنگام کامیابی بهتر است که خدا را در نظر بگیرند و نام خدا را بر زبان داشته باشند تا محبّت اهل بیت(ع) در دل بچّه بیفتد. امام صادق(ع) فرمود که به هنگام مواقعه، زوجین برای دور راندن شیطان در انعقاد نطفه بگویند: «أعُوذُ بِاللهِ السَّمِیعِ العَلِیمِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ» ؛ (پناه می برم به خدای شنوا و دانا از شرّ شیطان رانده شده از درگاه خدا.) هم چنین در حدیث دیگری امام صادق (ع) فرمود: «هر یک از شما چون آهنگ کام بردن‏ از همسر کند، پس خداوند را یاد کند(بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم) گوید؛ زیرا هر کس در آن حال نام خدا نبرد و فرزندى به وجود آورد شیطان در آن دخالت کرده باشد و آن به دوستى و دشمنى با ما شناخته مى‏شود.» روایت است که شیطان گوید: « هرکسی که با علی(ع) دشمنی کند ، یقیناً من در آمیزش پدر و مادرش ، شرکت داشته ام.» یکی از مواردی که در راه نفوذ شیطان پیدا می شود، هنگامی است که شوهر هنگام آمیزش ، برای تحریک شهوت خود ، زن دیگری را به نظرش بیاورد. از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که فرمود:«کسی که چنین کند(به هنگام مجامعت با همسر خویش، زن دیگری را به نظرش بیاورد)، با این حال، فرزندی برای او تکوین یابد ، بترسد که آن فرزند ، لواط کار ، دیوانه و ناقص گردد.»
استمتاع، یکی از حقوق مشترک زوجین بوده و زوجین ، خصوصاً شوهر، نباید زن خویش را بیش از چهار ماه معلق گذارد؛ مگر این که با رضایت زوجه این تعلیق صورت گیرد. مسأله ی هم خوابگی و استمتاع را زن و شوهر باید در محیط صفا و صمیمیّت با یک دیگر حل نمایند و آن چه در این رابطه ، گفتنی و آموختنی است ، همان سخن قرآن کریم است که به مردان دستور می دهد:«فَلا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَه» ؛ (ولى تمایل خود را به کلّى متوجّه یک طرف نسازید که دیگرى را به صورت زنى که شوهرش را از دست داده درآورید.)

  • دین مبین اسلام، به هنگام خوف ارتکاب از حرام، آمیزش با همسر را حتّی اگر دسترسی برای آب – به جهت غسل- نباشد، روا دانسته است. اسحاق بن عمّار ، به حضور امام صادق(ع) آمد و عرض کرد: آیا رواست مردی که با همسرش در مسافرت است و در آن مسافرت دسترسی به آب ندارد با همسرش آمیزش کند و بعد با تیمّم نمازهای خود را بخواند؟ امام صادق(ع) در پاسخ فرمود: «مَا أَحَبُّ أَن یَفعَلَ إِلاَّ أَن یَخَافَ عَلَی نَفسِهِ» ؛ (دوست ندارم هنگام عدم دسترسی به آب ، با همسرش آمیزش کند؛ مگر این که بر خود خوف داشته باشد که به حرام بیفتد.)
    صفوان بن یحیى، از امام رضا(ع) سؤال کرد در مورد مردی که داراى همسر جوانى است و هم بسترى او را تا یک ماه یا یک سال ترک می کند و به او نزدیک نمى‏شود، نه براى این که او را آزار رساند ؛ بلکه مصیبتى دیده‏اند، آیا در این عمل گنه کار است؟ حضرت فرمود:«اگر چهار ماه او را ترک کرده باشد نه، پس از آن دیگر اگر ترک کند گناه کار خواهد بود؛ مگر با اذن و رضایت زوجه‏اش.» در روایتی از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود:«جوانمردانه نیست که مردی در شهر خود و خانواده اش باشد ، ولی در غیر خانه ی خود بخوابد.»
    قرآن کریم در جهت استمتاع از زنان ، تشبیه بسیار زیبایی از «زنان» به میان آورده است و می فرماید:«نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُم‏» ؛ (زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان که بخواهید، مى‏توانید با آن ها آمیزش کنید.) در این جا زنان به «مزرعه» تشبیه شده‏اند، و این تشبیه ممکن است جای سئوال باشد که چرا اسلام درباره نیمى از نوع بشر، چنین تعبیرى کرده است؟ در حالى که نکته ی باریکى در این تشبیه نهفته شده، در حقیقت قرآن مى‏خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانى نشان دهد،که زن وسیله ی اطفای شهوت و هوس رانى مردان نیست؛ بلکه وسیله‏اى است براى حفظ حیات نوع بشر، این سخن در برابر آن ها که نسبت به جنس زن هم چون یک بازیچه یا وسیله ی هوس بازى، مى‏نگرند، هشدارى محسوب مى‏شود.
