پایان نامه درمورد اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها و اصل قانونی بودن جرایم

دانلود پایان نامه
  • ( صدارت، 1345، 110)
    او معتقد به اصل فایده مندی کیفر بود و معتقد بود که رنج حاصل از مجازات باید بیشتر از سودی باشد که مرتکب آن را به دست می آورد و معتقد به تناسب بین جرم و مجازات بود با کیفر های سنگین و خصوصا اعدام مخالف بود و کیفر زندان را ترجیح می دادو معتقد بود که مجازات به جای شدت باید از حتمیت برخوردار باشد و به اصل تساوی در اجرای مجازاتها اعتقاد داشت و با شکنجه برای اخذ اقرار از متهمین سخت مخالف بود و نظام تفتیشی زمان خود را سخت مورد انتقاد قرار میدهد و ادله بدست آمده از این طریق را باطل می دانست این افکار اثرات زیادی در قوانین کشورهای اروپایی خصوصا فرانسه داشت که می توان مواردی چون برقراری مجازات های ثابت ، حذف حق عفو پادشاه ، حذف مجازات اعدام در بسیاری از جرایم و محدودیت دادرسان دراعمال مجازات ها را نام برد این قوانین در قانون 1810 فرانسه به علت برخی مشکلات تعدیل شدند.
    مدتی بعد از بکاریا ، بنتام نیز نظریات فلسفی و روانشناسی خود را در انگلستان منتشر کرد و رساله کیفرها وپاداشها را منتشر کرد و به نظریه فایده اجتماعی بکاریا تاثیر بسزایی بخشید و به بیان فلسفه و مبانی مجازات ها پرداخت و فعالیت های فراوانی برای جلوگیری از ارتکاب جرم انجام داد (قاسمی ،1374، 14324) و روسو نیز از کسانی بودکه همگام با این دو دانشمند در تبیین جرائم و مجازات ها به طوری که سازگاری به حال مجرم داشته باشد تلاش نمود و عقاید این دانشمندان باعث ظهور ، مکاتب حقوق کیفری در سالهای بعد شد از بررسی کلی که از ظهور اندیشمندان و افکار و عقاید آنها در ارتباط با مجازات و فردی کردن آنها در این دوره تاریخی انجام داده ایم به این نتیجه می رسیم که مجازات ها در این دوره نسبت به گذشته انسانی تر شده و جنبه شخصی پیدا کرده بودند و دیگر از نابسامانی های گذشته خبری نیست و قوانین اکثر کشورها در این راستا تغییر می یابند .
    عقاید اندیشمندان این دوره خصوصا بکاریا زمینه های فردی کردن مجازاتهای را کم کم ایجاد می نماید هرچند برخی از عقاید وی همچون نظام مجازات های ثابت مانع ازان است که قضات بتوانند در صورت مشاهده موارد تخفیف ، مجازات را مطابق حال مجرم تعیین نمایند ولی در کل مخالفت با اعدام، رعایت قانونی بودن نظام مجازات ها و قوانین، اصلاح امور زندان ها همه جوانه های تولد اصل فردی کردن را نوید می دهند.
    ج-دوره معاصر : (عصر تولد مکاتب کیفری)
    بعد از عصر اصلاحات و تاثیراتی که عقاید بنتام و بکاریا در قوانین کشورهای اروپایی و از جمله قانون سال 1810 فر انسه گذاشت ، خیلی زود این عقاید و افکار مورد انتقاد و حمله دانشمندان بعد از خودشان قرار گرفت چون در مرحله عمل به مشکلات اساسی برخورد نمودند و کم کم زمینه های پیدایش افکار و مکاتب فکری جدید در مورد مبنا و اهداف مجازات پیدا شد که ما در اینجا ابتدا به بررسی مختصری از مکتب کلاسیک می پردازیم و بعد از آن سایر مکاتب را مورد بررسی قرار میدهیم .
