پایان نامه درمورد استان آذربایجان شرقی و آذربایجان شرقی

دانلود پایان نامه
  • گونههای Colletotrichum و تلئومورف آن Glomerella، در مناطق معتدل و گرمسیری شایع هستند و یکی از مهمترین گروههای قارچهای بیمارگر گیاهی میباشند. بسیاری از گونههای Colletotrichum (حدود 40 گونه) باعث ایجاد آنتراکنوز روی ساقه، برگ و میوه تعداد زیادی از گیاهان دارای اهمیت اقتصادی نظیر غلات، گراسها، لگومینوزها، میوهها و سبزیجات و انواع گیاهان علفی میشوند (داکن ، 2007). تعریف گونه در این جنس بر اساس شکل ظاهری قارچ روی مواد طبیعی در درجه اول، و در درجه دوم اهمیت بر اساس شکل قارچ در محیط کشت است. گاهی اوقات وجود یا عدم وجود اختصاص میزبانی نیز مورد توجه قرار می‌گیرد. این موضوع باعث ایجاد مشکلات متعددی در شناسایی شده است، که برای تبادل دقیق اطلاعات یک عامل اساسی است (ساتن ، 1992).
    جنس Colletotrichum متعلق به گروهی از قارچها است که به عنوان Coelomycetes شناخته میشوند و یک شبه رده از قارچهای ناقص هستند. سلومیستها اسپورهای غیرجنسی (کنیدیوم) تولید میکنند که در اندامکهای تخصص یافته که معمولاً به شکل پیکنید یا آسروول هستند ایجاد میشوند. آسروول شامل یک سری هیفهای بارور است که در سطح کنیدیماتا قرار دارد و هیفهای تیره رنگ با دیواره ضخیم و عقیمی به نام مو یا ستا به آن متصل هستند. آسروولهای تولید شده دیسک شکل، مومی و زیراپیدرمی هستند (بایلی و همکاران، 1992؛ بارنت و هانتر ، 1998؛ کانو و همکاران، 2004). در طی آلودگی و با بالغ شدن لکههای حاصل از بیماری، آسروولها در لایههای خارجی میزبان تشکیل میشوند و نهایتاً کنیدیفورها در سطح آنها ایجاد میگردند (اسکیپ و همکاران، 1995). کنیدیفورها ساده و کشیده هستند، کنیدیومها شفاف، یک سلولی، دوکی و کشیده تا هلالی شکل میباشند (بارنت و هانتر، 1998). بر اساس ویژگیهای کنیدیوم، گونههای Colletotrichum اغلب به دو گروه تقسیم میشوند: گروه اول دارای کنیدیومهای صاف و مستقیم و گروه دوم دارای کنیدیومهای هلالی هستند (اسکیپ و همکاران، 1995). جوانهزنی کنیدیوم اولیه ممکن است منجر به تولید یک کنیدیوم ثانویه شود که معمولاً اندازه کوچکتری دارد و خصوصاً در کشتهای قدیمی شکل ثابتی ندارد
    (کانون و همکاران، 2000). کنیدیومها معمولاً به شکل تودهای و مجتمع در داخل لعابی حاوی گلیکوپروتئینها، پلیساکاریدها، آنزیمها و دیگر مواد تشکیل میشوند (بایلی و همکاران، 1992؛ جمیل و نیکولسون ، 1989؛ اسکیپ و همکاران، 1995). نقش این لعاب حفظ بقاء کنیدیوم در شرایط کمبود رطوبت و جلوگیری از جوانهزنی زودرس آن در زمان پراکنش اینوکولوم میباشد (بایلی و همکاران، 1992). تولید مثل جنسی اصلاً و یا به ندرت ایجاد میشود (کانون و همکاران، 2000) و در صورت وجود، فرم جنسی آن Glomerella است که در گروه قارچهای آسکومیست قرار میگیرد.
    1-2-2- خصوصیات قارچ عامل بیماری خال سیاه سیبزمینی
    خال سیاه بیماری است که باعث ایجاد خسارت و لکه روی غده و شاخ و برگ گیاه
    سیبزمینی شده و توسط قارچ C. coccodes ایجاد میشود. کنیدیومهای C. coccodes سیلندری شکل با انتهای باریک، شفاف و بدون دیواره بوده و اندازه آنها بین 5/4-5/2 * 24-16 میکرومتر میباشد و در تودههای نارنجی تا عنابی رنگ و لزج تشکیل میشوند (ساتن، 1992). پرگنهها در محیطهای مختلف به صورت میسلیومهای هوایی سفید رنگ هستند. آسروولها روی اندامهای مختلف گیاه مثل ساقه، ریشه و میوهها دیده میشوند. میکرواسکلروتها گرد تا کشیده با قطر حدود 300-200 میکرومتر میباشند و کنیدیفورهای دیوارهدار و شاخهای تولید میکنند
    (مکاینتایر و روزانوفسکی ، 1975). میکرواسکلروتها از توسعه آسروول ایجاد شده و به فراوانی روی سطح محیط کشت و بافت میزبان وجود دارند (دیویس و جانسون ، 2002) و به مدت یک سال یا بیشتر در خاک دوام میآورند (فارلی ، 1976).