    از آن جا که مسأله ی آمیزش جنسى، مسأله‏اى است مهم، و با پرجاذبه‏ترین غرایز انسان، سر و کار دارد، خداوند متعال، در این جملات آخر، مؤمنان را به دقت در این امر، و پرهیز از هر گونه گناه و انحراف، دعوت فرموده و به آن ها هشدار مى‏دهد که بدانید، همگى به ملاقات پروردگار خواهید شتافت و تنها راه نجات، ایمان و تقواى در سایه ی ایمان است‏.
    روزی همسر عثمان بن مظعون به محضر پیامبر (ص) مشرف شد و عرض کرد: شوهرم روزها به روزه داری و شب ها به شب زنده داری مشغول است[ و هرگز به من توجّهی ندارد] پیامبر خدا(ص) از شنیدن این خبر آن چنان ناراحت شد که کفش های خود را به دست گرفته، با شتاب نزد عثمان که مشغول نماز بود رفت و فرمود:«یا عثمان ! لم یرسلنی الله تعالی بالرّهبانیه و لکن بعثنی بالحنیفیّه السّهله السّمحه أصوم و أصلّی و ألمس أهلی … » ؛ (ای عثمان! خداوند بزرگ مرا نفرستاده است که دنیا و لذت های آن را ترک کنم؛ بلکه مرا برای آیینی معتدل و آسان و بخشنده برانگیخته است. من خودم روزه می گیرم و نماز می خوانم و با همسرم آمیزش می کنم…)
    بنابراین، خانواده بر یک اصل و پایه ی مهم تری استوار است؛ اصلی که نه تنها رفع نیاز جنسی تابع آن است ، بلکه کلیه ی عوارضی که در این کانون وجود دارد ، تابع آن است. همان گونه که انسان به آب و غذا نیاز دارد و هنگامی که رفع گرسنگی و تشنگی کرد ، سکون و آرامش می یابد ، زنان و مردان نیز به یکدیگر نیاز دارند و هنگامی که یکدیگر را یافتند، آرامش پیدا می کنند. در خصوص آداب مجامعت زوجین، روایاتی وارد شده است. امام علی (ع) فرمود: «إذا أتی أحدکم امرأته فلا یعجلها» ؛ (هر گاه یکی از شما به سوی همسر خود رفت ، در [انجام دادن عمل جنسی] عجله نکند.) شریعت اسلام، ازدواج را مقرّر نموده تا اطفای غریزه ی جنسی از راه حلال صورت گیرد و به خاطر هم بستری حلال پاداشی نیز برای آن در نظر گرفته است. روایت است ابوذر غفاری نزد رسول اکرم(ص) آمد و پرسید : اگر با همسرم آمیزش نکنم ، ترس آن است که به گناه بیفتم. پیامبر(ص) فرمود: با همسرت آمیزش کن تا پاداش ببری. ابوذر با تعجّب پرسید: آمیزش کنم و پاداش ببرم؟ پیامبر (ص) فرمود: همان گونه که اگر به انجام گناه اقدام کنی ، گرفتار وبال و کیفر گناه می گردی ، هم چنین اگر برای انجام کار حلال، اقدام کنی مأجور هستی و پاداش می بری. این حدیث بیانگر آن است که اگر کسی در فشار غریزه ی جنسی قرار گرفت و از ترس کشیده شدن به گناه، غریزه ی جنسی خود را از راه حلال اقناع کرد، چنین فردی در پیشگاه خداوند متعال دارای پاداش است؛ زیرا او با انتخاب راه حلال، از کشیده شدن به سوی گناه ، نجات یافته است.