    الف-مکتب کلاسیک
    بعضی از حقوقدانان کیفری مبدا پیدایش مکتب کلاسیک حقوق جزا را به زمان انتشار کتاب روح القوانین منتسکیو به سال 1748 میلادی نسبت می دهند زیرا منتسکیو در این کتاب مجازات های آن عهد را که از انتقام اجتماعی الهام می گرفت شدیدا مورد انتقام قرارداده و در مورد ارزش نسبی قوانین جزایی سخن گفته است . ( ولیدی ، 1385، 243)
    از دیگر شخصیتهای بزرگی که افکار آنها در واقع خمیر مایه مکتب کلاسیک حقوق جزا را تشکیل میدهند میتوان از ژان ژاک روسو صاحب کتاب نظریه قرارداد اجتماعی و بنتام انگلیسی ، صاحب رساله قانونگذاری مدنی و جزایی رانام برد.
    به طور کلی می توان ازآثاری که مجموعه این افکار روی قوانین گذاشت قانون 1791 فرانسه و آیین دادرسی 1808 و قانون جزای سال 1810 را نام برد که در مجموع می توان از تحولاتی چون انهدام زندان های قدیمی،برقراری اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها، اصل تساوی مجازات ها،برقراری سیستم مجازات های ثابت برای جلوگیری ازخودسری های قضات،حذف حق عفو پادشاه ، محدودیت درمجازات اعدام، القای مجازات های شدید بدنی و … نام بردولی این اصلاحات درعمل ناکام ماند. ( گلدوزیان، 1369، 22)
    برقراری اصل تساوی درمجازات ها وسیستم مجازات های ثابت ونسبتا ملایم وعدم امکان اجرای مجازات ها دربرخی مواقع ازدلایل این ناکامی بود.
    ولی بعد از آن وبه دنبال برقراری امپراطوری ناپلئون در فرانسه مجددا برخی مجازات ها شدت یافتند و برای آنها حداقل و حداکثر تعیین شد سیستم دادرسی مختلط رواج یافته ومجازات های ثابت القا شد ودرواقع نوعی نظام کیفری معتدل به وجود آمد.
    مطلب مشابه :  پایان نامه سیاست جنایی جمهوری اسلامی ایران و منابع معتبر اسلامی

  • از بررسی کلی افکار و اندیشه ها وقوانین این دوره بعد از سال 1810 به این نتیجه می رسیم که القای برخی قوانین به ویژه نظام مجازات های ثابت و دادن اختیارات کافی به قضات اجازه فردی کردن مجازات ها به صورت محدود را به قضات میدهد تا آنان بتوانند در صورت مشاهده موارد تخفیف،مجازات را حتی کمتر از حداقل تخفیف داده وآن رافردی کنند و بسیاری از مواقع که جلو اصلاح مجرم را می گرفت یا باعث افزایش جرایم درسطح جامعه می شد تقریبا رفع شده بود واین دوره نیز همراه با رشد زمینه های فردی کردن مجازات ها بود.
    ب-مکتب عدالت مطلق
    بعد از گذشت چند سال از انشتار قانون جزای سال 1810 مبانی فکری ، نظریه اصالت نفع طلبی بنتام که معتقد بود از راه اعمال مجازات و ایجاد ترس در عموم مردم باید از ارتکاب جرم جلوگیری کرد از طرف طرفداران مکتب عدالت مطلق مورد حمله قرار گرفت .
    چون معتقدبودند که مبنای مجازات، نفع اجتماعی یا دفاع اجتماعی نیست بلکه از نظر اخلاقی و عدالت مجرم مسئوول است و مجازات وی ضروری است و مجازات رنج و تبعی است که مجرم به خاطر اختلالی که در نظم اخلاقی جامعه به وجود آورده باید تحمل کند .
    کانت و دومستر باوجود اختلاف نظری که داشتند هردو معتقد بودند که مجازات واکنشی است که جامعه در مقابل خطای ارتکابی مجرم نشان میدهد اگر فایده ای هم بر آن مترتب نشود باز باید اجرا شود.
