پایان نامه درمورد ایالات متحده و استان همدان

دانلود پایان نامه

و- اهمیت موضوع تحقیق
ازآنجاکه استان همدان یکی از مراکز مهم سیبزمینیکاری کشور محسوب میشود و قارچ

  • C. coccodes و باکتری R. solanacearum از عوامل بیماریزای مهم این گیاه در این منطقه هستند، انجام تحقیقی پیرامون آنها ضروری به نظر رسید. این عوامل در مزارع سیبزمینی استان وجود داشته و خسارات قابل توجهی را به این محصول وارد میسازند. به دلیل اینکه تکثیر
    سیبزمینی با استفاده از غده صورت میگیرد و همچنین این دو بیمارگر توسط غده نیز منتقل
    میشوند و احتمال آلودگی خاک نیز حتماً وجود دارد، بسته به شرایط، بیماریهای مذکور تقریباً هر ساله خسارت زیادی به محصول سیبزمینی وارد میسازند. همانطورکه میدانیم گیاه در یک زمان میتواند تحت تأثیر عوامل بیماریزای مختلف قرار گیرد. حضور یک بیمارگر به همراه سایر عوامل بیماریزا در گیاه ممکن است اثراتی روی یکدیگر داشته باشند. پیرامون این موضوع تحقیقات متعددی در دنیا انجام شده که به مواردی از آنها اشاره میشود. برهمکنش بین چهار عامل R. solani، V. dahliae، C. coccodes و Pratylenchus penetrans میزان کلونیزاسیون بافتهای ریشه و ساقه را تحت تأثیر قرار میدهد (کاتکان و همکاران، 1985). بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط تسرور و هازانوفسکی (2001)، تلقیح همزمان C. coccodes و
    V. dahliae روی ایجاد علائم در ارقام مختلف سیبزمینی اثرات متفاوتی داشته است.
    در ادامه این بررسیها و به منظور آگاهی از وجود یا عدم وجود چنین روابطی بین قارچ و باکتری مورد نظر تصمیم بر انجام این تحقیق گرفته شد. دانستن این موضوع میتواند تا حدی در مدیریت بیماری و به تبع آن کاهش خسارت و هزینهها موثر باشد و لزوم استفاده از غدههای عاری از آلودگی، کشت در خاک بدون آلودگی و استفاده از آب سالم را گوشزد نماید.
    افزایش استفاده از تکنیکهای بیولوژی مولکولی در بیماریشناسی گیاهی در چند سال گذشته باعث افزایش تعداد مقالات در نشریات قارچشناسی و بیماریشناسی گیاهی شده که حاوی اطلاعات زیادی راجع به تغییرات ژنتیکی بیمارگرهای گیاهی هستند. تقریباً همه بیمارگرهای گیاهی دارای تنوع درونگونهای و بینگونهای هستند. این تنوع با تکنیکهای مختلف قابل بررسی است. این تکنیکها به سه دسته تقسیم میشوند: روشهای مبتنی بر ویژگیهای ظاهری،
    روشهای مبتنی بر DNA و روشهای مبتنی بر پروتئین.
    SDS-PAGE یکی از روشهای مورد استفاده در بررسیهای مولکولی است و برای تفکیک زیرواحدهای پروتئینی و فرآوردههای حاصل از پیسیآر استفاده میشود. به منظور بررسی الگوی پروتئینی موجودات مختلف، پروتئین آنها استخراج و در ژل پلیاکریل آمید در میدان الکتریکی قرار داده میشود. پروتئینها بر اساس وزن مولکولی در داخل ژل از هم جدا میشوند. پس از طی مراحل مختلف اعم از رنگآمیزی و رنگبری، باندهای پروتئینی در ژل قابل روئیت بوده و میتوان آنها را مورد بررسی قرار داد.
    به منظور بررسی تنوع درونگونهای قارچ C. coccodes از نشانگر مولکولی RAPD استفاده شد. RAPD کاربرد زیادی در مطالعات مولکولی دارد و از لحاظ اقتصادی به صرفه میباشد.
    1- بررسی منابع
    1-1- باکتری Ralstonia solanacearum
    1-1-1- مقدمه
    بیشتر از صد سال از زمان چاپ اولین توصیف کامل راجع به باکتریRalstonia solanacearum E.F. Smith، عامل پژمردگی گیاهان خانواده سولاناسه، توسط اسمیت میگذرد (اسمیت، 1896). در آن زمان اسمیت کاملاً متوجه اهمیت جهانی این باکتری نشده بود. با وجود این، او اولین شخصی بود که مشکلی را که بسیاری از محققین در مطالعه عامل بیماری در محیط کشت با آن مواجه بودند را حل کرد. به دنبال آن و با گذشت سالها بیش از 2000 مقاله در مورد این باکتری به زبانهای مختلف به چاپ رسیده است. طبق گزارش OEPP/EPPO در سال 2004، این باکتری برای اولین بار اواخر قرن نوزدهم از روی سیبزمینی، توتون، گوجهفرنگی و بادامزمینی از آسیا، امریکای جنوبی و جنوب ایالات متحده گزارش شد. چندین مقاله مروری که در برگیرنده بیولوژی، اپیدمیولوژی، برهمکنش بین میزبان و بیمارگر و ژنتیک R. solanacearum هستند توسط محققینی مثل بادنهاگن (1986)، هیوارد (1991)، بوچر و همکاران (1992) و دنی و شل (1992) به چاپ رسیده است.
    اگرچه تخمین زیانهای اقتصادی وارد آمده توسط پژمردگی باکتریایی به صورت مستقیم و غیر مستقیم درگذشته و حال مشکل است، اما این بیماری اگر مهمترین بیماری باکتریایی نباشد، در زمره مهمترین آنها در جهان قرار میگیرد. هیچ بیماری باکتریایی از لحاظ تعداد واقعی محصولاتی نظیر موز، بادامزمینی، سیبزمینی، توتون و گوجهفرنگی که هر ساله توسط این باکتری از بین میروند، مشابه این بیماری نیست. علاوه بر این، تعداد کمی از بیماریهای قارچی و ویروسی از لحاظ تنوع، دامنه میزبانی، پراکنش جغرافیایی و اهمیت اقتصادی قابل مقایسه با آن هستند.
    منشاء این بیمارگر هنوز به صورت قطعی مشخص نشده است. بیماری حدود 200 سال قبل از توصیف آن، توسط کشاورزان ژاپنی شناخته شد. تشخیص اولیه باکتری در بسیاری از مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری به دنبال تخریب جنگل ویرجین و کشت گیاهان خانواده Solanaceae نظیر سیبزمینی و توتون در آن زمینها صورت گرفت. از آنجائیکه اکثر
    استرینهای باکتری به دمای پایین حساس هستند، پراکنش باکتری محدود به مناطق مهم کشت سیبزمینی در جهان شده است; البته توجه به گسترده شدن محدوده پراکنش باکتری به دلیل وجود استرینهای متحمل به دمای نسبتاً پایین، ما را به سمت انجام اقدامات مناسب جهت تضمین آینده تولید سیبزمینی سوق میدهد (کلمن و همکاران ، 1994).
    1-1-2- اسامی و موقعیت تاکسونومیکی
    جدول 1-1- اسامی و موقعیت تاکسونومیکی R. solanacearum ( به نقل از دانکل ، 2007 )
    سلسله Bacteria
    شاخه Proteobacteria
    رده Betaproteobacteria
    راسته Burkholderiales
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.