    همان طور که اشاره شد ، لذّت جویی و ارضای غریزه ی جنسی تمام هدف ازدواج نیست ، امّا یکی از اهداف مهم و محرّک اوّلی در ازدواج است و در تحکیم بنیاد خانواده و حسن رابطه ی زوجین تأثیر به سزایی دارد. تمتّع از یکدیگر هم حق است و هم تکلیف؛ یعنی زن و شوهر باید برای استمتاع و ارضای غریزه ی جنسی یکدیگر آماده باشند . و هیچ یک نباید برای کام جویی و استمتاع مانع تراشی کند.پیامبر اکرم (ص) فرمود:«لاتَطولنَّ صَلاتکنَّ لتمنعنَّ أزوَاجَکُنَّ » ؛ (نمازتان را طولانی نکنید ، تا شوهران تان را از [لذت جنسی] باز دارید.) رابطه ی جنسی زوجین نباید یک سویه باشد؛ بلکه باید طرفینی باشد بدین معنی که هنگام عمل جنسی نباید به فکر لذّت جویی خود باشند؛ بلکه به فکر کام دهی و ارضای غریزه ی جنسی همسرش نیز باشد. زیرا در حدیثی از امام رضا(ع) آمده است که فرمود: «واشتهت منک مثل الذی تشتهیه منها.» ؛ (زن همان توقع را از تو دارد که تو از او داری.) نقل است در عصر خلافت عمربن خطاب ، زنی که از عبادت شوهرش شکایت داشت نزد عمرآمد و گفت: شوهرم شب ها عبادت می کند و روزها روزه می گیرد: «إِنَّ زَوجِی صَوَّامٌ قَوَّامٌ ». عمر گفت: این که مرد خوبی است ، کاش من هم مثل او بودم! زن رفت و بار دیگر نزد عمر آمد و همان شکایت قبلی خود را بازگو کرد.عمرگفت: آیا می خواهی شوهرت را از عبادت خدا بازداری؟ زن به خانه رفت و برای بار سوّم نیز به نزد عمر آمد و همان شکایت را تکرار نمود. در این هنگام یکی از مسلمانان زیرک و با کیاست به نام«کعب بن سور» نزد عمر بود گفت: چرا به شکایت این زن رسیدگی نمی کنی؟ عمر گفت: او از شوهر خود تعریف می کند. کعب گفت : منظور زن این است که تمام وقت شوهرم از عبادت پر است و حق مرا ادا نمی کند. عمر به راز مطلب آگاه شد و به کعب وکالت داد تا به شکایت آن زن رسیدگی کند. کعب ، زن و شوهر را به حضور خواست. زن گفت: شوهرم شب و روز مشغول عبادت است و عبادت، او را از من و بسترم جدا کرده است. شوهرش گفت: آیات قرآن مرا شفا داده است (از هوس ها باز داشته و متوجّه معنویّات ساخته است.) از شما تقاضا دارم که جدال و ستیز این زن را از سر من بازدارید. کعب به شوهر گفت: خداوند حقّی را از زن بر دوش شوهر قرار داده و تو باید آن حق را ادا کنی. هر چهار شب ، یک شب کنار او باشی. تو که همیشه به عبادت مشغول هستی ، حق او را ضایع می کنی. عمر ، دلیل این قضاوت را از کعب خواست . کعب گفت: از نظر اسلام، زن در هر چهار شب ، حق دارد که شوهرش یک شب نزد او باشد و با وی هم بستر شود. وقتی همه ی وقتش را عبادت می کند ، طبیعی است که حق همسرش را پایمال می کند. آن گاه کعب، شوهر را الزام کرد تا حق همسرش را ادا کند.
    مهم ترین نکته ای که در مورد استمتاع، زوجین باید به آن توجّه کنند این که استمتاع و آمیزش باید در محیطی پوشیده باشد. در غیر این صورت سبب فساد و انحراف خواهد شد. رسول اکرم (ص) فرمود: «از کلاغ ، سه خصلت را بیاموزید: 1- آمیزش پنهان 2- حرکت در بامداد برای تحصیل روزی3- حذر کردن بسیار(احتیاط لازم که صید صیّادان نشود).» هم چنین فرمود: «سوگند به آن کسی که جانم در ید اوست ! اگر مردی با همسرش در خانه ای هم بستر شود و کودکی آن ها را بنگرد و سخن و صدای نفس آن ها را بشنود ، آن کودک هرگز رستگار نخواهد شد . اگر پسر باشد ، زناکار می شود و اگر دختر باشد ، آلوده دامن می گردد.» امام صادق(ع) فرمود: «لاَیُجَامِعُ الرَّجُلُ امرَأَتَهُ وَ فِی البَیتِ صَبِیٌّ » ؛(نباید مردی با همسرش آمیزش کند ، در اطاقی که کودکی هست.) آن گاه فرمود: آمیزش در خانه ای که کودکی در آن جاست ، موجب آلودگی و انحراف آن کودک(درآینده) خواهد شد. رسول اکرم(ص) فرمود: «بپرهیزید از آمیزش ، در حالی که کودک در گهواره به شما نگاه می کند.»