    کانت، مثال جالبی دارد که به جزیره متروکه معروف است او می گویداگریک جامعه مدنی تصمیم بگیرد که باموافقت کلیه اعضای خود منحل شود به عنوان مثال مردمی که دریک جزیره سکونت دارند موافقت کنند که ازیکدیگر جدا شده ودر سراسرجهان پخش شوند باز باید آخرین قاتلی که در زندان نگهداری می شود قبل از انحلال جامعه اعدام کرد . ( صانعی ، 1376 ،62)
    مکتب عدالت مطلق تاثیر مستقیمی روی قوانین حقوق جزای فرانسه نداشت ولی با مخالفت شدیدش با نظریه اصالت نفع طلبی باعث ایجاد مکتب نئوکلاسیک شد.
    از بررسی کلی که روی نظریات طرفداران این مکتب در ارتباط با فردی کردن مجازات ها انجام داده ایم به این نتیجه می رسیم که افکار، عقاید و آموزه های طرفداران این مکتب میانه ای با فردی کردن نداشته و چون اجرای مجازات ها فقط به قصد مکافات دهی و اجرای عدالت توجیه می شد و منکر سودمندی کیفر و اصلاح مجرمین و موافق هر نوع مجازاتی بودند در حالی که فردی کردن همراه با اصلاح حال مجرمین و مطابقت کیفر با وضعیت روحی و روانی مجرم است
    پس با این بررسی ها ما هیچ گونه ارتباطی را بین آموزه های این مکتب و فردی کردن مجازات ها مشاهده ننمودیم درواقع می توانیم ادعا کنیم که زمینه های فکری فردی کردن مجازات در این دوره ملاحظه نمی شودو بر اجرای بی چون وچرای مجازات درصورتی که حتی هیچ سود اجتماعی وفردی هم برآن مترتب نشود تاکید می شود .
    ج-مکتب نئوکلاسیک
    نمایندگان اصلی این مکتب آقایان گیزو و روسی هستند این مکتب در واقع ترکیب و تلفیقی از دو نظریه اصالت نفع اجتماعی و نظریه عدالت مطلق است که در قرن نوزدهم موردتوجه جدی قرارگرفتند .
    طرفداران این مکتب معتقدند که جامعه حق مجازات را به خاطر این که مجازات از نظر دفاع اجتماعی مفید است را دارد ولی معتقدند که مجازات نباید از حدی که عدالت ایجاب می کند بیشتر باشد یعنی مجازات هم باید مفیدو هم عادلانه باشد مجازات باید هم باعث پیشگیری جمعی از جرم شودو هم باعث پیشگیری فردی از جرم شود یعنی باید باعث اصلاح حال مجرم شودو با بازپروری و اصلاح مجرم باعث جلوگیری از ارتکاب جرم نیز شود و از طرف دیگر عدالت اقتضا می کند که مجازات هر کس با درجه و میزان مسوولیت کیفریش مطابقت داشته باشد و همه مجرمین در صورت ارتکاب جرائم مشابه نباید مثل هم مجازات شوند .
    اندیشمندان مکتب نئوکلاسیک پیشنهاد می دادند که کسانی که به معنای واقعی عاقل نیستند و مجنون هم شناخته نمی شوند باید به دادگاه اجازه داد تا آنقدر مجازات راتخفیف دهد که با درجه عقل آنان متناسب گردد و این نظریه وفکر که بعدها بانام فردی کردن مجازات ، پذیرفته شد در مکتب نئوکلاسیک به مسوولیت نقصان یافته معروف شد. ( ولیدی ،1385، 258)
    فکر اصلاح مجرمین و تطبیق مجازات با مسئولیت اخلاقی مجرم پایه و ریشه اصلاحاتی درسالهای 1830-1880 در قوانین شد اصلاحاتی چون تخفیف مجازات ها، الغای مجازات مرگ مدنی ، کیفر زدایی ، اصلاح امور زندانها، لغو مجازات اعدام در جرائم سیاسی ولی متاسفانه برخی از مبانی فکری این مکتب به خاطر افزایش آمار جرائم و تکرار کنندگان جرم و به خاطر این طرز تفکرش که انسان را موجودی کاملا مختار می دانست باشکست روبرو گردید . ( کی نیا ،1365، 128)
    این نوشته در آموزشی ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.