پایان نامه درباره چهار آینه و خاتم کاری

دانلود پایان نامه
  • بیشتر آن هایی که باقی مانده اند، به تهران و تبریز رفته اند.(همان)
    ز:جماعت لندره دوز:در حال حاضر تعداد آن هایی که ماهوت و برک وامثال این ها را می
    دوزند، معدودند.(همان)
    ح:جماعت نقش دوز:این صنف قبلاً اجماع داشتند و زنانه و مردانه نقش دوزی می کردند و بازار این متاع رواج زیادی داشت.آنچه در عمل نقاش نقش بوده، بر روی قدک و چلواری و غیره گرده می کردند و تمام متن آنها را از ابریشم خالص و کرک و ریسمان به رنگ های مختلف با سوزن نقش می دوختند و قیمت نقش های مزبور به نسبت مراتب آن ها متفاوت بود، یک طاقه ی آن، که به اندازه ی یک شلوار نظامی مردانه باشد و مساوی با زیر جامه های تنگ زنانه ی مصطلحه ی آن زمان، از شش هفت تومان الی چهل تومان قیمت داشت و شصت، هفتاد سال کار می کرد و آن هایی که کمتر استعمال می شد، دویست سال بیشتر دوام می نمود و باصفا می ماند.به مصارف دیگر هم از قبیل طاقچه پوش و قنداقه ی اطفال و روی محفظه ها و روی پشتی های بالای اتاق و روی پالان های سواری و امثال این ها می رسید.رومی و مصری و هندی و ترکستانی و افغانی مشتری این متاع بودند و کمی هم به فرنگستان می رفت.(همان.200)
    ط:جماعت ده یک دوز:کسانی هستند که مانند عمل نقده دوزی با نخ های نقره و طلا که نه یک
    نخ گلابتون دارد، روی پارچه های حریر و غیره ده یک دوزی می کنند.(همان)
    ی:جماعت پولک دوز:کسانی بودند که روی پارچه ها را با پولک های طلا و مطلا پولک دوزی
    می نمودند و سابقاً پولک، لباس شاهزادگان عظام و خلعت خاص سلاطین به حکام و غیره بود؛به
    مصارف زنانه هم زیاد می رسید؛اگرچه زرق و برق داشت، ولی صرفه و دوام نداشت.(همان)
    ک:جماعت گلچه دوز:جمعی از زنان و مردان بودند که عرقچین ها شب کلاه های ترمه را با
    ابریشم گلچه می دوختند.(همان)
    ل:جماعت سکمه دوز:اشخاصی از زنان و مردانی بودند که شبکه ی روبنده ی زن ها را می دوزند.
    م:جماعت زنجیره باف:کسانی هستند که زنجیره ی گلابتون برای لباس زنانه می بافند.(همان)
    مطلب مشابه :  تحقیق درباره اسباب ایجاد تعهد و عدالت اجتماعی

  • ن:جماعت نقاش زرگر:آن هایی هستند که استخوان های عاج و شیر ماهی را برای دسته های
    خنجر و قاب آینه و سر عصا و مهرهای شطرنج و غیره کنده کاری و منبت می کردند.در کار منبت
    های آن ها گل و بوته ها و تصویر های استادانه ی بسیار اعلا به هم می رسید که استادی آن ها در
    نازک کاری و پرداز قلم آهن قابل تعریف و ذکر بود.(همان.201)
    س:جماعت فولاد گر:اشخاصی هستند که بعضی از اسباب فولادی را می سازند؛مانند سر غلیان فولادی و کمک شمشیر و زیر فنجان قهوه خوری و کمربند و قاب قرآن هیکلی و چهار آینه و کلاه خود و میانه ی غلیان پایی و قبه ی سپر و اسباب متفرقه ی زیاد و متاعشان به صفحات روم و مصر می رود.(همان)
    مولف کتاب جغرافیای اصفهان از رسته های هنری دیگر مخصوص اصفهان مانند:سوزن گری-شمشیر سازی-تفنگ سازی-صندوق سازی-قوطی سازی-نی پیچ سازی-زره سازی-کمان سازی-آینه سازی-چاقو سازی-خاتم سازی-مهره کشی و مانند اینها نام برده و برای هر یک از آن ها توضیح مختصری داده است. (تصویر 3_12)
     
            تصویر 3_11:حکاکی.مأخذ:                                 تصویر 3_12:خاتم کاری.مأخذ:
    (www.Esfahanpeople.Persianblog).1393
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.