    6- حضانت
    حضانت در لغت، از ریشه ی «حضن» گرفته شده و به « درآغوش گرفتن مادر (فرزندش را) و چسباندن او به سینه اش، اطلاق می شود ، که کنایه از نگه داری و تربیت جسمی و روحی کودک است. به همین دلیل ، به کسی که حضانت کودک را برعهده گرفته «حاضنه» گویند. در زبان عربی به مهدکودک«الحضانه»گفته می شود. هم چنین به عمل پرنده ای که بر روی تخمش خوابیده تا از آن جوجه درآید نیز، حضانت گویند. بنابراین، به پدر «حاضن» و به مادر «حاضنه» گویند. در معنای اصطلاحی «حضانت» آمده است: «حضانت، ولایت و سلطنت بر تربیت کودک است.»
    حضانت یا سرپرستی از فرزند، نسبت به زوجین، هم حق است و هم تکلیف. در قرآن کریم واژه ی حضانت نیامده است ؛ بلکه از واژه ی«کفالت»و «ولایت»استفاده شده است. همان گونه که در داستان حضرت مریم(س) سرپرستی وی به حضرت زکریّا(ع) سپرده شده بود. و قرآن کریم در این رابطه می فرماید: «وکفَّلَهَا زَکَرِیَّا» ؛ (و کفالت او را به زکریا(ع) سپرد.) قرآن کریم در خصوص ولایت و سرپرستی، می فرماید: «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا…» ؛( سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند… ) حضانت ، خاصّ طفل است؛ بدین سبب «نگاهداری اطفال ، هم حق و هم تکلیف ابوین است» . پس در نتیجه ،حق حضانت ابوین بر دختر یا پسر بالغ ، ساقط است.
    نگه داری و تربیت طفل، تحت عنوان «حضانت» در منابع فقهی ، مطرح شده است و به تناسب نقشی که هر یک از والدین در این زمینه دارند، وظایف قانونی آنان در این خصوص ، در موارد مختلف بیان گردیده است.شایان ذکر است که بحث حضانت با تربیت، دو موضوع کاملاً متفاوت ولی مرتبط هستند. به این معنا که در حضانت موضوع تعیین سرپرست است و به تبع آن تربیت به دست سرپرست می افتد. ولی در بسیاری از کتب دو موضوع«حضانت» و «تربیت» را با هم، خلط و مزج کرده و در یک بحث با یکدیگر آورده اند.لذا در این پژوهش ، دو موضوع حضانت و تربیت را جدا از هم ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
    در بحث حقوق و تکالیف زوجین ، بحث حضانت در دو فرض مورد بحث قرار می گیرد:
    1- حق حضانت در فرض زندگی مشترک.
    2- حق حضانت در فرض فقدان زوجین.
    در فرض زندگی مشترک ، اشتراک و تساوی حق، میان پدر و مادر در زمان شیرخوارگی کودک است ، اعمّ از این که کودک دختر بوده باشد یا پسر، و بعد از دوران شیرخوارگی با همان عمومیت، اعمّ از آن که کودک دختر باشد یا پسر، دال بر احقّیت پدر است ؛ زیرا امام (ع) می فرماید:«مادام الولد فی الرضاع فهو بین الأبوین بالسویه فإذا فطم فالأب أحقّ به من الأمّ » ؛ (مادامی که فرزند شیر می خورد ، بین والدین به تساوی است . پس زمانی که از شیر گرفته شد ، پدر از مادر سزاوارتر است.)
    ظهور روایت در زندگی مشترک است؛ زیرا نفس، حکم به تساوی حق میان پدر و مادر، نشان می دهد که وضعیت ابوین، به گونه ای است که اعمال حق هردو و تساوی آن ها در این حق، در خارج امکان پذیر و قابل تحقّق است و این وقتی است که پدر و مادر در کنار هم و با هم باشند و نوعاً در زندگی مشترک ، پدر و مادر با هم و در کنار هم بدون نزاع عمیق و با سازگاری نسبی زندگی می کنند به خلاف صورت طلاق که پدر و مادر از هم جدایند.
    ممکن است به تفکیک روایات و اختلاف حکم در دو فرض زندگی مشترک، و فرض فقدان زوجین در اثر طلاق، اشکال شود، به این که فرق میان زندگی مشترک و حالت طلاق، خروج از مورد کلام است ؛ زیرا اصل مسأله در مورد افتراق است ؛ چنان که آیه ی «رضاع» نیز در همین فرض است و اساساً حالت اشتراک زندگی جای بحث ندارد و اختلافی میان زن و شوهر نیست تا از بحث حضانت سخن رود.
