پایان نامه درباره ر گفتار اول و مفهوم طلاق

دانلود پایان نامه
  • فصل اول: کلیات
    مباحث مربوط به این فصل در دو بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ در بخش اول مفاهیم و اقسام طلاق و عدّه بیان خواهد شد؛ هدف از طرح این قسمت آشنایی با اقسام طلاق و عدّه است تا مشخص شود سکونت در منزل مشترک در کدام قسم طلاق و عدّه موضوعیت دارد.
    در بخش دوم به بررسی موضوع سکونت در منزل مشترک پرداخته خواهد شد؛ تا مشخص شود مراد از سکونت در منزل مشترک چیست و چه شرایطی لازم است تا سکونت در منزل مشترک موضوعیت پیدا کند و هم‎چنین ضمانت اجرای آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
    بخش اول: مفهوم و اقسام طلاق و عدّه
    طلاق و عدّه، به چند نوع تقسیم می‌شوند که تنها در نوع خاصی از آن تکلیف مربوط به سکونت در منزل مشترک موضوعیت دارد؛ در تمامی طلاق‌ها زوجین مکلّف نیستند در ایام عدّه در منزل مشترک سکونت داشته باشند. به‌منظور شناخت بهتر، ابتدا در مبحث اول، مفهوم طلاق و اقسام آن را شرح داده و سپس در مبحث دوم مفهوم عدّه، اقسام و فلسفۀ آن بررسی خواهد شد.
    مبحث اول: مفهوم طلاق و اقسام آن
    در این مبحث ابتدا در گفتار اول به بررسی مفهوم طلاق پرداخته و سپس در گفتار دوم اقسام آن بیان خواهد شد.
    گفتار اول: مفهوم طلاق
    طلاق در لغت، به معنی گشودن گره و رها کردن است. طلاق جدا شدن زن از مرد، رها شدن زن از قید نکاح (طبق شرایط مقرّر در دین) است. در اصطلاح شرعی «طلاق» عبارت است از: «ازاله قید النکاح بصیغه مخصوصه»؛ یعنی طلاق، زایل نمودن قید و پیوند نکاح است با صیغۀ مخصوص. یکی از حقوقدانان در تعریف طلاق می‌نویسد: «طلاق عبارت از پایان دادن به نکاح دائم از طرف شوهر است». البته این تعریف، جامع نیست و شامل طلاق قضایی که به درخواست زوجه و حکم دادگاه است، نمی‎شود.
    طلاق از دو نظر و به دو لحاظ مورد تقسیم واقع می‏شود: 1- تقسیم طلاق به لحاظ حکم شرعی، 2-تقسیم طلاق از نظر کیفیت وقوع آن؛ ابتدا اقسام طلاق به لحاظ حکم شرعی، سپس اقسام آن را از نظر کیفیت وقوع و در ادامه اقسام آن با توجه به قانون مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
    گفتار دوم: اقسام طلاق از منظر حکم شرعی
    فقها طلاق را از لحاظ حکم شرعی به چهار دسته تقسیم‌بندی می‌کنند: 1- طلاق واجب؛ 2- طلاق حرام؛ 3- طلاق سنت؛ 4- طلاق مکروه.
    بند اول: طلاق واجب
    یکی از اقسام طلاق واجب، طلاق دادن خویشان شوهر و خویشان زن در حالتى که اصلاح میانۀ زن و شوهر ممکن نباشد به اذن شوهر است، ظهار و ایلاء از توابع طلاق واجب می‎باشد که در ادامه تعریف خواهد شد.
    الف) ظهار:
    یکی از توابع طلاق «ظهار» است و آن نوعی از شیوه‌های جدائی از همسر می‌باشد که در میان اعراب رایج بوده است. معنای ظهار این است که مردی همسر خود را به پشت مادر یا پشت یکی از محرّمات سببی و نسبی یا رضاعی خود تشبیه کند؛ مانند آنکه به زنش بگوید: «أنت علیّ کظهر امّی» تو بر من مانند پشت مادرم هستی.
    و از آیه «وَ ما جَعَلَ أَزْواجَکُمُ اللّائِی تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِکُمْ»، روشن می‌شود که عرب با گفتن جملۀ فوق زنش را مثل مادر خویش می‌دانست و آن طلاق بود، خداوند می‌فرمایند با گفتن این کلمه، زن، مادر نمی‌شود.
    تفصیل قضیّه ظهار در سوره مجادله آمده است؛ خداوند می‎فرمایند: «الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللّائِی وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْکَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اللّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ. وَالَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَه مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّا ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ. فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً».
    مطلب مشابه :  منبع مقاله درباره استاندارد و جایگزینی

  • در این آیات قبح این عمل بیان شده و نیز زن بدین وسیله حرام می‌شود یا باید طلاق بدهد، چنانکه در فقه آمده و یا در صورت رجوع به زن باید یک برده آزاد کند، اگر نتواند دو ماه روزه گیرد و اگر قادر نباشد شصت فقیر را اطعام کند؛ آنگاه زن بر وی حلال می‌شود.
    ب) ایلاء:
    «ایلاء در لغت سوگند یاد کردن است مطلقاً و در اصطلاح شرع آن است که مرد به همسر دائمی خود به قسم جلاله بگوید: واللّه تا فلان مدّت با تو هم‌بستر نخواهم شد؛ و اگر مدّت بیش از چهار ماه بود شرعاً آن را ایلاء گویند». ایلاء فقط با قسم جلاله «الله» محقق می‌شود.
    «لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَه أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»؛ «کسانى‎که زنان خود را ایلاء مى‌کنند یعنى سوگند یاد مى‌کنند که با آن‌ها آمیزش جنسى ننمایند حقّ دارند چهار ماه انتظار بکشند، اگر در این مدّت بازگشت کنند (چیزى بر آن‌ها نیست زیرا) خداوند آمرزنده و مهربان است و اگر تصمیم به جدائى گرفتند، خداوند شنوا و داناست».
    اگر ایلاء بر وجهى که ذکر شد واقع شود درصورتى‎که زن صبر نماید، هیچ حرفى نیست، امّا اگر مسئلۀ خود را با حاکم در میان مى‌گذارد تا اینکه زوج را امر به کفّاره و رجوع بکند، حال اگر زوج امتناع نماید چهار ماه به او فرصت مى‌دهد پس او را ملزم به طلاق یا رجوع و کفّاره مى‌کند، بازهم اگر از هر دو امتناع کرد، حاکم، زوج را حبس مى‌کند و در خوردن و آشامیدن بر او سخت مى‌گیرد تا اینکه یکى از آن دو را اختیار نماید.
    بند دوم: طلاق حرام
    اول: طلاق دادن زنی که در حال حیض یا نفاس باشد هرگاه شوهر با آن زن دخول کرده باشد و حاضر باشد. دوم: طلاق دادن زن بالغ‌های که حیض می‌بیند اما حامله نباشد و شوهر با او دخول کرده باشد پیش از آنکه حیض بیند و پاک شود.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.