پایان نامه درباره خداوند حکیم است و حقوق و تکالیف

دانلود پایان نامه
  • واژۀ رجعت عربی است، برخی اهل لغت آن را به کسر و برخی دیگر به فتح را خوانده‌اند. طلاق رجعی را این‌طور تعریف کرده‌اند: طلاقی است که بعد آن در میان مدت عده رجوع کردن مرد بدون نکاح جایز است و آن یک‏بار یا دوبار لفظ طلاق گفتن است بخلاف طلاق بائن.
    الف) حقوق و تکالیف زوجین در طلاق رجعی:
    1- زن استحقاق کل نفقه را دارد؛ 2- حق توارث بین زن و شوهر برقرار می‌باشد؛ 3- مرد نمی‌تواند در ایام عدّه با خواهر زنش ازدواج کند؛ 4- زن در هنگام خروج از منزل باید از شوهرش استیذان نماید و در غیر این صورت ناشزه محسوب می‌شود.
    رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می‌شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد (ماده 1149 ق.م).
    جدای از اینکه شوهر در طلاق رجعی در مدّت عدّه حق رجوع دارد، هم شوهر و هم مطلقه رجعیه حقوق و تکالیفی را در مدّت عدّه دارا می‌باشند که با حقوق و تکالیف مطلقه بائنه و شوهر او فرق می‌کند؛ چنانکه اگر در مدّت عدّه رجعی زن یا شوهر بمیرند از همدیگر ارث می‌برند، مطلقه رجعیه حق نفقه دارد، شوهر نمی‌تواند مادام که عدّه برقرار است مطلقه رجعیه را از محل سکونتش ـ ولو اینکه منزل خودش (شوهر) باشد ـ خارج نماید، طلاق رجعی زن و مرد را از احصان خارج نمی‌کند و در نتیجه اگر در مدّت عدّه زن یا شوهر مرتکب زنا شوند، زنای آن‌ها زنای محصنه محسوب می‌شود و… .
    ب) اقسام طلاق رجعی:
    عدّه‌ای طلاق رجعی را به دو قسم طلاق عدّی و طلاق غیرعدّی (سنی) تقسیم کرده و عدّه‌ای دیگر آن را به سه قسم عدی، سنی و رجعی تقسیم کرده‎اند؛ طلاق عدّی آن است که مرد در حال عدّه رجوع کند و با زن هم‌بستر شود و مجدداً او را در طهر غیر مواقعه یعنی پس از یک‌بار حیض شدن و پاک گشتن طلاق دهد. طلاق سنّی آن است که پس از طلاق در حال عدّه رجوع نکند بلکه بگذارد تا زن از عدّه به درآید سپس مجدداً با او به عقد جدید ازدواج کند (و این را بهترین نوع طلاق شمرده‌اند و طلاق سنی بالمعنی الاخص هم گفته‌اند). طلاق رجعی آن است که در حال عدّه رجوع کند ولی هنوز آمیزش نکرده مجدداً زن را طلاق دهد.
    گفتار چهارم: اقسام طلاق در قانون
    قانون‌گذار تقسیم کلی از طلاق ارائه نداده و صرفاً طلاق را به رجعی و بائن تقسیم نموده است. ماده 1143 ق.م مقرّر می‌دارد: «طلاق بر دو قسم است، بائن و رجعی» ولی با توجّه به مجموع مواد قانون مدنی تقسیم‎بندی کامل‌تری از طلاق می‎توان ارائه نمود و آن تقسیم به دو نوع قضایی است و غیرقضایی است. در تقسیم‎بندی قبلی طلاق رجعی و بائن توضیح داده شد؛ در این قسمت طلاق قضایی و غیرقضایی تبیین خواهد شد.
    بند اول: طلاق قضایی
    طلاق قضایی طلاقی است که دادگاه، شوهر را به مطلقه نمودن همسر محکوم نماید به این نوع طلاق در مواد 1029، 1129، 1130 ق.م اشاره شده است.