    C. coccodes از نظر ظاهری دارای تنوع میباشد، به این ترتیب که اندازه میکرواسکلروت، رنگ، میسلیوم هوایی و فراوانی تشکیل سکتور در جدایههای مختلف تفاوت میکند (چسترز و هورنبای ، 1965، کام و استیونسون ، 1978). برخی از جدایهها ممکن است به صورت تیپیک میکرواسکلروت تولید نکنند و حتی در بعضی موارد اصلاً میکرواسکلروتی تولید نمیشود (بارکدول و دیویس، 1992).
    بیشترین میزان جوانهزنی کنیدیوم در دمای22 درجه سانتیگراد صورت میگیرد. هیچیک از کنیدیومها در دمای 7 درجه سانتیگراد قادر به جوانهزنی نمیباشند و کمتر از 70% آنها در دمای 10 درجه سانتیگراد یا 31 درجه سانتیگراد جوانه میزنند. میزان رشد پرگنه در دمای 31 – 25 درجه سانتیگراد بیشتر است و شرایط بهینه، دمای 28 درجه و 6 pH: میباشد (دیلارد ، 1988).
    1-2-3- تاریخچه بیماری خال سیاه سیب‌زمینی در ایران و جهان
    قارچ عامل بیماری اولین بار در سال 1908 در مدرسه ملی کشاورزی برن توسط داکومت شناخته شد (ظفری، 1370). گزارشات اولیه مبنی بر وجود این بیماری در سیبزمینی و
    گوجهفرنگی به اوائل قرن نوزدهم برمیگردد و جزئیات بیماری درآن زمان توسط دیکسون (1926) شرح داده شد. این گزارشات بیماری خال سیاه را یک مشکل جدی در سیبزمینی
    نمیدانستند. این قارچ بعدها توسط چسترز و هورنبای (a1965) به عنوان یک بیمارگر شایع اما دارای اهمیت اقتصادی کم در سیبزمینی و توسط زیتر و همکاران (1989) به عنوان یک بیمارگر ضعیف در ریشه گوجهفرنگی مطرح شد. با وجود این، تعداد گزارشات مبنی بر شدت و خسارت بیماری در حال افزایش میباشد (موهان و دیویس، 1987؛ بارکدول و دیویس، 1992؛ دیلارد، 1992؛ جانسون و میلیزکی، b1993؛ جانسون، 1994؛ تسرور (لاهکیم) و همکاران، 1994 و b1999؛ رید و هاید، a1995؛ اندریون و همکاران، 1997).
    بیماری خال سیاه سیبزمینی و عامل آن، اولین بار در ایران در سال 1334 از باسمنج تبریز توسط شریف جمع‌آوری و شناسایی شد. در سال 1343 نیمان، کارشناس آلمانی وزارت کشاورزی، در اقلید فارس از سیب‌زمینی‌هایی که دچار بوته‌میری شده بودند، قارچ C. coccodes را جدا و گزارش نمود. امانی (1343) و کریمی (1349) این بیماری را مورد بررسی قرار داده و علت بوته‌میری را به C. coccodes نسبت دادند. بهروزین (1359 تا 1364) این بیماری را در استان آذربایجان شرقی و اردبیل مورد بررسی قرار داده و از بوته‌های سیبزمینی که دچار بوته‌میری شده بودند، قارچ C. coccodes را جدا و اثبات بیماریزایی کرده است. ظفری (1370) اثر آنتاگونیستی قارچ تریکودرما را روی این قارچ بررسی کرده و بیان نموده است که موضوع قابل توجه در مورد اثبات بیماریزایی C. coccodes به وجود آوردن خشکی برای حمله و تسریع علائم می باشد و تنش‌های آبی یکی از عوامل مؤثر در پیشرفت بیماری خال سیاه به شمار می رود. همچنین بیان کرده است که شدت بیماریزایی در شرایط خشکی توسط C. coccodes را شاید بتوان تا حدودی در اثر کاهش فعالیت آنتاگونیست‌های این قارچ از جمله تریکودرماهای موجود در خاک دانست (طراح، 1385).
    1-2-4- موقعیت تاکسونومیکی
    جدول 1-2- اسامی و موقعیت تاکسونومیکی C. coccodes
    مطلب مشابه :  دانلود مقاله بررسی مطالعات پیشین و شرایط آب و هوایی

  • سلسله Fungi
    شاخه Ascomycota
    رده Sordariomycetes
    زیررده Incertae sedis
    راسته Pyllachorales
    خانواده Phyllachoraceae
    جنس Colletotrichum
    گونه Colletotrichum coccodes (Wallr.) S. Hughes, (1958)
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.