پایان نامه درمورد ارث در اصطلاح و توافق طرفین

دانلود پایان نامه

11- مهرالمُسمّی

  • مهرالمسمّی؛ مالی معیّن است که به هنگام عقد ازدواج یا پس از آن با توافق طرفین یا نمایندگان آن ها تعیین می‌شود. این مال ممکن است عین باشد. مانند خانه ی معیّن یا منفعت باشد.مانند اجاره‌ بهای خانه ی معیّن یا عمل باشد دارای ارزش عقلی و شرعی، مانند تعلیم فنّ، و یا حق مانند؛ دین شخص ثالث و حداقل و حداکثری در شرع ندارد.
    12- مهرالمِثل
    مهری است که بر اساس عرف و عادت و با توجّه به وضع زن از نظر سنّ ، تحصیلات و موقعیت خانوادگی ، اجتماعی وضعیت زن نسبت به اقارب و هم ردیفانش و با توجّه به موقعیت زمان و مکان تعیین می گردد. و به عبارت دیگر، مهرالمثل به مهری اطلاق می گردد که در هنگام ازدواج برای زن معلوم نشده و پس از زفاف(نزدیکی) ، متناسب با مهریه ی زنان هم شأن او – از نظر حسب ، نسب ، سن ، عقل و ثروت – تعیین می شود. اگر در حین عقد، مهر تعیین نشود یا عدم آن شرط گردد یا مهر المسّمی باطل گردد و آمیزش هم واقع شده باشد زن مستحق مهرالمثل خواهد شد ؛ یعنی مهر، مطابق زنان همتای او تعیین خواهد شد.
    13- مهرالمُتعه
    هرگاه در حین عقد، مهر تعیین نشده باشد و یا عدم آن شرط گردد و مرد بخواهد قبل از نزدیکی، همسر خود را طلاق بدهد ، می‌بایست مبلغی را به عنوان مهرالمتعه به او بپردازد. و برای تعیین مهرالمتعه ، حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود.
    14- نِحله
    «نحله» در لغت به معنى بدهى و دین آمده، و به معنى بخشش و عطیه نیز هست. راغب در کتاب مفردات مى‏گوید: این کلمه از ریشه ی«نحل» (به معنى زنبور عسل) آمده است؛زیرا بخشش و عطیه شباهتى به کار زنبوران عسل در دادن عسل دارد. قرآن کریم در خصوص مهریه می فرماید: «وَءَآتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه» ؛( و مهر زنان را به عنوان یک بدهى (عطیه) به آنان بپردازید.)

    15- نفقه
    نفقه (نَفَقَ) اسم است از باب افعال (انفاق) و جمع آن نفاق و نفقات است و در لغت به معنی صرف و خرج ، کسر و آن چه از دراهم، کم و فانی شود ، آمده است. هم چنین نفقه به معنای خرج هر روزه ، خرج نمودن درهم و مانند آن ، آمده است.
    نفقه از ریشه ی «نَفَقَ» به معنای خارج شدن و رفتن و هلاک شدن است. وجه تسمیه ی نفقه از آن جهت است که آن چه مرد برای همسر و فرزندانش خرج می کند به شکلی از مال وی خارج شده و صرف زندگی زن و فرزندان می شود.
    با استنباط از متون فقهی امامیّه و عامّه «نفقه» در اصطلاح شرع، عبارت است از: «چیزی که زن برای معیشت به آن نیازمند است. مانند طعام ، لباس، مسکن و آن چه میان مردم متعارف می باشد.» به طور کلّی، مقصود از نفقه، چیزی است که فرد برای زندگی متعارف و متعادل خود به آن نیاز دارد و شامل انواع هزینه هایی است که مرد در ازای پیمان زناشویی زن باید متحمّل گردد.
    16- ارث

    مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوع نظم‌جویی شناختی هیجان و خود تنظیمی رفتار

  • ارث در لغت به معنای بقا و باقی مانده ی چیزی است ؛ و وارث که یکی از اسماء الهی است به معنای «باقی» آمده است. چنان که پیامبر اکرم(ص) فرمود:«اثبُتُوا عَلَی مشاعرکم فَإِنّکُم عَلَی إِرثِ أَبِیکُم» ؛ (یعنی به اصل و بقایای آن رسیده اید.)
    ارث در اصطلاح ، مالی است که از دیگری به کسی می رسد؛ بدون پیمان یا عقد قراردادی. که بیشتر به اموال شخص میّت که باقی می گذارد اطلاق می شود. و به آن میراث نیز گفته می شود.
    17- جهیزیه
    جهیزیه که به آن جهاز (به کسر یا به فتح جیم) گفته می شود در لغت به معنای ؛ لوازم سفر، اثاث و توشه آمده است. (جَهَّزَ العَرُوسَ : ابزار و وسایل زندگی عروس را آماده کرد.) جهاز عروس یا جهاز مسافر نیز به همین معناست. کلمه ی «جَهّز» با مشتقات آن ، مجموعاً 4 بار در قرآن کریم آمده و به معنای «بار» به کار رفته است.
    18- عدّه
    عدّه در لغت به معنای چیزی که شمرده شده و کم و اندک است، آمده و در اصطلاح؛ انتظار زن آزاد برای نکاح مجدّد پس از فراق از زوج یا کسی که وطی او قانوناً معتبر و منشأ اثر است.«یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّهٍ تَعْتَدُّونَها…» ؛ (اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هنگامى که زنان با ایمان را ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید عده‏اى براى شما بر آن ها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید…) هم چنین عدّه، عبارت است از مدّتی که تا انقضای آن ، زنی که عقد نکاح او منحل شده است، نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند.
    19- مودّت
    کلمه ی «مودّت» تقریباً به معناى محبّتى است که اثرش در مقام عمل ظاهر باشد. در نتیجه نسبت مودّت به محبّت نسبت خضوع است به خشوع، چون خضوع آن خشوعى را گویند که در مقام عمل اثرش هویدا شود، به خلاف خشوع که به معناى نوعى تأثّر نفسانى است که از مشاهده ی عظمت و کبریایى در دل پدید مى‏آید.
    20- رحمت
    «رحمت» به معناى نوعى تأثیر نفسانى است که از مشاهده ی محرومیّت محرومى که کمالى را ندارد و محتاج به رفع نقص است در دل پدید مى‏آید و صاحبدل را وادار مى‏کند به این که در مقام برآید و او را از محرومیّت نجات داده و نقصش را رفع کند.
    21- حضانت
    حضانت در لغت، از ریشه ی «حضن» گرفته شده و به «درآغوش گرفتن مادر (فرزندش را) و چسباندن او به سینه اش، اطلاق می شود ، که کنایه از نگه داری و تربیت جسمی و روحی کودک است. به همین دلیل ، به کسی که حضانت کودک را برعهده گرفته «حاضنه» گویند. در زبان عربی به مهدکودک «الحضانه» گفته می شود. هم چنین به عمل پرنده ای که بر روی تخمش خوابیده تا از آن جوجه درآید نیز حضانت گویند. بنابراین، به پدر «حاضن» و به مادر «حاضنه» گویند. در معنای اصطلاحی «حضانت» آمده است:«حضانت، ولایت و سلطنت بر تربیت کودک است.»
    حضانت یا سرپرستی از فرزند، به نوبه ی خود نسبت به زوجین، هم حق است و هم تکلیف. در قرآن کریم واژه ی حضانت نیامده است ؛ بلکه از واژگان «کفالت» و «ولایت»استفاده شده است.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.