    بند دوم: طلاق غیرقضایی
    در طلاق غیرقضایی ارادۀ مرد در تحقق آن دخالت دارد. این نوع طلاق اصالتاً از سوی زوج یا وکالتاً از سوی وکیل زوج واقع می‌شود؛ وکیل زوج نیز می‌تواند فردی ثالث یا زوجه باشد. زن نیز می‌تواند به نحو مطلق وکیل در طلاق خود باشد یا وکالت وی مشروط به تحقق شرط یا شرایطی باشد تا خود را در آن‌صورت مطلقه سازد.
    مبحث دوم: مفهوم، فلسفه و اقسام عدّه
    در این مبحث، ابتدا در گفتار اول به بررسی مفهوم طلاق پرداخته می‏شود و در گفتار دوم فلسفه آن و سپس در گفتار سوم اقسام آن بیان خواهد شد.
    گفتار اول: مفهوم طلاق
    کلمه عدّه در لغت به معنای شمارش است و در اصطلاح فقهی عبارت است از مدّتی که زن پس از جدایی از شوهر یا کسی که اشتباهاً با او نزدیکی کرده در حالت انتظار است و بر اساس قانون، عدّه مدّتی است که تا پایان آن زنی که عقد ازدواجش بهم‌خورده نمی‌تواند برای بار دیگر ازدواج کند و مهم نیست که بهم‌خوردن توسط طلاق صورت گرفته باشد، یا فسخ یا بذل مدّت در ازدواج موقت.
    گفتار دوم: فلسفه نگه‌داشتن عدّه
    فلسفه عدّه نگه‌داشتن با توجّه به شرایط و مقتضیات خود متفاوت خواهد بود که در ذیل بدان اشاره می‌شود.
    مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد درمورد نتیجه مجرمانه و معاونت در جرم

  • بند اول: جلوگیری از اختلاط نسل
    یکی از فلسفه‌های عدّه، جلوگیری از مخلوط شدن نطفه‌ها در رحم زن و آگاهی از بارداری است و برای اینکه اگر فرزندی متولّد شد، به‌طور یقین مشخص باشد که مربوط به چه کسی است و در نتیجه محارم این فرزند معلوم باشد و وقتی این بچه بزرگ شد بداند با چه کسانی نمی‌تواند ازدواج کند و نیز مسئله ارث بردن او روشن شود اما علاوه بر این‌ها ممکن است علل دیگری هم داشته باشد که مشخص نیست؛ چون فلسفۀ واقعی احکام بیان نشده و هنوز محققین نیز آن را به‌صورت متقن تحصیل نکرده‎اند.
    از آنجایی خداوند حکیم است و کارهایی که انجام می‌دهد و احکامی که برای بندگانش مشخص می‌کند همه از روی حکمت و بر مبنای عقل سلیم است نباید در مورد آن‌ها چون‌وچرا کرد؛ بنابراین حفظ نسب و مشخص شدن حاملگی یکی از حکمت‌های تشریع عدّه است و شارع به این مسئله اهمیت فوق‌العاده‌ای داده و پاکی نسب را مورد تأکید قرار داده است و به این دلیل است که اگر زن قبل از نزدیکی با شوهرش طلاق بگیرد برای او، این انتظار و مهلت (عدّه) لازم نیست چنانچه در سوره احزاب آیه 49 بدان تصریح شده است و شاید دلیل آن این باشد که با وجود عدم رابطۀ زناشویی دیگر اختلاط انساب پیش نمی‌آید.
    البته این حکمت لازم نیست که در تمامی موارد موجود باشد؛ بنابراین اگر زن عقیم، هم با شرایط ملحوظ در قانون‌ مطلقه شود، باید عدّه نگه دارد.
    بند دوم: حفظ حقوق خانواده
    عدّه فلسفه‌ها و حکمت‌های دیگری هم دارد که برخی از آن‌ها کشف نشده است و برخی دیگر را می‌توان از آیات و روایات ائمه (ع) استخراج کرد. یکی از حکمت‌های مهم «عدّه» حفظ حقوق خانواده است؛‌ زیرا در این مدّت فرصتی برای فکر و بازگشتن به زندگی اولیه پیدا می‌شود و هیجان‌ها فروکش می‌کند. پس عدّه، وسیله‌ای برای صلح و بازگشت نیز خواهد بود.
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.