    در پاسخ می توان گفت : چنین نیست که در حالت زندگی مشترک اساساً جای این بحث نباشد و اختلافی میان زوجین بر سر حضانت کودکشان نبوده باشد ؛ زیرا اختلاف نظر ، ولو در حدّ اختلاف سلیقه میان پدر و مادر در نحوه ی نگه داری و برخورد با کودک و تربیت او ، امر نادری نیست؛ بلکه نبود آن از نوادر است.
    نکته این که ، آیه ی شریفه ی «رضاع» ، مطلق است و مورد مخصّص نیست، بلکه آیه ی شریفه ی «لا تضارّ والده بولدها و لا مولودٌ له بولده » که در آیه ی «رضاع» آمده است ، ضمن آن که مطلق است ، چه در زندگی مشترک و چه در طلاق ، در روایات شریفه به مواردی تطبیق شده که فقط در زندگی مشترک متصوّر است. آن چه حمل این روایات را بر زندگی مشترک، نزدیک می کند، دو امر است:
    1- اختلاف نظر و سلیقه در امرِ حضانت ِ کودک ، میان ابوین در زندگی ِ مشترک امر نادری نیست؛ بلکه از امور مبتلا به عامه ی مردم است و منشأ امور مهمی در مسائل خانوادگی ، تربیتی و اجتماعی است و بسیار بعید است که شارع مقدّس به آن نپرداخته باشد.
    2- ممکن است حکم حضانت در زندگی مشترک ، به جهت مصالح و مفاسدی ، مختلف و متفاوت با حکم حضانت در زندگی طلاق بوده باشد؛ نظیر این که ، ممکن است با سپردن حق حضانت به مادر در زنگی مشترک، مفاسدی چون: ناهماهنگی در امر خانواده و از دست رفتن و یا دست کم ضعیف شدن قدرت و مدیریت پدر در خانواده ، پدیدار گردد و حال آن که با سپردن حق حضانت به پدر از آن جهت که پدر و مادر در زندگی مشترک نوعاً با هم زندگی می کنند ، مشکل اساسی ایجاد نمی شود. علاوه بر آن ، این اقدام هماهنگ با «الرِّجَالُ قوّامون عَلَی النِِّّساء» در زندگی مشترک و وحدت رهبری در خانواده خواهد بود و شاید به جهت ضرورت یا مصلحتی دیگر ، دو سالِ اوّل حضانت کودک در این فرض ، حق مشترک ابوین قرار داده شده است ، به خلاف آن که، اگر حضانت کودک در زندگی طلاق، به پدر سپرده شود ، علاوه بر این که جدایی کودک و مادر را به همراه دارد ، نوعاً چنین حکمی موجب می شود که کودک، تحت حضانت شخص سوّمی، نظیر؛ مادر بزرگ یا عمّه یا نامادری قرار گیرد. و در موارد بسیاری، کودک از پدر و مادر هر دو محروم شود و شاید این مفسده ای باشد که شارع راضی به آن نیست. و با جعل حق حضانت برای مادر در زندگی طلاق ، جلوی آن را گرفته باشد و انصاف آن است که، این احتمالات عقلایی را نمی توان ردّ کرد و لذا اختلاف حکم میان دو فرض، امر غریبی نیست.
    گرچه به نظر می رسد بحث حضانت باید ضمن مسایل طلاق بیان شود و اصولاً اثر آن بیش تر در باب طلاق، ظاهر می شود ولی از آن جا که مسأله ی حضانت، ارتباطی به جدایی پدر و مادر ندارد ، بلکه هم در فرض طلاق و هم غیر طلاق جاری است. لذا دأب و روش علما ، ذکر این مسأله، در کتاب ازدواج و نکاح بوده و حق هم همین است. معروف و مشهور بین علما این که ، حضانت فرزند تا دوسالگی به عهده ی مادر است و پس از آن اگر پسر باشد ، به عهده ی پدر، و اگر دختر باشد، تا هفت سالگی به عهده ی مادر، و پس از آن ، سرپرستی او بر عهده ی پدر می باشد.روایت ابن حصین از امام صادق(ع) نقل شده که آن حضرت فرمود: «تا وقتی بچّه در دوران شیرخوارگی است، حق حضانت او بین پدر و مادر به طور مساوی است و بعد از گرفتن از شیر، پدر سزاوار است».
    به برخی از اقوال علما و فقیهان معاصر، در باب حضانت ذیلاً اشاره می شود:
    1- آیت الله خویی عقیده دارد، مادر تا دو سالگی حق حضانت دارد هر چند فرزندش دختر باشد، ولی بهتر آن است که تا هفت سالگی مادر از فرزند سرپرستی کند هر چند فرزندش پسر باشد.
  • این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.